200 บรรทัดแรก
ميدونستم يک چيزي شده
يک اتفاقي براش افتاده بود
قاتلش فکر ميکرد از اين قضيه، قسر درميره
يک نقشهاي کشيده بود
مثل يک جور شعبدهبازي لاس وگاسي
جسدشو غيب کرده بود
مثل پيدا کردن سوزن توي انبار کاهه
توي چنين جاي وسيعي ميتونه باشه
هيچکس باورش نميشه
که يک نفر براي مخفي
کردن يک جسد اينقدر پيش رفته باشه
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
در سي و يکم ماه مي سال 2019
مفقود شدن، ازمرالدا گونزالز
به اداره پليس کلانشهر لاس وگاس، گزارش داده شد
آخرين بار، ازمرالدا توسط خانوادهش
در بيست و ششم مي 2019، ديده شده بود
بعد از دو روز
به آدرس ازمرالدا ميره
تا بهش سر بزنه
وقتي به اونجا ميرسه
ميبينه که اون، اونجا نيست
برادرش باهام گرفت و گفت اون مفقود شده
من در انکار به سر ميبردم
ازميرالدا زن جوان خيلي باانگيزه و پشتکاري بود
اون توي مکزيک متولد شده بود و
توي سن خيلي کم به لاس وگاس اومده بود
اون تونسته بود کالجو تمام کنه
اولين خونهشو خريده بود
بالاخره خونه دومشم خريد
و اونو تبديل به يک ملک استيجاري کرده بود
اون توي ايستاگرام معروف شده بود
هزاران هزار دنبالکننده داشت
چرا بايد اين دختري که صد درصد مستقله، مفقود بشه؟
و ميدونستم که يک چيزي درست نيست
... خانوادهش به ما گفتند
ازمرالدا توي يک محله خيلي زيبا زندگي ميکرده
و پول خيلي خوبي درمياورده
اما متوجه شديم که اون از مشکلات روحي رواني رنج ميبرده
وقتي داروشو مصرف ميکرده حالش خوب بوده
حالش خوب بوده
اما اگه ديگه داروها
بهش جواب نميدادند
مشکلاتي براش پيش ميومده
يک هفته قبل از مفقود شدنش
برادرش باهام تماس گرفت و بهم گفت
اختلال روحيش دوباره داره خودشو نشون ميده
و داروهاش يک مشکلي دارند
ويراستار سردبير اخبارم بهم گفت
گزارشي از يک لاتين مفقود شده داريم
اون توي حالت روحي خيلي شکنندهاي قرار داشت
اين قضيه، به دليل وجود اين واقعيت ساده
که والدينش بنا به دلايلي
که والدين من به ايالات متحده اومدند
روم تاثير بيشتري ميگذاره
خانوادهش فقط زندگي بهتري ميخواستند
که باعث ميشه حال بدي بهت دست بده
وضعيت روحيش چطور بود؟
وضعيت روحيش دليل اتفاقي بود که براش افتاد؟
نميدونستم چه واکنشي نشون بدم
همهچيز مثل يک معماي تمام عيار بود
اتفاقي که افتاد
براي من، تمام پروندهها مثل يک جور پازل ميمونند
اولين باري که کاراگاهان پليس اومدند
تا در مورد اين پرونده باهامون صحبت کنند
اونو بهعنوان پرونده شخصي مفقودشده توصيف کردند
اما واقعا هيچ نشونهاي
از اينکه جرم و جنايتي در حقش انجام شده، وجود نداشت
ما به خونه ازمارالدا رفتيم
تا ببينيم اين مفقود شدن ناشي از اتفاقي
که اونجا افتاده هست يا نه
آشفتگي و به هم ريختگي زيادي توي خونهش وجود نداشت
اما گوشيشو جا گذاشته بود
ماشينش اونجا بود
متوجه شدیم که دوربين مدار بسته
دم در و داخل خونهش داره
تونستيم به فيلمهاي گرفته شده از دوربينهاي
داخل خونه ازمرالدا، دست پيدا کنيم
اين فيلم دوربين رفتار اون
دور و اطراف خونش چند روز
قبل از ناپديد شدنشو نشون ميدند
هي عزيزم؟ خيلي ميترسم
چون ميتونم دندونهامو حس کنم
انگار همهشون لق شدند
رفتار غيرعادي و عجيبي داره
اون زير لب حرفهاي بيمعني میزنه، جملات بيمعني ازش شنيده ميشه
از دست من ناراحتي؟
و الکي بالا و پايين ميپره
ميتونيد ببينيد که ازمارالدا اساسا
توي اون دوره زماني در وضعيت سالم روحي و رواني قرار نداره
هرچند واضحه که
يک جور فروپاشي رواني داره
هيچچيزي توي خونه بهمون کمک نکرد
تا بفهميم اون چقدر دور شده
اين حقيقت که وسايل قابل رديابيو جا گذاشته
گوشيشو
دبيت کارتشو کارتهاي اعتباريشو
و حتي ماشينشو توي خونه
اين سوالو به وجود مياره که
آيا داشته از کسي فرار ميکرده يا نه؟
ما از اعضاي خانواده و
بقيه دوستانش بازجويي کرديم که نشون ميدادند ازمرالدا
يک دوست پسر داشته جان
آخرين باري که ديدمش
شش تا هشت هفته قبل از مفقود شدنش
به خونهش رفتم و اون سريع جلومو گرفت
و گفت: نميتوني به اينجا بياي
من يک مرد جديد دارم
اون شديدا حسوده کنترلگره
دوربينهامو چک ميکنه
نميخواد تو اين دور و برها باشي
من با خودم گفتم: اين خيلي عجيبه
پيشينه جانو بررسي کرديم تا ببينيم چه سابقه جنايياي داره
و متوجه شديم که گزارشي
از دعواي خانگي
بين ازمرالدا و جان در بيست و نهم مي وجود داره
اون نهايتا در سي و يکم مي مفقودشده اعلام شده
بنابراين، نگران شديم
جان اطلاعات و محدوده
خونهشو بهمون داد
اون يک گوشي داد
به کارآگاهان اجازه داد اساسا
وارد شبکه اجتماعيش بشند
يک همچين چيزهايي
ما از رکوردهاي گوشي همراه
با دادههاي مکاني استفاده کرديم تا مشخص کنيم که جان
از بيست و نهم مي با ازمرالدا نبوده
در روزهاي قبل از مفقود شدنش
در اون نقطه زماني
اطلاعات کافي براي رها کردن جان نداشتيم
اول به واحد اشخاص مفقود شده سر زديم
بعد از محلهاي که ازمارالد توش زندگي ميکرد
تحقيق کرديم
با چندتا از همسايهها تماس گرفته شد
خيلي از مردم زنگهايي دارند که
که نه تنها از ايوان جلوي خونهشون فيلم ميگيره
بلگه گاهي از بيرون، حياط يا خيابون هم فيلم ميگيره
يکي از همسايهها گفت
اوه، هي من فيلمي
از دختري که در خونمو ميزنه دارم
ما اون فيلم امنيتيو بازيابي کرديم
يک جورهايي شوکهکننده بودند
اون فيلم، ازمرالدا رو نشون ميداد
که لباس داشت و کفش پاشنه بلند پاش بود
خيلي گيج به نظر ميرسيد
وقتي شخصي مفقود شده گزارش ميشه
و ميدوني که پيشينهاي از بيماري رواني داره
نگران حالش ميشيم
اين ترس وجود داره
اونها ميتونند براي خودشون
يا شخصي ديگه از جامعه خطرناک باشند
هرچه فرد مفقود شده بيشتر، مفقود شده باقي بمونه
پرونده سردتر ميشه
و کنارهم قرار دادن چيزها سختتر ميشه
حالا ما يک سوال داريم
چه اتفاقي براي اون افتاده؟
سلام، حالت چطوره؟
خونه رو اشتباه اومدي
اوه، واقعا؟
آره
اوه، ممنونم
و ميتونيد ببينيد که در بازه زماني 2:33صبح
آخرين زمانيه که اون زنده ديده شده
وقتي داره يه سمت خيابون ميره
اون کجا رفته؟
اون با اراده خودش داره خونشو ترک ميکنه
اما رفتارش خيلي عجيبه
و بعد از اون لحظه ناپديد ميشه
ما نگران بوديم
که اين تحقيقات مربوط به افراد مفقودشده
نهايتا، تبديل به تحقيقات مربوط به قتل ميشه؟
وقتي افراد
براي مدت مشخصي مفقود ميشند
فکر ميکنيم نهايتا
قضيه به پرونده قتل، ختم ميشه
اما به يک جسد نياز داريم
بدون وجود جسد در اثبات
اينکه کسي مرده يا اينکه جرمي اتفاق افتاده، به مشکل برميخوري
ناراحتکننده است چون يک جورهايي
ميدوني که خانواده ازمرالدا بايد در عذاب باشند
و اين خانواده ميخواد پرونده بسته بشه
و ما نميتونيم اينو بهشون ارائه کنيم
چون نميتونيم دقيقا بگيم چه اتفاقي افتاده
نميتونيم اساسا به اون خانواده بگيم که اميدشونو از دست بدند
سختترين قسمت همينه که نميدوني
واقعا چه اتفاقي افتاده
ميترسيدم کسي بهش آسيب رسونده باشه
و بعدش تمام شهرو ميگردي
به همهجاهايي که معمولا ميره سر ميزني
جايي که ناخنهاشو درست ميکرد
پمپ بنزين
تمام خانواده و دوستانش
به تمام جاهايي که فکر ميکني امکانش هست رفته باشه، ميري
توي تمام شهر، آگهي نصب ميکني
بعد، تقريبا شش هفته بعد
در هجدهم جولاي
واحد قتل اداره پليس مترو
از طريق تماس تلفني گزارشي ناشناس دريافت ميکنه
اطلاعات اون گزارش ناشناس
No comments yet. Be the first to leave one.