Sword Snow Stride (The Snowy Path of the Heroic Blade / Xue Zhong Han Dao Xin / 雪中悍刀行)

Sword Snow Stride (The Snowy Path of the Heroic Blade / Xue Zhong Han Dao Xin / 雪中悍刀行)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Sword Snow Stride E28 DramaDL
Sword Snow Stride E29 DramaDL
Sword Snow Stride E30 DramaDL
Sword Snow Stride E31 DramaDL
ความคิดเห็นโดย AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2022-01-20
ดาวน์โหลด: 34
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

[ جنگجو جائو کلاه خود برسرگذاشت و شمشیر او همچون برف و یخ میدرخشید ]

[ اسب سفیدش در زین نقره ای سرعتی همچون نور زودگذر داشت ]

[ با ده قدم برای سقوط یک دشمن در هزار مایلی و کسی نمیتواند او را متوقف کند ]

[ وقتی کار انجام شد با نامی ناشناس برمیگردد]

عالیجناب

عالیجناب

عالیجناب

حالتون خوبه؟

خوبم

فقط چندثانیه ای اینجا نبودم

فکر میکنی منظور این طراحی چیه؟

طرح و کلمات ربطی به هم ندارن

هیچ احساس خاصی ندارین

وقتی به این نقاشی نگاه میکنید؟

برای من مثل یه نقاشی معمولیه

پس هیچی

بذار به خوندن ادامه بدم

دوباره تو

جعبه چوبی

تو اونو بهش دادی؟

اگر جوابت رو بدم

میذاری بیام بالا؟

...بذارم بیای بالا

تا اونو بکشی؟

چرا باید همچین دردسری رو قبول کنم؟

نه

یانگ چنگ کلی چشم و گوش اینجا داره پس من کاری علیه شما نمیکنم

ولی بیرون اینجا قضیه فرق میکنه

اینم آخرین نصیحت من

ما میتونیم باهم کار کنیم

تا شوفنگ نیان رو بکشیم

فایده ای نداره

خانم

...یک آدم

باید منطقی باشه

با توجه به محتوا این یک مجموعه ای از شهادت های مختلفه

اون شب،وانگ شیان جی تو پایتخت ظاهر شده

این شهادت ها

ممکنه درست نباشن

افرادی که اینجا مطرح کرده اکثرا هنوز زنده اند

تایید کردن اونا سخت نیست

فکر میکنم

چیزی که اون گفته درسته

حتی اگر وانگ شیان جی هم در پایتخت بوده باشه

اون ممکنه کسی نباشه که اونکارو انجام داده

راستشو بخواین

صیغه خیلی در شمشیرزنی ماهر بودن

ولی وانگ شیان جی اگر اون موقع حمله میکرده

ایشون نمیتونستن ازاونجا زنده بیرون بیان

ولی حداقل ما الان میدونیم که وانگ شیان جی هم تو این قضیه درگیر بوده

ظاهر شدن یکدفعه ای این جعبه چوبی

بیشتر از اون چیزی که فکر میکنید مشکوکه

فهمیدم

تا شهر وو دی مسافت زیاد مونده

وقتی اینو خوندم احساس متناقضی کردم

و بعد خودم میرم پیش وانگ شیان جی

برنامه اونا برای کشتن با شمشیر قرضی یک موفقیت بوده

عالیجناب

من خوشحالم که شما تونستین اصل قضیه رو بفهمید

ولی این بالاخره یه سرنخه

بعداز کلی سال

حقیقت بالاخره داره روشن میشه

من از برادرکوچیک و دوتا خواهرام محافظت میکنم

چون به مادرم قول دادم

که خانواده رو حفظ میکنم

مادرم هنوز در قلبم مثل روز اول زنده ست

اون داره منو میبینه

نمیتونم ناامیدش کنم

باید قاتل اونو پیدا کنم

عالیجناب

من خوبم

...من فقط

بالاخره یه سرنخ پیدا کردم

الان گیج شدم

نگران نباش استاد وی

من هیچ بی احتیاطی و کار عجولانه ای نمیکنم

یکم تنهام بذار

میخوام همه چیزایی که تا الان فهمیدم رو کنار هم بذارم

اگر چیزی پیدا کردین

خبرم کنید

باشه

اژدها کجا رفت؟

استاد لی

استاد وی

[در سه سال اول تائوئیزم،هیچ سری توسط شمشیربرنده گرفته نشد]

[بدون یک نشان بهشتی،گوش دادن به بهار کوه لونگ خو]

مادر؟

!مادر

فنگ نیان

کسایی که از دروازه آسمانی میگذرن

میتونن بالاتراز همه موجودات قرار بگیرن

ولی من نتونستم وارد بشم

من قبول ندارم که خدایان میتونن زندگی رو به یک نفر دیکته کنن

من نمیتونم قبول کنم که ما میتونیم علیه سرنوشت بجنگیم

نمیتونم قبول کنم که یک انسان نمیتونه خدایان رو شکست بده

قبول ندارم که موجودات آسمانی جاودانه هستن

من از شمشیر تو دستم استفاده کردم تا دروازه بهشتی رو باز کنم

حتی اگر خدایان الان و بعدا به دنیای فانی بیان

من لی چون گانگ اونا رو با شمشیرم میبرم

بردین سرنوشت و غل و زنجیرها

با یک روح نا گسستنی

من میتونم همه شک ها و ناامیدی ها

کابوس ها و ترس های قلبم رو ببرم

!لعنت به راه های خدایان

من یه شمشیردارم

و به اژدهای آسمانی ضربه میزنم

با شمشیرم

من عرش رو پاره میکنم

مادر

اون یه رویا بود

غافلگیر شدی نه؟

هی

نمیخوای کمک بخوای؟

تو آسیب دیدی

من یه درگیری با افراد رو صخره داشتم

مسئله مهمی نیست

کلی آدم رویِ

صخره بودن؟

کلی

اونا همشون اینجان تا تو رو بکشن

توخیلی معروفی

اونی که تو رو زخمی کرد چی؟

اونا کوهستان رو ترک کردن

بدترین چیز اینکه به یک دیوانه بربخوری

خوشبختانه چیزی که آقای جائو خوانگ چائو گفت درست بود

خورشید داره میاد بالا

ما کل شب رو الکی جنگیدیم

بریم

وقت صبحانه ست

تو نمیخوای کمک خبر کنی؟

من واقعا قراره بکشمتا

خورشید داره طلوع میکنه

یکم دیگه

و خیلی فوق العاده به نظر میرسه

چطوره قبل از اینکه منو بکشی از این منظره زیبا لذت ببریم؟

خیلی خب

خیلی خوشگل به نظر میرسه

چرا گریه میکنی؟

رویای مادرم رو دیدم

...اون

خیلی خوشگله؟

تو خیلی خوب به نظر میرسی

پس مادرتم حتما خیلی خوب بوده

در تمام این مدت

من هیچوقت واقعا نتونستم

رفتنش رو قبول کنم

من همیشه باور داشتم

اون در قلبم زندگی میکنه

ولی در حقیقت من فقط داشتم به خودم دروغ میگفتم

چرا اینجوری میگی؟

اون در رویا ازم خداحافظی کرد

اون رفته

اون خیلی وقته که رفته

فقط اینجوریه که

من الان قبولش کردم

تو در خوابت ازش خداحافظی کردی؟

نتونستم

منظره امروز خیلی دوست داشتنیه

بخاطر این منظره زیبا،من تو رو نمیکشم

چرا انقدر اصرار داری که منو بکشی؟

شک دارم بخاطر پول باشه

دوباره میبینمت

تو میتونی

چی گفتی؟

برای خداحافظی کردن

تا وقتی اونو بگی،کسی که دلت میخواد اونو میشنوه

مادر

خداحافظ

اژدهای بهشتی اینجوری در رویات ظاهر شد؟

فقط با چندتا طرح و نوشته

من به این رویا کشیده شدم

این فقط رو تو جواب میده

شخصی که اینو آماده کرده حتما خیلی خوب تو رو میشناخته

این روشیه برای اینکه پرنس خواب بد ببینه؟

اونا از این رویاها برای نابودی

مهم ترین مانع و وابستگی قلب یک نفر استفاده میکنن

مادرت احتمالا مهم ترین چیز درقلب تو بوده

بله هست

اونا سعی کردن ذهنت رو مختل کنن تا تو رو در ناامیدی بندازن

چطور بهش غلبه کردی؟

من به اونا ضربه زدم

اگر شما بهم درمورد

تکنیک باز کردن دروازه بهشتی نگفته بودین

من احتمالا نمیتونستم اونا رو نابود کنم

هرکسی نمیتونه این حرکت رو بزنه

الان تو به موانع غلبه کردی و دیگه تحت تاثیر

روش های ساده قرار نمیگیری

ولی کی دقیقا اینو فرستاده؟

مهم نیست کار کی بوده

اونا دوباره سعی میکنن

بیاین عازم بشیم

به کوه لونگ خو میریم

اعلیحضرت تو رو به قصر احضار کردن

اعلیحضرت تو رو به قصر احضار کردن

بذار یکم دیگه بخوابم

چرا اون...چرا این موقع منو احضار کرده؟

یه پیام فوری از یانگ جو اومده

پسرت در یانگ چنگ با سائو چانگ جینگ مواجه شده

یکی از سه مبارز برتر دنیا؟

خدمتکار پسرت پرنسس چوئه

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left