Thank You

Thank You (고맙습니다)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Thank You E09 HDTV XviD 720p
Thank You E09
Thank You E09 H264 480p
ความคิดเห็นโดย azadeh65

แท็ก

HDTV
hdtv
720p
720
XviD
HD
480p
480
เผยแพร่เมื่อ: 2018-08-25
ดาวน์โหลด: 37
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

شنیدم این جریان واقعیت داره

سلام! ببخشید که دیر اومدم

بیاین کارمون رو شروع کنیم

یونگ شین

میخوام یه چیزی ازت بپرسم

بله بفرمایید

...چیزه

چی شده؟ طوری نیست، سوالتونو بپرسین

درسته که... پوم ایدز داره؟

نمیتونه درست باشه، مگه نه؟

قسمت نهم

زیر تصویر یک خط مناسب بکشید

20یعنی بیست... 30 یعنی سی و 40 یعنی چهل

چرا؟

...اه... چیزه

چون... چون این رو بزرگترها ساختن

چجوری بزرگترها میتونن سرخود تصمیم بگیرن؟ اونا حتی از ما هم نپرسیدن

واقعاً... منم یه کمی دلخورم

ولی پورام... فقط تحمل کن

میتونی تحملش کنی، مگه نه؟

آره، تحملش میکنم

ولی اینجوری خیلی سخت نیست؟

سرم درد میکنه

یک هندی، دو هندی، سه هندی کوچولو رو شنیدی؟ این آواز رو بلدی، آره؟

از شعر اون آهنگ استفاده کن تا مسئله برات ساده بشه

منو نگاه کنین

ده هندی، بیست هندی، سی هندی کوچولو

از من تقلید کنین و هر کار میکنم بکنین

ده هندی، بیست هندی، سی هندی کوچولو

خیلی خوبه... بیاین بازم انجامش بدیم

چهل هندی، پنجاه هندی، شصت هندی کوچولو

پورام - چهل هندی، پنجاه هندی، شصت هندی کوچولو -

پورام! داری چیکار میکنی؟

مامان پوم داره باهامون ریاضی کار میکنه

سلام

مگه بهت نگفتم خودت تنهایی تو خونه درس بخون؟

مگه نگفته بودی میتونیم از پوم ریاضی یاد بگیریم؟

ای بچه احمق! کتک میخوای؟

میخوای بزنمت؟

بجنب، حرکت کن... زودباش

جی سونگ، تو هم بیا بابات منتظرته

..چیزه

!پوم

مواظب خودتون باشین... خداحافظ

پورام، جی سون... فردا تو مدرسه میبینمتون

پوم

مامان

مامان امروز میخواد یه مقدار نودل خونگی درست کنی میتونی تو آماده کردن خمیر کمکم کنی؟

واقعاً؟

من خیلی خوب خمیر رو ورز میدم مامان

تو واقعاً از بهشت اومدی... دختر گلم

مامان واسه زندگی کردن به تو تکیه میکنه بزن بریم

ولی مامان پورام یه جور عجیب غریبی رفتار میکرد مامان

آها... فهمیدم

حتماً از اینکه پورام هیچ پیشرفتی نمیکنه عصبانیه

خب، مامان هم همین فکر رو میکنه

همه چیز زندگی که درس خوندن نیست

درسته مامان؟

کاملاً

...اگه بخوایم نودل های خونگی درست کنیم

باید 10 کاسه بدیم به آقا یونگ جو ...سه کاسه بدیم به عمو دو سوک

و چهار یا پنج کاسه هم واسه من؟

و جی سون هم باید چهار کاسه بگیره

اگه بخوایم اینهمه نودل بدیم به این و اون باید سه روز و سه شب کار کنیم و درستشون کنیم

پوم ما خیلی احساساتی، مهربون و خوش قلبه

تو این دنیا، فرشته دیگه ای مثل تو نیست

چطور میشه که دیگران اینو نمیفهمنن؟

اوه، واقعاً... اونا هیچی در این باره نمیدونن

چون این یه رازه

من یه فرشته هستم... مگه این یه راز نیست؟

فراموش کردی؟

اه، راست میگی... واسه همینه

چرا من اینقدر احمقم؟

آخه من چه مادری هستم؟

عوضش دختر مامان یعنی پوم یه نابغه ست واسه همین عیبی نداره

دقیقاً

من تو زندگیم به تو تکیه میکنم

بی ریخت... بچه

این صدای کیه؟

بی ریخت

صدای آقای لیه

خانوم سونگ

بی ریخت... بچه

بذار ببینم

با دستهای ما نمیشه اینو برداشت... مراقب باش

برو کنار، خطرناکه

طاقت بیار آقای لی

باشه بی ریخت

یه دقیقه صبر کن پدربزرگ

بی ریخت من می ترسم

آقای لی - پدر بزرگ -

من خیلی می ترسم بی ریخت

آقای لی! کی در رو قفل کرد؟ کی این کار رو کرد؟

اون خوک وحشی احمق بوگندو اون خوک وحشی احمق بوگندو اینکارو کرد

این چه کاری بود؟

من قبلاً به عمو دو سوک گفته بودم خوب ازت نگهداری کنه

یه درس حسابی به عمو دو سوک میدم آقای لی

چیه؟ برو کنار مامان

میخوام یه درس حسابی به عمو دو سوک بدم

اوه! نگاه کن! یه جوجه داره اون بالا پرواز میکنه ببین... یه جوجه ست

دروغگو... کجاست؟ کجاست؟

اون طرف... اون طرف

کجا؟ میخوای کیو اسکول کنی؟

برو کنار احمق

سر اون پیرمرد ناخوش که آلزایمر داره چه بلایی آوردی بیشعور؟

مامان از اون پیرمرده 10 کیلومتر دور بمون

مگه آقا بیونگ گوگ چه مشکلی داره؟

اون آقا چه کار اشتباهی کرده؟

عجب زن نادونی قبلاً که چند دفعه بهت گفتم

مگه پوم ایدز نداره؟

اگه پوم ایدز داشته باشه، حتماً آبجی یونگ شین و پدربزرگ هم ایدز دارن

تو میخوای از ایدز بمیری؟

من به اندازه کافی زندگی کردم

اگه الان هم در کنار آقا بیونگ گوک بمیرم، پشیمون نمیشم

اینکه فقط مشکل تو نیست اونجوری من هم میمیرم... جی سون هم میمیره

مگه ایدز به این راحتی سرایت میکنه؟

من فقط یکی دو بار با آقا بیونگ گوگ غذا خوردم

ما دست های هم رو گرفتیم

اینجوری من آلوده میشم؟

مهم نیست چی میشه، فردا صبح میریم کلینیک و آزمایش میدیم

جی سون؟ جی سون چی؟

جی سون؟

آره... مگه تمام این مدت با پوم نبوده؟

جی سون چی میشه مامان؟

یه زنگ به داداش بزن بهش بگو به جی سون اجازه نده با پوم بگرده

حالا این فقط مشکل تو نیست مامان

پای نوه ت در میونه

آره، آره... میدونم، میدونم

خدای بزرگ... واقعاً که... این دنیا خیلی بی رحمه

چه خانواده مهربونی هستند چطور ممکنه همچین اتفاقی بیفته؟

ای خدا... آقا بیونگ گوگ... آقا بیونگ گوک

سرآشپز پوم.. من یه مقدار خمیر بهت میدم

نمیخوای ورز دادن خمیر رو شروع کنی؟

مگه نگفتی بهم کمک میکنی؟

چرا ما نباید به عمو دو سوک اعتراض کنیم؟

آقای لی خیلی ترسیده بود

مگه پدربزرگ الان حالش خوب نیست؟

آقای لی... الان حالتون خوبه، درسته؟

بله

تو همینجور نگران پدربزرگی

پدربزرگ چرا دستت رو اینجوری نمیکنی تا به پوم نشون بدی که حالت خوبه؟

ببین... پدربزرگ حالش خوبه، حتی دستش رو هم به علامت پیروزی نشون داد

بخند بی ریخت

چرا به من میگی بی ریخت؟

نخیر... تو بی ریخت هستی... بوگندو

پدربزرگ رو ببین

برگرد اینجا

باید تمیزش کنیم پدربزرگ

هر کسی که اینجاست داره زیادی بزرگش میکنه

ایدز بیماری ای نیست که از طریق هوا سرایت کنه

یعنی اینکه اگه شما دست بیمار رو بگیرین باهاش غذا بخورین، یا با اون حمام کنید هم به هیچ وجه مشکلی نیست

شما این رو تضمین میکنید دکتر؟

اینو 100% تضمین میکنید؟

البته

چطور میتونیم حرفهای یه دکتر قلابی رو باور کنیم؟

آخه تو چی میدونی؟

خودتون میتونین تو اینترنت درباره ش تحقیق کنید

هیچکدوم از ما حرفهای دکتر رو باور نداریم مگر اینکه اینها رو آزمایش کنی

آزمایش کن ببین به ایدز مبتلا شدن

ما هم همینطور... ما تمام وقت با یونگ شین کار می کردیم. ما رو هم آزمایش کن

زود باش

درک میکنم، اگه واقعاً نگران هستین آزمایشتون میکنم

یونگ شین عجب روباه مکاریه ما باید ازش خسارت بگیریم؟

چطور این حقیقت که بچه ش ایدز داره رو قایم کرده؟

بیاین همینجور آروم نباشیم ما باید اول اون روباه رو دستگیر کنیم

آره، آره... بریم

کار من بود

من بودم که نذاشتم درباره این موضوع چیزی بگه

یونگ شین میخواست بگه، ولی من بهش گفتم بهتره نگه

اگه همه شما میدونستین که پوم ایدز داره اون دیگه نمیتونست توی این دهکده زندگی کنه

همه تون درباره ایدز اشتباه می کنین و اینجوری پوم دیگه نمیتونه بره مدرسه

هیچکس باهاش دوست نمیشه

من بودم که بهش گفتم این موضوع رو ازتون مخفی کنه

...سو ران... تو

منظورت اینه که تو تمام این مدت میدونستی که پوم ایدز داره؟

بله

همه تون سالم هستین، نگران نباشین

یونگ شین همیشه مراقب پوم بوده

از این می ترسید که نکنه پوم کسی رو آلوده کنه

بنابراین هر وقت که پوم زخمی میشد و خونریزی میکرد اجازه نداشت کمک دیگران رو قبول کنه

حتی زمانی که می افتاد، خودش بلند میشد

به نظر میرسه تو این ماجرا تو هم با اونا همدستی

هی... به عنوان یه پرستار... چی گفتی؟

تو اینو از ما پنهان کردی؟ ای عوضی

اینجوری میتونی پرستار بمونی؟ ای آشغال

آروم باش خانوم

اون با ما خیلی خوب رفتار کرده

همیشه به جای اینکه فکر خودش باشه به فکر بقیه بوده

اون کسیه که قبل از خودش نگران بقیه ست

نمی تونین برای یک بار ببخشیدش؟

خانوم نمی تونین برای یک بار مادر پوم رو ببخشین؟

نمیتونین یونگ شین رو ببخشین؟

خانوم یونگ شین رو ببخشین

شما همه اینو میدونین مگه نه؟ همه تون میدونین یونگ شین چقدر مهربونه... خانوم

مامان پورام

برای یک بار اونو ببخشین

یونگ شین رو برای یک بار ببخشین خانوم

گوشت

واقعاً خوشمزه ست

آقای لی یه کم دیگه میخوای؟

More Farsi Persian subtitles for Thank You

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left