200 บรรทัดแรก
IMDb-Dl Proudly Presents
...خب رفقا
.يه اتفاق مهم در جريانه و منم نياز به لطفتون دارم
.حله
...تا زماني که لازم به بلند شدن من
.از روي اين کاناپه نباشه
.ازتون ميخوام که با من به کلوب رقص لختي بيايد
.بذار عينک خوبم رو بردارم
خب تو چي "استوارت"؟ هستي؟
.نميدونم
...منم مثل اونيکي باحالم
اما يه کلوب آقايان، توي شب تعطيل؟
ما کي هستيم؟ "چارلي شين"؟
.استوارت" اين برا من مهمه"
...دارم سعي ميکنم امضاي اين مبارز رو بگيرم
.و متوجه شدم که قراره اونجا باشه
چرا فقط با "هسکل" نميري؟
.چون جوري بنظر ميرسه که دارم با افراد باندم وقت ميگذرونم
...اگه فقط من و "هسکل" باشيم
...بنظر ميرسه که يکي از ما
.توسط دادگاه از رو اونيکي از دار آويزون ميشه
.نميدونم
."زودباش "استوارت
... تامي دانبر" يکي از"
.بهترين مبارزهاي هنرهاي رزمي جهانه
.قرارداد بستن با اون سرنوشتمو عوض ميکنه
.فکر کنم بدونم مشکل چيه
.ما در حضور باکره کلوب رقص لختي هستيم
.نه، نه، نه، اصلا ربطي نداره
...مهموني مجردي من اوليش بود
...و خيلي ديوانهوار شد
.که زن سابقم مجبور شد منو تا خونه ببره
رفيق، زنت تو مهموني مجرديت بود؟
.خب، منصفانه بود
...منظورم اينه، اون ترتيب همه چي رو داد
!خداي من
.من بايد به يه کلوب رقص لختي برم
IMDb-Dl Proudly Presents
ترجمه و تنظيم علي و مهرداد
.:: The Exes 2x05 ::. Lethal Weapons يکشنبه ،13ام مرداد 1392
.سلام، سلام
.سلام "ايدن"، چه غافلگيري قشنگي
يه غافلگيري قشنگ ديگه ميخواي؟
.اينارو ببين
...اگه تا حالا تو تصادف ماشين بودم
.ميخواستم تو تو بغلم باشي
فوقالعادهان، مگه نه؟
...اگه ميدونستم قراره اينجوري مثل بالون بزرگ شن
...اين حاملگي
.و مسائل رحم جانشين رو سالها قبل ميکردم
.اونورو نگاه کن. عصباني ميشم ها
.به خدا نميتونم
.اينا دقيقا مردها رو تو شيار وسطشون نگه ميدارن
.اين کوچولوها مثل اسلحه گيجکننده هستن
.بوم، بوم، بوم
...خب، خوشحالم که ميبينم ابزار مادري
.بالاخره شروع شدن
...بهرحال، من تو مغازه سوتين فروشي بودم
.همونطورکه هر روز هستم، چون اونا از بزرگشدن واينميستن
.و متوجه شدم که اين زندگيت رو تغيير ميده
يه سوتين؟ همين؟ تو يه سوتين برام آوردي؟
.اين مثل هر سوتيني نيست
...اين معجزه کوچولوي علم از همون فناوري توش استفاده شده
.که دقيقا برا انتقال والها استفاده ميشه
.و با اين، تو هم ميتوني يه جفت آهنرباي مرد داشته باشي
.عزيزم، من يه آهنرباي مرد دارم
.اسمش مغزمه
جالب بود، اونطور نيست بچهها؟
.درسته، اينجا مردي نيست
.بيخيال "هالي"، فکر کردن به همه چيز رو بس کن
.برا يه بار مغزت رو تو خونهش جا بزار
.اينو بپوش و اونا رو بلند کن بزن بريم خوش بگذرونيم
.خيليخب، اونو بده من
.شايد وقتشه اينا رو از حبس درآرم
.منظورم اينه حتي زندانيها هم وقت تنفس حيات رفتن دارن
اين يکم به سن نزديک نيست؟
.من تو رديف اول برا فيلم "تبهکار" نشسته بودم، مثل کابوس بود
.ميبينم که سخنراني مختصرم تو تاکسي تاثيري نداشته
.يکم احترام بزار، يه نمايش درحال انجامه
!بلرزونش
!بيرونش بنداز
.حالا ادامه بده
.خيليخب، ببينيد
...وقتي "تامي" اومد اينجا
.من ميرم و شامپاين ميفرستم
.احتمالا منو صدا ميکنه
.اونوقت که ميرم گيرش بندازم
...اين مهمترين بخشه
.و نبايد استرس زيادي داشته باشم
...شما دوتا
.اينجا ميمونيد
."آروم باش "فيل
...ما هيچ کاري نميکنيم که
.خجالتزدهت کنيم
.ببخشيد خانم
فروشگاه هديه زنجير کليد ميفروشه؟
.3تا آبجو لطفا
.ميدوني اون واقعا بااستعداده
.اونا حرکت خيلي سختين
.چرا قدردانيت رو بهش نشون نميدي
.البته
.ببخشيد خانم
خانم؟
.دوستداشتني بود. ممنون
."استوارت"
.بزار نشونت بدم چطور انجام ميدن
.تماشا کن و ياد بگير عزيزم
.تماشا کن و ياد بگير
.خيليخب بانو
.اميدوارم يه چتر داشته باشي
!چون بابايي ميخواد بارون ببارونه
...اون چتر رو نگه دار
.چون داره به بارش شديد تبديل ميشه
شما بچهها خوشحاليد؟
.کاملا رو 20دلاري منو پوشونديد
.ببخشيد
.خانم
.اينجاست
.تامي" اومد"
.همهتون آروم باشيد
...خب، فقط چند لحظه وايستا
.و بزار قدرت سينهت فضا رو پر کنه
.خداي من، موثره
حالا چيکار کنيم؟ نوشيدني بخريم؟
بخريم؟
.خداي من، خيلي خندهدار بود
...خيليخب، زيادي قدرت به يک منطقه
.شليک کرديم
.تو برو بار
...حالا بخند، خوشگل بنظر برس
.و بزار دخترها کار رو انجام بدن
.خيليخب، خانمها
.وقتشه
.سلام
چطوري؟
.خوشحالم ميبينمت
.سلام
.پيرهنتو دوس دارم
چطوري؟
.ببخشيد
ميخوايد بشينيد؟
.محبتتون رو ميرسونه، خيلي ممنون
.کاملا خواهش ميکنم
امشب اينجا خيلي شلوغه، ها؟
.آره
.معمولا بعد از آخرين کلاسم ميام
.و مشکلي با پيدا کردن جا تو بار ندارم
.بگذريم، من "ادوارد"م
.هالي" هستم"
پس تو معلمي؟
...بله. من ادبيات انگليسي توي
.دانشگاه "کلمبيا" درس ميدم
.هربار که بهش افتخار ميکنم
...خب، من به مدرسه حقوق "کلمبيا" ميرفتم
.و من هم افتخار ميکنم
.شوخي
...خب، سوال اينه
.شرط ميبندم تا حالا هيچکي ازت نپرسيده
نويسنده مورد علاقهت کيه؟
."بايد بگم "ديکنز
...عاشق اينم که براي فقر و محروميت
.وکيل شد
...آره، آره، همچين دلسوزي رو
.اين روزا نميبيني
سلام عزيزم، ميتونم يه نوشيدني برات بخرم؟
.برو تو صف
.خيليخب، خيليخب، آروم
.بيا بذاريمت رو کاناپه
.من خوبم، کاملا خوب
.پسر، آروم
.دکتر اورژانس گفت خوب ميشي
.فقط يه ضربه آروم خوردي
.خيليخب
کي ميريم کلوب رقص لختي؟
.همين الانشم رفتيم
...اما مجبور شديم در بيايم، چون يه نفر
.سرشو به کفش يه رقاص زد
.همه نگاها به "هسکل"ه
...بهت گفتم بايد تو خونه اتاق شامپاين زندانيش کنيم
.و بقيه نمايش رو ببينيم
.ما يه سلام لخت به بدنامون رو از دست داديم
.استوارت" يه چرت لازم داره"
.نه، نه، نه، نه، نه
.چرت نه، چرت نه
...دکتر گفت بايد به مدت 24ساعت بيدار بموني
.تا سالم بموني
.بايد نوبتي مراقبش باشيم
.نظر خوبيه
..."خب، ببين، بايد برم پيش "تامي
.قبل از اينکه دلالهاي ديگه بلندش کنن
...پس چطوره تو شيفت اول رو بداري
من دومي رو برميدارم؟
.منم اولي رو برميدارم
.اشکال نداره منم مواظب "استوارت" باشم
.اهميت نميدم شب شما چطور بود
.مال من بهتر بود
.يه ياروي عالي رو ديدم
.استاد انگليسي تو دانشگاه "کلمبيا" است
...ارتباط عميقي داشتيم
.که يه زندگي کامل رو باهاش تصور کردم
No comments yet. Be the first to leave one.