200 บรรทัดแรก
ببخشید
این اطرف کجا میتونم یه تاکسی پیدا کنم؟
بذار ببینم.... این طرفا؟
نه نمیدونم
مهم نیست، یه کاریش میکنم ممنون
ببخشید
مسیرتون کجاست؟
هتل دوبره نزدیک شهرداری
مسافر هستین؟
بله در پاریس زندگی میکنم
مرتب به نانت میاین؟ نه اولین بارمه
برای کار؟
بله، من روکش مبلمان طراحی میکنم
معمولا توی خونه کار میکنم، اما بعضی وقتا لازمه با سفارش دهندهها ملاقات کنم
ببخشید در از داخل باز نمیشه
خیلی ازتون ممنونم
کِی قراره به پاریس برگردین؟ فردا
خدانگهدار
از اقامتتون لذت ببرین
ببخشید
حتی خودم رو معرفی نکردم من گابریل هستم
من امیلی هستم
ممنون
ممنون بخاطر امشب بخاطر این گفتگو
بخاطر اینکه من رو رسوندی بخاطر اون شراب فوقالعاده
بخاطر صورتحساب که وقتی حواسم نبود پرداخت کردی
و بخاطر اینکه خاطره خوبی از نانت برام به جا گذاشتی
اگه اجازه بدی
مایلم خاطره آخر رو هم برات به یادگار بذارم
معذرت میخوام
نه احتیاجی به معذرتخواهی نیست
بهت حق میدم باید اقرار کنم که...
ازت بدم نیومد
بنظرم مرد جذابی هستی اما...
اما؟
بهتره این کار رو نکنیم
با کسی رابطه داری؟
آره
ببین، پس بذار باهات صادق باشم
منم با یه نفر دیگه زندگی میکنم
اون بوسه فقط يه جور...
بوسه خداحافظی بود به این معنا که...
...از اینکه این چند ساعت رو با هم گذروندیم واقعا لذت بردم
یه بوسه بدون عواقب بعدش؟ آره
منم تو همین فکر بودم پس چی مانعت شد؟
یه داستان
یه داستان؟
برای خودت پیش اومده؟
نه، برای یه نفر که میشناسم
و بخاطر همین نمیخوای امشب منو ببوسی؟
بعضی از ماجراها روت تاثیر میذارن حتی اگه خودت نخوای
دوست داشتم برات تعریف کنم تا منو ببخشی
اما خیلی شخصیه
و دیر وقته
امیدوارم درک کنی
خدانگهدار
یعنی نمیخوای اون داستان رو برام تعریف کنی؟
گفتی خیلی شخصیه ...اما
من که اونا رو نمیشناسم...
...در ضمن قرار نیست دوباره همدیگه رو ببینیم، درسته؟
خیلی کنجکاو شدم
میخواستم برم بخوابم فقط خلاصهش رو بهم بگو
اگه بخوام بطور خلاصه بگم در مورد یه دختر شاده
مشکل بشه گفت یه نفر احساس خوشبختی میکنه یا نه
اما فکر کنم همه چی براش خوب پیش میرفت
اون در پاریس زندگی میکنه و همسن منه
فکر نکن خودم هستم و پشت سر یه نفر پنهان شدم
اسمش جوديته و اصلا شبیه من نیست
عاشق کارش بود
در آزمایشگاه کارهای تشریحی و تحقیقاتی انجام میده
یا یه همچین چیزی
بيشتر از این خوشحال بود چون مجبور نبود کار کنه
کلودیو، شوهرش پیشنهاد کرده بود دست از کار بکشه
چون درآمد خوبی داشت، از خانواده ثروتمندی بود و بهش کمک کرده بودن یه داروخانه بخره
اما پیشنهاد شوهرش رو رد کرد چون خیلی زحمت کشیده بود تا به اینجا برسه
نمیخواست خانه داری کنه
حداقل فعلا نه
میخواست در صورت بچه دار شدن دست از کار بکشه
حداقل برای مدتی چون هردوشون بچه میخواستن
بله، خوشبخت بود
بین دوستان جودیت یکیشون از بقیه خاصتر بود
اونو از زمان دبیرستان میشناخت
تمام رازهاشونو بهم میگفتن
معشوقه های همدیگه رو میشناختن
کلودیو شنبه ها کار میکرد بخاطر همین جودیت و نیکلا همدیگه رو میدیدن
در مورد هفته ای که گذروندن صحبت میکردن در مورد مشکلات شون
در مورد شادیهای کوچک و بزرگشون در مورد زندگی
احساسات، خواسته ها، همه چی
جودیت از اینکه نیکلا به راحتی بهش اعتماد میکنه لذت میبرد
این اعتماد و صراحت...
باعث میشد محرمانه ترین رازهاش رو با اون درمیون بذاره
واقعا از این کار لذت میبرد
واقعا از این کار لذت میبرد
این جودیت بود که لوئیز رو به نیکلا معرفی کرد
خیلی زود باهم صمیمی شدن
واقعا صمیمی
دو سال بعد، وقتی لوئیز ...شغلی در خارج از کشور پیدا کرد
...از هم جدا شدن
اما دوستیشون پابرجا موند
جودیت نگران نیکلا بود
اما بنظر میرسید مشکلی با این قضیه نداره و جودیت رو تحت تاثیر قرار داد
اما چند ماه بعد وقتی باهم بودن دیگه اون احساس سابق رو نداشت
احساس کرد نیکلا چیزی رو ازش پنهان میکنه
تابحال این اتفاق نیفتاده بود
تا اینکه یه روز...
...فکر کنم یه پنجشنبه حدود یه ربع به چهار بود
ببخشید... الان برمی گردم
بله، خودمم
ببخشید مزاحمت شدم ...میدونم سر کاری، اما
...میخوام هر چه زودتر ببینمت
خیلی فوریه
نه، تلفنی نمیتونم در موردش صحبت کنم
خب... موضوع چیه؟
فقط میتونم به تو بگم اما نمیدونم از عهدهش برمیام یا نه
مشکلی پیش اومده؟ آره
جدیـه؟
ذهنمو درگیر کرده داره منو از درون میخوره
جسمی یا روحی؟ هر دو
چیه؟
شاید عجیب بنظر برسه...
...اما بعضی آدما کمبود ویتامین یا آهن دارن
من کمبود...
...محبت دارم
اما آدمای زیادی اطرافت هستن که دوستت دارن؟
منظورم اون نوع محبت نیست
پس منظورت کدوم نوعه؟ ...منظورم
یه نوع محبت دیگه ست چه نوعی؟
کمبود محبت جسمانی دارم
جسمانی؟
متوجه منظورم نمیشی؟
راستش نه
وقتی دو نفر به شدت خواهان هم هستن
منظورم از نظر فیزیکیه
اونقدر تشنه محبتم که نمیتونم به چیز دیگه ای فکر کنم
اونقدر ذهنمو مشغول کرده...
...که احساس میکنم دارم مریض میشم
انگار تو باسنت یه خار کوچولو رفته باشه چیز خاصی نیست
اما ممکنه تو رو آزار بده
وقتی با یه نفر زندگی میکنی طرف مقابل میتونه اونو دربیاره
اما من تنهام
بنظرت مضحک میام، درسته؟ نه
چرا اینطور فکر میکنی
بنظر خودم مسخره میاد با وجود این همه مشکلاتی که اطرافمون هست
یه بیماری جدی باعث نمیشه از یه سرماخوردگی ساده غافل بشی
باید درمان بشی آره، اما نمیدونم چطوری
هیچ دوا و دکتری نمیتونه درمانش کنه
آشنایی با یه نفر چطور؟
منظورم زنی که بتونه اون خار رو دربیاره؟
منظورم زنی که بتونه اون خار رو دربیاره؟
گمونم دوای دردم همینه
اما نمیخوام صرفا بخاطر در آوردن یه خار با یه دختر آشنا بشم
دور از مردونگیه درسته
شاید احساساتت نسبت بهش برانگیخته بشه
با حالی که من دارم هیچ احساساتی ازم در نمیاد
ذهنم بیش از حد درگیره
میدونی، یجور پرستار هست که میتونه بیماریتو درمان کنه
منظورم اینه که تا حالا به این فکر کردی بری دیدن یه فاحشه؟
آره در موردش فکر کردم ...اما
...فکر نمیکنم احتیاجی بهش داشته باشم
امتحان کردنش که ضرر نداره
راستش...
امروز صبح یکی دیدم
خب، چطور بود؟
تعریف کن
چند روزی بود که میخواستم این کار رو بکنم چون فکر کردم ممکنه کمک کنه
گزارشی در تلویزیون دیدم که نحوه انجام این کار رو توضیح میداد
برای تماس با یکی از اون دخترا باید از طریق اینترنت عمل کرد
میای بریم ناهار بخوریم؟ ...نه، باید
باید چندتا برگه تصحیح کنم منتظرم نمونین
من اینترنت ندارم، بخاطر همین از کامپیوتر دفتر مدرسه استفاده کردم
ببخشید، آقا
دیدم هنوز اینجا هستین
فقط میخواستم بگم... چی؟
خودکارتون رو تو کلاس جا گذاشتین
بذارش اونجا... آره، همونجا
خدانگهدار ممنون، به سلامت
همینطوری یه دختر انتخاب کردم
عکساشون رو گذاشته بود اما چهره هاشون رو نمیشد دید
اون رو از روی اسمش انتخاب کردم "اگلانتین"
نمیدونم اسم واقعیش بود یا نه اما از آهنگش خوشم اومد
یه شماره تلفن داشت بهش زنگ زدم
قیمت داد و توی خونهش همدیگه رو دیدیم
رفتم مقابل خونهش
برای احتیاط از اسم واقعیم استفاده نکردم
الو... من فردریک هستم
بله، مقابل پلاک 11 هستم
واقعا؟
ازم خواست برم اونطرف خیابون
آره، میبینمش
باشه تا یه دقیقه دیگه میبینمت
بعد دلیلش رو فهمیدم
اینطوری میتونست از پنجره منو ببینه تا بفهمه واجد شرایطم یا نه
بیا تو
اوه، بله... ببخشید
برای سکس اومدی، درسته؟
بله، اگه مشکلی نداشته باشه
حمام اونجاست
تا من آماده میشم برو اونجا
اونجا منتظرت بمونم؟ نه، برو دوش بگیر
اینم یه حوله
No comments yet. Be the first to leave one.