The Order

The Order

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 2

ข้อมูลรุ่น

The Order S02E01 720p WEB H264-METCON
The Order S02E01 Free Radicals Part 1 720p 10bit WEB-DL 2CH x265 HEVC-PSA
The Order S02E01 Free Radicals Part 1 1080p 10bit WEB-DL 2CH x265 HEVC-PSA
The Order S02E01 Free Radicals Part 1 720p NF WEB-DL x264-Pahe
The Order S02E01 Free Radicals Part 1 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
The Order S02E01 Free Radicals Part 1 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
The Order S02E01 1080p WEB H264-METCON
The Order S02E01 1080p WEB H264-FiASCO
The Order S02E01 WEBRip x264-ION10
ความคิดเห็นโดย thegreatssh
🔵 T.me/Movie_Empire

แท็ก

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
x265
HEVC
2CH
1080
webrip
BRip
เผยแพร่เมื่อ: 2020-06-20
ดาวน์โหลด: 24
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

مترجمین: thegreatssh, PoOrYaGR

‫- من چرا لختم؟ ‫- اوه، نه.

‫برو!

‫تو جهنم میبینمت.

‫چخبره؟

‫من کجام؟

‫عزیزم؟

‫مشکل چیه؟

‫اوه، گبی.

‫بدترین کابو عمرم رو دیدم.

‫من یه مرد پیر بودم، و اون...

‫اون لعنتی جلوی من منفجر شد.

‫و پیرمرده پیت بود.

‫اون فقط یه خواب بود.

‫خیلی واقعی بود.

‫میلیاردر گمشده اونجا بود و...

‫و اون بلونده اونجام بود.

‫دوباره نه.

‫دوباره؟ منظورت چیه "دوباره"؟

‫اسم مورتونه.

‫تو به دانشگاه بلگریو میری.

‫تو بورسیه داری.

‫مادرت وقتی هشت سالت بود ‫تو یه تصادف ماشین مرد.

‫پدربزرگت اخیرا بخاطر سکته مرد.

‫تو تا حالا هیچوقت ام فرقه کیمیایی رز آبی

‫یا شوالیه های سنت کریستوفر رو نشنیدی،

‫و خیلی عاشق گابریل دوپر هستی،

‫و مشتاقی که تا موقع ازدواج صبر کنی.

‫و فکر میکنی که همه دخترای بلند ‫یه مشت فریب‌کار خودستا هستن.

‫این اولین باری نیست ما با استفاده شما از

‫پودر حافظه به مشکل برخوردیم، خانم دریک.

‫عمدی نبود.

‫اوه، پس نمیخواستی آقای مورتون ‫برای دو روز با فراموشی کامل

‫دور و بر نورویچ پرسه بزنه.

‫شاید ترفیعت به ماگیستراتوس ‫یه تصمیم زودهنگام بود.

‫در وهله اول، نمیخواستم ‫خاطراتش رو تغییر بدم.

‫اگه خوب نمیدونستم، میگفتم که ‫داری تصمیمات منو زیر وال میبری.

‫البته که نه، مگوس.

‫مگوس کبیر.

‫فقط فکر میکنم که پاسخمون ‫یکم فرامتعصبانه بود.

‫خب، اگه خارجی‌ها رازهات رو بدونن، ‫دیگه نمیشه یه جامعه مخفی بمونه.

‫شوالیه‌های سنت کریستوفر مادامی ‫که میدونستن ما وجود داریم،

‫همیشه برامون یه تهدید میبودن.

‫یا میتونستن متحدین قدرتمندی باشن.

‫نه، فرقه کیمیایی رز آبی متحد نداره.

‫اما اونا کمکمون کردن ادوارد ‫کوونتری رو شکست بدیم.

‫اگه دنبال خوشحالی همیشگی ‫هستی، جای اشتباهی اومدی.

‫خیال خودت رو با این دانش که ‫جک مورتون هنوز زندست راحت کن.

‫بعضی وقتا این بهترین چیزیه ‫که میتونی آرزوش رو بکنی.

‫حالا، چی میخواستی بهم نشون بدی؟

‫فکر کنم فهمیدم شوالیه‌ها ‫چطور گرگینه‌هاشون رو میساختن.

‫دیگو؟

‫ماگوس کبیر.

‫فکر کردم گفتی میخواستی یه ‫معجون تبدیل رو امتحان کنی.

‫همینطوره.

‫شوالیه‌ها یه سری پوسته جادویی دارن،

‫که هر کدومشون آغشته به روح یه گرگینه‌ان.

‫تو هیچوقت چیزی راجب گرگینه‌ها نگفتی.

‫نپرسیدی.

‫جلوی قفل کن وایسید.

‫حالا چی؟

‫صبر میکنیم.

‫به زودی، خانم دریک.

‫پوسته قهرمان رو انتخاب میکنه.

‫خب...

‫نقشت چیه، همه شاگردای ‫اینجا رو به صف کنیم

‫که ببین یه کت خز دار جذبشون میشه یا نه؟

‫شما گفتین که یه گرگینه ‫میخواین که بتونین کنترلش کنین.

‫من یه متخصص به قدرت ‫جادویی یه گرگینه میخوام.

‫فرق داره.

‫تو رد شدی، دیگو.

‫ممنون، مگوس کیبر. ممنون.

‫وایسا.

‫صبر کن. برگرد.

‫هرکاری میگه بکن.

فرقه-

‫جک مورتون، تو احضار شده‌ای.

‫احضار رو قبول میکنی؟

‫قول میدم که زندگیم رو بدم

‫به تیم تشویق!

‫بیخیال، عزیزم. جایزگین اول رو گرفتم.

‫"جایگزین اول" اصطلاح دیگه‌ای ‫برای "بهترین بازنده" ست.

‫من سخت کار کردم.

‫موهات رو درست کردم، لباسات رو درست کردم.

‫ساختمت. ‫باید وارد تیم میشدی.

‫صادقانه، واقعا برام مهم ‫نیست که وارد تیم بشم یا نه.

‫تو برای تیم تشویق زندگی میکنی؟

‫اینطوره؟

‫خواهد بود.

‫- وو! ‫- شما ببخشید!

‫- مسیرت رو چک کن، رفیق. ‫- باشه، مربی.

‫بچیب به نیمکت.

‫تو بچسب... من تو رو نیمکت نشین میکنم.

‫کارپیو، بیا بریم!

‫خیلی اونجا بودی، فکر کردم ‫داری خواستگاری میکنی.

‫آره، به همین خیال باشه.

‫هی، بیا بریم باشگاه.

‫- بزار یه نفس بگیریم ‫- بزار بعدا بریم باشگاه.

‫- آه... باشه. ‫- هی.

‫ببخشید دیر کردم. ‫درگیر یه چیزی شدم.

‫اوه، پیچیده بنظر میاد.

‫میتونست باشه.

‫وا نمیدی، مگه نه؟

‫میدم

‫همین که بهم بگی علاقمند نیستی.

‫میدونی،

‫من اون دختری خوبی که فکر میکنی، نیستم.

‫چند وقته ما همدیگه رو میشناسیم؟ ‫دو سال؟

‫اما چند وقته واقعا همدیگه رو میشناسیم؟

‫خارج از تمام زمانی که با ‫هم میگذرونیم، که میشه، چقدر

‫دو یا سه ماه؟

‫ما هشت تا کلاس با هم برداشتیم.

‫تو یه گروه مطالعه هستیم.

‫- تو یه ساختمون زندگی میکنیم. ‫- دقیقا.

‫ما عملا غریبه‌ایم.

‫اوه، لیسانسه‌ها. خیلی سادن.

‫اونا فکر میکنن که از تحصیلاتشون ‫توی دنیای واقعی استفاده میشه.

‫بی‌رحم نباش. ‫اگه اونا مدرکای بی‌مصرفشون رو نمیخواستن،

‫ما هیچوقت شغل دستیار ‫آموزشی رو نمیگرفتیم

‫ما باید دنبال مدرکای بی‌مصرفمون باشیم.

‫دکترای من بلااستفاده و بی‌مصرف نیست.

‫"کمک! همسرم غش کرده. ‫یه متافیزیکدان توی خونه هست؟"

‫"خب پسرم داره خفه میشه.

‫اوه، خدای عزیز، وقتی یه ‫اپیستومولوژیست نیاز داری کجاست؟" ‫*کسی که به مطالعه چگونگی کسب دانش میپردازد*

‫احتمالا نزدیک ترین بار.

‫بار It's noon somewhere. ‫(جایی ظهر است.)

‫میمردی اگه بیشتر برای داورا لبخند میزدی؟

‫اما مشغول تلاش کردن برای ‫این بودم که تند و تیز باشم.

‫تند و تیز بودی، اما به اینم نیاز ‫داری تا خودت رو رها کنیو بدرخشی.

‫اما تو سخت‌ترین تلاشت رو کردی و ‫این تمام چیزیه که بهش اهمیت میدم.

‫اینطوره؟

‫البته که اینطوره، ‫چون تو پک اسنک جک شیرین منی،

‫و من عاشقتم.

‫و من نمیتونم تا وقتی ازدواج کنیم صبر کنم.

‫- لازم نیست برای همه چیز صبر کنیم ‫- او، چرا، لازمه.

‫چون من یه عهدی بستم، ‫و قصد دارم اون عهد رو نگه دارم،

‫و اگه برات ارزش داشتم،

‫همچین فشاری روم نمیزاشتی.

‫این صدای زنگ رو میشنوی؟

‫من چیزی نمیشنوم، ‫و حرفم رو قطع نکن.

‫و داشتم میگفتم که اگه برات ارزشی داشتم،

‫همچین فشاری رو روی من....

‫جک؟

‫اون خوبه. قند خون داره.

‫هفته اول مدرسه.

‫اسم تو جک مورتونه، تو ‫به دانشگاه بلگریو میری،

‫تو بورسیه داری.

‫اما برای تیم تشوق زندگی میکنی.

‫- کیفیت هنوز باید اون بالا باشه. ‫- اوه، خدای من.

‫خب، چقدر قراره اینجا ‫باشیم؟ چون من امتحان دارم.

‫پودر حافظه دیگه کار نمیده.

‫من باید هر چند روز ‫مورتون رو پودر خورش کنم.

‫حق با توئه، انگار زودتر از ‫قبل تاثیرش رو از دست میده.

‫رندال هم به حالت برگشتنای بیشتری داشته.

‫با تمام صداقت، سخت ترین بخشش ‫برای من رسیدن به پای هیمیشه.

‫اون مرد میتونه بنوشه.

‫راحب تبدیل بهم بگین.

‫منو جک داشتیم تو محل ‫اجتماع اصلی راه میرفتیم

‫که رندال تقریبا منو کشت چون ‫مراقبش نمیتونه افسارش رو نگه داره.

‫میخوای جابجا شیم؟ فقط اشاره کن.

‫طرف تقریبا، روزی 20 ساعت تمرین نیاز داره.

‫تمرکز کنید. تبدیل.

‫جک گفت که صدای زنگ میشنوه، ‫و بعدش کاملا گرگینه شد.

‫آره.

‫همین شکلی.

‫کسی از شما جادو انجام میداد؟

‫چه ربطی به موضوع باید داشته باشه؟

‫ما کل تابستون رو جاد میکردیم. ‫قبل این هیچوقت تبدیل نشده بودن.

‫واقعا باید بهتون خطرات جواب دادن

‫سوالاتم رو با سوال یادآور بشم؟

‫نه، مگوس کبیر.

‫جادو بی جادو.

‫پس، باید چیکار کنیم؟

‫به مسئولیت‌هاتون برگردین.

‫و از حالا به بعد، هیچکس بدون اجازه ‫من هیچ نوع جادویی انجام نمیده.

‫خب، باید در رو با دستای خودم

‫باز کنم؟

‫منتظر چی هستین؟ برین سمت در.

‫اوه، خدای من. جوونمردی مرده.

‫جادو بی جادو.

‫وحشیانه‌ست.

‫گرگینه‌ها تبدیل شدن.

‫تو پهنه آفتاب؟

‫همزمان.

‫این تلاش بیشتر از ارزشش دردسر شده.

‫اما این اولین باریه که یکیشون تبدیل میشه.

‫اما اولین بازی نیست که مشکل دوباره ‫ظاهر شدن خاطراتشون رو داریم.

‫به همین خاطره که اینو توسعه دادم.

‫این نسخه قویتر پودر حافظه‌ست.

‫همم.

‫و فکر میکنی چقدر براشون طول ‫میکشه تا به این ماصون بشن؟

‫میتونیم اونا رو خوشخو کنیم.

‫میدونم.

‫متاسفانه، من حس مثبت‌گرای ‫شما رو تقسیم نمیکنم.

‫و اگه نتونیم کنترلشون کنیم،

‫نمیتونیم بهشون القا کنیم.

‫- پس اول بهشون القا کنین. ‫- جدی نمیگی.

‫خب، شوالیه ها وقتی جادو ‫انجام میشه صدای زنگ میشنون،

‫به جز زمانی که کمکمون ‫کردن رندال رو پیدا کنیم

‫چون داشتیم با هم کار میکردیم.

More Farsi Persian subtitles for The Order

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left