Escape from Kabul

Escape from Kabul

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Escape From Kabul 2022 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
ความคิดเห็นโดย Phoenix Translation Team

แท็ก

webrip
web
x264
720p
720
BRip
TS
YTS
เผยแพร่เมื่อ: 2022-11-08
ดาวน์โหลด: 23
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند

فهميديم بشين

بشين

بشين- بشين-

بشين

همين الان يک توافقنامه امضا کرديم

تا مردممونو به خونه برگردونيم

ما ميخوايم افرامونو به خونه برگردونيم

ما به طولاني ترين جنگ امريکايي، پايان ميديم

من نسل ديگه اي از امريکاييها رو

به جنگ در افغانستان نميفرستم

فکر نميکنم مقياس

و هدفي که تخليه

بالاخره بهش تبديل ميشه رو درک کرده باشيم

برگرد

يک جورهايي کاري کردند که طوري به نظر برسه که

که بگي اوه، قراره سريع و ساده باشه

داخل و خارج خواهيم بود

اما اين اتفاق اونجا نيفتاد

بلند شو

اين يک فاجعه انساني بود

....::::ترجمه : پريسا يادکوري::::.... telegram : @subforu

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu

زمان وحشتناک و پر از آشوبي بود

همه داشتتند به طرف فرودگاه ميرفتند

تا از افغانستان برن

ميترسيديم جنگي شروع بشه

همه ترسيده بوديم

درباره خانواده هامون بود درباره عزيزانمون

درباره شهري بود که توش به دنيا اومده بودم توش بزرگ شده بودم

ولش کن لعنتي

من افسر فرمانده

اولين گردان هشتمين نيروي دريايي هستم

حدود دوازدهم اگوست

اون زنگ نيمه شب به صدا در اومد

و اتفاقات خيلي سريع رخ دادند

و تا سيزدهم ما

در افغانستان آماده باش بوديم

خيلي خوب، شماها آماده ايد؟- آره-

ميخوام برم بيرون

ما توي افغانستان بوديم

فقط با چيزي که پشتمون بود

از هواپيما بيرون اومديم و سريعا شروع به کار کرديم

من فقط صد و پنجاه نفر داشتم

و بيشتر تجهيزاتي که نياز داشتمو

توي اون چند روز اول نداشتم

بفرماييد

ما ميدونستيم اونجاييم تا ماموريتيو شروع کنيم

که تخليه افغانهاي در خطر بود

ميدوني شهروندان امريکايي

يک جورهايي فکر ميکرديم که

فرآيند تقريبا منظيمه

چون امنيت حداقلي

در اطراف کابل، حفظ ميشد

ما فکر نميکرديم تبديل به چيزي بشه که شد

فرودگاه کابل يک جورهايي توي يک مسابقه است

توسط ناحيه کوهستاني

از طرف شمال احاطه شده

يک جورهايي دور تا دور غربش پوشيده شده

فقط يک فرودگاه بزرگه

يک مکان استراتژيکه که در اون

کلي منبع و لشگر

از کشور داخل و خارج ميشدند

يک فرودگاه نظامي و عمومي بود

همه در يک زمان

سيا، افغانستان

و قطعا برخي از شرکاي ائتلافي ما

بخش بزرگي از اون پايگاه ها رو در اختيار داشتيم

يک جورهايي يک ديوار محيطي خارجي بود

انگار همه يک جورهايي بخشي از اون پاي بزرگو داشتند

اگر ميخواستند

خب دو روز اول

همه سر موقعيتهاي خودشون قرار ميگيرند

امنيت، ثابته

فقط مثل هميشه کار هست

خوب، هواپيماها مردمو بيرون ميبردند

اما شهروندان افغان،

که توي اين نقطه ديدم واقعا نه

هواپيماهايي که داشتند ميرفتند و ميومدند

فقط افغانهاي سطح بالا و

ديپلماتها رو از سفارت خارج ميکردند

تخليه شهروندان هنوز شروع نشده بود

بنابراين، داشتيم خارج ميشديم

اول وي آي پي ها

دو روز بعد از رسيدنمون به اونجا

ميدونيد، سيزدهم به اونجا رسيديم

و پانزدهم يک دفعه غوغا به پا شد

پانزدهم روزيه که طالبان وارد کابل شد

اولين روزي که به کابل رسيدم

انتظار نداشتيم که کابل

اينقدر سريع سقوط کنه

من به مرکز عمليات مشترک اومدم

جايي که ژنرالمون اونجا بود

اينجا بود که فهميدم دولت سقوط کرده

رئيس جمهور افغانستان رفته بود

و ماموريت ديپلماتيک

در افغانستان، بسته شده بود

و ما به ده يا بيست صفحه تلويزيون نگاه ميکرديم

و تنها چيزي که نشون داده ميشد هواپيماي عمومي بود

بخش جنوبي پايگاه

و هزاران نفري که فقط فرار مي کردند

و تنها کاري که ميتونستم بکنم انداختن غذايي بود که انتخاب کرده بودم

زمين گذاشتن بطري آب و برداشتن توشه ام بود

قفل کردن و بارگذاري تفنگم نگاه کردن به چندتا آدم

و گفتن تو با من بيا و ما تازه فرار کرديم بود

و توده درياي مردمي که ميخواستند کابلو تخليه کنن

درست جلوي در خونمون بود

خيلي از خانواده ها

در حال حمل چمدونهاي مسافرتيشون

با خودشون بودند و

به سمت فرودگاه ميرفتند

گروه اول احتمالا حدود پنج هزار نفر بودند

شهروندان شروع به اومدن کرده بودند

اونها داشتند ميومدند و اساسا به در ميزدند

و ميگفتند: من بايد برم بيرون

و اونها ميگفتند من کاغذ دارم

شوهرم مترجم بود و همراه شما خدمت ميکرد

من بايد برم بيرون

زنها گريه ميکنن، با بچه هاشون

و خانواده هاي بزرگشون ظاهر ميشن

ما واقعا هنوز آماده عمليات تخليه نبوديم

هنوز همه رو اونجا نداشتيم

ما بخش بزرگي از شهروندانو داريم

که بالاخره از گيت عبور کردند

پايگاه کاملا شکسته شده

فرودگاه کاملا لبريز شده

اون هواپيماها براي اونها به معناي آزادي بودند

فقط اونجا کاشته شده بودند تا همه چيزو مسدود کنن

اساسا بگن اونها رو

با اون چيزي که اونجاست، ميبري

و من از سرجام تکون نميخورم تا اين کارو بکني

و در اين نقطه ما فرار کرديم

صد و پنجاه نيروي دريايي که براي باز کردن فرودگاه داشتم

ما هواپيما داشتيم که در هوا پرواز ميکردند

و فقط تاخير داشتند

اونها نميتونستند فرود بيان

همه توي اون فرودگاه ايستاده بودند

هواپيما نميتونه فرود بياد و نميتونه پرواز کنه

پس الان هيچ راه ورود يا خروجي وجود نداره

ما سعي کرديم اونها رو به عقب هل بديم و اونها رو

از باند دور نگه داريم تا بتونيم به فرودمون ادامه بديم

نيروهاي اضافه ما به فرود منابع ادامه ميدادن

چون اين شاهراه ما بود

اگر اون فرودگاهو از دست ميداديم شک ندارم

که همه ميمرديم

بنابراين، از نيمه شب تا حدود پنج صبح

اونها رو به عقب برگردونديم

و سعي ميکنم در قالب کلمات بيانش کنم بايد بگم

جنگ اون شب

جنگ دست در دستي بود

که از تفنگها به‌عنوان سلاح هاي ضربه اي استفاده ميکرد

براي اونها خوشآيند نبود براي ما هم خوشآيند نبود

فکر ميکنم صبح زود در روز شانزدهم

چندتا نفوذي طالبان در جمعيت بودند

و اونها شروع به درگيري در نيروي دريايي کردند

که توي فرودگاه بودند

...همين موقع بود که اوضاع

يک ذره آشفته شد

درست حدودهاي طلوع خورشيد اين مبارز طالبان ظاهر شد

که تفنگشو سمت هوا نشونه گرفته بود

و يکي از نيروهاي دريايي ما، اونو کشت

يک تير بي عيب و نقص زندگي اونو گرفت

و همين موقع بود که من تفنگمو نشونه رفتم

و توي سينه دومي شليک کردم

ما بيست سال با اين آدمها مبارزه ميکرديم

بنابراين اون يک هدف بود، يک تهديد بود اون بايد ميمرد

اين جنگ مسلحانه اي بود که داشت

همين الان جلوي ما رخ ميداد

در حالي که تعداد فقط به بيشتر شدن ادامه ميدن

حالا من ميگم تعداد به هشت هزار و ده هزارتا رسيده بود

ما فرودگاهو باز کرديم و اين پيروزي بزرگي بود

شانزدهم آگوست وقتي بيدار شدم

تنها صدايي که ميشنيدم صداي رفتن اين خانواده بود

اون خانواده رفته بود

و شايعه اي وجود داشت مبني بر اين که حدود نهصد نفر

از افغانستان رفته بودند

و مردمي از طبقات مختلف

ميتونستند اون شب افغانستانو ترک کنن

زمان خيلي سياهيو در افغانستان ميگذرونديم

که طالبان تسلط پيدا کرد

قبل از تسلط طالبان ...زندگي ساده اي داشتيم

عالي نبود

عالي نبود اما خوب بود

ما قربانيان اصلي هستيم مثل زنان

و ميترسم اين تغييراتي که زنان افغان

به افغانستان آوردند

مثلا اينکه سالها و سالها مبارزه کردند

براي توانايي داشتن تحصيلات

براي توانايي کار در اون روز

من حس کردم تمام تلاشهاي اونها يک روزه نابود شد

اين زنان داشتند به قتل، بيرحمي

شلاق، ازدواجهاي زوري فکر ميکردند

اين چيزيه که

تمام زنها توي سرشون بود

مخصوصا زناني

که کار ميکردند

چون اونها ميدونستند واقعيت چي بود

بنابراين، وحشت بود عدم امنيت بود

عدم قطعيت و وحشيگري بود

ماموريت ما اين بود که نگذاريم کسي کشورو ترک کنه

Escape from Kabul subtitles in other languages

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left