200 บรรทัดแรก
« کبیر » داستان گاهگدار حقیقی
« پیتر و گرگ »
« الیزابت »
نه - آره -
نمیخوام بحث کنم
حرف نزن، فقط سر تکون بده تا بحث نکنیم
بذار منطق به کار ببرم
بیا خرس رو به منطق ببریم چون شاید زد و راههای لوسش رو نابود کرد
بهنظر توی خیال منطق زیادی وجود نداره
و با اینحال همیشه منطق عجیبی داره
توی مرز سوئد داره ارتشی جمع میشه
و خواهر زادهت ته دریاچهست
کی سریعتر حرکت میکنه؟
ببخشید، توی منطق جایی برای احساسات نیست
عذر میخوام
نه بههیچوجه
سیلی از اشک توی این سفر راه میفته آماده باش
اشکهای زیادی دیدم - فکر کنم خودت باعثش شدی -
متاسفانه
یه زنی اینقدر عاشقم بود که هروقت میدیدم گریهش میگرفت
یه مدت دلم براش میسوخت ولی بعدش خیلی رو مخ بود
نیاز دارم بیشتر از این داستانها رو توی دریاچه بشنوم
که اول اونجا میریم
ظاهرا هنوز خیلی سفته
با سرت تشخیص میدی؟
بابام همینطوری یادم داده
به فکرت نرسیده شاید باهات شوخی کرده؟
...نه تا الان، ولی
منطقیه
همینجاست
چهجوری بهش برسیم؟
شاید مجبور شیم تا تابستون وایستیم
حالا که اینجائم نمیتونم ترکش کنم - درسته -
متنفرم که بخوام دوباره به منطق رجوع کنم
اون جایی نمیره
حرف منم همین بود و خیلی منطقیتر بهنظر میرسه
وقتی یه نفر دیگه با صدای بلند و مستقیم بیانش میکنه
من هم جایی نمیرم
اگه باید بری، برو
هر وقت گرسنه شدم یه گرگ رو میکشم
چرا حس میکنم داری واقعیت رو میگی
من یه بار گوشت دنده یه گرگ نایاب رو با پیترِ کبیر توی برف خوردم
خیلی معرکه بود
خیلی دوست دارم داستانهای پیتر کبیر رو بشنوم
من دوست دارم بشنوم چهطوری پیتر رو در میاریم
فهمیدم، توپ جنگی
ما توپ میاریم و گلوله توپ شلیک میکنیم
هم حال میده هم خیلی درخشان میشه
وقتگیره چون صدتا گلوله توپ نیاز داریم
...چی کار
عاشقشم
ما از این سه نقطه میگذریم و این دهکدهها رو میگیریم
انتظار مقاومت جزئی داشته باشید چون غافلگیرشون میکنیم
چون اونها یه مشت سوئدی ترسوئن و ستون فقرات شاهماهی فیله شده رو دارن
وای
میشه یه لحظه خصوصی حرف بزنیم، ولمنتوف؟
حتما
افرادت رو آماده کن
صبح سحر حرکت میکنیم
خیلیخب، یه چندتا چیز به ذهنم رسیده
میفهمم گفتن جوک شاهماهی برای انگیزه دادن به افراد برای نبرده
آره، معلومه که هست
ولی واقعا دشمن نیستن، نه؟
مشکل من اینه فکر نکنم بتونم سوئدیها رو بکشم
خب، ما میتونیم، عاشقشم هستیم
باشه - به افراد گفتم میتونن سرشون رو به عنوان یادگاری برگردونن -
روحیهشون رو تقویت میکنه
راستش فرمان ناراحت کنندهایه
باشه، یه نقشه جدید که جوابگوی این سواله
چهطوری این کشور رو بدون کشتن کسی بگیریم؟
میخوای کشورت رو پس بگیری باید خودت بگیریش
من مسئول این حملهم خیر سرم شاهم، باشه؟
یه شاه میدونه چهطور مردم خودش رو بکشه
این از اصول اولیهست
اگنس اغلب میگه من خیلی دل رحمم
اگنس
الان بدون مکث رفتی تو فکرِ کردن زنم
وقتی داشتیم درمورد جنگ، خونریزی و بحران وجودی حرف میزدیم؟
مکثی چیه من همیشه به کردن زنت فکر میکنم
توی پس زمینه تموم فکرهام هست
خوبه که فهمیدم - داریم میریم -
و میخوام توی یه قصر بمیرم درحالی که زنت سوارمه
بهترین مشروب اشناپست رو میخورم تا ریههام منفجر بشه
یا یه روز بهم وقت بده تا یه نقشهای بکشم
یا با کشتن مردمم این کار رو انجامش بدیم
یا... صبح حرکت میکنیم مثل کاری که قراره بکنیم
و تو تا صبح یهکم خایه در میاری
از لحاظ فرهنگی توهینآمیزه و از لحاظ شخصی تحقیر کنندهست
اره، خب فردا میبینمت
یا... یهکم بهم وقت میدی تا یه نقشه به ذهنم برسه
این هوشیارنبودنت رو علامت رضا درنظر میگیرم
چند ساعتی طول میکشه تا آب شن
اگه جواب بده یه صدای شکستن میشنویم و یه سوراخ توی یخ درست میشه
داری ایدهم رو برای خودم توضیح میدی؟
فکر کنم
خیلی عجیبه فکر کنیم زیرمونه
توصیه من؟ بهش فکر نکن
میرم توی چادر
« مترجم: سینا اعظمیان » .:: Sina_z ::.
من رو بکن
وحشیانه ایدهآلتره
کارهایی باهام بکن که به واقع از جونم بترسم
دردت رو از بین نمیره
برای مدت کوتاهی میبره
نیاز دارم حواسم ازش پرت بشه
از چی پرت بشه دقیقا؟ - داری با حرف زدن پیشنوازی میکنی؟ -
شیرینه کارت ولی نیازی نیست فقط جرم بده
خب، من همیشه درمورد باطن و افکار شریکهای جنسی کنجکاوم
به این کار علاقه دارم
رو مخیترین آدم دنیایی
خیلیها این رو بهم میگن و من هنوز برام سواله چرا؟
،من خواهرزادهم میشه گفت پسرم رو از دست دادم
اولین پسرم و غرق در آب و یخزده از دریاچه بیرون کشیدم و حالا یکی دیگه
دو دفعه توی یه زندگی خیلی زیاده
میخوام این افکار رو برای یه لحظه هم که شده ناپدید کنم
همینطور که جرم میدی و غرق در لذتم میکنی
باید اعتراف کنم درمورد پسرت میدونستم خیلی ناراحت کنندهست
پیشنهادم فسخ شد
پس چرا دوباره با خودت این کار رو میکنی؟
اجساد زیادی دیدم
و یه چیزی رو فهمیدم
یا یه جسد برات معنای چندانی نداره که باید به انسانیتت شک کنی
یا بسیار مهم که باید به سلامت عقلت شک کنی
وقتی پسرم مرد روی تخت میخوابیدم و به دیوار زُل میزدم
و هر روز صبح پیتر میاومد توی اتاق نه سالش بود
و برام یه ساندویچ بلدرچین سرخشده میآورد هیچوفت نمیخوردمش
هیچی نمیگفت فقط دستم رو میگرفت
و تا شب پیشم میشست فقط درکنارم میموند
و یه روز بهم گفت
"اگه ساندویچ سس سیر داشت حالت رو بهتر میکرد؟"
و من خندیدم صدای خندهم خیلی برام غریب بود
باورم نمیشد از بدنم در اومده بود
نجاتم داد
قطعا شرایط "اهمیت بیش از حد " بوده
قطعا
سلام
تویی
معلومه که حالا میای
اره
اون طرف ازش مراقبت کن
و منظورم اینه بهش اهمیت بده و درکش کن
به این نیاز داره
همین الان بدش
درست میگی باید این کار رو بکنم
با من بودی؟
داشتم با یه گرگ حرف میزدم
دنده گرگ هست؟
نه این دفعه
هورا - هورا -
دیشب یه چندتا پیک خورد
حالا سگ مست ودکا شده
پس حمله رو به عقب میندازیم
چون اطلاعات جدید بهدستمون رسیده و نقشه جدید طراحی شده
همهتون خیلی گندهاین، نه؟
این خونه؟
شبیه کمپوت تمشکه
هیوگو بذار برم لاشی صفت
فقط گوش کن
دیشب یه ایدهای داشتم انگار تقدیر به دیدار اومدم
داشتم به آسمون نگاه میکردم و یه ستاره منفجر شد
و همینطور که تماشاش میکردم یه ایده توی مغزم شکل گرفت
کلهت رو میکنم، کلهکیری
ببین چی میگم و وسط حرفم نپر
این سرزمین مرزی، با حال و هوای سوئدی سرزمین روسی، خالی از سکنه
میتونم پادشاهی خود رو اینجا تاسیس کنم
هیچکس نمیمیره و کشور خودمون رو از هیچ بنا میکنیم و اسمش رو میذاریم
هیوگولند
باشه، نظرت چیه
به چشمات، کیسه تخمات و سوراخهای دماغت شلیک میکنم
باشه، چون تو مرد خودخواهی هستی
درک میکنم باید برم اون وجهت رو راضی کنم
اگنس میاد
با هم دیگه سه تایی خوشبخت زندگی میکنیم
یه قصر عالی میسازیم
و به عنوان شاه شماره دو میمیری
توی سرزمین خودت و اگنس هم روت سواری میکنه
و این مثل افتاده توی یه دبه عسله، دوست من
و وقتی آب جفتتون بیاد اینجوری بهت نگاه میکنه
که میگه "یه روز وقتی اینکار رو میکنیم " من میترکونم
احساس خاصیه
غیر از اوه ممنون و هورا چی میگی؟
خیلی احمقی
اگه نابغه باشم چی؟
میتونم سوئد رو بگیرم برای همین اومدم
شاید توی یه چاله بیرون استکهلم بمیری
با یه سر نیزه توی سوراخ کونت که شبیه آبنبات چوبی گوشتی بشی
یه امپرانور مرده فقط مرد مردهست
ارزش یخ زدن براش نداره
آمادهم
لباس عالیایه
ولی اون تو نمیری
نباید اولین کسی باشه که میبینه تو رو نمیشناسه
...من
با وجود پاسخهای منطقی زیاد
نمیتونم بحثی در این مورد بکنم
غرق نشو
توضیح دادنش خیلی آزاردهنده میشه
ممنون
بعد از 30 ثانیه میکشمت بالا
لعنتی
No comments yet. Be the first to leave one.