200 บรรทัดแรก
= قسمت 01 =-
".سی می یک دختر دوست داشتنی بود"
". و دوستاش به عنوان یک دوست مهربون دوستش داشند"
"'. سی می ، من عاشق بازی کردن باهاتم'"
"چون سی می مودب بود بزرگترها هم دوستش داشتند"
"'سی می با بقیه فرق داشت'"
"...در گذشته های نه خیلی دور"
داستانی بود که اون زمان در یتیم خونه شنیده بودم
...دختری که در همون روز با من متولد شده بود
با همون اسم و سرنوشت
...از اونجایی که اون و من
در دو دنیای متفاوت زندگی میکردیم
ما مجاز به دیدن هم نبودیم
حتی اگه ملاقات میکردیم
یکی از ما باید ناپدید میشد
..بخاطر اینکه
...یکی از ما سرنوشت دیگری رو
دزدیده بود
فقط میشه گفت عالیه
تولد کسیه؟
چرا اول صبحی کیک و سوپ جلبک درست کردی؟
تولد بامبی ـه
بخاطر همین میخوام بهش تبریک بگم
از دست تو دختر
چکار میکنی؟
امروز تولدمه ، دارم آرزو میکنم
سلام - سلام =
صبح بخیر خانم
تولدت مبارک تولدت مبارک
تولدت مبارک
بامبی تولدت مبارک
این چیه؟
امروز تولدته
می دونم باید ناشتا باشی ولی باید جشن بگیریم
بیا آرزو کن شمع هارو فوت کن
فقط بخاطر تو اینهارو آماده کردم
نه نباید بخوری ...باید ناشنا باشی
اشکالی نداره ، اگه غذارو با لذت بخوری کالریش صفر میشه
میگن باید صبحانه رو کامل بخوری
نمی شه
خودتو کنترل کن
وگرنه برای عمل فردا مشکل پیدا میکنی
اسم مستعار من چیه؟
فرشته دوست داشتنی شبیه بامبو
وقتی میدونی برو کنار دیگه
نه نمی شه بخوری
اگه لب بزنی به سرپرستت خبر میدم
ولم کن - نمی شه -
جدی هستی؟ - خیلی -
پشیمون نمی شی؟ - قطعا نه -
نه نمیشه بخوریش
نمی تونی ازم بگیریش
نباید بخوریش
چکار میکنی ، برات مشکل درست میشه
نمی شه - وای خدای من -
این چه وضعیه؟
عزیزم - اوه خدای من -
عزیزم دوباره زدی زیر قولت
نه اینطور نیست
از بس غذا خوردی نقرس گرفتی و داری پاتو از دست میدی
...پای خوشگلت شبیه بامبی شده
نه الان دیگه شبیه فیل شده
اونوقت بازم خوردی؟
...عزیزم خب من فقط
مگه بهت نگفتم؟
فردا عمل داری باید ناشتا بمونی
بهت نگفتم اگه بزنی زیر قولت طلاقت میدم
نه وایسا اینطور نبوده
من قصد نداشتم بخورمش
اون مجبورم کرد گفت اگه کیک تولدمو نخورم
سال دیگه بد شانسی میارم
نه ..اصلا اینطور نیست
...من بودم - تو کی هستی هان ؟ -
"یون دونگ جو"? خیلی خب, یون دونگ جو.
وقتی یک پرستاری
باید مراقب سلامتی مریضات باشی
واسه چی با جشن تولد از راه بدرش کردی؟
اینجارو ببین - کجا رو ببینم ؟ -
چی؟
دیگه حق نداری اینجا کار کنی
بیرون
گفتم بیرون
برو بیرون ...گفتم برو بیرون
این چیه؟
چروکهای زیر چشمتو نمی بینی؟
وقتی قراره با دخترهای جون رقابت کنی
باید آماده نوشیدن همه چی باشی
بیا
مزه اش وحشتناکه
چیزای شیرین اصلا برای سلامتی خوب نیستند
تمومش کن
تولدت مبارک سابینا
امروزه؟ - آره -
درسته
تولد یون دونگ جوئه
مگه بهت نگفتم
اون اسم برای همیشه فراموش کن
فراموش کن یه زمانی یون دونگ جو بودی
و تو هرگز یکی از اون دوتا نبودی
تو همیشه سابینایی
هیچ خاطره ای از کره نداری
تو خالق زیبایی زیبای کره ای امریکایی هستی
فهمیدی؟
نگران نباش
به وقتش من از شما حواسم جمع تره
راست میگی
برای رسیدن به اینجا از سختی های فراوانی گذشتیم
و در تمام این سختی ها
دستهای همو نگه داشتیم
یه کارگردان یه بار گفت
"من هنوز به دنبال بیشتر هستم."
شما هم هنوز خیلی راه مونده تا راضی بشی
درست میگی
دیگه داریم میرسیم اون بالا پس باید ادامه بدیم
باید عجله کنیم
بذار یه بار دیگه به سمت بالا بریم
باشه
آرایش تونو شروع میکنم
صبر کن
شما مدیر سونگ نیستی
راست میگه
تو کی هستی؟
داشتندVVIP ایشون یک مشتری
"VVIP?"
مدیر سونگ
.مدیر سونگ
.مدیر سونگ
چیزی شده؟
خانم سابینا میخواد شما آرایشش کنید
آه معذرت میخوام
من با یک مشتری دیگه قرار دارم
بخاطر همین وقت ندارم
خانم کیم کارش مثل منه
با اجازه
...فکر کردی نمی دونم
چه بده بستونی با مشتری های
ویژه ات داری؟
چی میگی؟
شنیدم مامورهای مالیاتی این روزها بیکارن
میخوای براشون کار درست کنم؟
اینطور نیست
به هر حال معذرت میخوام که متوجه نشدم هستیدVVIP شما مشتری
خودم انجامش میدم
مدیر چو گفت امروز میاد
مامان خودم بهش رسیدگی میکنم
یادت نره همیشه بهت چی میگم
هرچی رو که بهت داد فوری قبول نکن
جایگاه خودت رو بدون
اینطوری میتونی زندگی تو عوض کنی
امروز یه کار خوب انجام بده
مثل یک شاهکار درستش کن
امروز باید بهترین روز تولدش باشه
درد میگیره
جدی میگی؟
واقعا زدی تو سرش؟
تو براش کیک درست کردی اونوقت زد تو صورتت
واقعا کارش عجیبه
این همه به خودت سختی میدی تا از مریضهات مراقبت کنی
اونوقت اونهابدون دادن یک قرون بیرونت کردن
اینقد داد نزن سرم درد گرفت
خاک بر مخت از بس خنگی
...فقط همین یه بدنو داری
بدون اینکه بدونی پدر و مادرت کیه
حداقل یک مشت روونه صورتشون میکردی
بعدشم پولتو میگرفتی
...چطوری میتونی
وایسی از این سگهای در جهنم کتک بخوری؟
بازم من راحتم
اگه راستشو می گفتم فوری طلاق میگرفتن
این روزها ملت چپ و راست طلاق می گیرن
من عوضش یه زن و شوهر جوان نجات دادم
!یون دونگ جو
لعنت
سلام خونه بودین
بفرمایید تو
این اتاق نشیمن اونم اتاق خواب
خوب نگاه کن - صبر کن -
چی شده ، آجوشی؟
ما قصد نداریم از اینجا بریم
اون دختر خانم گفت
به جای کرایه پول پیش خونه رو حساب میکرده
بفرمایید از این طرف
هی
هی
!هی اوه می جو
ببخشید غلط کردم
اون جادوگر سی هی گولم زد گفت میخواد آلبوم منتشر کنه
اما بعد از گرفتن پول
فرار کرد
!خدای من
من احمق نیستم تو احمقی
حالا باید چکار کنیم؟
همنطور که گفتی
من از یتیم خونه لخت و پتی زدم بیرون
میدونی چقدر کارکردم تا اینجارو بگیرم
اما حالا دارن میندازنمون تو خیابون
پول میاد و میره
می تونیم بازم پول در بیاریم
فقط به من اعتماد کن - چطوری؟ -
منو از بیمارستان اخراج کردن
No comments yet. Be the first to leave one.