200 บรรทัดแรก
قربانی زامبی
"ایان مک کلاخ" درنقش، "پیتر چندلر"
"الکساندرا دلی کولی" در نقش، "لوری ریچوی"
"شری بوچنان" در نقش، "سوزان کِلی"
و "پیتر اُنیل" درنقش، "جورج هارپر"
"دونالد اُبریان" در نقش، دکتر "اُبرارا"
کارگردان "فرانک مارتین"
ما با نشان دادن معده شروع خواهیم کرد
و فردا ما با دستگاه گوارش ادامه خواهیم داد
درس امروز ما مربوط به معده هستش
همانطور که می گفتم، موضوع امروز ما معده هستش
......حالا معده
......کیسه ای مثل یک لوله گوارش بزرک هستش
بخش اصلی بین لوله مری و روده دوازدهه قرار دارد
......آن مثل یک کیسه قوس دار بنظر می رسد
.....با یک روکش پولکی در سمت راست
این را انحنای کوچک می نامیم
باید توجه داشت که عملکردهای گوناگونی دارد که ارتباطی با هضم غذا ندارند
من شرط می بندم، تو دستش را قطع کردی
چرا این را می گویی؟
خوب، مگر تو نگفتی که یک دست می خواهی که بهت در درس خواندن کمک بکند
باید حس شوخ طبعی خیلی بیمارگونه ای داشته باشید تا بتوانید در کلاس کالبدشناسی بخندید
آن نابجا و همچنین بسیار توهین آمیز هستش
من متوجه شدم که دلیلی برای ادامه دادن نیستش، شما مرخص هستید
معذرت می خواهیم معذرت می خواهیم
دیشب این جسد بی عیب و نقص بودش من خودم بررسیش کردم
دراین ماه این دومین دفعه هستش که چیزی مثل این اتفاق می افتد
احتمالاً در بیمارستان یک آدم روانی منحرف هستش
بنظرم ما باید آن را به پلیس گزارش بدهیم
نه، پیشنهاد خوبی نیستش
تحقیقات پلیس باعث بدنامی ما می شود
فرانکی"، من نمی فهمم"
.....چنین چیزی در جامعه وحشیهای بی تمدن قابل دَرک هستش
"اما امروزه در شهر"نیویورک
......اما دکتر "دریک" واقعاً تو فکر می کنی
ما خیلی از وحشیها متفاوت هستیم؟
من نمی دانم
......من سرانجام تحقیقات انسان شناسی را به پایان رساندم
پروفسور"استنفورد" شما هفته گذشته از من درخواست کرده بودید
من واقعاً متاسفم که آن را خیلی با تاخیر به شما می دهم
اما طی چند روز گذشته مشغله فکری زیادی داشتم
لوری"، مشکلی پیش آمده؟"
نه، نه، من خوبم، پروفسور آن چیز دیگری هستش
اوه، نگران این نباش که آن با تاخیر انجام شده کار تو همیشه ارزشمند هستش
تو بهترین محققی هستی که من آلان دارم، چی تو را نگران کرده است؟
خُب؟
چیزهای عجیب و غریبی در بیمارستان اتفاق افتاده است
تکه های اجساد در حال ناپدید شدن هستند
امروز ما متوجه شدیم شخصی یک دست را دزدیده است
برای من مانند یک شوخی دانشجویی بنظر می رسد، تو که آغاز بکار یک گروه دانشجویی را که بلدی
می تواند باشد تو باید کارهایی را که ما در دوره خودم انجام می دادیم می دیدی
پروفسور، شما می توانید من را در انتهای آن چهار راه جلوی رستوران پیاده بکنید
آنجا جایی هستش که من ناهار می خورم
ازاینکه من را رساندی، متشکرم "باعث افتخار من هستش، "لوری
اینجا؟ خوبه، ممنون
من فکر می کردم که شما اهل غذاهای طبیعی و گیاهی باشید
خُب، من برخی وقتها هستم، اما فکر کردم که امروز به خودم یک حالی بدهم
خداحافظ پروفسور، و هر زمانی که به من احتیاج داشتید فقط زنگ بزنید
راستش، انسان شناسی عشق پنهانی من هستش
"خداحافظ، "لوری
خدا نگهدار
او بیشتر از پنج دقیقه تنها نبوده است
من فوراً به دکتر کشیک گفتم که این ده دقیقه قبل اتفاق افتاده
یا خدا، قلب بیرون آورده شده است
تاکنون چیزی مانند آن دیده نشده، به نظر می رسد که آن را دریده اند
من نمی خواهم که تو در این مورد یک کلمه به کِسی حرفی بزنی
باشه، دکتر
بله، من چکاری میتوانم برای شما انجام بدهم؟
سلام، من "سوزان کلی" از "نیویورک اکسپرس" هستم، می توانم داخل بیایم؟
شما تنها هستید؟ من همین حالا داشتم، بیرون می رفتم
بسیارخب، من فقط چند دقیقه وقت تو را خواهم گرفت
حالا که تو با هُل دادن به اینجا آمدی، چی می خواهی؟
......خُب راستش را بگو
......من فقط یک کمی اطلاعات
در مورد این اتفاقات اسرارآمیز در بیمارستان شما می خواستم
بخاطر چیزی که من در مورد آدمخواری شنیدم
کدام جهنمی این چرندیات را شنیدی؟
بیا بگوییم یک کمی اخبار از حس بویایی سگ شکاری
پس شما باید قطعاً سرما خورده باشید، چون آنجا هیچ رازی نیستش که من اطلاع داشته باشم
که شما مایل باشید در موردش صحبت بکنید
گوش بکن، من عجله دارم باید بروم سر کار و دارد دیرم می شود
در این ساعت؟ با آن مشکلی داری؟
بله، تو هیچوقت آنجا شیفتی کار نمی کنی، من خبرش را دارم
من باید بجای کِسی باشم
چرا اشیاء انسانهای اولیه؟
......بجز داشتن یک مدرک در پزشکی
من یکی هم در انسان شناسی دارم
آن چی هستش؟
یک خنجر تشریفاتی برای قربانی کردن انسان
حالا اگر شما عذرخواهی من را بپذیری
دست نگه دار
"تورن"
به طبقه پایین ببریدش
سریع بدنبالش بروید
نمی توانم آن را باور بکنم
آن بنظر غیر ممکن می رسد که او بوده
آلان باید با پلیس تماس بگیریم
چه اتفاقی افتاده؟
"تورن"
چرا؟، "تورن"
"تورن"، "تورن"
"کیتو"
من فقط چند تا کلمه را فهمیدم
کیتو"، "کیتو" دستورش را داد"
آقای "چندلر"، چیز دیگری هم نیستش
خُب، متاسفم، برای شروع کار ما خیلی کم هستش
"کیتو"
برای من اصلاً معنی و مفهوم خاصی ندارد
اما این برای من دارد
راستش، این کلمه ای هستش که یک روزگاری تقریباً در همه زبانها مشترک بوده است
در تمام زبانهای باستانی جنوب شرقی آسیا
و معنی آن چی هستش؟
جزیره مقدس یا چیزی مذهبی
آیا شما می دانید که این کلمه "کیتو" در مجمع الجزایر "مالاتو" نیز مورد استفاده بوده، یا نه؟
بله، آن بوده
......خُب، ما کشف کردیم که
پرستار بیمارستان در اصل از آن قسمت از جهان آمده است
"و در نتیجه یکی از جزایر "مالاتو
احتمالاً برخیها بنحوی با همه اینها ارتباطی داشته باشند
شاید
به نظر می رسد که شما کلی چیز درباره این افراد بلد هستید
به اندازه کافی
من وسوسه می شوم که سعی بکنم شما را از دکتر"دریک" بدزدم
فقط، فقط برای مدتی
آقای "چندلر"، بی خیالش بشو
من می خواهم چیزی را به شما نشان بدهم
......."خانم "ریچوی
در "مالاتو"، بومیهاش به آدمخواری عادت دارند؟
همه انسانهای اولیه آن را بدون استثنا انجام داده اند
ممنون
فعلاً، به احتمال بسیار زیاد پرستار شما یک انسان شناس یا آدمخوار بوده است
موارد مشابه در شهرهای مختلف پیدا شده اند
به همین دلیل، وزارت بهداشت از ما خواسته که تحقیق بکنیم
بفرمایید، می توانید عکسها را نشان بدهید، بسیار خب
فعلاً، ما تاکنون توانسته ایم، همه اینها را مخفی نگه بداریم
اما این اسناد و مدارکی هستش که ما از چندین حادثه اخیر داریم
متاسفم، آنها خیلی برای نگاه کردن دلپذیر نیستند
چی؟، وایسا
تصویر را بزرگتر بکنید
او تنها کسی است که تا به امروز دستگیر شده است
آنها او را درحالی پیدا کردند که داشته قلب زنی را که در یک تصادف در بزرگراه مُرده بوده را می خورده
باور نکردنی هستش
متاسفانه، ما هرگز نتوانستیم ازش سئوالی بکنیم
......وقتی که پلیس او را پیدایش کرد
چنان واکنشی نشان دادش که مجبور شدند بهش شلیک بکنند
او همچنین آسیایی بنظر می رسد
بله، بله، او بودش
و فعلاً، امیدوارم که ما حداقل بتوانیم فرض بکنیم که او از "مالاتو" آمده است
مابین پرستار بیمارستان و آن مرد آنجا رابطه ای وجود دارد
آیا شما متوجه خال کوبی بر روی سینه اش شده اید؟ آن مثل هم هستش
من بررسیش کردم، آن در "مالاتو" پیدا شده است
دوستم پروفسور" استنفورد" می تواند آن را تأییدش بکند
می توانید فردا با او یک جلسه بگذارید؟
اوه، بله، حتماً عالیه
تفسیر"لوری" از کلمه "کیتو"، درست هستش
فقط یک جزئیاتی هست که من می توانم اضافه بکنم
همچنین این نام از جزیره ای گرفته شده که ظاهراً "کیتو" در آنجا زندگی می کرده است
یک لحظه صبر بکن جالب هستش
این نمادی از فرقه "کیتو" هستش
تو درست می گفتی
آن همان هستش
آیا آنها هرگز برای این خون قربانی کرده اند؟
اوه، بله و با قربانیان انسانی انجامش داده اند
ممنون پروفسور، خداحافظ لوری"، بزودی می بینمت"
خدا نگهدار از ملاقات شما خوشحال شدم
خوب، به نظر می رسید که پروفسور شما می دانست که درباره چی صحبت می کند
او یکی از بهترین انسان شناسان ما هستش، منظورم اینه که همه ما منتظریم که او جایزه "نوبل" را برنده بشود
خوب، حدس می زنم که تعداد زیادی از ما وجود ندارد، من می توانم بهت کمک بکنم
بقیه اش به خودت بستگی دارد
خُب، بنظر می رسد که تو داری کشتی را تَرک می کنی
در واقع من نمی خواهم درگیر هرچیزی بشوم
لوری"، سلام، چی شده؟"
همین الان یک نفر در آپارتمان بودش
خُب اینجا هیچی نیستش
چیزی گم شده؟
بله، خنجری که نمادی از "کیتو" بر رویش بود، اونجا آویزان بودش
می خواهی من با پلیس تماس بگیرم
نه، چه فایده ای دارد؟
راستش، من فقط آمدم که تو را بردارم و برای جلسه به دفترم ببرم
لوری"، می توانست بدتر باشد"
بنظر می رسد که تو می توانی با یک مشروب قوی سرحال بشوی
بله، موافقم
بهتر هستی؟
متاسفانه، پیدا شدن یک دزد در آپارتمان تو کلاً یک شیطنت عادی هستش
خیلی مطمئن نیستم، او دزد نبوده
متاسفم، این چیز دیگری هستش، چیزی که من نمی توانم بفهمم
چیزی که با آن نماد ارتباط دارد
پیتر"، من خیلی ترسیده ام"
من الان یک چیزی برای تو دارم
اینه که، جلسه در دفترم درباره همه چیز
ما نباید همسفران خودمان را منتظر نگه بداریم
همسفران؟ برای رفتن به کجا؟
بر اساس اطلاعات تو، ما یک سفر به "مالاتو" ترتیب داده ایم
خبر داری که، جزیره ای وجود دارد که هنوز بومیان آن را "کیتو" صداش می زنند؟
ما تصمیم داریم به کمک دکتر"اُبرارا" برویم، که سالها اونجا هستش
.....البته برای مدتی
ما به آنها دلیل واقعی را می گوییم، برای ما هم اینطوریه
اما خیلی خوب خواهد بود، اگر تو هم می توانستی با ما باشی
البته، بعنوان یک انسان شناس
حالا توجه بکن، من قبلاً موافقت دکتر"دریک" را گرفتم
No comments yet. Be the first to leave one.