Shall We Kiss?

Shall We Kiss? (Un baiser s’il vous plaît)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Un Baiser S Il Vous Plait 2007 FRENCH 1080p BluRay x264-ROUGH
Un Baiser S Il Vous Plait 2007 FRENCH 720p BluRay x264-ROUGH
Shall We Kiss 2007 FRENCH 1080p BluRay x264 DD2 0-fist
Shall We Kiss 2007 FRENCH 1080p BluRay H264 AAC-VXT
Shall We Kiss 2007 FRENCH 720p BluRay H264 AAC-VXT
Shall We Kiss 2007 FRENCH 1080p BluRay x265-VXT
Shall We Kiss 2007 1080p BluRay x264 AAC YTS
Shall We Kiss 2007 720p BluRay x264 AAC YTS
Shall We Kiss 2007 FRENCH BRRip x264-VXT
ความคิดเห็นโดย 9B0DY
BluRay / 1h 36mn / 23.976 FPS

แท็ก

BluRay
x264
1080
720p
720
x265
TS
YTS
brrip
เผยแพร่เมื่อ: 2023-04-20
ดาวน์โหลด: 24
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫ببخشید

‫این اطرف کجا می‌تونم ‫یه تاکسی پیدا کنم؟

‫بذار ببینم.... این طرفا؟

‫نه نمی‌دونم

‫مهم نیست، یه کاریش می‌کنم ‫ممنون

‫ببخشید

‫مسیرتون کجاست؟

‫هتل دوبره نزدیک شهرداری

‫مسافر هستین؟

‫بله در پاریس زندگی می‌کنم

‫مرتب به نانت میاین؟ ‫نه اولین بارمه

‫برای کار؟

‫بله، من روکش مبلمان طراحی می‌کنم

‫معمولا توی خونه کار می‌کنم، اما بعضی وقتا ‫لازمه با سفارش دهنده‌ها ملاقات کنم

‫ببخشید در از داخل باز نمی‌شه

‫خیلی ازتون ممنونم

‫کِی قراره به پاریس برگردین؟ ‫فردا

‫خدانگهدار

‫از اقامت‌تون لذت ببرین

‫ببخشید

‫حتی خودم رو معرفی نکردم ‫من گابریل هستم

‫من امیلی هستم

‫ممنون

‫ممنون بخاطر امشب ‫بخاطر این گفتگو

‫بخاطر اینکه من رو رسوندی ‫بخاطر اون شراب فوق‌العاده

‫بخاطر صورتحساب ‫که وقتی حواسم نبود پرداخت کردی

‫و بخاطر اینکه خاطره خوبی از نانت ‫برام به جا گذاشتی

‫اگه اجازه بدی

‫مایلم خاطره آخر رو هم ‫برات به یادگار بذارم

‫معذرت میخوام

‫نه احتیاجی به معذرت‌خواهی نیست

‫بهت حق میدم ‫باید اقرار کنم که...

‫ازت بدم نیومد

‫بنظرم مرد جذابی هستی ‫اما...

‫اما؟

‫بهتره این کار رو نکنیم

‫با کسی رابطه داری؟

‫آره

‫ببین، پس بذار باهات صادق باشم

‫منم با یه نفر دیگه زندگی میکنم

‫اون بوسه فقط يه جور...

‫بوسه خداحافظی بود ‫به این معنا که...

‫...از اینکه این چند ساعت رو با هم گذروندیم واقعا لذت بردم

‫یه بوسه بدون عواقب بعدش؟ آره

‫ منم تو همین فکر بودم پس چی مانعت شد؟

‫یه داستان

‫یه داستان؟

‫برای خودت پیش اومده؟

‫نه، برای یه نفر که میشناسم

‫و بخاطر همین نمیخوای امشب منو ببوسی؟

‫بعضی از ماجراها روت تاثیر میذارن حتی اگه خودت نخوای

‫دوست داشتم برات تعریف کنم تا منو ببخشی

‫اما خیلی شخصیه

‫و دیر وقته

‫امیدوارم درک کنی

‫خدانگهدار

‫یعنی نمیخوای اون داستان رو برام تعریف کنی؟

‫گفتی خیلی شخصیه ...اما

‫من که اونا رو نمیشناسم...

‫...در ضمن قرار نیست دوباره همدیگه رو ببینیم، درسته؟

‫خیلی کنجکاو شدم

‫میخواستم برم بخوابم فقط خلاصه‌ش رو بهم بگو

‫اگه بخوام بطور خلاصه بگم در مورد یه دختر شاده

‫مشکل بشه گفت یه نفر احساس خوشبختی میکنه یا نه

اما فکر کنم همه چی براش خوب پیش میرفت

‫اون در پاریس زندگی میکنه و همسن منه

‫فکر نکن خودم هستم و پشت سر یه نفر پنهان شدم

‫اسمش جوديته و اصلا شبیه من نیست

‫عاشق کارش بود

‫در آزمایشگاه کارهای تشریحی و تحقیقاتی انجام میده

‫یا یه همچین چیزی

‫بيشتر از این خوشحال بود چون مجبور نبود کار کنه

‫کلودیو، شوهرش پیشنهاد کرده بود دست از کار بکشه

‫چون درآمد خوبی داشت، از خانواده ثروتمندی بود و بهش کمک کرده بودن یه داروخانه بخره

‫اما پیشنهاد شوهرش رو رد کرد چون خیلی زحمت کشیده بود تا به اینجا برسه

‫نمیخواست خانه داری کنه

‫حداقل فعلا نه

‫میخواست در صورت بچه دار شدن دست از کار بکشه

‫حداقل برای مدتی چون هردوشون بچه میخواستن

‫بله، خوشبخت بود

‫بین دوستان جودیت یکیشون از بقیه خاص‌تر بود

‫اونو از زمان دبیرستان میشناخت

‫تمام رازهاشونو بهم میگفتن

‫معشوقه های همدیگه رو میشناختن

‫کلودیو شنبه ها کار میکرد بخاطر همین جودیت و نیکلا همدیگه رو میدیدن

‫در مورد هفته ای که گذروندن صحبت میکردن در مورد مشکلات شون

‫در مورد شادی‌های کوچک و بزرگشون در مورد زندگی

‫احساسات، خواسته ها، همه چی

‫جودیت از اینکه نیکلا به راحتی بهش اعتماد میکنه لذت میبرد

‫این اعتماد و صراحت...

‫باعث میشد محرمانه ترین رازهاش رو با اون درمیون بذاره

‫واقعا از این کار لذت میبرد

‫واقعا از این کار لذت میبرد

‫این جودیت بود که لوئیز رو به نیکلا معرفی کرد

‫خیلی زود باهم صمیمی شدن

‫واقعا صمیمی

‫دو سال بعد، وقتی لوئیز ...شغلی در خارج از کشور پیدا کرد

‫...از هم جدا شدن

‫اما دوستی‌شون پابرجا موند

‫جودیت نگران نیکلا بود

‫اما بنظر میرسید مشکلی با این قضیه نداره و جودیت رو تحت تاثیر قرار داد

‫اما چند ماه بعد وقتی باهم بودن دیگه اون احساس سابق رو نداشت

‫احساس کرد نیکلا چیزی رو ازش پنهان میکنه

‫تابحال این اتفاق نیفتاده بود

‫تا اینکه یه روز...

‫...فکر کنم یه پنجشنبه حدود یه ربع به چهار بود

‫ببخشید... الان برمی گردم

‫بله، خودمم

‫ببخشید مزاحمت شدم ...میدونم سر کاری، اما

‫...میخوام هر چه زودتر ببینمت

‫خیلی فوریه

‫نه، تلفنی نمیتونم در موردش صحبت کنم

‫خب... موضوع چیه؟

‫فقط میتونم به تو بگم اما نمیدونم از عهده‌ش برمیام یا نه

‫مشکلی پیش اومده؟ آره

‫جدی‌ـه؟

‫ذهنمو درگیر کرده داره منو از درون میخوره

‫جسمی یا روحی؟ هر دو

‫چیه؟

‫شاید عجیب بنظر برسه...

‫...اما بعضی آدما کمبود ویتامین یا آهن دارن

‫من کمبود...

‫...محبت دارم

‫اما آدمای زیادی اطرافت هستن که دوستت دارن؟

‫منظورم اون نوع محبت نیست

‫پس منظورت کدوم نوعه؟ ...منظورم

‫یه نوع محبت دیگه ست چه نوعی؟

‫کمبود محبت جسمانی دارم

‫جسمانی؟

‫متوجه منظورم نمیشی؟

‫راستش نه

‫وقتی دو نفر به شدت خواهان هم هستن

‫منظورم از نظر فیزیکیه

‫اونقدر تشنه محبتم که نمیتونم به چیز دیگه ای فکر کنم

‫اونقدر ذهنمو مشغول کرده...

‫...که احساس میکنم دارم مریض میشم

‫انگار تو باسنت یه خار کوچولو رفته باشه چیز خاصی نیست

‫اما ممکنه تو رو آزار بده

‫وقتی با یه نفر زندگی میکنی طرف مقابل میتونه اونو دربیاره

‫اما من تنهام

‫بنظرت مضحک میام، درسته؟ نه

‫چرا اینطور فکر میکنی

‫بنظر خودم مسخره میاد با وجود این همه مشکلاتی که اطرافمون هست

‫یه بیماری جدی باعث نمیشه از یه سرماخوردگی ساده غافل بشی

‫باید درمان بشی آره، اما نمیدونم چطوری

‫هیچ دوا و دکتری نمیتونه درمانش کنه

‫آشنایی با یه نفر چطور؟

‫منظورم زنی که بتونه اون خار رو دربیاره؟

‫منظورم زنی که بتونه اون خار رو دربیاره؟

‫گمونم دوای دردم همینه

‫اما نمیخوام صرفا بخاطر در آوردن یه خار با یه دختر آشنا بشم

‫دور از مردونگیه درسته

‫شاید احساساتت نسبت بهش برانگیخته بشه

‫با حالی که من دارم هیچ احساساتی ازم در نمیاد

‫ذهنم بیش از حد درگیره

‫میدونی، یجور پرستار هست که میتونه بیماریتو درمان کنه

‫منظورم اینه که تا حالا به این فکر کردی بری دیدن یه فاحشه؟

‫آره در موردش فکر کردم ...اما

‫...فکر نمیکنم احتیاجی بهش داشته باشم

‫امتحان کردنش که ضرر نداره

‫راستش...

‫امروز صبح یکی دیدم

‫خب، چطور بود؟

‫تعریف کن

‫چند روزی بود که میخواستم این کار رو بکنم چون فکر کردم ممکنه کمک کنه

‫گزارشی در تلویزیون دیدم که نحوه انجام این کار رو توضیح میداد

‫برای تماس با یکی از اون دخترا باید از طریق اینترنت عمل کرد

‫میای بریم ناهار بخوریم؟ ...نه، باید

‫باید چندتا برگه تصحیح کنم منتظرم نمونین

‫من اینترنت ندارم، بخاطر همین از کامپیوتر دفتر مدرسه استفاده کردم

‫ببخشید، آقا

‫دیدم هنوز اینجا هستین

‫فقط میخواستم بگم... چی؟

‫خودکارتون رو تو کلاس جا گذاشتین

‫بذارش اونجا... آره، همونجا

‫خدانگهدار ممنون، به سلامت

‫همینطوری یه دختر انتخاب کردم

‫عکساشون رو گذاشته بود اما چهره هاشون رو نمیشد دید

‫اون رو از روی اسمش انتخاب کردم "اگلانتین"

‫نمیدونم اسم واقعیش بود یا نه اما از آهنگش خوشم اومد

‫یه شماره تلفن داشت بهش زنگ زدم

‫قیمت داد و توی خونه‌ش همدیگه رو دیدیم

‫رفتم مقابل خونه‌ش

‫برای احتیاط از اسم واقعیم استفاده نکردم

‫الو... من فردریک هستم

‫بله، مقابل پلاک 11 هستم

‫واقعا؟

‫ازم خواست برم اونطرف خیابون

‫آره، میبینمش

‫باشه تا یه دقیقه دیگه میبینمت

‫بعد دلیلش رو فهمیدم

‫اینطوری میتونست از پنجره منو ببینه تا بفهمه واجد شرایطم یا نه

‫بیا تو

‫اوه، بله... ببخشید

‫برای سکس اومدی، درسته؟

‫بله، اگه مشکلی نداشته باشه

‫حمام اونجاست

‫تا من آماده میشم برو اونجا

‫اونجا منتظرت بمونم؟ نه، برو دوش بگیر

‫اینم یه حوله

Shall We Kiss? subtitles in other languages

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left