200 บรรทัดแรก
برو جلو گفتم برو جلو
یالا
کالسکهچی؟ - برو جلو رُزی -
...کالسکهچی چقدر تا اون هاسنپفر
یا هر چیز دیگهای که اسمشه مونده؟
هاسایامپا؟ دیگه نباید خیلی مونده باشه
یه کم میریم بالا بعد دور میزنیم بعد فقط یه تیکه میمونه تا برسیم
طبق حساب کتاب تو ما باید یه ساعت پیش اونجا میرسیدیم
تو که فکر نمیکنی ما بتونیم برسیم درسته فینک؟
شایدم همینطور باشه
نگران نباش بچه سرباز ما تو رو اونجا میرسونیم
بچه سرباز
چه دهاتی چهل مایل از مودهول به مودهول
مول کریک، دیدمنز اسکوا اشمیتز ولز
دشتهای هانگمن، هاسایامپا
آخر رینبو، فورت آپاچی
فورت آپاچی
بسوزه پدر این وزارت جنگ ناسپاس که یه مرد رو میفرسته به پاسگاهی تو این خرابشده
به هر حال من الان در کنار توام
تو تموم این سالهایی که تو اروپا بودی من ناراحت بودم
اونجا هر چی باشه بهتر از اینجاست
منظوری نداشتم فیل
فقط زورم از این میگیره که بعد از این همه خدماتی که انجام دادم حالا فرستادنم تو این خرابشده
داریم میرسیم دقیقا طبق برنامه. درسته فینک؟
دقیقا
خانم مکبین؟ - سلام، دارم میام -
سفر خوبی بود پسرها؟ - توپ توپ -
تا فورت آپاچی چقدر مونده؟
در ۳۵ مایلی جنوب اینجا انتظارش رو داشتی؟
تلگراف زدم - اوه، تلگراف -
تلگراف چیه
یه روز کار میکنن روز دیگه خرابن
در ۳۵ مایلی جنوب اینجا خانم این اطراف اصطبل گیر میاد؟
نه
بالاخره باید یه راهی برای کرایهی یه وسیلهی نقلیه باشه
یه چی؟ - یه جور وسیله -
چیزی که مناسب سوار شدن یه خانم جوون باشه نیست
کلاه واقعا قشنگیه دوشیزه
سن لوییز؟ - بوستون -
اوه، بوستون، ماساچوست؟ - بیا -
اوه خدای من
خیلی قشنگه خانم
اوه خدای من
چطوره با یه فنجون چای خستگی راه رو از تنتون دربیارید
ممنون اگه باعث زحمتتون نشه
اصلا خانم اصلا بفرمایید از این طرف
پسر با یه مشروب چطوری؟
آقایون، با یه جرعه موافقم
زنها
اینم حولهتون خودت رو تر و تمیز کن
ممنون خانم
اوه، متاسفم سرکار خانم. فکر کردم صاحب اینجاست خیلی ببخشید دوشیزه
چه کسی هستی و درجهت چیه آقا؟
ستوان مایکل اورورک قربان محل خدمت در فورت آپاچی، قربان
یونیفرمت رو بپوش آقا - چشم قربان -
حموم دیگهای هم اینجا هست آقا؟ - وسط چارتاقی قربان -
سربازها
تندتر برو تندتر برو
جانی رِب - عمو فستی -
تیمی - عمو دین -
آقایون آقایون ادبتون کجا رفته؟
گروهبان مولکای با بیمارستان سیار و گارد محافظ
برای ستوان مایکل اورورک
خیلی خوب گروهبان آزاد
آزاد اون گفت آزاد
هی. هی
چقدر براش پول دادی؟ - سی و پنج دلار -
میتونم یکی بهتر از این رو بهت بدم - این رو دادم دوختن -
به استیلش نگاه کن. یه سرباز کامل
نظر شما چیه خانم؟
شگفت انگیزه
خانم، این پسر تعمیدی منه ستوان اورورک
خیلی وقتها وقتی که دماغش خیسه میاد پیش من
خبردار
من سرهنگ تورزدی هستم و احتمالا شما رو فرستادن برای من
نه قربان - پس اینجا چکار میکنی؟ -
گارد محافظ بیمارستان سیار از فورت آپاچی برای ستوان اورورک قربان
هیچ دستوری در ارتباط با من ندارید؟ - نه قربان -
اونها از ورود شما اطلاعی ندارن
کاملا معلومه، آقا
مگه اینکه تو فورت آپاچی ...رسم باشه که
شرایط جابهجایی یه ستوان دوم رو مهیا کنن
و اون وقت یه افسر فرمانده با یه مادیون مسافرت کنه
قربان شما میتونید بیمارستان صحرایی من رو بپذیرید
ممنون قربان
گروهبان ما تا نیم ساعت دیگه راه میوفتیم - بله قربان -
به افراد مشروب بده به حساب من
ممنونیم سرهنگ - ممنون قربان -
ممکنه معرفی کنم، جناب اوبرین
اورورک قربان
اورورک ایشون دخترم دوشیزه فیلادلفیا هستن
حالتون چطوره؟
در خدمتم خانم
چهار بطری آبجو خنک، خانم
البته پشتش یه ویسکی هم میزنم تو رگ
ایست، شما کی هستید؟
فرماندهی جدید
یا حضرت موسی
نه، فرماندهی جدید هستم
خبردار
آزاد آقایون
تورزدی - سلام کالینگوود -
حالتون چطوره خانم کالینگوود؟
ممنون، اوون
و اینم باید فیلادلفیا باشه
من رو یادت نمیاد درسته؟
امیلی کالینگوود مادرت دوست صمیمی من بود
البته من خیلی در مورد شما شنیدم
ما منتظرتون نبودیم - خودم فهمیدم -
سروان یورک
من سروان یورک هستم، قربان دستور دارم که بهتون خوشآمد بگم ژنرال تورزدی
من ژنرال نیستم، سروان درجه من کاملا مشخصه
درجه من سرهنگ دومیـه
از زمان جنگ، من شما رو همیشه به شکل یه ژنرال به یاد دارم
خیلی نمکش رو زیاد میکنی شما تلگراف من رو دریافت نکردید؟
الان دو روزه که خطوط تلگراف بین اینجا و فورت گرانت خرابه
ما خطوط ارتباطی نداشتیم
دو روزه؟ تو این فرصت میشد تعمیرش کرد
از اینجا تا فورت گرانت ۱۱۰ مایلـه
پس اینجور که بوش میاد این رقص به افتخار ورود من نیست
این یه رقص جشن تولد هست قربان - جشن تولد. جشن تولد کی؟ -
ژنرال جورج واشنگتون، قربان
تشریف میبرید آسایشگاه یا میمونید؟
...خب تحت این شرایط من - دوشیزه تورزدی؟ -
سلام بابا
میکی
خانم خونه پسرت اومده خونه
پسرم - سلام مامان -
چقدر خوب به نظر میرسی اما خیلی بلندی
مایکل کنار این پسر بایست تا ببینم
دقیقا هماندازه هستید
حالا بیا اینجا بشین و همه چیز رو برام تعریف کن
مامان تو اصلا عوض نشدی حتی یه ذره
نبایدم عوض میشدم چهار سال که چیزی نیست
نکنه فکر کردی که همه موهام سفید شده؟
زن، من تو رو با پسرت تنها میذارم
ستوان مایکل اورورک، قربان
ستوان اجاره مرخص شدن رو به بنده میدن قربان؟
گروهبان یکم رورک مرخص هستن
ممنون قربان
مایکل، امروز خدا بهت رو کرده
همونطور که میدونید پسرها من آدم مشروبخوری نیستم، اما الان وقتشه
اگه الان مغازهی خواربارفروشی بازـه
مایکل عزیزم اگه باز هم نباشه، خودم با لگد در رو باز میکنم
پدر؟
صبح بخیر
اشکالی نداره
به جز من کسی اینجا نیست دیگه داشتم میومدم پایین
شما میخواستید من یا پدرم رو ببینید؟
خب در واقع هیچکدوم
من داشتم کارت شغلیم رو پخش میکردم
اوه چقدر خوب
اما اگه نمیخواستی من رو ببینی
منظورم اینه که اگه نمیخوای ما رو ببینی
پس چطور میخواستی کارتت رو تحویل بدی؟
من نگفتم که نمیخواستم شما رو ببینم
خودت اینطور گفتی
من پرسیدم که تو میخوای من رو ببینی یا پدرم رو
و تو دقیقا این کلمهها رو گفتی "خب در واقع هیچکدوم"
خب در واقع منظورم این بود که انتظار دیدن هیچکدومتون رو نداشتم
مگه انتظار داشتی کی رو اینجا ببینی؟
بالاخره این ما هستیم که اینجا زندگی میکنیم
چرا نمیشینی؟
صبح بخیر، صبح بخیر همراه رقص خوشگل من
صبح بخیر قربان - راحت باش میکی -
خبرهای بدی برات دارم تو به دستهی من واگذار شدی
مایکل شانون اورورک ستوان ارتش ایالت متحده
واقعا داری کارتهات رو پخش میکنی میکی؟
اون میتونه بره به همون پخش کارتهاش برسه
اون نمیتونه این کار رو بکنه این رو قوانین میگن
یه افسر به محض اینکه به یه پست جدید فرستاده بشه
باید در اولین لحظهی ممکن خودش رو به افسر فرماندهش معرفی کنه
اون کارتهاش رو پخش میکنه
اون یه کارت رو هم برای هر خانمی که تو خانوادهی افسر فرماندهی هست میذاره کنار
همهی افسرهای دیگهای که تو پاسگاه هستن
یه کارت تو آسایشگاه افسر تازهوارد میذارن
درسته. حالا فهمیدید؟
یعنی اومدن اون به اینجا فقط از روی دستور بود؟ - فقط همین. یه دستورـه -
اما تو آییننامه نیومده که ...دختر یه افسر باید
تو ایوون خونه با لباس شب یه کارت دریافت کنه
پیف پیف. این لباس شب نیست این یه لباس خوابـه. اینطور نیست؟
من نمیدونم - به هر حال من که کارتی دریافت نکردم -
کارتت رو بهش بده، میکی
اوه فهمیدم، دوشیزه تورزدی
ستوان انتظار داشتن دم در کسی رو با سینی نقرهای ملاقات کنن
چی؟ - سینی نقرهای -
اون کارت رو توی اون پرت میکنه و با عجله دور میشه
شما احیاناً از روی تصادف یه سینی نقرهای ندارید؟
یه سینی نقرهای؟ وسایل ما حتی هنوز نرسیدن
من دیشب تو جَل اسب خوابیدم
!خبردار گروهبان یکم اورورک قربان
آزاد
تو گفتی اورورک؟ - بله قربان -
ظاهرا اینجا پُر از اورورکـه
شیپور احضار افسران رو بزن
احضار افسران؟
چند وقته که توی ارتشی اورورک؟
توی ارتش ایالات متحده؟ پونزده سال قربان
پس حتما اسم احضار افسران رو شنیدی شیپور رو بزن
بله قربان
No comments yet. Be the first to leave one.