The Young Indiana Jones Chronicles

The Young Indiana Jones Chronicles

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

The Young Indiana Jones Chronicles S01E03 WEB-DL DSNP
ความคิดเห็นโดย warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 The Young Indiana Jones Chronicles زیرنویس فارسی سریال

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2025-12-23
ดาวน์โหลด: 12
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

199 บรรทัดแรก

بسیار عالی

بسیار عالی

اوه. اسم من هنری جونز جونیوره

خـ... خونواده‌ام دارن اقامت می‌کنن

توی سفارت آمریکا در اینجا

پدرم برای یه سری سخنرانی توی سفره

ما هفته دیگه از اینجا می‌ریم

اما اینجا خیلی بهم خوش گذشته

مخصوصاً این کلاس‌های سوارکاری

تو سوارکار خیلی خوبی هستی

باید اینو بدونی. لابد خودت هم می‌دونی

انگلیسی من زیاد خوب نیست

احتمالاً از آلمانیِ من بهتره

بله، همین‌طوره

اون‌ها تو رو «والاحضرت» صدا می‌زنن

تو شاهزاده خانمی؟

بله. پدرم جانشین بعدیِ تخت و تاجه

اسم دیگه‌ای هم داری؟

سوفی، به یاد مادرم

اما پدرم منو «پینکی» صدا می‌کنه

پینکی؟ خب، من چی باید صدات کنم؟

والاحضرت

آقای جونز؟

بله؟

ما داریم می‌ریم توی پارک قدم بزنیم

تو هم می‌خوای بیای؟

حتماً

خوبه

توی وین همیشه هوا این‌قدر سرده؟

توی کریسمس هوا سردتر بود

معلم سرخونه‌ات خیلی پیره

خانم سیمور؟

آره. زیادی پیره

خانم سیمور، گرسنه‌تونه؟

یه کم ضعف دارم. چطور مگه؟

پس باید از این طرف بریم

بچه‌ها

سوفی

بیا اینجا

توی وین جاهای زیادی می‌ری؟

همه‌جا

من توی لندن زندگی کردم

اوه. چه مدت اونجا بودی؟

تا حالا سوار چرخ‌وفلکِ بزرگ شدی؟

البته. دومین روزی که اومدیم اینجا سوار شدم

از اون بالا می‌شه دوردست‌ها رو دید؟

کل شهر زیر پاته

تو تا حالا سوارش نشدی؟

نه

اما چرا؟ تو شاهزاده‌ای. در واقع کل اینجا مال توئه

دوست داری یه دوری بزنی؟

امیلیا... (داره آلمانی صحبت می‌کنه)

اسکیت روی یخ بلدی؟

اسکیت؟

پاتیناژ

اوه، آره، اسکیت روی یخ

البته که بلدم

عاشق اسکیت‌سواری‌ام

اگه دوست داری، همین الآن می‌تونیم بریم اسکیت‌سواری

فکر نکنم بشه

چرا که نه؟

من هیچ‌وقت اجازه ندارم این کار رو بکنم

اما تو شاهزاده‌ای

هر کاری بخوای می‌تونی بکنی

بیا دیگه

فقط چند دقیقه طول می‌کشه

اون‌ها اصلاً متوجه غیبتمون نمی‌شن

مطمئنی؟

بهم اعتماد کن

بیا دیگه

من هواتو دارم

آدم‌های زیادی اینجا هستن

خیلی زیاد

لطفاً کمکم کن

ممنونم ایندی

سوفی

سوفی

سوفی

بیا اینجا

این پسر جوون اصلاً احترام سرش نمی‌شه

که چی؟ شاهدخت سوفی رو به همچین خطری انداختی

بیا اینجا

هنوز کارت با من تموم نشده

امیل: تو اصلاً حس

مسئولیت‌پذیری نداری، پسر جون؟

سوفی

هنری، دیگه واقعاً کافیه

اوه، عزیزِ دلم

واقعاً قصدم این نبود که دردسر درست کنم

دردسر؟

نزدیک بود یه بحران دیپلماتیک راه بندازی

این نامه برای سفیر «کرنز» فرستاده شده

مردی که اون‌قدر مهربون بوده

که اجازه داده ما توی اقامتگاهش بمونیم

از قدرت و نفوذش استفاده کرده

تا ما بتونیم از بهترین‌های این شهر لذت ببریم

اون‌وقت تو برداشتی

یکی از اعضای خونواده سلطنتی رو بردی خوش‌گذرونی

این نامه از طرف خودِ آرشیدوک فرانتس فردینانده

اون حس می‌کنه سفیر ما داره از موقعیتش سوءاستفاده می‌کنه

و ازش خواسته که روی شهرونداش

کمی کنترل داشته باشه

متأسفم

تو باعث شدی همه ما خجالت‌زده بشیم

و همین‌طور کشورت

من از طرف تو عذرخواهی می‌کنم

ممنونم قربان

و دیگه هم از کلاس سوارکاری خبری نیست

نه؟

نه

واقعاً قصدم این نبود که دردسر درست کنم

می‌دونم

می‌دونم عزیزم

اما خونواده اون همیشه در معرض خطرن

واقعاً؟

اون‌ها روی انبار باروت زندگی می‌کنن

خیلی‌ها می‌خوان امپراتوری هابسبورگ نابود بشه

اما نمی‌شه فقط به پدرش توضیح بدین

که من قصد بدی نداشتم؟

من فقط می‌خوام باهاش دوست باشم

دوست‌های دیگه‌ای پیدا می‌کنی

نه، نمی‌کنم

توی کل دنیا هیچ‌کس مثل اون نیست

همم. شاید بدت نیاد برام یه مثلث متساوی‌الساقین بکشی

چون می‌بینم خیلی داری پیشرفت می‌کنی

یه مثلث متساوی‌الساقین. حتماً

ایندی: والامقام، شاهدخت

متأسفم اگه برات دردسر درست کردم

بودن با تو واقعاً عالی بود

و من همه‌اش به اون روز فکر می‌کنم

نگران شدم وقتی شنیدم روی انبار باروت زندگی می‌کنی

اگه اینو می‌دونستم

بسیار خوب

خب، فکر کنم برای امروز هندسه کافی باشه

فکر کنم بهتره یه چیز دیگه رو امتحان کنیم

می‌شه فقط برای یه بار، زودتر تمومش کنیم؟

اوه

می‌شه لطفاً اینو برام بخونی؟

زیاد حال خوشی ندارم

مریضی؟

راستش، توی دلم یه جوریه، انگار گره خورده

نمی‌تونم تمرکز کنم

خواهش می‌کنم

اینو بخون

«این چه معنایی داره؟ وقتی تنها می‌خوابم،»

«غلت می‌زنم، این‌رو اون‌رو می‌شم، آه می‌کشم و ناله می‌کنم،»

«تختخوابم مثل سنگ سفت به نظر می‌رسه،»

«این چه معنایی داره؟»

«در خواب اغلب از ترس می‌لرزم،»

«از گرما و سرما می‌سوزم و تکون می‌خورم،»

«از بی‌خوابی سرم درد می‌گیره،»

«این چه معنایی داره؟»

ادامه بده

«اما اگه کنارش بنشینم،»

«قلبم با صدای بلند فریاد می‌زنه،»

«و با این حال دهانم خشک و خاموشه،»

«این چه معنایی داره؟»

کی اینو نوشته؟

۱۵۴۲ سر توماس وایات، بین سال‌های ۱۵۰۳ تا

اون همه سال پیش

و اون مرد هم دقیقاً حس منو داشته؟

اون عاشق بوده

ادبیات قرن‌هاست که سعی کرده

با این احساسات کنار بیاد، هنری

نمی‌دونستم شعر درباره همچین چیزاییه

خب، هست

و شعر می‌تونه بهت کمک کنه

چطوری؟

هیچ راهی برای تسکین احساساتت بهتر از این نیست

که اون‌ها رو با کسی دیگه شریک بشی

واو

خانم سیمور، هیچ‌کس تا حالا این‌جوری بهم نگفته بود

این یکی خوب به نظر می‌رسه

«فلسفه عشق، اثر شلی.»

«چشمه‌ها با رود می‌آمیزند»

«و رودها با اقیانوس»

«بادهای آسمان تا ابد در هم می‌پیچند»

«همراه با احساسی شیرین»

«هیچ‌چیز در این جهان تنها نیست»

«همه چیز طبق قانون الهی»

«در هستیِ یکدیگر حل می‌شوند»

«پس چرا من و تو یکی نشویم؟»

«ببین که کوه‌ها بر آسمان بوسه می‌زنند»

«و امواج یکدیگر را در آغوش می‌کشند.»

اینو بلدی؟

البته

«نور خورشید زمین را در بر می‌گیرد»

«و پرتوهای ماه بر دریا بوسه می‌زنند»

«ارزش این همه بوسه در چیست»

«اگر تو مرا نبوسی؟»

بده اینجا. بذار ببینم

خانم سیمور

فکر می‌کنید ممکنه من عاشق شده باشم؟

تو خیلی جوونی، هنری

بله، اما... فکر می‌کنید ممکنه؟

نمی‌دونم

همه ما عاشق می‌شیم، هنری

بعضی از ما خیلی زود

و بعضی از ما

The Young Indiana Jones Chronicles subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Young Indiana Jones Chronicles

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left