200 บรรทัดแรก
ترجمه شده توسط ?.S.A.A
خانم پتيگرو، از سرخودي و گستاخي شما بهم هشدار داده بودن
"و وقتي بهتون لقب "آخرين مورد سرپرستي رو دادن بايد ميدونستم
اما هيچ ايدهاي در مورد رفتار کاملاً نامناسبتون نميدونستم.
.- شما اخراجي اما، خانم برومگن... -
!برو - يه فرصت ديگه بهم بديد... -
خدانگهدار، خانم پتيگرو.
کارمزد يه هفته رو طلبکارم.
خانم پتيگرو براي يک روز زندگي ميکند
!واقعاً متاسفم! عذر ميخوام - !اوه، نه! وسايلم -
!وسايلم - .بذار بهتون کمک کنم -
!به خاطر اين منو برميگردونن به زندان - .اوه -
.اوه، چيز جدياي نيست ...خب، وقتي ميگم جدي، من
.نه
...وايستا! وسايلـ
!وسايلت
!متاسفم
گري؟
ايدث، اگه بتوني فقط دو ثانيه ...دستهات رو ازش بکشي
.خودمون تاکسي ميگيريم، ممنون
!شيطنت آميزه
.بيا از اينجا بريم، گري
.واشبرنز، جين. پنج سال
.دختر دوست داشتنيايه - .تو پارک گم شده -
.استقلال .اين چيزيه که تموم دخترها نياز دارن
براي شيش ساعت؟
.پسرهاي راندل، جان و رابين
"سرهنگ جانسونِ بازنشسته شده از جنگ به کف بيرون فروشگاه فورتنوم و ميسون،
"در حال فرياد زدن "نازيِ جنگ طلب چون که" دارم نقل قول ميکنم...
"خانم پتيگرو فکر کرد که اون يه جاسوس آلمانيه."
.يه جک کوچولو
."آمبولانس اومد پليس اومد."
.بله. و حالا خانواده برومگنها
خانم پتيگرو، تو زمان خاصي .داريم زندگي ميکنيم
.خداي من، هر روزي ممکنه يه جنگ راه بيفته
فکر ميکني کار پيدا کردن آسونه؟
.نه، نه. مطمئناً نه، خانم هولت
...اما خانم برومگن
خب، به شراب شيرين علاقه داشت، .اگه منظورم رو ميفهميد
به عنوان دختر کشيش، يه .جورايي نامناسب ديدمش
.نه، اون شما رو نامناسب ديد، خانم پتيگرو
.و اون، متاسفانه، موضوع تکراريايه
خانم هولت؟ - بله، جيلي؟ -
.از طرف خونهي لافوس ديشب زنگ زدن .هنوز دنبال کسي هستن
ممنونم. بله. يه لحظه .بيشتر طول نميکشه
.يه آدم ميتونه عوض بشه
.هيچ نشونهاي ازش رو نديدم
.ميتونه از نوشيدن دست برداره
مشتريهاي ما بر اساس نيازهاي شما تغيير نميکنن، خانم پتيگرو،
!تو براي اونا تغيير ميکني
.دارم سعي ميکنم، خانم هولت. واقعاً
.يه فرصت نهايي بهم بديد .ازش پشيمون نميشيد
.خانم عزيز من، همين الآنش هم دادم .سه بار
متاسفم که الآن براي شما چيز .مناسبي نداريم
.روز خوش، خانم پتيگرو - فردا برگردم؟ -
.احتمالش خيلي کمه که فرق کرده باشه
روز بعدش؟
.فقط اگه ميخواي قدم زدن رو تمرين کني
.خانم هولت. خواهش ميکنم، بهتون استدعا ميکنم
به، خانم هولت؟
خانم دارلينگتون اين هفته کارش با کارول لامبار تموم ميشه، نه؟
براي عمارت لافوس عاليه، اينطور فکر نميکني؟
.فکر ميکنم انتخاب عالياي ميشه
ميشه پروندهش رو براي من بياري؟
.حتماً
.ممنونم
.گفتم روز خوش، خانم پتيگرو
.روز خوش
.عاليه
.سلام
.از آژانس خانم خانم هالت اومدم
ساعت چنده؟
.پنج دقيقه از 10 گذشته
10؟ - .پنج دقيقه گذشته -
صبح؟ - .همينطوره -
!اوه، خدايا
!اوه، خداي من، اينجا رو ببين
.بهم گفته بودن که انتظار من رو ميکشيد
آژانس استخدام خانم هولت؟
.دقيقاً درسته، عزيزم .و تقريباً ديره
.بهم اجازه بديد
!ايول
ساعت؟
.شيش دقيقه از 10 گذشته
بازم کمکي از دستم بر مياد؟
نه مگه اين که بتوني فيل رو در عرض .دو دقيقه ديگه از تختش در مياري، نه
با پسرهاي شيطوني که بيش از .حد ميخوابن زياد سر و کله زدم
تو هم همينطور، ها؟
!فيلم! وقتشه که بيدار شي، عزيزم
!لعنت بهش - .بهم اجازه بده -
ميتونم پسرت رو بيدار کنم .و سريع لباس تنش کنم
ميتوني؟ واقعاً؟
.حتماً - .فرشتهاي -
هيچکس نبايد رفتار بچهگونه .رو قبول کنه، همينه
.فقط بايد بدونن کي رئيسه
.در اول طبقه بالا
فيليپ؟
!بلند شو و بدرخش، فيليپ
همونطور که به مادرت گفتم، اجازه .هيچ رفتار بچهگونهاي رو نميدم
!پسر شيطون، بيدار شو
.يه جورايي بيدارم، همونطور که ميتوني ببيني
!اوه، خدايا
ببخشيد، خانم لافوس، ميتونم باهاتون صحبت کنم؟
...خانم لافوس
!اوه، خدايا
...بهش جواب بده، ميشه؟ اگه نيکه، بهش بگو .بهش بگو که من مُردم
صبح بخير، خانم هولت هستم، از .آژانس استخدام خانم هولت
فقط زنگ زدم که بگم يکي از بهترين خانمهاي .ما تو مسيرش براي رسيدن به شما هست
الو؟
!نه، نه، نه، نه، نه، نه .لازم نيست
.متاسفانه خانم لافوس مُردن
.خدانگهدار
.واقعاً کاراي آشپزخونه رو انجام نميدم
با فيل موفقيتي داشتي؟
...خيلي متاسفم، خانم لافوس - .دليسيا -
دليسيا، متاسفانه سر وقت مهمونتون .در حالي که تو وضع طبيعي بود رفتم
.متاسفانه احساس اوليت بنديش رو به هم ريختم
.اوه، نه، فيل از اونا نداره
اون از چيزي که انتظار داشتم .پسر خيلي بزرگتريه
.اوه، متوجه شدي همينطوره، نه؟
...آه
الو؟
!عزيزم
واقعاً؟
.تو هم همينطور
.تو کلوپه
.در عرض 10 دقيقه مياد اينجا .اوه، خدايا
کي؟ - .نيک -
يه مَرد ديگه؟
.خب، البته يه مَرد ديگه
.لعنتي
.متاسفانه يه سوء تفاهم پيش اومده
حالا واضحاً دارم مشکل رو ميبينم .و واقعاً مجبورم که برم
ميبيني؟
ببخشيد؟ - مشکل رو ديدن. واقعاً؟ -
.خب، آره - .ميدونستم -
از همون لحظه که چشمم بهت افتاد، ميدونستم که ميتونم بهت اعتماد کنم. ميتونم، نه؟
.بله، ميتوني - .ممنونم -
.ممنونم. تو زندگي من رو نجات دادي
دادم؟
يه حمله دو جانبه کار رو راه .ميندازه. بيا بريم
ولي فکر نميکنم که بهتر .باشه اسم نيک رو بياري
.يا مايکل رو - مايکل؟ -
اون پسرته؟ - .پسرم؟ خدايا، نه -
.مايکل ميخواد باهام ازدواج کنه
يه مَرد ديگه؟
لازم نيست همسايهها رو .در موردش بيدار کني
.تازه، فقط سهتاست
فيل ترجيحاً راحته که کجا .لباسهاش رو در بياره
.اون تهيه کننده تئاتره .خب، پدرش هست
فيلم اولين نمايشش رو تو تئاتر امباسادورز .داره. من نقش اصلي هستم
...خب
.مطمئنم که الآن ديگه دارمش
.دوباره سلام
.خيلي در مورد ديدار قبلي متاسفم .فکر ميکردم کس ديگهاي هستي
.باعث راحت شدن فکره، فکر کنم
از ديدنت خوشحال شدم، خانم عزيز، اما تو ديگه کي هستي؟
اون کيه، خوشگله؟
...اون، ام
.ميدوني، خودم هم خيلي مطمئن نيستم
.پتيگرو. گونيوير پتيگرو
.گونيوير
.گونيوير
آره، اما کيه؟
تو اين اتاق خواب خاص چيکار ميکنه
در حالي که تو داري
زير اون لباس شب خوشگل ميدرخشي، نميدوني؟
...ما
.يه قرار نامزدي داريم - .يه قرار ملاقات -
.يه قرار ملاقات. قرار ملاقات مهم - ...حتماً همينطوره. حتماً در عرض 20 -
...دو - .بيست و دو دقيقه -
بيست و دو دقيقه نه، .گونيوير، عزيزم. دو دقيقه
چي ديگه مهمتر از
يه ساعت تو تخت با فيلپ جوون باشه؟
اشکالي نداري، داري، گونيوير؟
يه خرده همهي اينا براي من تازهست، .و خيلي خوش ميگذره
.تازه، تا وقت ناهار چيزي ندارم
.برگرد تو تخت، خوشگله
.عزيزم، عزيزم، خيلي دوست دارم، اما نميتونم
.بيخيال، بهم گفتن براي خماري درمان خوبيه
.نمايش لباس زير اديث ساعت 11 شروع ميشه
به هر حال، ديگه نبايد آماده شي؟
با کي ناهار ميخواي بخوري؟ - .هيچکس، واقعاً -
.شارلوت وارن - خرگوشه؟ -
چرا؟ هويجهاش تموم شده؟ - ...عزيز دلم -
.اما تو گفتي نقش اصلي مال منه !فيل، عزيزم، تو قول دادي
.هست. هست. مطمئنم که هست .تو هموني، عزيزم
فقط بايد به بابايي روشن کنم قضيه رو،
.کارهاي پرداخت و اينا رو انجام بدم
.ميدوني، اون ميخواد اون دختره رو ببينه .ظاهراً صداش فوق العادهست
.اگه صداي آژير حمله هوايي رو بخواي
.فقط ناهاره، عزيزم .بيخيال شو، دليسيا
به ياد تهيه کنندهت بنداز که چرا براي چنين .نقش احساساتياي مناسب هستي
همون شارلوت وارنِ بازيگر؟
ميشناسيش، چيه؟
.اتفاقي ديشب تو خيابان شافتسبوري ديدمش
با کي؟ - کي باهاش بود؟ -
.يه مَرد - تهيه کننده؟ -
يه آدم مفت خور؟
نيم رخ حال به هم زن؟
No comments yet. Be the first to leave one.