200 บรรทัดแรก
دهکـده قُـمـري تـنـها
قسمت اوّل عزيمت
«دهکدۀ «قُمری تنها جنوب تگزاس، در مسير ريو گراند
.بريد پايين رودخونه مار رو بخوريد
.بريد، بريد .گم شید
.گم شید
به نظرتون یه خرده زود نیست که کارتون رو ول کردید، دخترا؟
یا اینکه کریسمس شده ما خبر نداریم؟
.دختر خودتی
.کریسمس هم نشده
.همهاش به خاطر مشکلش با اونه
.اون اسب زدش زمین
.خیلی خوشحالم که قبل از پاییز اینجا اومدی، نیوت
.دلمون برات تنگ شده بود
.وقت عصرونه است
.اون بولیوار پیر هم داره راهزنها رو خبر میکنه
!شنیدیم بابا، شنیدیم
...خدای من، وودرو
...اونقدری که تو با اسبها کار کردی
...فکر میکنم
.نباید به اسبهای مادۀ کیووا پُشت کنی
...اگه میخوای دربارۀ چیزی فکر کنی
...یه فکری به حال سقف اون طویله بکن
.به جای اینکه همهاش تو سایه بشینی
.من از تنبلی نمیترسم
.زیادم بهت توصیه نمیکنم
میشه غذامون رو بخوریم یا باید منتظر بمونیم مشاجره تون تموم بشه؟
.اگه منتظر بمونی، از گشنگی میمیری
.خیلی متشکرم
...اگه احیاناً از بیکاری خسته شدی
.میتونی بری پیشخدمت بشی
...یه زمانی روی یه قایق
.پیشخدمتی میکردم
...اون موقع سنم بیشتر از نیوت هم نبود، ولی
.مجبور شدم اون کار رو ول کنم
چرا؟
!راستش رو بخوای، خیلی جوون و خوشگل بودم
!جنده ها ولم نمیکردن که
...گوش دادن به لافهای تو، مزۀ این
.توت فرنگیهای مکزیکی رو بهتر نمیکنه
...تنها راهی که میتونی غذای بهتری گیر بیاری
!اینه که بولیوار رو بُکشی
.یه چیز دیگه، بولیوار
.دیگه اون زنگ رو واسه عصرونه به صدا درنیار
.اگه میخوای، ظهر این کار رو بکن
...هر آدم عاقلی میتونه بگه نزدیکای غروبه
.بدون اینکه تو اون زنگ رو به صدا دربیاری
.ژنرال رابرت ای لی، بردهها رو آزاد کرد
.اگه بخوام میتونم زنگ رو به صدا دربیارم
.ایب لینکولن بردهها رو آزاد کرد، نه ژنرال لی
.اون که مکزیکیها رو آزاد نکرد، بولیوار
...این
.آمریکاییها بودن که اون رو آزاد کردن
.داری پات رو از گلیمت درازتر میکنی، پی
...این آفریقاییها بودن که توسط لینکولن آزاد شدن
.نه آمریکاییای مثل کال، به فرض مثال
.خدا رو شکر، من که آمریکاییم
...تو متولد اسکاتلندی
.اگرچه اون موقع که آوردنت، شیرخواره بودی
.من آمریکاییام مثل هر تنسیایی
...شما بچهها امشب رو میتونید خوب بخوابید
...چون فرمانده وودرو اف. کال
...لب رودخونه نگهبانی میده...
و از شما در برابر سرخپوستها .و راهزنهای مکزیکی محافظت میکنه
.سرخپوستی دیگه وجود نداره
.ما پاکسازیشون کردیم
پس مرغابی آبی چی؟
.شما اون رو نکُشتید
.نه، ما اون دورگه رو نکُشتیم
.مرغابی آبی دیگه اینطرفها نیست
.محدودۀ اون در شماله
چرا فرمانده میره لبِ رودخونه؟
...اون دلتنگ روزهای سخت قدیم شده
.وقتی که یکی رو داشت که زرنگتر از خودش بود
.من اگه بخوام اون زنگ رو به صدا درمیارم
اون چاقو چش شده، بُل؟
کُند شده؟
.این چاقو مثل زنِ آدمه
...بهتره
.هر شب نوازشش کنی
...زنت تو مکزیک
!باید تا حالا عبوس و ترشرو شده باشه
...اون بیشتر از دوبار در سال
نوازش نمیشه، درست میگم بُل؟
.اون پیره
.مثل خودت
.از قدیم گفتن: دود از كُندۀ بلند مي شه
.باید بیاریش تا باهام آشنا بشه
.نه، من تو رو میشناسم
.تو فاسدش میکنی
نظرت دربارۀ یکی از دخترهات چیه؟
تو نُـه تا دختر داری، درسته؟
.من که پوست سَری نمیبینم
.شب خوبیه برای اینکه بریم مکزیک و مقداری بار رد کنیم
رد کنیم که چی بشه؟
.کار کردن که خلاف قانون نیست
دفعۀ بعد من هم میتونم برم مکزیک؟
.من دیگه بزرگ شدم
.اگه همینطوری بشینی حرف بزنی، زود پیر میشی
.بهتره بری بخوابی
.هنوز زوده، کاپیتان
.برو بخواب .فردا کار داریم
.بله، قربان
.تو خیلی به اون پسره سخت میگیری .یه خرده اون رو به حال خودش بذار
.تنها آموزشی که نصیبش شده اینه که به حرفهای من گوش کنه
این دیگه چه جور آموزشیه؟
...فکر میکنی بیشتر یاد میگیره
اگه برات بیل بزنه؟
.من سهم خودم رو بیل میزنم .ضرری واسم نداره
،اگه اینطور میخوای پول به جیب بزنی .باشه من مشکلی ندارم
...من میرم به کافه
.تا یه دست ورق بازی کنم
...خوکها
.شماها منتظرم نمونید
.شب بخیر، دوست خوبم
.آقای گاس، بیا تو
2دلار بهم قرض میدی، گاس؟
چرا باید به یه لاف زن پول قرض بدم؟
.تو این وقت از سال باید پیِ گلّه باشی
.هفتۀ بعد برای همین کار میرم
.بهت پس میدم
.شب بخیر، لوری .خوشگل شدی
.خیلی خوشگل
.گوش کنید بچه ها، من و لوری میخوایم باهم صحبت کنیم
دیش، تو شکم غوره ای چیزی گرفتی؟
.چیزی که تو لازم داری یه دست ورق بازی رضایت بخشه
درست میگم، لیپی؟
.من واسه ورق بازی نیومدم
تو چی، وانز؟
.اون کهنه رو بذار کنار .بیا بازی کنیم
.اکثر مردم حتی متوجه راسوهای مردۀ روی میز نمیشن
.حالت رو جا میاره، دیش
.به هرحال کار دیگه ای هم نداری
.تقریباً نزدیکه آفتاب طلوع کنه
چطور یه همچین زن خوشگلی رو در دهکدۀ «قُمری تنها» به این روز انداختن؟
...یه قمارباز به اسم تینکرسلی
.چندسال پیش اون رو اینجا ول کرد و رفت
...قبل از اون، این زنه در اختیار اون بود
...و در سن آنتونیو از پسرها دلبری می کرد
.بدهیهای تینکرسلی رو میداد
.خدا لعنتش کنه
.اون اهمیت نمیداد
...انعامش رو قایم میکرد
.تا بلکه بتونه به سان فرانسیسکو بره
.تینکرسلی پولش رو دزدید
.اونم مست پیداش کرد و سعی کرد بکُشتش
.تینکرسلی هم سیاه و کبودش میکنه
.و لبش رو هم گاز میگیره
.دلیل اون زخمش همینه
.اون زخم کوچولو
.من ازش خوشم میاد تو چی؟
تو هم ترتیبش رو دادی؟
آره، کیه که ترتیبش رو نداده؟
.حتی وانز یکی دوبار در هفته باهاش میخوابه
،البته
.اون کاری به کار لیپی نداره
.بیا اینم از اون 2 دلاری که میخواستی قرض بگیری، دیش
.بفرما، بگیرش
.نمیخوام بگن که من از پول قرض دادن به یه دوست خودداری کردم
.دمت گرم
.پاییز امسال بهت برش میگردونم
.نمیخواد امشب راه بیفتی، دیش
.پتوت رو جلوی ایوانمون پهن کن و بخواب
...متشکرم حتماً. من
.لعنت، فکر کنم یه چیزی رو روی میز جا گذاشتم
.ممکنه
...اگه از نظرت مشکلی نداره، دیش
.من منتظر نمیمونم
.نیازی نیست .تو برو
.از اینجا گم شید، خوکها
.من بهتون کلوچه نمیدم
.پس برید .گم شید، برید
دیش باگت، جلوی ایوان چیکار میکنه؟
.خوابیده خب، مگه اینکه بیدارش کنی
اون گازِ اسب چطوره؟
.من در سالتیلو از ساسها بدتر از اینم گزیده شدم
.بذار روش روغن بریزم
.تو حواست به کلوچه هات باشه
تمام شب درحال خوندن اون کتاب بودی؟
...توی همچین جایی سرگرمی داشتن کار سختیه ولی
.من تمام سعیام رو میکنم
.کلوچه ها آماده شدن
.ما اینجا اومدیم تا پول دربیاریم
.هیچ قراری راجع به سرگرمی داشتن نداشتیم
...اگه امکانش پیش بیاد تو هم از
.سرگرمی کمتر از پول بدت نمیاد
.بیدار شو، نیوت
.چنگال رو تو چشمات فرو نکنی
.ببین چه اتفاقی میفته اگه تمام شب بذاری حرف بزنه
.عجله کن، پی
...من اون ارّه رو می برم تا اون تخم مرغها رو بشکونم
.و روی زمین بپزمشون، بُل
.برام مهم نیست
.هی پی، چشمات رو باز کن ...این بی ادبیه که بری خودتو خالی کنی
.جایی که مردم میخوان صبحونه بخورن
مامانت چه فکر میکنه؟
.صبح بخیر
.صبح بخیر دیش .بیا یه خرده گوشت بخور
.ممنون، کاپیتان
.میتونی در ازاش کار کنی
No comments yet. Be the first to leave one.