200 บรรทัดแรก
.:: ارائه شده توسط وبسايتِ ::. ..::.. 30NAMA.best ..::..
.بفرمایید
.این بخش مورد علاقمه
.دنی لو .وِیهان انگ
.تمام افراد عملیات جعلِ آنکل سیکس
کارت شناسایی دخترا؟
.اکثرا از فوجیان اومدن
.این حیوونا با محموله بعدی راحت جایگزینشون میکنن
.لعنتی
.یه شاهد داریم
.ولی حرف نمیزنه
،انگلیسی حرف نمیزنه ،وقتیم ازش به زبون کانتونی میپرسم
.به نظر میرسه چینی هم بلد نباشه
.به این کثافتکاری نگاه کن
.فکر میکردم بین گروهها جنگ رخ نمیده
.لعنتی
محمد نجفی Mohammad_Na
.دستهات
.سیجی. صبرکن
.آروم
!اول گوش کن
!سیجی، گوش کن
.نمیخوام باهات بجنگم
!اوه لعنتی
.کافیه - اینجا چه غلطی میکنی؟ -
.فقط میخوام یه چیزی رو باهات درمیون بذارم
.نمیخوام، خیلی ممنونم منحرف - .بس کن -
!اوه لعنتی
!کافیه
.سلام، من تو جینگلتاونم. کنار اسکله
.یه منحرف عوضی وارد خونهم شده
.پلیسها دارن میان
باشه. حالا گوش میدی؟
.با اونا حرف بزن
.خوابتو دیدم
.خوش به حالت
.ولی نمیخوام بشنومش
.آنکل سیکس میکشتت
.اون رئیس «ترایاد» تو محله چینی هاست
.میکشتت
.اومدم اینجا بهت هشدار بدم
این به خاطر لو سینه؟
.نمیدونم
چی میدونی؟
ها؟ - .میدونم که قراره بمیری -
.فکر نکنم
.اون زنده زنده میسوزونتت
.تو خوابم دیدم
...خیلی خب، باشه، پس
سیکس
.من رو زنده زنده میسوزونه
،و تو این قضیه رو توی
چیت... توی احتلامت دیدی؟ - .حرفم رو باور کن -
.میدونم که چقدر احمقانه به نظر میاد
واقعا؟
فقط از آنکل سیکس و استیکهاوس دور بمون
.اونجا سوزونده میشی. بهم اعتماد کن
.بهت اعتماد کنم؟ حتی به زور میشناسمت
.یادت باشه چی گفتم
،اگه چیز دیگه ای یادت اومد
،یا اون برگشت
.بهم زنگ بزن
دو ساعت پیش، زمانی که آتشنشانها تلاش میکردند تا آتش سوزی گسترده ای
،که امروز صبح رخ داده بود را مهار کنند .اینجا در هرج و مرج کامل فرو رفته بود
آتش جان هفت مرد را
که گمان میشود رهبران بدنامترین .باند محله چینیها بوده اند گرفته است
مسئولین هنوز نمیدانند که چه چیزی باعث .این آتشسوزی مرموز شده است
،آتش جان هفت مرد را
که گمان میشود
رهبران بدنامترین باند محله چینیها بوده اند، گرفته است
مال دیشبه؟
.امروز صبح
.هو یون
.میتونیم اینا رو توی رستوران «مستر وا» بفروشیم .سود خوبی میکنیم
چند بار باید این بحث رو داشته باشیم تامی؟
.جلسات حمایتی رو نمیری
،برنامه درمان سرپایی رو ول کردی .دیگه اسپانسرت رو نمیبینی
چند بار تامی؟ - ...من -
میدونی، من... گند بالا آوردم، خب؟
.ولی الان وضعم خوبه
.همه چی خوبه - .تامی -
،اگه همینطوری ادامه بدی .میمیری
.این آخرین بار بود
.دیگه ادامه نمیدم
چیه؟ جدی میگم. دیگه حتی نمیخوام ...این حس مزخرف رو تجربه کنم
!چرت و پرت تحویل من نده تامی
!نمیدم
میدونی دیشب چی شد؟ .یه نفر به یکی از مکان های کارائوکه حمله کرده
.شیش نفر مردن .ممکن بود یکیشون تو باشی
بیخیال جنی، چرا باید برم کارائوکه، ها؟
.من که نمیتونم بخونم
.باید ببریمت یه جایی ویزیتت کنن .برات کمک گیر بیاریم
.کمک واقعی
.باشه، خوبه
.دنبالش میگردم
.مامان و بابا فردا میان اینجا یادته؟
.سعی کن تا قبل رفتنشون خودت رو کنترل کنی، لطفا
.نمیخوایم که از این موضوع خبردار بشن
.شیرینی بان تو یخچال هست .بعدش میرم پیش دکتر سنتی چینی
.برات یکم دارو میگیرم
...جن
.هیجکس نمیتونه ترایاد رو ترک کنه
و هیچ خواهر کوچیکه ای هم نباید .مجبور باشه از داداش بزرگهاش اینجوری مراقبت کنه
.متاسفم
.تیکه هاش بزرگتر باشه
.باید انقدر معدهشون پر شه که موقع راه رفتن تلو تلو بخورن - خیلی خب، باشه -
.سلام غریبه
.سلام جنی
.یادت رفت چربیشو بگیری
.چربی بهترین تیکشه
.تو دهه 90 شاید
.پسرک دیوانه
وقت داری؟ - .آره -
.من تمومش میکنم
.مرسی - .مردک دیوانه -
این اواخر شریک گرفتی؟
چی؟
مدیر جدید؟
سرمایه گذار؟ یه آدم پیرتر؟
.چینی نباشه
چطور؟ داشتی جاسوسیمو میکردی؟
.یه سری مسائل هست. فقط همین
.میدونی... نگرانم
به خاطر اتفاقیه که اون شب افتاد؟
بین تو و تامی؟
اون پیشنهاد شغل هنوز سر جاشه؟
نمیخوای به سوالم جواب بدی؟
.ماشینم خراب شده جنی، یه شغل میخوام
.یه چیزی هست که بهم نمیگی
.این اواخر مشکوک شدم؟ - .نه، فقط عجیب غریب شدی -
چیو بهم نمیگی؟
.سیکس بهم پیشنهاد کار تو یه رستوران رو بهم داد
کی؟
.چند روز پیش - خب؟ -
.بهش گفتم نه .همونطور که اولش باید میگفتم
...متاسفم
.به خاطر رنجی که بهت وارد کردم
فقط همین؟
به خاطر همین انقدر مرموز رفتار میکردی؟
.آره
.باشه... استخدامی
.به جیمی میگم برات منو رو بیاره
.نمیخواد
.یادمه
.خیلی وقته گذشته
.امتحانم کن
...البته
.اگه خودت بتونی پا به پام بیای
.باشه
لازیجی
.مرغ آتشین
.من آمادهام
.شرابو بده
.عذر میخوام سرآشپز
چطوره؟
.بد نیست
.ممنون جیمی - .خواهش -
.از سیکس وام گرفتم
.اینجوری پول تغییر دکوراسیون رو دادم
.باید بهت میگفتم
والدینت میدونن؟
،کاریو کردم که گفتم هرگز نمیکنم
...وقتی سیکس پیشنهاد داد حامی مالی رستورانمون بشه، و
.الان وضعم اینه
.اوضاع تغییر کرد
.هنوز منو نبخشیدی
...جوریم وانمود نکن که بخشیدی
...یه چیزی بینمون بوده و
بعد از اینهمه سال، هنوزم حس میکنم .تو اون ساختمون گیر افتادم
.اون مارو نجات داد - .و حالا صاحبمونه -
.بزرگی این مسئله رو تا همین چند روز پیش نفهمیده بودم
.شاید من بتونم این وضع رو تغییر بدم
.نمیتونی ضد سیکس عمل کنی کای
.هیچکس نمیتونه
.پیامتو گرفتم
.من و پم دعوامون شده
.دیشب رو کاناپه خوابیدم
...مجبور شدم صبح بدون قهوه بزنم بیرون، پس
.این مزخرفو گرفتم
.ببین، برای همین تنها زندگی میکنم
.بعضی وقتها باید امتحانش کنی
.خونه رو به شناور شدن باشه
اونوقت تنها دوستم بروسِ گلدفیش باشه؟ .نه مرسی
خب، چه خبر؟
میخوای بگی دیشب چی شد؟
.هیچی نشد
.یکی از اوباش
.از مزایای کنار اسکله زندگی کردنه
یه اتفاق عجیب و غریب، ها؟
.من یه دخترم که تو یه شهر بزرگ داره زندگی میکنه کاپی
.همه جا آدم منحرف هست
،هیچ ارتباطی با پرونده نداره .اگه به فکر اینی
.دارم به بیرون کشیدنت فکر میکنم
.بهت که گفتم، هیچ ارتباطی با پرونده نداره
.مککالو دیشب 6 نفر رو توی بار کارائوکه کشت
.آنکل سیکس تلافی میکنه
.نمیخوام یه پلیس به شمار اون تلفات اضافه شه
.تو منو وارد این پرونده کردی که ببندیش .حالا من نزدیکم
.یه هفته
.به دستشون دستبند زده میشه
No comments yet. Be the first to leave one.