The Taking of Pelham One Two Three

The Taking of Pelham One Two Three

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi/persian

ข้อมูลรุ่น

The Taking Of Pelham One Two Three 1974 720p BluRay x264-YTS AM
The Taking of Pelham One Two Three 1974 REMASTERED BDRip x264-PiGNUS
ความคิดเห็นโดย Apameh
آپامه زمانی ┃ مدت زمان: 1:44:22

แท็ก

bluray
เผยแพร่เมื่อ: 2026-08-21
ดาวน์โหลด: 2
ผู้พิการทางการได้ยิน: No
FPS: 23.976

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi/persian

200 บรรทัดแรก

‫«ربودن پلهام صدوبیست‌وسه»

‫بر اساس رمانی از جان گودی

‫کارگردان جوزف سارجنت

‫خیلی خب جوون، حالا با صدای ‫بلند بگو، تا بشنوم چی داری می‌گی.

‫دارم مسافرا رو بررسی می‌کنم ‫که سوار و پیاده می‌شن.

‫- جلو و عقب. ‫- درسته.

‫دارم درها رو می‌بندم.

‫اول بخش عقب، بعد بخش جلو.

‫درها بسته شد.

‫حالا دارم چراغ‌های نشانگر رو چک می‌کنم ‫تا مطمئن شم همۀ درها قفل شدن.

‫کلید سوئیچ رو برمی‌دارم، سرمو از ‫پنجره می‌برم بیرون، به فاصلۀ سه واگن

‫نگاه می‌کنم تا کسی لای در گیر نکرده ‫و کشیده نمی‌شه.

‫ایستگاه بعدی، ‫خیابان پنجاه‌و‌یکم.

‫ایستگاه بعد، ‫خیابان پنجاه‌و‌یکم.

‫کارم چطور بود؟

‫حالا نصیحت منو گوش کن بچه‌جون،

‫این شش ماهت رو بگذرون،

‫بعد درخواست بده برای لوکوموتیوران شدن.

‫حواست باشه، داریم می‌رسیم.

‫- خیابان پنجاه‌و‌نهم. ‫- نه، نیست.

‫ببخشید، خیابان پنجاه‌و‌یکم.

‫این ایستگاه، ‫خیابان پنجاه‌و‌یکمه.

‫هیچ‌وقت نگو ببخشید، بچه‌جون،

‫ممکنه یکی بیاد این پشت ‫و یه مشت بخوابونه تو دماغت!

‫ایستگاه بعدی، گرند سنترال.

‫ایستگاه بعد، گرند سنترال.

‫اگه جای تو بودم، از همین الان شروع می‌کردم ‫به درس خوندن واسه اون امتحان لوکوموتیورانی.

‫آقای متسون، راستش رو بخواید، ‫شروع کردم.

‫می‌خواید یه ذره‌اش رو بشنوید؟

‫هر واگن توی آی‌آر‌تی، ‫۷۲ فوت طول داره. (۲۲ متر)

‫قیمتش ۱۵۰هزار دلاره و ‫وزنش ۷۵ هزار پوند. (۳۴ تن)

‫این ایستگاهیه که من پیاده می‌شم.

‫کم نیار پسر، ‫داری خوب پیش می‌ری.

‫باشه، می‌بینمت.

‫آهای، چه خبرته رئیس؟

‫قرار نیست بدون تو راه بیفته!

‫ایستگاه بعدی، خیابان سی‌و‌سوم.

‫ایستگاه بعد، خیابان سی‌و‌سوم.

‫مشکلت چیه، رفیق؟

‫تا حالا تیپ پرتقالی ندیدی؟

‫آهای!

‫چطور می‌تونم ببینم وقتی تو…

‫خدا به داد! چی می‌خوای؟

‫دارم قطارت رو می‌دزدم.

‫قطار منو می‌دزدی؟

‫آهای!

‫برگرد ببینم، می‌خوام ‫یه چیزی بهت نشون بدم.

‫- چه خبره؟ این دیگه چیه؟ ‫- دهنتو ببند.

‫دوباره تکرار نمی‌کنم.

‫در رو باز کن وگرنه مغزتو پخش زمین می‌کنم.

‫می‌شه لطفاً رد شم؟

‫نه، بهتره نری اون تو.

‫اگه بخوام برم چی؟

‫اون‌وقت دودولتو شل‌وپل می‌کنم!

‫حالا از پنجره سرتو بکن بیرون ‫و بگو چی می‌بینی.

‫یه نفر تکیه داده به واگن جلویی.

‫همین که سوار شد، درها رو ببند.

‫رفیق دستتو نزدیک میکروفن نبری‌‌ها.

‫همه چی مرتبه، آقای گرین؟

‫کاملاً، آقای بلو.

‫راه بیفت دیگه.

‫شلی، می‌شه اینو بدی به ‫اون نفهمی که اون بالاست؟

‫بفرمایید از این طرف، دنبالم بیاید.

‫اوه، شلی، ستوان گاربر رو دیدی؟

‫اونجاست.

‫ستوان!

‫واقعاً لطف کردید از کارتون زدید

‫تا مهمونای محترم ما رو برای ‫گردش در اطراف این مرکز همراهی کنید.

‫اجازه بدید معرفی کنم، آقای یاشیمورا.

‫آقای ماتسوموتو.

‫آقای تاماشیتا.

‫و آقای ناکا…

‫ناکاموشی؟ ‫ناکاباشی.

‫این آقایون همه‌شون مدیرای ‫سیستم متروی توکیو هستن.

‫خب آقایون، می‌خوام به ستوان ‫زکری گاربر معرفیتون کنم.

‫از پلیس سازمان ترابری نیویورک.

‫باعث افتخاره آقایون.

‫وقتی کارتون باهاشون تموم شد،

‫بفرستید‌شون طبقۀ ۱۳‌ام، چون رئیس می‌خواد ‫شخصاً باهاشون خداحافظی کنه، باشه؟

‫سایونارا!

‫بفرمایید آقایون، ‫لطفاً دنبالم بیاید.

‫متروی نیویورک ‫بزرگ‌ترین سیستم متروی دنیاست،

‫با ۲۳۷ مایل ریل و ۷۰۰۰…

‫آقایون، خواهش می‌کنم!

‫متروی نیویورک ‫بزرگ‌ترین متروی دنیاست.

‫۷۰۰۰ واگن، ۲۳۷ مایل ریل. (۳۸۰ کیلومتر)

‫هر وقت که شما بگید، آقای بلو.

‫تو فقط به حرکت ادامه بده، باشه؟

‫هی داری دنده عوض می‌کنی. ‫چرا نمی‌ذاریش رو حالت سری؟

‫تا ته مسیر چراغ سبزه.

‫ما که عجله‌ای نداریم.

‫به نظر بدجور سرماخوردی.

‫نصف‌شب به خاطرش از خواب پریدم.

‫چی شد؟

‫حتماً ریپ می‌زنه.

‫به من گفته بودی می‌تونی ‫این قطار رو برونی!

‫- تقصیر من نبود. ‫- عیب خود قطاره، همیشه ریپ می‌زنه،

‫مخصوصاً موقع تعویض خط، ‫مشکل‌سازه.

‫اینجا مقر پلیس ترابریه.

‫که کل طبقۀ دوم این ساختمان رو ‫به خودش اختصاص داده.

‫ما بهش می‌گیم «مرکز اعصاب»

‫اینجا تختۀ وضعیت رو می‌بینید

‫که موقعیت تک‌تک مأموران ‫گشت سازمان حمل‌ونقل رو

‫که هم‌اکنون در حال انجام ‫وظیفه هستن، نشون می‌ده.

‫بله، درسته… ‫ازش یه عکس خوب بگیرید.

‫خب معمولاً اینجا حسابی ‫شلوغ‌پلوغ و پرجنب‌وجوشه.

‫فکر می‌کنم شما آقایون هم به نسبت خودتون

‫با جرم‌و‌‌جنایت توی متروی توکیو ‫سر‌و‌کله می‌زنید، درست می‌گم؟

‫درسته؟

‫خب، همین‌طوره دیگه.

‫اینا‌ هم میزای تقسیم‌ وظایفه؛ ‫هر خط، میز خودش رو داره.

‫این BMT ،این IRT، اینم IND.

‫ایشون هم هنرمند مقیم ماست!

‫و این‌طرف هم ستوان عملیات ماست: ‫آقای ریکو پاترون،

‫که آخر هفته‌ها برای مافیا کار می‌کنه!

‫ریکو، می‌خوام چند تا از دوستای ‫خیلی عزیز رئیس رو بهت معرفی کنم.

‫سلام.

‫- دوستای خیلی عزیزی‌ان، ریکو! ‫- سلام عرض شد.

‫ریکو، این آقایون مدیرهای ‫متروی توکیو هستن.

‫چرا برای این آقایون از اتفاقات هیجان‌انگیزی

‫که اخیراً تو متروی نیویورک افتاده، ‫ تعریف نمی‌کنی، ریکو؟

‫خب، دیروز تو برانکس ‫تهدید بمب‌گذاری داشتیم.

‫ولی آخر معلوم شد یه طالبی بوده!

‫زک، من سرم شلوغه، باشه؟

‫در طول یه هفتۀ کاری عادی،

‫یه مأمور پلیس ترابری ‫به طور متوسط با جرم‌هایی مثل:

‫سرقت، ضرب‌وجرح، قتل، ‫مستی، شرارت، خرابکاری،

‫رفتارهای نابهنجار،

‫بددهنی، آزار جنسی، ‫عورت‌نمایی سر و کار داره.

‫اسم تو چیه، راننده؟

‫دنی دویل، جناب.

‫- تا حالا جریمه شدی؟ ‫- بله قربان، یه‌بار.

‫- برای چی؟ ‫- عبور از چراغ قرمز. شما چی؟

‫آره، دوبار.

‫- یه بار تو خط کنرسی… ‫- آفرین آقای گرین،

‫لطف کن واسه آقای دویل هرچی ‫راجع‌به خودت هست رو تعریف کن، خب؟

‫خیلی‌خب. همین‌جاها وایسا.

‫دستۀ ترمز و کلید دنده عقب رو ‫برمی‌دارم، دنی.

‫کلید قطع رو هم می‌خوام.

‫همینه.

‫یکی دو دقیقه دیگه از ‫مرکز فرماندهی زنگ می‌زنن.

‫تو جواب نمی‌دی. ‫تماس رو نشنیده می‌گیری.

‫- شیرفهم شدی، آقای دویل؟ ‫- بله، قربان.

‫هر چقدر هم زنگ بزنن. ‫من کَرم، نمی‌شنوم.

‫ممنون، آقای گری.

‫- حرفشم نزن، آقای گرین، درست گفتم؟ ‫- درسته.

‫کلید کابین رو بده، کنترلچی.

‫نمی‌تونم. نباید این کار رو بکنم.

‫سه ثانیه بیشتر وقت نداری ‫تا زنده بمونی، کنترلچی.

‫یک…

‫دو…

‫باشه، باشه، باشه.

‫شغلم رو از دست می‌دم.

‫قراره چیکار کنه؟

‫نکنه دلت می‌‌خواد ‫سورپرایز رو خراب کنم، هان؟

‫از مرکز فرماندهی به قطار ۱۲۳ پلهام. ‫جواب بده، لطفاً.

‫ببخشید، دست خودم نبود. ‫غیر ارادی بود.

‫قطار ۱۲۳ پلهام. ‫صدای منو داری؟

‫جواب بده، پلهام ۱۲۳.

‫پلهام ۱۲۳، ‫کدوم گوری هستی؟

‫آهای! عجله واسه چیه؟

‫بهت که گفتم، یکی از بچه‌های برج مراقبت ‫حلقۀ ازدواجش افتاده تو چاه توالت!

‫- چرا می‌دویی؟ ‫- کی داره می‌دوئه؟

‫چرا این گیت قفل نیست؟

‫مگه کی می‌خواد به مترو دستبرد بزنه؟

‫از برج گرند سنترال ‫به مرکز فرماندهی.

‫ته‌و‌توی قطار ۱۲۳ پلهام رو دراوردید؟

‫دندون رو جیگر بذار، ‫داریم سعی می‌کنیم بفهمیم.

‫- چی گفت؟ ‫- کل خط رو مسدود کردن.

‫خدایا! کاز، چه روز بدی رو ‫برای دیر اومدن انتخاب کردی!

‫یه لوله‌کش واسه اینجا می‌خواستی، مگه نه؟

‫این حلقۀ بی‌صاحب‌ مال کی بود؟

‫مال کی باید باشه؟ خانم ‫جنکینز دیگه. ولی کاز…

‫ببخشید آقای دالوویز. ‫همین‌طوری از انگشتم لیز خورد افتاد.

‫اصلاً دستت توی کاسه توالت چی کار می‌کرد؟

‫- دستم تو کاسه نبود… ‫- برو درش بیار دیگه.

‫توالت پشت این تابلوئه.

‫کاز، تو رو به خدا یه دقیقه به ‫حرفام گوش بده! یه قطار از کار افتاده!

‫یه ماهه که ورود زن‌ها به ‫بخش طبقه‌بندی آزاد شده،

‫اون‌وقت هنوز هیچی نشده گیر ‫چاه توالت افتادیم!

‫اون دیگه چیه؟

‫همونی که مارینو هی داشت بهت ‫می‌گفت؛ مسیر جنوبی بند اومده.

‫بین ایستگاه ‌۲۸‌ام و ۲۳‌ام ‫وایساده و تکون نمی‌خوره.

‫- آخه واسه چی؟ ‫- خبر ندارم.

‫- چه مدته؟ ‫- یکی دو دقیقه، شایدم سه دقیقه.

‫مرکز فرماندهی سعی کرده ‫باهاش تماس بگیره، ولی تا الان جواب نداده.

‫ای بابا کاز، چرا بی‌سیمش رو جواب نمی‌ده؟

‫- آروم باش. ‫- نه، نه، خیلی طول کشیده!

‫شاید بی‌سیمش خراب شده و ‫این بی‌پدر هم انقدر تنبله

‫که حاضر نیست بره پایین و ‫از تلفن کنار ریل استفاده کنه.

‫به خاطر این کار بدجور توبیخش می‌کنم. ‫به خدا پوستش رو می‌کنم!

‫هی، داره حرکت می‌کنه!

‫تو رو خدا ببین،

‫خنگ خدا داره عقب‌عقب می‌ره!

‫هی نگاه کن!

‫واگن جلویی رو جا گذاشت رفت!

‫پس لابد این تابلوی صاحب‌مرده هم خرابه.

‫دوباره وایساد.

‫خب وایسادن حداقل ‫از عقب‌رفتن بهتره.

‫- خدایا، اون دیگه چی بود؟ ‫- چی چی بود؟

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left