200 บรรทัดแรก
کجا داري ميري؟
تو مغازه آتيش سوزي شده بود
و يونگ شيک آسيب ديده
...سعي داشته دونگ بک رو نجات بده
پاييز 1987, اونگسان
خدايا، همه چي سوخته و مثل خاکستر شده بود
مطمين نيستن که زنده باشه
هر گونه استفاده مادي از زيرنويس و* *کپي برداري بدون ذکر منبع ممنوع است
بايد خيلي داغ باشه
شعله هاي آتش بايد
خيلي داغ باشن
هوانگ يونگ شيک
دونگ سان، 200,000 وون براي اين اسم دادم
!عزيزم
من يه مرد مقدر شده به عظمت و ديرپايي بودم
!ولي طلسم اون جادوگر قوي تر بود
روح بدبخت و بيچارهي من
من نمي تونم اينجوري برم
،نه
اما بايد برم
مادر، خواهر من بايد برم
به جاي من مواظب خانوادم باشين
!عزيزم- نه-
خدايا- نه، پسرم-
!نه- اوه، نه-
نرو
مامان، لطفا
...عسلم
بله
منم
، بايد همين حالا برم
پس چرا داري برم ميگردوني؟
چرا شوهرم
به گويش استان جولا صحبت ميکنه؟
هيچوقت تا حالا تو عمرش اونجا نبوده
چرا داري بهمون دروغ ميگي؟
تو حتي شوهرمم نيستي
...دوک سان
چرا ميگي تقصير منه؟
چطور جرعت ميکني بگي مرگ همسرم بخاطرِ
اين بوده که تقديرم بيوه شدنه؟
چطور ميتوني اينو بگي؟
نه، بسه- ...چطور ميتوني-
بدونِ اينکه وايسه 49ـمش بگذره، رستورانشو باز کرد
تعجبي نداره همچين چيزي براي همسرش اتفاق افتاده
تقدريش اين بوده که بيوه بشه
!خدايا
!گورتو گم کن تا گلوتو با دندونام پاره نکردم
ديوونه ايي؟
ميخواي هممون از غصه ي مرگش بميريم؟
...بايد بذارم
سه تا بچم از گرسنگي بميرن؟
،زندگيت خيلي بدبختانه به نظر مياد
فقط داشتيم دلسوزي ميکرديم !چيز اشتباهي نگفتيم
منظورت چيه من بدبختم؟
کيايي که راجب کيفيت زندگي من قضاوت کني؟
بگو ببينم
هيچ کدومتون سه تا پسر داريد؟- خدايا-
"چقدر بدبختانه. زنِ بيچاره"
ميخوايد با مقايسه من با خودتون حس بهتري داشته باشيد؟
خب حداقل يه پرس غذا از اينجا بگيريد
!خدايا، چه اخلاق گندي
خدايا
وايسين و ببينين
من زندگيمو ميکنم
هر کاري که بتونم باهاش پسرامو بزرگ کنم انجام ميدم
«مرکز اورژانس پزشکي»
مامان؟- ...پسرم-
خدايا
بيخيال،مامان
خدايا
بايد سوخته باشه
بايد سوخته باشه
...مامان چيز خاصي نيست. نگران نباش
ببخشيد
چه اتفاقي براش ميوفته؟
...پسر عزيزم- خانم کواک-
!خداي بزرگ
چرا اينهمه بانداژ کردنت؟
... اين
...ببين آخه - بايد وحشت زده باشيد-
...من با دکتر حرف زدم
بايد بري- !مامان-
بايد همين الان بري- مامان، لطفا-
هيچوقت
تا حالا اينجوري آسيب نديده بودي
ما هممون با چيزايي که تو زندگي تجربه کرديم شکل گرفتيم
، چه تجربه خوبي باشن چه بد
نميتوني جلوي حک شدنشون رو پوستت رو بگيري
هر چقدر هم که از شنيدن راجب سرنوشتِ مقدر شدمون، متنفر باشيم
به ترسو بودن ادامه ميديم
«"خطوط سني مادر من "و اين که مادر من چطور پا به سن گذاشت»
حتما آتيش سوزي عمدي بوده
قربان
همه دوربين مخفي هاي مغازه شکستن
،يه قسمتي از فندک پيدا شده
ولي کوچيک تر از اونيه که اثر انگشتي روش پيدا بشه
اين دفعه هم فندک سبز بوده، آره؟
«بيمارستان دانشگاه اونگسان» «اتاق اضطراري»
«وقتي يه آتيش روشن کني متوجه ميشي»
مغازه آتيش گرفته
ميدونستي؟
،بابا
لطفا
باشه؟ لطفا هيچ کاري نکن
لطفا
باشه؟
اون زندست
چي؟
براي همين وقتي يه آتيش روشن کني متوجه ميشي
يه انسان تو آتيش ميسوزه، ولي يه جادوگر نه
بيا
،اگر وقت داشتي قرص هاي آرام بخش بياري
چرا همون وقتو نذاشتي ، يه لباس خوب بپوشي؟
باورم نميشه واسم کفشاي لنگه به لنگه اوردي، آدم خجالت ميکشه خب
چقدر عصباني بودي؟
آتيش چي؟ عمدي بوده؟
کي ميدونه؟
صدمه يونگ شيک زخمي به جا ميزاره؟
کي ميدونه؟ لازمه راجبش بيشتر برسي کنم
چي؟ برميگردي؟
چرا وقتي مامانش فکر ميکنه يه شيطاني؟
پسرش آسيب ديده، پس حتما ازم متنفره
...اگه صادق باشيم، من که رسماً
عروسش نيستم
چرا که نه؟ چون يه يتيمي؟
چون پسر داري؟
البته، اين تقصير منه که يتيم شدي
خدايا
چرا انقدر اعتماد بنفس داري؟
چي ميشه اگه يه پسر داشته باشي؟
دنيا عوض شده و تو خوشگلي
بايد بجاش خودتو ميکشتي؟
يا بايد سقط جنين ميکردي؟
چطور جرعت ميکنن دست کمت بگيرن وقتي کاري نکردي که ازش خجالت بکشي؟
کثافتا! ميخوام هزينه ي بيمارستان رو پرداخت کنم
مامان، داري طرف منو ميگيري، اره؟
خدايا
بريم
همه جا پر بنزين بود
آتيش سوزي عمدي بوده،نه؟
اگه باشه چي؟
!بايد جزو اولويت هات باشه الان
باور نکردنيه
وايسا يه لحظه، دکتر؟- بله؟-
دکتر ، ميتونيد اين رو در بياريد لطفا؟
حالا که چي؟ داري منو ميفروشي به زغال فروش؟
اينهمه زورو از کجا آوردي؟
!بهت گفتم درد داره
دوباره بگو
اونوقت خودمو ميکشم
اون چي پس؟
يبار ديگه اسمشو بيار تا ولت کنم برم
ميفروشمت به يه زغال فروش
اون مرد کسي بود که ميشناختيش؟
لطفا نگو که بهش پول بدهکاري
...چرا
خوشحالم حداقل يادته به کي پول بدهکاري
چطور يادته؟
ندونستن اينکه بچت چه حسي داره از درون ميکشتت
فقط تو تخت بمون- !بايد برم-
مطمئن ميشم که جوکر به دونگ بک آسيبي نزنه
دونستن اينکه چه حسي داره هم ميکشتت
!ميکشتت
چطور ميتونم تو تختم بمونم وقتي رفته سراغ دونگ بک؟
!بيخيال- نه-
بخاطر همين انقدر درگير اين پرونده بودي
خدايا
...همچين اتفاقي
وقتي افتاد که سعي داشتي جوکر رو دستگير کني؟
همش بخاطر دونگ بک؟
جوکر دنبالشه؟ با اون بدشانسيش؟
!مامان
بريم
متاسفم مربي بايد اين فصل رو بگزرونم
چرا؟ باز بخاطر شونت؟ آسيب ديدي؟
از چيزي ترسيدي؟
نه، راستش تو موقعيت خوبي نيستم فقط همينه
شايد نتونم بازي کنم
چي؟ کاري کردي؟
،نه
ولي فک کنم
فاصله رو حفظ کن اون باهوشه، ميدوني
!کانگ جون ريول، اون کثافت خر
وايسا، اون چيه؟
...چي
نه، فعلا بشين، پنجره رو باز نکن
چقدر براي آيينه بغل؟
بگو. چقد؟
درمان خانگي احتمال عفونت رو افزايش مي ده
ولي بايد يه کاري بکنه مادرش رو اينجوري نگران بکنه
و برگرده اينجا
«قايق هاي موتوري»
سلام- سلام-
چند شب پيش زني
با همچين لباس هايي ديديد؟
نه، تا حالا همچين لباسايي نديدم
ميتونيم احيانا فيلم دوربين امنيتيتون رو برسي کنيم؟
متاسفم، ولي از هفته پيش کار نميکنن
خدايا
No comments yet. Be the first to leave one.