200 บรรทัดแรก
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
، اون الان بيداره
، و آماده ديدن شماست
، پدر
، بيا، واست موسيقي آوردم - ،آه -
، مامانت بهم گفت
، پدر ، ازت ممنونم که يک توصيه .. واسه استاد برتر برام نوشتي
، اما من نميتونم مامان رو اينجا ..
، با همه مسائلي که در جريانه تنها بگذارم ..
، تو هميشه روياي رفتن به اون مدرسه را داشتي
، من و مامانت با هم صحبت کرديم
... و وقتي که من مردم
، تو ميري
، بمن قول بده
، و يک قول ديگه
، در ازاي توصيه نامه پر اغراقي که من برات نوشتم
، يک کيف کنار تخته
، يک کتاب داخلشه
باورنکردنيه، اين رو از کجا آوردي؟
، اين رو به عنوان يادگاري از زمانم با موتزارت .. نگه داشتم
، بهش لقب دادي
، تو بايد اين رو به جائي که بهش تعلق داره برگردوني
، ببخشيد ، اون الان به استراحت احتياج داره
، تو به من قول دادي که بري
، اين زندگيت را .عوض خواهد کرد
، بليط، لطفا - ..آه-
، حتما بليطو وقت شام . در جيب کتم جا گذاشتم
، باشه ،قربان ، فقط بايد دوباره پول بليط رو پرداخت کنيد
،اوه
، متشکرم ، در ضمن ، من سوفي هستم
، اوه ، بله ، از ملاقاتتون خوشبختم
، من تيم هستم
داريد به آئور ميريد. متوجه شدم
، من ميتونم يک مرد علاقمند به موتزارت را . از يک مايلي تشخيص بدم
پس شما هم همونجا ميريد ؟
من اونطرف در ساختمان دخترها . خواهم بود، اما آره
، آه، فردا اولين روز منه
، خيلي دير به ترم رسيدي
، اونها معمولا بعد از شروع سال . به کسي اجازه ورود نميدن
دليل خاص بودن تو چيه ؟
، داستانش طولانيه ، باشه يک موقع ديگه
آره
ساز تو چيه ؟ - ، من پيانو ميزنم -
،آه - ، اما من يک خواننده هستم -
، آه ، يک نغمه خوان
مگه چيه ؟ اونجا جاي خوبي واسه خواننده هاست
تو انريکو ميلانزي رو ميشناسي؟
، اون هم از همونجا شروع کرد - ، اوهوم -
، الان نگاش کن - ، اون واقعا مطابق سليقه من نيست -
، يکم واسه من پر زرق و برقه
، بيشتر عملکرد و بدون روح - ، خب -
خوب تو چي گوش ميدي؟
، بگذار حدس بزنم يک چيزي توي مايه آوانگارد ؟
يا خواننده هاي گلو مغولي؟
،بيشتر شبيه جکسون فايو
واقعا ؟ - . آره -
، شايد گنده ميام اما هر روز ميتوني بهم آهنگ هاي عاشقانه بدي
، همه مسافران توجه فرمايند
قطار به مقصد رسيده است
لطفا پياده شويد و چمدان هاي خود را از قسمت بار تحويل بگيريد
،اوه
,متاسفم
مدرسه بين المللي موتزارت
،دکتر لانگبو
.. ما ممکنه وضعيت فعلي جهان را "
، نه تنها به عنوان اثري از گذشته .. " بلکه علتي براي آينده در نظر بگيريم
،پير سيمون مارکيز د لاپلاس پدر جبرگرايي،
.. معتقد بود که اگر ما بتونيم مکان دقيق
، و تکانه هر اتم را در جهان امروز بدانيم ..
، ميتونيم پيش بيني کنيم که هر اتم .. . فردا کجا خواهد بود
، و هر چيزي که براي اتم ها صادقه .. . براي انسان ها هم صادق خواهد بود
حوصله ات را سر ميبرم ،آقاي واکر ؟ ، بنشينيد
، اينجا در موتزارت
، ما از بخشش امتيازات ويژه براي دانش آموزان . خودداري مي کنيم
، در واقع ، ما از پذيرش دانشجو در اواخر ترم . خودداري مي کنيم
، اما با توجه به شرايط
، ما تصميم گرفتيم که در مورد شما يک استثنا قائل بشيم
، بهتون تسليت ميگم ،آقاي واکر
، متشکرم ، ممنونم قربان
راستش ، من چندين بار توفيق شنيدن آواز خواندن پدرت را داشتم
، درست همينجا در سالن هاي مقدس ، جائيکه هردوي ما شروع کرديم
، اون چند سال از من عقب تر بود
اما قدرتمند بودن فيگاروي او را در عين ظرافت به خاطر دارم
، پدرت خواننده بزرگي بود
،اما براي رسيدن به عظمت آدم بايد نظم داشته باشد،
، و هر کسي بايد قوانيني داشته باشد
، در هر صورت
، تک نوازي کريسمس ما ، به سرعت نزديک مي شود
، "فلوت جادوئي" ، در واقع مورد علاقه پدرم بود
اون هميشه اين ارتباط را با شاهزاده تامينو، احساس ميکرد
،اوه
، بيا تو
،آه،، آقاي باومگارتنر
، ممکنه با محبتتون اينجا را به اين دانش آموز ديررسيده ، نشون بديد
، البته، من معلم جديد شما هستم
، شما حس خوبي از زمان بندي در اينجا خواهيد داشت ، دوست جوان من
براي جنبش به اندازه کافي دير کرديد ، اما براي از دست دادن امتحانات دير نرسيديد
پس ، نقش ها ؟ - ، هنوز انتخاب نشدند -
، کلماتم را علامت گذاري کن
،براي يک مرد جوان علاقه مند به موسيقي
، هيچ جايگاه بهتري براي بودن در نقش موتزارت . وجود ندارد
،يک جادوي واقعي در اين ديوارها وجود داره
، بريم
،سلام؟ پائولو
، اجازه بده هم اتاقي جديدت را معرفي کنم
، تيم واکر
ببخشيد ؟ - ، من اين بچه را به تو ميسپارم -
کتابهايت را بگذار اونجا ، و ميتوني لباسهايت را اونجا آويزان کني
، اون واسه دست زدن نيست
، يادت باشه
پس... کجا مال منه؟
، اگر ميخواهي . ميتوني اون گوشه را برداري
.. چطور اينقدر شانس آوردي
که تا الان هم اتاقي نداشتي ؟ ..
، نفر قبلي مدرسه را ترک کرد
، و داستان تو چيه که اينقدر دير پيدات شده؟
، پدرم .. بيمار بود
، پس حالا فقط من و مامانم مونديم
، اول از همه ، من نميخواستم لندن را ترک کنم
، من حتي نميخواستم رختخوابم را ترک کنم
، اما مادرم اصرار کرد
،اون بمن گفت اگر اينکار را نکنم . يک سال تمام را از دست خواهم داد
، خصوصا با توجه به بورسيه تحصيلي من ، پس من الان اينجام
، متاسفم
خب فکر کنم تو ساکسيفون ميزني؟
، خب، "راهنماي مردان جوان به ارکستر" اينجاست
، تو مقدمات خودت رو ميگيري
، بچه هاي باحال ... و نادان ها
، من هميشه بيشتر تو را يک نابغه در نظر مي گرفتم
، خيلي ها اين اشتباه را مي کنند خب تو کدومي؟
، يک نادان کامل
پائولو، اين کيه؟ يک دوست؟
، سعي کن ايندفعه همين اطراف نگهش داري - ، تنهامون بگذار ، آنتون -
، تو تازه واردي ، من آنتون هستم
، به عنوان اولين روز ، يک نصيحت بهت ميکنم
، با اون نگرد ، اون تو را پائين ميکشه
، از مونتاژ لذت ببر
، عجب دوناتي
آره ، اون دونات نيست ، پدرش انريکو ميلانزيه
يعني ؟ - ،پسر انريکو ميلانزي -
،خواننده خارق العاده اپرا
- واي تو خوبي؟ - آره
هرچند همه ما وقتي با هم آشنا ميشيم اين اصطلاح را به کار مي بريم
، آقاي واکر همين امروز صبح رسيدند
ممکنه همه ما را مفتخر کنيد؟
، موفق باشي
،آه
، صدايت را نمايش بده ، پسر
...متاسفم،،، من،،، نيستم
آماده ؟
،بله
عمل عبور از آستانه ... اين مدرسه
، يک اعلان بعنوان آمادگي فرده ..
، سوال اينه که .. با اين اعلان
يک نفر با خودش صادق بوده ؟ ..
، کافيه
و درخواست ميکنم بگي اين چي بود؟
اين بود "Con Te Partirأ²" ، کلاسيکه
،من کاملا مطمئن هستم که همه ما اين آهنگ را مي شناسيم ،آقاي واکر
، من طرفدار خواندن احساساتي نيستم
، نگراني من از رفتار شماست - من ؟ -
درونت پسر ، اون.. چي بود؟
.. عمل من
، من نميدونم - ، دقيقا ، تو نميدوني -
و صادقانه بگويم، تعجب مي کنم که کسي ..با طرح هايي روي نقش پرايس تامينو
.. نتونه درک بهتري داشته باشه از ..
، سطحي که ما در اينجا کار ميکنيم ..
، اگر کسي بخواهد به يک خواننده در سطح جهاني .. تبديل بشه
، از شخص ديگري کپي نميکنه
، تجسم ميکنه
، بيا
او کجاست ؟
،برو بيرون
تو چه مرگته، پائولو؟ بهش هشدار داده بودي؟
، من نميدونستم شماها هنوز اينکار رو ميکنيد - ، آره ، خب ، ما ميکنيم -
، وقتي من خواب بودم . اون اينجا بود
تو کي هستي؟
، ما کساني هستيم که ميخواهيم کاري کنيم ، تو کسي که واقعا ميخواهي باشي، باشي
من چي ميخواهم باشم؟
مثل کمک براي بدست آوردن قسمتي از نقش؟
من بايد چيکار کنم؟
بايد سه چيز را به خاطرت بسپاري
يک : نميتوني به کسي بگي ميخواهي به چه سفري پا بگذاري
، دو : بايد به بخشي از داستان تبديل بشي
داستان ؟ چه داستاني ؟
، و مهمتر از همه ، شماره سه
، که بهتره يادت باشه ، و دقيقا دنبالش کني
تو بايد تلاشت را بعنوان به عنوان شاهزاده تامينو تکميل کني
، قبل از اينکه شب ابدي تو را ببلعه
شب ابدي؟
، اگر شکست بخوري ، بزرگترين آرزوي تو رد خواهد شد
، و تو اون رو با سرنوشت اين دنيا . به اشتراک خواهي گذاشت
فهميدي؟
، نه ، نه واقعا متاسفم
.. ميشه يکم بيشتر - ، کافيه -
، لطفا تصميمت ، را بگير
، رحم کنيد، رحم کنيد ، آه ، بهشت از من محافظت خواهد کرد
! رحم کنيد! رحم کنيد ، آه من رو رد نکنيد
، يک کابوس وحشتناک ، يک هيولا داره من رو تعقيب ميکنه
! رحم کنيد ! بهتون التماس ميکنم
No comments yet. Be the first to leave one.