200 บรรทัดแรก
شرمنده که دیر کردم
غمت نباشه. بیا. اوپسادات
ممنون
همهچی مرتبه؟
روزهایی هست که ترجیح میدم...
با یه ناوگان فضاپیمای جنگی کریل مواجه بشیم...
تا اینکه پدر یه بچه باشم
جریان چیه؟
فکر میکنم توپا به یه مرد علاقهمند شده
عه، روی یه پسر کراش زده
آره
ازش سوال کردم، ولی حاضر نمیشه...
در مورد جزئیات این مسئله صحبت کنه
مدام خودشو توی اتاقش حبس میکنه...
و چندین ساعت نمیاد بیرون
دخترا در مورد این چیزا میتونن خجالتی باشن، بورتوس
به خصوص پیش پدرشون
واسه چی؟
خب بعضی وقتا یه مقدار احساس خجالتآور بودن میده
یا حداقل خیلی شخصی به نظر میاد
کلایدن بیشتر توی صحبت کردن با توپا...
در مورد مسائل شخصی مهارت داشت
حالا که رفته، این مدت سخت بوده
شاید توپا راحتتر بتونه با یه زن دیگه صحبت کنه
پس شما باهاش صحبت میکنید. ممنون
صبر کن ببینم، وایستا
من؟
توپا خیلی برای شما احترام قائله، فرمانده
شما رو مربی خودش میبینه
ببینم چه کاری از دستم بر میاد
الان نه، بابا!
چیه؟
فرمانده گریسون
اشکالی نداره. لازم نیست بلند بشی
میتونم بیام داخل؟
آره، البته
فردا یه شبیهسازی تاکتیکی جدید اجرا میکنم
جنگ اتمسفری
بعد گفتم شاید بخوای تو هم بیای
شاید بتونی چندتا پرش مکانی انجام بدی
خیلی هیجانانگیز میشه قربان. ممنون
- شبیهساز 2، ساعت 6 بعد از ظهر - حتماً میام
میدونی، توپا...
امسال برای تو خیلی سخت بوده
بعد تو همهی ماجراها رو...
با توازن و سرسختی طوری تحمل کردی...
که یه سری آدما که دو برابر تو سن دارن، نمیتونن
ولی میخوام بدونی که...
لازم نیست تنهایی انجامش بدی
همیشه میتونی با من در مورد هرچی که تو ذهنته صحبت کنی
زندگی، مدرسه...
پسرا، دخترا...
آدم از کجا باید بفهمه که یه پسر ازش خوشش میاد یا نه؟
خب...
گاهی وقتا تشخیصش به این آسونیا نیست
پسرا خیلی وقتا احساساتشون رو بروز نمیدن
کسی هست که ازش خوشت میاد؟
آره
بعد به این آدم گفتی چه احساسی داری؟
نگفتم
واسه چی؟
اگه اون از من خوشش نیاد چی؟
همیشه امکانش هست
از چه ویژگیش خوشت میاد؟
بانمکه
صمیمیه
علایق مشترک زیادی داریم
خب پس میگم احتمالش خیلی زیاده...
که اونم از تو خوشش بیاد
تو دختر خیلی خاصی هستی
من اگه جای تو بودم، احساسمو بهش میگفتم
مامانم میگه: «چرا یه کار توی اورویل براش دست و پا نمیکنی؟»
منم میگم: «چرا باید...»
«خودمو واسه این یارو به دردسر بندازم...»
«فقط به خاطر اینکه وقتی بچه بودیم تو اشتباه کردی؟»
- آخه اون برادرته - آره، ولی یه آدم داغون مسته
منم نمیخوام خودمو به خطر بندازم...
اگه بخواد کاری کنه شبیه اسکلا بشم
عه، سلام توپا
سلام، توپا. حالت چطوره؟
خوبم. تو حالت چطوره؟
اعتراضی ندارم. چه خبرا؟
من میخوام که...
میخوام بپرسم که آیا امکانش هست...
که با هم غذا بخوریم؟
یه وقتی؟
البته. چی شده؟ در مورد چیزی مشورت میخوای؟
نه. من...
همهچی مرتبه؟
من زیاد بهت فکر میکنم
من ازت خوشم میاد
خب منم ازت خوشم میاد
- واقعاً؟ - البته. چرا ازت خوشم نیاد؟
من از معاشرت باهات لذت میبرم
تو مَردی، با این حال ویژگیهای برجستهی زنانهی زیادی داری
که به نظرم جذابه
عه
میشه با هم شام بخوریم؟
- آها - حالا دوزاریت افتاد، نابغه
میدونی...
توپا، به نظرم تو آدم فوقالعادهای هستی
بعد...
تو مثل خواهر کوچولویی هستی که هرگز نداشتم
خواهر؟
آره. مثل خانواده
من همیشه هواتو دارم و اگه یه وقت مشکلی داشتی...
یا یه اتفاقی افتاد که خوشت نیومد...
میدونی که من همیشه هواتو دارم
ممنون
دیگه باید برم، وگرنه مدرسهام دیر میشه
خوبه. خوبه. نه، مدرسه مهمه
کلی چیز یاد بگیر
ببین، میدونی که اون واسه تو زیادی عقل و شعورش بالاست دیگه؟
گوش نمیدم. نمیخندم
به نظرم بامزهست. تو مرد جذابی هستی، اونم متوجه شده
صحبت تموم شد. فعلاً
جذابه دیگه، نه؟
از پشت بهتره تا از جلو
تقریباً یه سال شده...
از زمانی که اتحادیه وضعیت حفاظتی...
به هوینا و گروه مهاجران ماکلانش داده
بر اساس توافقنامه، شورای اتحادیه و دولت ماکلان...
هر کدوم موظف هستن که هر سال از سیاره بازرسی کنن...
که خاطرجمع بشن که هر دو طرف به شروطش عمل کرده
به خاطر گذشتهی اورویل و آشناییش با این سیاره...
فرمانده گریسون و بورتوس رو به عنوان نمایندهی اتحادیه انتخاب کردم
دقیقاً دنبال چی باید باشیم؟
هر اثری از مداخله توسط مقامات ماکلان...
تهدید، آزار، نظارت...
هر عمل تعرض، هر چقدر هم کوچیک...
که معاهده رو نقض میکنه
بعد اگه میشه بپرسم، ماکلانها کیو میفرستن؟
تیم بازرسی اونا...
توسط یه افسر اطلاعات ردهبالا هدایت میشه
فرمانده کودان
یادتون باشه که اونا...
هنوزم هوینا رو با سوء ظن نگاه میکنن
دنبال هر نشانهای هستن که اون قولش رو زیر پا گذاشته...
که نذارن نوزادان دختر تازهمتولدشده از ماکلاس خارج بشن
کِی قراره بریم اونجا؟
دو روز دیگه. با یه شاتل فضایی میرید...
که با یکی از شاتلهای اونا...
در مدار سیاره ملاقات میکنه
مفهوم بود
فرمانده، از تنشی که...
بین ماکلاس و بقیهی اعضای اتحادیه وجود داره باخبر هستید
اونا قدرتمندترین متحد ما در برابر تهدید کیلان هستن
واسه همین نباید هیچ اتفاقی بیفته که اوضاع رو بدتر کنه
حرفم واضح بود؟
خیلی محتاط خواهیم بود، قربان
به محض اینکه بازرسیتون تموم شد گزارش بدید
هالزی، پایان تماس
میدونی که این یه مأموریت دیپلماتیکه دیگه؟
ماکلانها بدون شک اسلحه میارن
من پروتکلهای بازرسی رو بررسی کردم. فقط اسلحهی کمری مجازه
بابا، حقیقت داره؟
میخوای بری به اقامتگاه هوینا؟
آره
میشه منم باهات بیام؟ خیلی دوست دارم ببینمش
من و فرمانده گریسون وظایف مهمی داریم که باید انجام بدیم
مناسب نیست
خواهش میکنم، بابا
توپا...
ماکلانهایی اونجا میان که با تمام زنان دشمن هستن
من تو رو در معرض جهالت و تمسخرشون قرار نمیدم
میدونی، بورتوس، اون هرگز...
فرصتی نداشته که با زن ماکلان دیگهای آشنا بشه
این براش میتونه تجربهای باشه که زندگیشو عوض میکنه
نمیدونم
مراقبش هستیم. چیزیش نمیشه
لازم نیست مراقب من باشید. من خودم میتونم هوای خودمو داشته باشم
اگه فرمانده تأیید کنه، میتونی باهامون بیای
ممنون، بابا
دوستت دارم
ولی باید بهترین رفتار رو داشته باشی و از دستورات من پیروی کنی
چشم
میرم وسایلمو جمع کنم
ترجمه: thetrueali
Telegram: @Thetrueali
خیلی قشنگه
اسکنها نشون میده که شاتل ماکلانها فرود اومده
قرار بود توی مدار باهامون ملاقات کنن
فعلاً اینجا بمون
فرمانده کودان
درسته
من فرمانده کلی گریسون هستم...
ایشون هم ناوسروان بورتوس هستن
تا جایی که من میدونم...
قرار بود با هم این بازرسی رو انجام بدیم
زودتر از موعد رسیدیم
به جای اینکه وقت تلف کنیم، تصمیم گرفتیم بررسی خودمونو انجام بدیم
ظاهراً مهاجران طبق معاهده عمل کردن
شما هم میتونید بازرسیتونو شروع کنید
خب خیلی ممنون که بهمون اجازه دادید
سفر به سلامت
اینجا میمونیم که مطمئن بشیم...
اتحادیه، معاهده رو نقض نکنه
خیلیخب
ولی توی دست و پای ما نباشید
این دیگه کیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.