179 บรรทัดแรก
« کِن سال 1994 »
!داستان درست میکنما - !اذیتم نکن -
!اون بازیگر نیست
.هیچوقت بازیگری نکرده سیاهی لشکره
برام مهم نیست گابری - ...یعنی چی -
ببین گابری، تو گفتی سارا نمیتونه انجامش بده؟
یا این یا هیچکی - آره اما تو عالی هستی -
چون همشون رو میکنی
آره - حالا قفلی زدی رو این؟ -
...اونو بذار - هی دست بهش نزن -
!ببین، نگاشون کن - نه، نه، گوش کن -
.نگاش کن ببین
یه کیفیت خاصی داره میدونی؟ یه ارتباطی رو باهاش حس میکنم
واسه چی داری میخندی؟
ما که اصلا اهل ارتباط نیستیم
ما حفتمون مثل گاو نر هستیم
.اینطوری میگیریم و همهشون رو میکنیم !محض رضای خدا
نه، تو قفلی زدی میگی "...همین... همین "
چت شده؟
من میخوام تو ستاره فیلم بعدی من باشی
نه
نه
نه؟
نه
نه
آره فهمیدم
Pink Panther ترجمه از « امـین احمـدی »
روکو سیفردی کسیه که یک واقعیت جدید رو به پورن آورد
و پورن رو تبدیل به زندگی خودش کرد
« پاریس سال 2004 »
اون کسیه که میتونه به خانهها و امیال ما نفوذ کنه
همه میگفتن تو مردی
که پریدی توی رودخانه پاریس
و با این حال، اینجایی
برو سمت ماشین
یه کار دیگه هست که باید باهم انجام بدیم
خودمو خودت
ده سال گذشته چیکار میکردی؟ کجا بودی؟
تو هیچوقت بهم نمیگی
.اونجا همونجا وایسا
با این حال میدونم ،این روزی که با تو شروع بشه
بهایی هستش که باید بپردازم ،چون یه چیزی درون من گیر کرده
.و این تو بودی که اونجا گیرش انداختی
ساعت چنده؟
چهار و نیم - هنوز زوده -
ظاهرت معمولیه
امروز قراره بریم عروسی
واقعا؟
عروسی کی؟
عروسی لوچیا
خب که چی؟
ناراحتی؟
آره، برای توئه
واسه من؟
من فقط تو زندگی یه چیز داشتم و لوچیا بود
چه اتفاقی بین شما دوتا افتاد؟
این آخرین فرصت توئه
،وقتی خبر مرگت رو بهم دادن همهجا دنبالت گشتم
اما بعد لوچیا رو دیدم
از زمان مرگ مامان ندیده بودمش
و بهش گفتم که تورو پیدا نکردم
اون یه چیزی درباره مرگ گفت .و درباره همون صحبت کردیم
...وقتی اوضاع اینطوری گیر میکنه
زندگی از کار میفته
.همیشه با مرگ یه نفر تموم میشه
.بعدش باز شروع به کار کردن میکنه
...اون نشست
سمت یه کبوتر رفت که داشت رو زمین نوک میزد
و میدونی چی گفت؟
" تو کسی هستی که بالای این رودخانه پرواز میکنی "
" چهره زیبای توماسو رو ندیدی؟ "
از این جهان پر از مرد متنفرم
،با کیرهاتون
اسلحههاتون، تفنگهاتون
خواسته شما اینه که محوریت جهان باشین
شما خستم میکنین
شما تمام عشقی که درون من بود رو خشکوندید
بخوای بهش فکر کنی، من تنها دختری هستم که .روکو سیفردی هیچوقت باهاش سکس نخواهد کرد
چون برای تو، من روکو تانو هستم؟
اسم فامیلی که یه زمانی دوسش داشتم
خدافظ روکو
اون حرف رو درباره کبوتر زد و بعدش چی شد؟
بعدش هیچی
بعدش رفت... بدون اینکه پشت سرش رو نگاه کنه
قضیه کبوتر قشنگ بود
آره
به علاوه حرفی که درباره مرگ یکی از ما زد
« Haddaway از What Is Love آهنگ »
!عاشق این آهنگم
!آلیس، صداشو زیاد کن
!زیاد کن
دیدی اینکارو میکنه؟
صبر کن
!آلیس! بیا و برقص
نه، نه، نه
نه، من رقاص خوبی نیستم. واقعا
تو از عشق میترسی روکو
آره
« پاریس سال 1994 »
روکو چطوری؟ - !چه خبر؟ خوشحال شدم دیدمت -
سلام
سلام، سلام
سلام. چطورین؟ خوبین؟
خوبیم - شکر -
عالیه - !شماره یک -
گوش کن، میدونی این چقدر برامون هزینه داره؟
واقعا گابری؟ تو عاشق اینجور برنامههایی
آره زیباست اما وقتی هزینه زیادی نداره دوسش دارم
من دارم خرجش رو میدم
ها؟ درسته
.بیخیال گابری !آروم باش و خوش بگذرون
یه لحظه
تو بهترینی گابری
باشه
اما فقط با خودت
میتونی روی صورتم بشاشی
اگه میخوای
ها؟
آره؟ نه؟
خیله خب
نه؟
باشه، باشه
اینقدر بد بود؟
ها؟
متاسفم
ببخشید
مادرم اینکارو میکرد
چیکار؟
از ظرف من غذا میگرفت
آره
من کار دارم
...روکو
...اگه گشنت شد
ساعت چنده؟
« پاریس سال 2004 »
شش - !این شهر لعنتی خیلی سرده -
ده ساله سردمه
میخوای اتاق بگیرم؟ ...حموم میکنیم، یکم میخوابیم
حموم؟
هر از گاهی ایدههای مسخرهای به ذهنت میاد
فکر میکنی که قراره با ژان کلاود ازدواج کنه؟
اون حرومزاده - آره -
نه
ما خوشتیپهائیم
آره؟
کاملا حق با توئه - آره -
خب من حداقل خوشتیپم
امروز تنهام نذار
گرمه نه؟
عالیه
نظرت چیه حبس نفس کنیم؟
تو اول برو
باشه
باشه - برو، یک -
دو
تو باعث شدی آب بره توی دماغم تامی
دهانشویه هم حتی نیست
از کی تاحالا دهانشویه استفاده میکنی تامی؟
نه من استفاده نمیکنم اما هتلهایی در این سطح باید داشته باشن
اینکه بخوام استفاده کنم یا نه تصمیمش با خودمه
ساعت چنده؟
نه و نیم
زمانش نزدیکه
دوش میگیری؟
خب، الان دوش میگیرم تامی
توو حموم یه نوشیدنی بزن
« کِن سال 1994 »
ببخشید، این جای کسیه؟
شنیدم عاشق شدی
آره؟
کی گفته؟
کلاغه همیشه خبر میرسونه
میدن و حرف میزنن - آره -
یه مهمونی شام رفته بودم که دربارت بد میگفتن
درباره اصالتت
کی؟ کریستوف؟
حسودا؟
تو؟ پشتم بد گفتی؟
نه نگفتم
No comments yet. Be the first to leave one.