161 บรรทัดแรก
دنياي انيمه تقديم ميکند
رسيديم
فهميدم، باد با عطر و بوي اون مخلوط شده
بوي بديه
اين بهترين قسمتشه
اگه احساس دلبستگي مي کني، مي توني با من به مدرسه بياي برادر بزرگ
شايد بعد اومدم
تو خودت مشکلي نداري ؟
من خوبم
بعد مي بينمت
!لطفاً بس کن، چيزارو-سان
اوه؟ آخه چرا ؟
چرا ؟
...ما توي فضاي باز هستيم، اينجا نزديک مدرسه هستش
!و هوا هم روشنه
خب چي ميشه مگه ؟
...اگه يه نفر ما رو اينطوري ببينه
چه اهميتي داره ؟
!من خوشحال ميشم که بهشون نشون بدم
...کوتا-کون، چرا اون حرف رو زدي
!وقتي که-خيلي زياد-اين قسمتشو-دوست داري
خداي من، مشکلت چيه، کوتا-کون ؟
...موضوع اين نيست
نگو که ... تو ديگه با سينه هاي چيزارو حال نميکني؟
سي... سينه ها ؟
...انگار من ديگه هيچ راهي ندارم
راهي نداري ؟
مي خواي با اين قسمت حال کني؟
!!!ما نمي تونيم
بيا، کوتا-کون بذار ما دوتا يک خانواده شاد رو به وجود بياريم
!خوش آمديد
!گوشت هاي امروز خوشمزه هستند
...گوشت هاي دنده خوشمزه هستند
امم، ببخشيد... خانم ؟
!هي، بذار يکم استراحت کنم
!ببخشيد! متاسفم
خانم، بعد از خوردن اين همه غذا
نگو که هيچ پولي نداري بدي
هي، گوش ميدي ؟
!پول، پول
هي، همينطوري هي نخور
اينها رو اون خورده ؟
خانم، مي گيري چي ميگم ؟ !پول، پول
مي فهمي ؟
اين درست نيست، اون شبيه غريبه ها هستش
...اما اون چهره يه
!با توام، بس کن ديگه، پولش رو بده
تو اونو ميشناسي ؟ پس مي توني پولشو حساب کني ؟
...نه، من
لطفاً، خواهش ميکنم
اون يه جورايي شبيه چيزارو-سانه
نمي تونم اون رو به حال خودش رها کنم، مي تونم ؟
فکر مي کردم تو کمکم مي کني
اگه نتونم اين گوشت ها رو بفروشم حتي نمي تونم سال جديد رو جشن بگيرم
من زن و بچه هام توي خونه گرسنه هستند
امم، چقدر ميشه ؟
8000 yen
8... 8000 yen?!
چي؟ اگه پول همراه خودت داشتي بايد زود تر ميگفتي
چند لحظه صبر کن
...امم، تو مي توني
بفرما، بقيه پولت بازم بيا
من نوزومو هستم ازوموري نوزومو
ازوموري نوزومو ؟
و تو ؟
من ؟ من اُيامادا کوتا هستم
کوتا
...هي، آيا تو واقعاً يه
اين نشانه قدرداني منه
قدرداني ؟
کوتا، تو بهم کمک کردي، من خوشحالم
يه نشانه از قدرداني
چي ؟
من به خاطر ميسپارم
من عطر تو رو به خاطر ميسپارم
!هي، تو
نوزومو بعد ميبينمت، کوتا
من اون دختر رو توي مدرسه نديدم
اگه اونا به طور معمول در اين شهر زندگي مي کنند پس چرا ما متوجه اونا نمي شيم ؟
پدر بزرگ، شهر واقعاً پر از رمز و رازه
!صبح بخير، کوتا-کون
چرا... چرا... چرا چيزارو-سان... چيکار ميکني
تو خيلي بدي! از يه دختر مي خواي که بگه چيکار ميکنه؟
چيزارو-سان! کِي و چطوري اومدي داخل ؟
صورت خواب آلودت خيلي با نمک بود
!اينطور نيست
!خداي من، تو خيلي پُر دل و جراتي
هي، ناراحت نباش، کوتا-کون
چطوري اومدي داخل اتاقِ من ؟
هي، هيچ جايي وجود نداره که يه روح نتونه واردش بشه، درسته ؟
!فقط شوخي کردم
اونجا خوابگاه مدرسه هستش پس من کليدها رو واسه يه مدتي از اتاق کارمندان قرض گرفتم
حواست باشه برشون گردوني
تو از من مي خواي کليد عشقي رو که قلب هاي ما رو به هم پيوند ميزنه برگردونم ؟
منظورت چيه از، "کليد عشق" ؟
!اوه آره، درسته
!پسر کليدِ، و دختر سوراخِ کليد
!هر وقت دوست داشتي دَرَم رو باز کن
!اون قبلاً هرگز باز نشده
!تو، تو نمي توني اين کارو بکني !اونم اولِ صبح
...نه، يعني... هردوتامون تازه دبيرستاني هستيم
...اما، نه، پس، امم
!کوتا-کون دَستات خيلي گرمه
!متاسفم
!اوه، خداي من
!چ چ چ چيکار داري ميکني ؟
...چيزارو مي خواد همه چيزش رو بده
!اون همه چيزِ کوتا-کون رو مي خواد
!اون ديگه نمي تونه بيشتر از اين تحمل کنه
!چيزارو-سان! نه، ما نمي تونيم اين کارو بکنيم
...همه
اوه، درمورد اونا حرف مي زني ؟
چي ؟
من اين مکان رو بَستم
بَستي ؟
هيچ کس نمي تونه بياد داخل پس فقط ما دوتا اينجا هستيم
امکان نداره
پس ديگه نيازي نيست از چيزي ناراحت باشي
هيچ کسي دخالت نمي کنه، اينجا فقط چيزارو-سان و کوتا-کون هستن
!صبر، صبر کن
!واقعاً من ديگه نمي تونم صبر کنم
...من بالاخره دارم پله هاي بلوغ رو طي ميکنم !متاسفم، پدر بزرگ
!من مي خوام بخورمت
امکان نداره
!هي، تو
!امکان نداره! چطور؟
!چيزارو-سان
!لباس هات رو بپوش
!اوه نه، من ديگه نمي تونم در اين شهر زندگي کنم
!داري چيکار ميکني ؟
خوبه خوبه، درست توي جاده اي که به مدرسه ميره عشق بازي ميکنيد ؟
اين فراتر از انتظار منه
اين فراتر از تصور منه
!کثيف!کثيف! شما خيلي کثيفيد
!اويامادا-کون، تو شهوت پرست و بي حيايي
اويامادا-کون، تو شگفت انگيزي
!فراتر از انتظارات مني
!درست قضاوت کن
همان طور که از پادشاه بزرگ شهوت انتظار مي رفت
!منحرف، هرزه، و قاتل زنان بزرگتر از خودش
!اون همه جا و در هر زمان شهوتي ميشه
اگه من خيلي بهش نزديک بشم ممکنه باردار بشم
!کافيه ديگه، با هَمَتونم
اوه ؟ اما اينا همش حقيقته
خب، اون در برابر سينه هاي خوشگل يکم ضعف نشون ميده پس شايد يه خورده منحرف باشه
!اين درست نيست
!اما اون با دختر هاي ديگه لاس نمي زنه
!کوتا-کون به چيزارو علاقه داره !اون فقط به من نگاه ميکنه
...آره، حالا که اينو گفتي
اين درسته که ما نديديم کسي به غير از چيزارو کوتا رو روي زمين فشار بده
پس، اينکه ميگن قاتل زنان هستش يه شايعه بود ؟
!اين ممکنه درست باشه
کوتا
!هي
!آه! اون بغلش کرد
!کوتا-کون
!چي شده ؟
معني اين کارا چيه ؟
!مي دونستم! مي دونستم! مي دونستم
!يعني چي ؟ داشتي ما رو گول مي زدي؟
!نــــــــــــــــــــه
No comments yet. Be the first to leave one.