200 บรรทัดแรก
حالا چی میبینیم؟
ما این اتاق رو میبینیم
آره، میتونم ببینمش ادامه بده
و پیتر که اینجاست
داره دنبال سایهش میگرده
یه آدم احمق دکمه لباسش رو کنده بوده
و وقتی اون اینجوری شده بوده، گریه کرده
من با صدای گریهش بلند شدم و دکمهش رو براش دوختم
یه چیزی رو جا انداختی
وقتی دیدی اون روی زمین نشسته و داره گریه میکنه
بهش چی گفتی؟
بهش گفتم "پسرم چرا گریه میکنی؟"
همه چیز رو به من بگو
نه، یکمش رو بگو
چیزی که بتونم هضمش کنم
نمیتونم
چرا؟
چون هنوز واقعی به نظر نمیرسی
برای تمام زنان خانواده م
خط بین باور کردن و واقعیت
همیشه مبهم بوده
همه چی از مادربزرگم شروع شد
من هم اسم اون بودم
وندی دارلینگ
وقتی جوون بودم دنیا برام مثله بهشت بود
جوون بودی خیلی خوبه
تو خیلی محشری
ترجیح میدم شروع زندگی جهنمی باشه
و بهشت دسر باشه
میدونی همه ی ما یه روزی
از بهشتمون سقوط میکنیم
و تو هم سقوط میکنی و بهتره یاد بگیری به درستی زمین بخوری
مامان بزرگ واقعا؟
به من نگو مامان بزرگ
برو بیرون پسر خوبی باش و تنهامون بذار
ما یه حرفایی برای گفتن داریم
باشه، اگه کسی باباش رو لازم داشت
...تو راهرو هستم
حالا گوش کن نازنینم
تو سن 12 یا 13 سالگیت
با یه پسر آشنا میشی
پسر خوبیه؟
خیلی
خیلی هم خوشتیپه
بدون اینکه خودت بخوای عاشقش میشی
...تو یه شب پر ستاره از خواب بیدار میشی
و یه پسری رو میبینی که روی زمین چمپاتمه زده
اون سرش رو بلند میکنه و میبینی که داره گریه میکنه
...نکنه به این خاطره که
سایه ش رو گم کرده؟
یا نکنه پایان یک افسانه رو یادش رفته؟
اون پسر تو رو
برای گردش میبره به آسمونا
اون بهت میگه که تو خیلی با ارزشی
و به نظرت این حرف اغواکننده ترین چیزیه که تا حالا شنیدی
کجای این حرف اغواکننده ست، مامان بزرگ؟
خواهی دید
اون شروع میکنه به گله کردن
از اینکه خیلی وقته مامانش رو ندیده
اون ازت میخواد که بیای و
لباسای اون و پسرای گم شده رو
بشوری
و دکمه های لباسشون رو بدوزی
یکم براشون آشپزی کنی و یه نون بزرگ هم براشون بپزی
...اسم پسره
پیتره
ولی اون منو کجا میبره؟
اون تو رو به جایی میبره که
هیچوقت تو اونجا حوصله ت سر نمیره
وقتی بزرگ شدی
دخترت رو تشویق میکنی
تا دنبال اون پسر بگرده
درست مثله من
مامان بزرگ، مامانم با این پسره رفت و گم شد؟
...جین
اون روز بعد از ظهر، من با عقل و
عقلانیت خداحافظی کردم
ولی عوضش به کی سلام گفتم؟
خانم ها و آقایون
ما در حال فرود به شهر نیویورک هستیم
لطفا مطمئن شوید که کمربندهای ایمنی خود را بسته اید
و میزهای سینی شما در وضعیت عمودی قرار دارند
متشکرم
بیا
آره
باید تا پنج دقیقه دیگه از تختت بیای بیرون، باشه؟
چرا هر روز صبح اذیتم میکنی؟
وقتی قرار نیست برم مدرسه
پس چرا اینقدر زود بیدارم میکنی؟
منصفانه نیست
قراره هر روز صبح همین سوال رو
ازم بپرسی؟
آره
خیلی هم منصفانه ست
بابا چرا نمیتونم برم مدرسه؟
چون اونجا حوصله ت سر میره
...تو
دختر خارق العاده ای هستی
و منم باباتم
و به نظر من تو باید تو خونه بمونی
و برای چند سال با من درس بخونی
غذاتو تموم کردی؟
آره
خواهی دید
یه روز به خاطر این کارم ازم تشکر میکنی
کجا بودیم؟
آره
درعین حال، کشتی خوب ما
با آن باد عالی که او را به جلو می راند
به سرعت به جزیره پری های دریایی نزدیک شد
"وندی، عزیزم
"همیشه با بابات خوب باش
"و همیشه اینو یادت بمونه که
"تخیل کردن، حق اصلی تویه
دوستت دارم، مامان"
وندی؟
هی، چیکار داشتی میکردی؟
هیچی
هیچی
...باشه
برنامه امروز بعدازظهر چیه؟
یادگیریه خودمونی
خب
آماده ای؟
داره پرواز میکنه
تونستیم وندی عالیه، تونستیم
فوق العاده نیست؟
...نه
نه نه نه
تو چه دختر دوست داشتنی هستی
یه هلوی خوشمزه
حالا نوبت تویه
یاد آسمون اون روز افتادم
تمام دوران کودکی من
واقعا یک ماجراجویی بزرگ بود
اون واقعا تو زبان استعداد بالایی داره
...منظورم دایره لغاتشه
من که خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم
سطح نمراتت هم خیلی بالاست
ممنون خانم لارنس
لازم نیست از من تشکر کنی
از پدرت تشکر کن
...خب
واقعا میگم آقای برورمن
شما کارتون رو بی عیب و نقص انجام دادید
...خب
خیلی هیجان دارم تا بهت بگم کجاها قراره بری
...آقای برورمن - ...داشتم با خودم میگفتم -
از اونجایی که ما تونستیم این تنایج عالی رو کسب کنیم
شاید برای وندی بهتر باشه که
ادامه تحصیلاتش رو هم تو منزل بگذرونه
...اینجوری اون میتونه رو درس هاش بیشتر تمرکز کنه و...و
و دانشش رو تو زمینه هایی که
...توشون استعداد داره بیشتر کنه
بابا
نه، ما دراین باره حرف زدیم
تو قبول کردی که دیگه وقتشه برم مدرسه
من مطمئنم که اون یه دانش آموز ممتاز خواهد بود
ملانی لطفا بیا تو
میخواستم به وندی دالینگ براورمن معرفیت کنم
اون قراره تو کلاس تو باشه
سلام
چرا شما دخترا نمیرید یه گشتی تو مدرسه بزنید؟
ملانی میشه لطفا این اطراف رو به وندی نشون بدی؟
نگران نباش بابا از پس خودم برمیام
البته که میای
"تولدت مبارک، وندی دارلینگ
"و سفر به سلامت
"دوستت دارم
مامان"
تو آشفته ای
چی؟
پسر، چرا گریه میکنی؟
من به خاطر تو اومدم وندی
هی، به چی میخندی؟
از نظرت من خنده دارم؟
نه اصلا هم خنده دار نیستی
فقط باورم نمیشه که اینجایی
حتما یه خواب بد دیگه هستی که دارم میبینم
لعنت، من از خوابای بد متنفرم
اینجور خوابا از طوفانم بدترن
ما پسرای گمشده اگه مادر پیشمون نباشه نمیتونیم اونا رو تحمل کنیم
درباره ش بهم بگو
تو دختر عجیب و غریبی هستی وندی
ممنون
ولی تو هم به اندازه من در اشتباهی
کی اینو میگه؟ - من میگم -
تو در اشتباهی همه در اشتباهن، همه ی دخترا
وندی وقتشه
مثله یه برگ در باد شناور بشیم
...گوش کن پیتر
...مشکل اینه که
من تو کارای آشپزی و تمیز کردن خیلی وارد نیستم
من یه دختر امروزی ام
غذاهای آماده میخورم
و برای اینکه بتونم به کارای دیگه م برسم
زیاد برای تمیز کردن خونه وقت نمیذارم
چه جور کارایی؟ - یه کارایی دارم دیگه -
مثله دیدن تلویزیون آهنگ گوش کردن
شعر نوشتن
No comments yet. Be the first to leave one.