200 บรรทัดแรก
اون تفنگی که گذاشته رو سرت واقعیه
تیر واقعی هم توشه
منو نگاه کن
شاید الان هول کرده باشی
اما باید به مغزت بگی به زبونت فرمان بده که به من بگی
با این دوربین بیرون مخفیگاه من چیکار میکردی؟
اسمت چیه؟ گیلرمو
اما اون اسم منه
از کجا اسم منو میدونی؟
از کجا اسم منو میدونه؟
من نمیخوام بمیرم من نمیخوام بمیرم
از کجا اسم منو میدونی؟
اون با منه
واقعا؟ اسمش چیه؟
سیلیا
با تو که حرف نزد
اون همراه منه
احمق قرار بود تو ماشین بمونه
چرا حالا داری اینو میگی؟
نمیدونم
چرا تو بهم نگفتی اون همه مواد قراره تو ماشینم بیاد
یا اینکه نگفتی لتو یه جنایتکاره و نگفتی اون پلیس ها تو کار مواد اند؟
خب تو خودت هم هیچی به من نمیگی
برای چی داشت ازمون عکس میگرفت؟
نمیدونم... سوال خوبی پرسیدی اینو بده من
برای چی داشتی عکس میگرفتی؟
برای چی داشتی عکس میگرفتی؟
همینجوری داشتم عکس میگرفتم
لعتنى
کسی به افراد من دست نمیزنه
اون تفنگه پره
شنیدی؟ گفت تفنگه پره
برید عقب
سیلیا... برو سوار ماشین شو
نه نه نه نه نه
اون گنده کاری کرده خودم ترتیبش رو میدم
البته که باید خودت ترتیبش رو بدی
خودم حالش رو میگیرم برو سوار ماشین
دندونش رو بده
درو باز کن لطفا
بد گندی زدی میدونم
بهتره این مشکل رو حل کنی
امشب با هم قرار داریم
باشه یادت نره
همیشه فکر میکردم منطقه مرزی همواره
مثل اینکه خیلی اشتباه میکردم
خیلی مسیرش ناهمواره
باهام داره اتش میگیره
بدن درد دارم میگیرم
خیلی خب
اون تخمه ست؟ من خیلی تخمه دوست دارم
مرسی
واقعی به نظر میاداره؟
خب..این خیلی کوچیکه
خوک گنده تر از ایناست
یه دوست دختر داشتم که
از این چیزها خیلی دوست داشت
میدونم یکی شبیه خودت درست کنم
چقدر در ازاش بهم میدی؟
یه شیرینی شبیه خودم
حداقل ده دلار
هی عوضی.. وقتی بکنمت حداقل میدونم بچه مال من نیست
دلم میخواد صورتش رو پاره کنم
بعد بندازمش جلوی لاشخورها تا شکمش رو در بیارن
بقیه اش هم کلاغ ها بخورن
هر چیش هم موند بفرستم برای مامانش
گفتی دلت برای مامانت تنگ شده؟ بیا اینجا
ای ول
هر کسی سرو صدا کنه...
میمیره
کرایه ماشین رو بده
باشه. بذار ببینم
شش دلار؟ این ۶۰۰۰ پسوس میشه
نه... نه... کمربندم نه
اینا خیلی کمیاب اند
درش بیار باشه... این خودش صد دلار میشه
سوار شو باشه
سلام... من اندریو باتوین هستم
واقعا متاسفم که نمیتونیم الان با هم حرف بزنیم
پیغام بذارید و به این فکر کنید که وقتی به پیغامتون گوش میدم
کجا هستم و چی پوشیدم
اندی...منم
ببخشید یه کم دیر شد
ولی دارم میام
فکر کنم تلفنت انتن نمیده که جواب ندادی
برای همین شاید نتونی این پیغام رو بشنوی اما اینجوری باعث میشه
فعلا سیلیا رو نکشم
اره..یادم رفته بود بهت بگم
سیلیا این همه راه از اگرستیک اومده و الان پیش منه
چطوری اومده اینجا؟ نمیدونم
اما وقتی بخواد بهانه ای برای اینکارش بیاره
میزنم میکشمش
پس شاید وقتی برسم اونجا یه جسد هم تو ماشین باشه گفتم اینو از قبل بدونی بهتره
زود میرسم اونجا
و منشی تلفنی ات خیلی مسخره است لطفا عوضش کن
من دندونم رو میخوام
دندونت رو بهت نمیدم
دندونت رو نگه میدارم
سوراخش میکنم و میندازمش گردنم
من خدات میشم
میتونم توضیح بدم
خیلی خب باشه
توضیح بده
با اون میخوای چیکار کنی؟
میخوام اون تو رو درست کنم
باید یه سیستم تهویه براش درست کنم
مامان نمیخواد تو خونه پرورش بدی
مامان متوجه نمیشه
درش رو قفل میکنم لنی هم که نیست کسی هم چیزی بهش نمیگه
هی رفیق چه خبره؟
جوون سرکش
خیلی بده بازم به کهنسال ها
اینجا چیکار میکنی؟
دارم صبحونه میخورم
منظورم اینه که چرا تو خونه مایی آقای ویلسون؟
خانواده ات کجان؟
خانواده ام منو ترک کردند
زندگی من فقط تو توالت خلاصه میشه
این چیپس ذرتها هم مونده ست
انم گرفته
از خودم بدم میاد
حالا راضی شدی؟
اینجا رو نگاه کن
اون چیه؟
عسله
ممکنه اونجا یه کندو عسل باشه
عجب جاییه اینجا
چیپس با عسل
تو دلت نمیخواد؟
حتما میگی ای کاش منم از اونا داشتم میخوردم
زنبور... صبر کن ببینم زنبور بده
دارن زیاد میشن
اونا منو دستگیر کردند
و مثل وحشی ها منو بردند زندان
و کلی ازم بازجویی کردند
البته تو که اونجا نبودی... افرادت بودند و همشون درباره من دروغ گفتند
اونا منو انداختند زندان و ازم سوءاستفاده شد
و اون یارو یه فرصت بهم داد
اون به جفتمون داره فرصت میده
اون فقط میخواد کمکش کنیم گیلرمو رو دستگیر کنه
از ماشین برو بیرون
میخوام چند لحظه تنها باشم
خدای من
زدی دهنم رو سرویس کردی حالا میخوای تنها باشی؟
سیلیای بیچاره
به این فکر کن که الان ممکنه کجا باشم و چی پوشیده باشم
به همین فکر کن
اندی... منم
من برگشتم صحرا سبدت اینجاست ولی خودت نیستی
ببخشید دیر اومدم تقصیر من نبود
راستش شاید تقصیر من بود
الان که فکر میکنم میبینم تقصیر منه
همش تقصیر منه خواهش میکنم بهم زنگ بزن
چرا اینجوری شد؟
نانسی؟ نانسی؟
نانسی؟
یه کاریش میکنیم
چیزی نیست
من میبخشمت
میدونم خیلی برات سخته
میدونم نمیخواستی من زندان بیوفتم
اتفاقی دستت رفت رو دکمه شیشه؟
نانسی؟ نانسی
نانسی
تو به تجدید جسم اعتقاد داری؟
نمیدونم... نمیدونم
من دارم... تو بهم ثابتش کردی میخوای بدونی چطوری؟
اره...اره
چون که من هرکاری میکنم...
تو میای گند میزنی توش سیلیا
حالا میفهمم
این بدبختیها به خاطر بلاهاییه که تو زندگی قبلی سرت اوردم چون تو این زندگی
که خواستم از شرت خلاص بشم...
تو دوباره اومدی سراغم
پس...
به خاطر بلاهایی که سرت آوردم معذرت میخوام
و ازت ممنونم که گذاشتی عقده هام رو روی سرت خالی کنم
خواهش میکنم دوباره گاز نده
حالا اگه بخوای میتونی سوار بشی و ساکت بشینی
تا ببینم چه خاکی به سرم بریزم
میخوای؟
داونپورت...ایاوا
تا حالا اونجا نرفتم
شنیدم تو زمستون خیلی اونجا سرده پتو همراهت آوردی؟
قایق... اقیانوس
ماهیگیری
کوسه...نیزه ماهی
تو داونپورت؟
فکر نکنم اونجا بتونی ماهیگیری کنی
تن ماهی
اره
نانسی کجایی؟
پاساژ اتلت با سیلیا؟
حدس بزن کجام تو یه کامیون
بعدا برات تعریف میکنم
صدات قطع میشه
صدات قطع میشه
ببخشید...خیلی خب
تا فرانسیسکو با اتوبوس چقدر میشه؟
از ساندیگو؟
No comments yet. Be the first to leave one.