199 บรรทัดแรก
مترجم
KONAN_S
AMIN.F
AMIN.F
AMIN.F
AMIN.F
AMIN.F
AMIN.F
AMIN.F
AMIN.F
AMIN.F
AMIN.F
AMIN.F
AMIN.F
AMIN.F
AMIN.F
AMIN.F
AMIN.F
! چقدر قشنگه
! چه شهر قشنگی
! مطمئنم زندگی تو اینجا خیلی خوبه
! هی
... هوم
... اینجا ، و بعدش از این طرف
! اوه ، خب
یه کافه ؟
... " خانه ی خرگوشی "
خرگوشی " ؟ "
! غلغلکم میاد
! میرم تو یه نگاه بندازم
. خوش اومدین
... خرگوش ، خرگوش
... اینجا که هیچ خرگوشی نیست
اینجا هیچ خرگوشی نیست ؟
اینجا هیچ خرگوشی نیست ؟
این دختره چشه ؟
خرگوشی 1
تو همون نگاه اول متوجه شدم که . این یه توپِ پشمی معمولی نیست
چیز پشمالو ؟
. اوه ، این ؟ کج ـه
. اون واقعاً یه خرگوشه
! این یه خرگوشه ؟
شما چی میخواین ؟
! من اون خرگوش رو میخوام
. اون برای فروش نیست
... حـ ... حداقل
! حداقل بزار نازش کنم
. شما یه فنجون قهوه سفارش دادین
! پس 3 تا میخوام
. میبخشید منتظر موندین
من 3 تا فنجون قهوه سفارش دادم ، پس ! بار میتونم اون خرگوش رو ناز کنم 3
. خواهش میکنم قبل از اینکه سرد بشه ، نوش جان کنید
! الـ ... البته
! چه عطری داره این ماله کوهستانِ آبی ـه ؟
. نه ، قهوه ی کلمبیایی ـه
! یه مزه ی تندی داره کلیمانجارو ، درسته ؟
. این ماله کوهستانِ آبیه
! وقتی بوش میکنم ، فکر میکنم تو خونه ام این باید ماله ـــــ
. این مخلوطِ اصلی ـمونه
هاه ؟
! بله ! همه ـشون خوشمزه ـن
... چقدر پشمالو و نرم ـه
... اوپس ، دارم چرت و پرت میگم
هاه ؟ الان این خرگوشه جیغ زد ؟
. خیالاتی شدی
! اما بازم ، همچین حسی دارم
تموم کردین ؟
... ام
! هی ! دیگه میخوام برم ، خانم کوچولو
! این خرگوشه همین الان منُ با یه صدای مَردونه پس زد
. من بودم که داشتم براش صدا در میاوردم
! چی ؟
. خواهش میکنم زود باشین و قهوه ـتون رو تموم کنین
. با شروع این بهار ، من به مدرسه ی این شهر میرم
... که اینطور
. اما هنوز جایی برای موندن پیدا نکردم
کجا میمونی ؟
اومده بودم اینجا تا یه استراحتی . بکنم و آدرس یه جا رو بپرسم
اقامتگاهِ کافو باید این نزدیکی ها باشه ، شما میدونید کجاست ؟
." املاش میشه " نسیم معطر شمالی
. اقامتگاهِ کافو اینجاست
! فوق العاده ـس
! موضوع خیلی بیشتر از یه تصادف معمولیه ! این کارِ سرنوشته
. من چینو هستم
. نوه ی صاحب مغازه
. اسم من کوکوآ ـه
. از دیدنت خوشبختم ، چینو - چان
. منم همینطور ، کوکوآ - چان
. مصلحتِ مدرسه در این بود که جای زندگیم رو عوض کنم
. فکر کردم دور و بر خونه یه کار دست و پا کنم
منظورت اینه که میخوای تو کافه کار کنی ؟
! درسته
، اما من کارهای سخت رو خودم انجام میدم
، و به اندازه ی کافی به کافه میرسیم
. پس دیگه کاری برای تو نداریم
... قبلش داشتم میگفتم که منم احتیاجی ندارم
. بهرحال ، میخواستم خودمُ معرفی کنم
صاحب مغازه بیرونه ؟
... پارسال ، اون
اوه ... پس الان اینجا رو خودت به تنهایی اداره میکنی ؟
. نه ، پدرم اینجاست
... و یه نفر که نیمه وقت کار میکنه
! فکر کن من خواهر بزرگترم و هر چی دوست داشتی ازم بپرس
. خب پس ، به من بگو اونی - چان
... پس ... کوکوآ - سان
! به من بگو اونی - چان
. کوکوآ - سان
! به من بگو اونی - چان
. کوکوآ - سان ، خواهش میکنم همین الان کار رو شروع کنین
! بسپارش به من
. میتونی از این پستو استفاده کنی
. ممنونم
. برات یونیفرمت رو میارم
! باید یونیفرم بپوشم ؟
! یونیفرم ! یونیفرم
، کسی نباید اینجا باشه ... اما حس میکنم تحت نظرم
! یـ ... یه دزد اونم با لباس زیر ؟
... قشنگ یادمه که تمام نشونه های حضورم رو از بین بردم
! تو کی هستی ؟
! من از امروز اینجا کار میکنم ! اسمم کوکوآ ست
! من راجع به این صحبت نکردم
! بهت اعتماد ندارم
کدوم یکی از ما الان کمتر قابل اعتماد به نظر میاد ؟
اتفاقی افتاده ؟
! چینو - چان ! اون یه دزدِ
! نـ ... نه بخدا ! این طبیعیه که حضورم رو از یه غریبه مخفی کنم
! پس اون اسلحه چی ؟
! این برای دفاعِ شخصی ـه
. پدرِ من یه سربازِ
من تمریناتِ دفاع شخصی ویژه ای رو از وقتی
... کوچیک بودم داشتم ، فقط همین
! من یه دختر دبیرستانی عادی ـم ! باور کن
! اصلاً متقاعد نشدم
... ام ، یونیفرمت
! خیلی بامزه ـس
. خیلی خوشگله . خیلی بهت میاد
. آره . بدک نیست
. کوکوآ - سان ، ایشون بطور نیمه وقت اینجا کار میکنن ، لیز - سان
... اون واقعاً اینجا کار میکنه
، لیز - سان ، چون تو خیلی وقته که اینجا کار میکنی
. خواهش میکنم به کوکوآ - چان راجع به شغلمون راهنمایی برسون
یـ ... یعنی من یه معلمم ، آره ؟
. انگار خوشحال شدی
این قیافه کجاش خوشحاله ؟
. از دیدنت خوشحالم ، لیز - چان
وقتی با یه بزرگتر از خودت حرف میزنی باید ! از کلمه ی " جناب " استفاده کنی
! آروم باشین ، جناب
خیله خب ، میریم این بسته های . دونه ی قهوه رو بزاریم تو آشپرخونه
! بـ ... باشه
! خیلی سنگینه
، این برای یه دختر بچه خیلی کار سنگینیه مگه نه ، لیز - چان ؟
... د ... درسته
. حـ ... حق با توئه . اونا خیلی سنگینه
. خیلی سنگینه . برای یه دختر بچه خیلی سنگینه
. من یه کوچیکش رو میارم
! حتی کوچیک هاشم سنگینه
! من فقط یه دونه ـش رو میتونم بیارم
. حـ ... حق با توئه . تو فقط یکی میتونی بیاری
... فقط یکی
. کوکوآ ، باید منو رو از حفظ بشی
. باشه ، ممنون
. چند مدل قهوه داریم ... بنظر سخت میاد
. واقعاً ؟ من با یه بار خوندن حفظ شدم
! تو فوق العاده ای
. تمرین کردم
. چینو میتونه با بو کردنِ قهوه حتی مارک ـش رو هم بگه
! اینطور که بنظر میاد اون از من خیلی بیشتر حالیشه
. اما اون فقط میتونه قهوه رو با شیر یا شکر بخوره
! این دلگرم کننده ترین چیزی بود که در تمام این مدت شنیدم
. خیلی خوش شانسی
... دلم میخواست منم مثل شما دو تا یه استعدادی چیزی داشتم
چینو - چان ، اون چیه نگه داشتی ؟
. تکالیف تعطیلاتِ تابستونم
. تو طول تعطیلات از زیرش در رفتم
، اوه ، جواب این باید 128 باشه
. و اون یکی هم 367
، کوکوآ ، اگه کسی 29 تا قهوه ی 430 ین ـی سفارش بده
جمعاً چقدر باید پرداخت کنه ؟
. میشه 470, 12 ین
... اگه فقط یه استعداد باشه که من داشته باشم
! اون استعدادی داره که من فکرشم نمیکردم
! خوش اومدین
اوه ، تو جدید اومدی ؟
! بله ! من از امروز اینجا کار میکنم
! اسم من کوکوآ ـست
. از دیدنت خوشبختم
. یه قهوه ی کلیمانجارو ، لطفاً
! حتماً
. اون خوب بلده از پسِ مشتری ها بر بیاد
. بله ، اینجور که بنظر میاد نباید نگرانِ چیزی باشیم
! هی
! یه سفارش داریم
! یه قهوه ی کلیمانجارو ، لطفاً
... همین الان
. آفرین ، خسته نباشی
!چطور جرأت می کنی ؟
! از پشت سر یدفعه حمله میکنی
! ببخشید
! خیلی ممنونم
No comments yet. Be the first to leave one.