200 บรรทัดแรก
MAZDOSHT
میاموتو موساشی
موساشی واستا
اونا شاگردای یوشیوکا هستن چه بی ادب -
اون شاگرد یوشیوکا دوجو ئه
موساشی واستا
واستا عجله نکن
میاموتو موساشی
اون آقای میاموتو نیست که محاصره شده؟
چرا خودشه
گن ایچیرو ، اون آقای میاموتو ست آقای موساشی
تو هم اینجایی
مطمئن شو که سر ِ وقت حاضر میشه
واستا موساشی
جلومو نگیر
گمش نکنیم
مطمئنم که از دروازه رد شد
خواهر
استاد ازتون یه خواهشی داریم
ما برای گرفتن انتقام مرگ ِ پدرمون به یه مربی هنرهای رزمی نیاز داریم
ما راجع به شما شنیدیم و اینجا تا کیوتو اومدیم دنبالتون
خونه ی ما ...
نه نگو من اسمتونو نپرسیدم
اینهمه راه تا اینجا اومدی به خاطر انتقام مرگ پدرت؟
بله
تلاشتونو تحسین میکنم اما نمیتونم کمکتون کنم
نمیشه به ما تمرین بدین؟
میدونی
من یه مبارزه با نماینده ی مدرسه ی یوشیوکا دارم
توی معبد ایچی جوجی
ایچی جوجی؟
یه نامه ی دعوت به مبارزه به دستم رسیده
زندگی من ، فردامو ضمانت نمیکنه
گن ایچیرو
خواهر ! هنوز نیومده
فکر نکنم پیچو اشتباه اومده باشیم
نه ، مطمئنم این ایچی جوجیه
اوه اونجارو اونی که به کاج آویزونه
ما تو مکان درست هستیم شک ندارم هر لحظه ممکنه از راه برسه
من شنیدم یوشیوکا ماتاشیچیرو فقط 19 سالشه
پدرش سیجورو و عموش دنشیچیرو
هردوشون با آقای موساشی دوئل کردن و باختن
این یه مبارزه ی از رو کینه ست
فکر میکردم یه استاد هنر رزمی معمولا با همچین مسابقه ای موافقت نمیکنه
یعنی استادی مثل موساشی دلیل بخصوصی داره؟
نه
اوه استاد
کسب آگاهی بوسیله ی قلب و تمرین دقیق هنرهای رزمی
و باقی موندن ِ بر مسیر حقیقت بدون داشتن تردید طریقت ِ درست ِ شمشیرزنیه
این طریقت جنگجوهاست
پشیمونی و غبطه فریبکاری های شیطان هستن
اما یوشیوکا داره نقشه میکشه که ...
نگران نباش
اگه قصد واقعی خودتو بدونی
و از راه درست ، شمشیرزنی رو تمرین کنی
جایی واسه تردید نمی مونه
بله
نرو
چه شخصیت مثبتی
شک ندارم دوباره برنده میشه
بریم خواهر
اوه اون گفت نزدیک میدون مبارزه نیاین
بریم اقلا از راه دور نگاه کنیم
حتما موساشی میخواد از حقه ی معمولش که دیر سرقرار اومدنه استفاده کنه
استاد دنشیچیرو و سیجورو هم هردوشون کلی منتظر موندن
بعد موقع مسابقه تعادلشونو از دست دادن و مبارزه رو واگذار کردن
واسه همچین چیزی ما دوباره تن به شکست نمیدیم
آقای ماتاشیچیرو بیاین نهار بخوریم بعد منتظرش بشیم بیاد
منتظرت بودم ماتاشیچیرو
استاد
تبریک میگم
میدونستم شما برنده میشین فرقی هم نداره چند نفر بهتون حمله کنن
با این دفعه، سه مرتبه میشه که یوشیوکا رو از میدون بدر کردین
استاد
این راه کوتاهتره تا کیوتو
استاد تبریک میگم
باید خسته باشین
حمامو براتون آماده کردم
میشه لطفا بیاین داخل؟
از اینور لطفا
برای شستن دستاتون
یه چیزایی راجع به انتقام پدرت میگفتی
بله پدرمون
نمیتونم
من شمشیرزنی رو برای انتقام ، آموزش نمیدم
شمشیرزنی یه طریقته
طریقت سلحشوری
نه یه ابزار راحت برای انتقام
کسی که به قصد انتقام دنبال یادگیری شمشیرزنیه
مثل تاجری می مونه که به قصد سود و منفعت دنبال محصولات میره
با گم شدن تو مهارت های ظاهری ِ شمشیرزنی
و محدود کردنش به عنوان یه ابزار معمولی
چطور انتظار داری طریقت حقیقی رو درک کنی؟
بله متوجهم
متوجه ِ چی هستی؟
ما خیلی درگیر انتقام شدیم
جوری که فراموشمون شد چیو باید یاد بگیریم
میفهمم که انتقام رو باید تا آخر به تعویق انداخت
لطفا طریقت راستین رو به ما آموزش بدین
طریقت راستین ، فراسوی برد و باخته
اما باور کردن پیروزی ، اولین چیزه
بوسیله ی پیروزی ، طریقت ، خودش رو به شما آشکار میکنه
فراموش نکنین
حتا وقتی شمشیر به دست دارین ذهن مثل همیشه باید در آرامش باشه
ذهن رو باز و راحت نگه دارید نذارین تند و کند بشه
در حالت میانه نگهش دارین و کاری کنین باثبات باشه
بیا
خوبه
اگه ذهن ِ بیرونی ضعیفه ذهن ِ درونی رو قوی نگه دارید
حتا وسط غوغای جنگ هم ذهن نباید حرکت کنه
بیا
چشم ها خطا میکنن
تمرکز چشمهاتون تو طریقت شمشیرزنی مهمه
کاملا باز نگهشون دارید
چیزی که در دوردسته ، نزدیک بیارین
و چیزی که نزدیکه رو به دور ببرین
به هردو طرف نگاه کنین بدون اینکه تخم چشماتونو حرکت بدین
یادتون باشه
حالا ، گن ایچیرو
و تو . بیا
حالا بیا جلو
دوباره
این مبارزه نیست فقط یه تمرینه
آره شبیه تمرینه
برادر ، برادر! بچه های نونومیا اینجا تو کیوتو هستن
خودشونن؟
حتما اومدن دنبال ما میگردن
اما یه آدم پر دردسر پشتشونه
کی؟ اون کیه؟
میاموتو موساشی داره کمکشون میکنه
چی؟
مردی که دودمان ِ یوشیوکا از کیوتو رو تباه کرد داره کمکشون میکنه
برادر
اونجا رو نگاه کن
مدرسه ی شمشیرزنی ِ ساساکی کوجیرو سبک ِ گان
بچه های نونومیا اومدن کیوتو دنبال انتقام گرفتن از ما هستن
از استاد ساساکی کمک میگیری؟
اگه استاد کمکمون کنه دیگه چیزی زیر این آسمون نیست که بخواد ما رو بترسونه
گوش کن او ایچی یه لطفی به دو تا برادرت بکن
به نجات جون ما فکر کن و از استاد تقاضا کن
او ایچی ! این کارو میکنی؟ خواهش میکنیم
خواهش میکنیم ازت
شما از اون دو تا جوونک بچه های نونومیا ترستون گرفته؟
ترس ما از بچه های نونومیا نیست
از کسیه که کمکشون میکنه
کی کمکشون میکنه؟
اوایچی کسی که کمکشون میکنه میاموتوست
میاموتو موساشی داره به بچه های نونومیا کمک میکنه؟
بهمین خاطر کمک استادت رو لازم داریم
استاد ساساکی تنها کسیه که میتونه موساشی رو تو مبارزه شکست بده
اون از موساشی نمیترسه
یا شایدم از موساشی کناره گیری میکنه
همون موساشی ای که تبار یوشیوکا رو از بین برد
خفه شو
تکنیک شمشیر زنی موساشی یه سبک دهاتیه که حتا ارزششو نداره راجع بهش حرف بزنم
حواست باشه چی میگی
گن ایچیرو
بعد از امشب تا یه مدتی نمیتونم بهت آموزش بدم
فردا میخوام برگردم به گوشه نشینی توی ساگا
یه مدتی نمیبینمتون
خیلی سریعه
شمشیر با چاقو فرق میکنه
اگه سرعت برات اهمیت پیدا کنه
گمراه میشی و نمیتونی درست با دشمنت مقابله کنی
ذهنتو باز بذار آخرین مهره ی کمرتو کِش بیار بعد با قدرت بچرخ
اگه خودتو با جزییات گیج کنی
و حالت باز بودن ذهنتو از دست بدی
شمشیر به هدف اصابت نمیکنه
به حریف این شانسو بده یه حمله ی متقابل داشته باشه
ذهنتو باز بذار آخرین مهره ی کمرتو کِش بیار بعد با قدرت بچرخ
با قدرت
بیا جلو
خوبه
دوباره . با قدرت بچرخ با قدرت بچرخ
کمک شما به برادرم اونا رو صدمرتبه قویتر میکنه
و دیگه جای نگرانی براشون نمی مونه
اگه مساله فقط نونومیا بود من با کمک کردن بهشون موافقت نمیکردم
هدف من موساشیه
البته ، ما هم اگه فقط قضیه ی نونومیا بود از شما کمک نمیخواستیم
البته ، متوجهم
حرف موساشی تو همه ی شهر پیچیده
اونم از وقتی که تموم مدرسه ی یوشیوکا رو شکست داده
دلم میخواست یه روزی ببینمش
فرصت خوبیه واسه من
مهارت های موساشی از مهارتهای من بالاتره یا
شمشیرزنی من به اون میچربه؟
قول میدم که مبارزه ی قرن رو پیش رو داریم
خب ، تنها آرزوم اینه با موساشی دوئل کنم
و شما هم از شر نونومیا خلاص میشین
بله
خیلی خب
میریم بچه های نونومیا رو با یه حمله ی غافلگیرکننده میکشیم
البته موقعی که موساشی اونجا نباشه
اول اون بچه ها رو بکُشین تا موساشی بهم بریزه
ما هم مخفی میشیم و سعی میکنیم تهییجش کنیم
ارواح مثل یه جنگجوی برجسته اونو هدایتش میکنن
تا ما رو پیدا کنه
پس وقتی که تو موقعیت ضعف قرار گرفت من میتونم بهش حمله کنم
بهترین مبارز تو دنیا موساشیه یا کوجیرو؟
استاد ، استاد
No comments yet. Be the first to leave one.