200 บรรทัดแรก
ساریکی
خانم، شما در تعطیلات چیکار میکنید؟
من میرم به کارو
با دوست پسرتون، خانم؟
نه ناومی
خیلیخب بچهها، از تعطیلات لذت ببرید ترم بعدی میبینمتون!
مراقب خودتون باشید
اوه... اما!
یه نفر این رو برات آورده
اوه... بله
اون یک مرد جوان خوش تیپ بود
نه نه نه ... اون فقط دوست برادرمه
همم... پسر خوشگلی بود
تو میری کوهنوردی؟
نه نه
من میرم بخوابم و بخوابم و بخوبم و بخورم
و کتاب بخونم و حسابی تنبلی کنم
دقیقاً با همین ترتیب
و این کوله پشتی؟
اوه... برادرم اونو به دوستش قرض داده بود برای رفتن به منطقه اوتر
اوه ...
اما به خاطر این ممنون
خواهش میکنم!
امیدوارم تعطیلات دوست داشتنی داشته باشی
بله... ممنون بدون شک اینکارو میکنم
تو هم همینطور خیلی خب... خداحافظ
خداحافظ
بهشون کمک کن
وقتشه راه بیفتیم
فاصله خودت رو حفظ کن مثل همیشه
بیاین گندکاری نکنیم
زود باش
حالت خوبه پیت؟
آره
الو
سلام پدر
میتونی کورنومتر رو روشن کنی
روشن شد
اوه... هنوز باید برای بنزین توقف کنم
اینو در نظر میگیرم
حالت خوبه؟
خوبم
عشقت هم حالش خوبه؟
تقریباً
باید بیام کتکش بزنم؟
پدر، این حرفو نزن!
باشه باشه
وقتی به منطقه پاسیفیسم رسیدی بهم خبر بده
این خنده دار نیست پدر
امروز عصر میبینمت
نگران من نباش
نگران شدن شغل منه
مراقب باش دنیا شیطانی شده
وای... پدر ...
دوستت دارم
من هم دوستت دارم پدر
جلوتر برو تو جاده خاکی
اون مسیر طولانی تر نیست؟ همونجا برو تو فرعی
مشکلی نیست پیت این اولین کارته
یادت باشه... جاده های فرعی همیشه
عاشقتم اما!
گم شو!
میشه لطفاً حرف بزنیم؟ دلم برات تنگ شده
نه، چیزی نداریم که در موردش حرف بزنیم
تو میدونی من چقدر از خوشنت متنفرم و بعد تو اون مرد رو زدی، توی صورتش... با مشت خودت!
اون اول منو زد، من داشتم از خودم دفاع میکردم من یک مرد هستم، دنیای من اینطوری کار میکنه
خشونت خشونت میاره من مردی میخوام که بتونه خودش رو کنترل کنه
یک مرد جنتلمن کنترل کامل
اوه... گندت بزنن!
وای... لعنتی ...
گندت بزنن لعنت لعنت!
آروم باش، فقط نگه دار من حلش میکنم، تو فقط لبخند بزن
لعنت لعنت! پیت!
پیت! باشه باشه!
ساکت
خوب خوب خوب... آقایان
و ما اینجا چی داریم؟
عصر به خیر کاپیتان
سرعت ما زیاد بود؟
گواهینامه
همینجاها گذاشتم ...
تو حالت خوبه رفیق؟
گواهینامه توی کیفته پیت
اوه... لعنت... البته
چرا اینطوری میلرزی؟
مسمومیت غذایی کاپیتان به خاطر پیراشکی های دیشبه
من با تو حرف نمیزدم
چیکار داری میکنی؟ رانندگی کن!
آروم باش برادر... وقتی پلیس ها رو میبینیم اینکارو میکنیم
ما چی میدونیم؟
من میرم کنار اون نگه دارم سعی کن حواسشو پرت کنی
تو زده به سرت؟
دهنتو ببند!
خوب اون پشت چی داری؟
من و پسرعموم داریم میریم به کیپ کاپیتان
بیشتر اونا لباس و مواد شوینده و همچین چیزهایی هستن
من کاپیتان تو نیستم و با تو حرف نزدم من دارم با اون صحبت میکنم
رفیق، از نظر من تو خیلی حالت خرابه
میخوای بهم بگی اینجا چه خبره؟
قربان، من فقط دیشب یه کمی مریض شدم ...
مریض شدی... قطعاً اون پشت چی داری؟
ببخشید، میشه لطفاً به ما کمک کنید؟
چند دقیقه دیگه میام
میخوای بهم بپی اون پشت چی داری یا خودم باید یه نگاهی بندازم؟
ما همین الان دیرمون شده نمیشه یه جور دیگه حلش کنیم؟
آقایان، برگردید تو ماشین خودتون
صبح به خیر ما فقط دنبال مسیر درست میگردیم
همونجا بایستید!
تفنگت رو بزار زمین
تفنگتو بزار زمین سگ!
بهش شلیک نکن باز!
من دنبال دردسر نیستم رفقا
بیاین همه نفس عمیق بکشیم
اسلحتو بزار زمین
باشه آهسته
باز
جی، پشت ماشینو باز کن
گوش کن... ماشینو ببرید
باطری ماشین منو بردارید خفه شو!
خواهش میکنم قسم میخورم یه کلمه حرف نزنم
ماشین رو ببر اونو بسوزان... هرکاری میخوای بکن!
بوسمن، چه غلطی میکنی؟
بولا، کمربندش
وقت زیادی نداریم، دست و پاشو ببند یه گونی بکش رو سرش
ماشین اونو بردار دنبال ما بیا
بیاین حرکت کنیم
تو میخوای با اون چیکار کنی؟
خواهی دید
تو میخوای اینجا بمونی و صبر کنی تا بقیه پلیس ها پیداشون بشه؟
نگران نباش پسرعمو همش تقصیر منه
چرا؟
چون نباید هیچ وقت این شغل لعنتی رو بهت میدادم!
من واقعاً متاسفم
میدونی که دفعه اولمه
جبران میکنم
آره، اینکارو میکنی
جلوتر بپیچ تو فرعی
راهنما بزن، اینطوری بقیه میفهمن داری کجا میری!
سلام پیرمرد!
تنهایی تو این جاده چیکار میکنی؟
ممکنه خطرناک بشه، میدونی
بیا
ویا، سنگینی!
یالا!
زود باش لعنتی
برو برو برو!
دوباره نه! خدای من!
دیگه مشکلت چیه؟
نه نه نه... خواهش میکنم نه!
خدایا ...
چرا الان؟ چرا اینجا؟
اوه... زود باش! نه!
دستاشو باز کن گونی رو بردار
پیت؟ بله
تکون بخور بیا اینجا
خواهش میکنم... بزارید من برم خواهش میکنم
بولا، تفنگش رو بیار
دهنتو ببند وگرنه مغزتو منفجر میکنم فهمیدی؟
فهمیدی؟ بله
اونو بده به پیت
پیت ...
میتونی شلیک کنی؟
بله
خوب، زود باش... بهم نشون بده به اون سنگ شلیک کن
به فنا رفتم پیت! با دو تا دست!
گفتی میتونی شلیک کنی؟
من دیدم اونا چطوری ... تو تلویزیون؟
بله
به فنا رفتم!
ضامن امنیتی هنوز باز نشده... اینجا، بسته هست فاصلتو بیشتر کن، به اون سنگ شلیک کن... بزن
دوباره
میدونی همه اینا تقصیر توئه
بله
و میخوای جبران کنی؟
بله
بهش شلیک کن
خواهش میکنم... خواهش میکنم قسم میخورم هیچ کاری نکنم
بوسمن... نه!
پیشنهاد تو چیه، ای جی؟ زود باش
تو رئیس باش... پیشنهاد تو چیه؟
من ... خواهش میکنم!
چرا فقط دست و پاشو نبندیم؟
اون قیافه ما رو دیده، باز و من سابقه خلافکاری داریم
دارم بهت میگم من هیچ حرفی نمیزنم
و تصور میکنم تو حرفشو باور میکنی؟ نه، من ...
لعنت بوسمن هیچ وقت قرارمون این نبود
انگیزه تو چی بود؟
از سرمایه پدرت برای خریدن مواد استفاده کنی؟
تا وقتی که دست های کوچکت کثیف نشه
انگیزه تو چی بود؟
تو میدونی من همچین آدمی نیستم
پس چه جور آدمی هستی؟
تو رئیس هستی
اینو فراموش نکن
پیت ...
خدای من ...
پیت
اونجا وایستا! وایستا اونجا
بهش شلیک کن پیت
میخوای برگردی پیش مادرت؟
No comments yet. Be the first to leave one.