Leonora addio

Leonora addio

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Leonora addio (2022)
ความคิดเห็นโดย mazdosht
فیلمی از پائولو تاویانی ، ترجمه ی مزدُشت هماهنگ با نسخه های بلوری 720 و 1080 ترجمه ی قسمتهای انگلیسی بصورت شنیداری انجام پذیرفته برای دانلود فیلم ها به کانال تلگرامی ناسینما مراجعه بفرمایید

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2022-06-10
ดาวน์โหลด: 42
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

189 บรรทัดแรก

مـــعـــرفـــی ، انتـــخــاب فـــیـــلـــم و تـــــرجــــمــــه

MAZDOSHT / مزدُشت

سوئد

در حضور پادشاه

و یک مهمان دیپلماتیک و چهره های علمی و هنری

جوایز نوبل سال 1934 همراه با تشریفات اهدا شد

جوایز شیمی ، روانشناسی و پزشکی

به سه دانشمند برجسته ی آمریکایی تعلق گرفت

جایزه ی ادبیات رسید به

نمایشنامه نویس ایتالیائی لوئیجی پیراندلو

گرچه اجرا ناکافی بود

ولی بنده با شعف این وظیفه رو به انجام رسوندم

حالا میتونید تشریف بیارید

برای دریافت جایزه از اعلیحضرت پادشاه

جایزه ی نوبل ادبیاتی

که آکادمی سوئد شما رو شایسته ی دریافتش دونسته

هیچوقت اینقدر احساس تنهایی و غصه نکرده بودم

شیرینی افتخار بهای تلخیش را جبران نمیکنه

به برادرم ویتوریو

عمرم دیگه به سر رسید؟

چطور ممکنه؟

اینجوری؟ همین الان؟

اونا بچه هامن

بچه هام

تکاندهنده ست که این بچه ها تونستن از من بوجود بیان

ولی چه وقت؟

آه اینا رو قبلا داشتم

دیروز هنوز جوان بودم

این یه خوابه؟

نه ! واقعا خودشونن بچه هامن

دارن میان این طرف

دارن بزرگ میشن

دارن میان پیش من

چون میدونن مریضم خیلی مریضم

ولی چرا موی خاکستری رو سر بچه های من دراومده؟

بزرگ شدن بزرگ شدن

....چنان محبتی نسبت به بچه هام حس میکنم که

خیلی پیر شدن

میخوام بلند شم ولی دیگه نمی تونم

پیراندلو مُرد

ادبیات ایتالیا در ماتم

قراره با پیرهن مشکی نمایش داده بشه

مراسم تدفین یه فاشیست !مراسمی که تو یادها بمونه

پرچمهای مراسم ، کاردینال ها یه گروه موسیقی و مابقی شون

!حتی یه جایزه ی نوبل هم بهش دادن

داشت یادم میرفت اون جایزه ی نوبل برده

بهش یقه پوش دادن

بذارش تو اجرا

بگذارید مرگ من در سکوت بگذرد

مرا در ملحفه ای بپیچید

یک ارابه از طبقه ی فرودست برای یک گدا

مرا بسوزانید

و بگذارید جسدم بسوزد و پراکنده شود

تا هیچ چیز ، حتی خاکستری هم از من به جا نماند

ولی اگر انجام این کار میسر نبود

امید است که ظرف خاکسترم به سیسیل برده شده

و میان یک سنگ بزرگ ، محصور شود

در همان روستائی که بدنیا آمدم

!مردک ابله

مطابق با حکم سلطنتی شماره 1265

به تاریخ 17 جولای 1934 ...با در نظر داشتن قوانین بهداشتی

وزارت کشور

مسئولین ، سوزاندن در کوره را به تایید رساندند

ظرفی با خاکستر نمایشنامه نویس

در آرامگاه وِرانو در رُم جای گرفت

و طبق تمایل خانواده در آنجا نگهداری خواهد شد

ظرف خاکستر به مدت ده سال در آرامگاه رُم باقی ماند

ده سال جنگ ، هراس ، توحش ، ستیز

!بلندتر دعا بخونید ! دعا بخونید

پیترو کاروسو رئیس پلیس رُم در دادگاه

به جرم قتل عام آردیتاین

در روند اقدام ِ دادگاه علیه پیترو کاروسو

پیترو کاروسو و روبرتو اوکتو را

گناهکار میدانیم

...و پیترو کاروسو را محکوم میکنیم

به مرگ تا توسط جوخه ی اعدام از پشت مورد تیراندازی قرار گیرد

کاروسو از ماشین پیاده می شود

زندانیان جنگ به شهر ریمینی بازگشتند

جویای همسر حتی دست دوم

نیویورک

نماینده ای از شهرداری ِ آگریجنتو

نگرانیا نه؟

مسئول شهرداری رم

آره ، دیشب نخوابیدم - رُم همینه دیگه آشفته بازاره -

!نه ! من نگران اون هستم

شما دو تا ! خیلی با آرامش

خیلی با آرامش

پس فکر کردین داریم چیکار میکنیم؟

من از سیگارای آمریکایی خوشم میاد : کمل

نگرانم هستن همینطور تو آگریجنتو

آگریجنتو؟

اونجا همه دلواپس هستن

مقامات ، دانشگاه مردم هم همینطور

اونا منتظر خاکستر پیراندلو هستن برای مراسمات شون

منم منتظرم . منم منتظرم

!ولی یه کمی صبر

سفر به خونه آسون نیست

امروز رُم سرده

ما هم بریم قهوه بزنیم میگی نه؟

میگم آره

یه سوال

تو به نخست وزیر دِ گاسپری نزدیکی؟

!نه کاملا نزدیک ، نه

میدونم برای این سفر یه کمکی بهت کرده

بله قول داد

بهم گفت : نباید نگران باشی

من مراقب همه چی هستم میرم به ادارات مرکزی آمریکا

ادارات مرکزی آمریکا؟

اون درخواست یه پرواز ویژه رو میده از رُم به سیسیل

فقط واسه اون خاکستر؟ - فقط بخاطر همون -

پس امیدی هست

تو بهشون اعتماد نداری ، درسته؟

آمریکائی ها سر قول شون می مونن

ولی با ما ایتالیائی ها جوری رفتار میکنن انگار دارن کشورگشایی میکنن

کاملا هم در اشتباه نیستن

حواست باشه

داری فراموش میکنی که آقای پیراندلو یه برنده ی جایزه ی نوبله

و آمریکائی ها موفقیت رو تحسین میکنن و براش احترام قائلن

همین الان رسیدم واشینگتن

دِ گاسپری نخست وزیر

من خودم رو مابین رفقا میدونم

و این نمایش رفاقت و برادری

همچنین الهام بخش مذاکراتی ست

که مابین دوَل اتفاق خواهد افتاد

!این الاغو ببینا

یواش تر

!آهسته ! آهسته

!ترو خدا ببینا

!کلاهم

ممنونم

!حرومزاده

!ای تو روحت

!مرتیکه ی الاغ

صبح بخیر - صبح به خیر -

...آخه

اون خاکستر پیراندلوئه؟

میرم بپرسم

صبح بخیر اجازه هست؟

این خاکستر استاد پیراندلوئه تو جعبه؟

بله

ببخشید

این خاکستر استاد پیراندلوئه؟

خودشه

!آره ! این خاکستر پیراندلوئه

یه مَرد مُرده تو هواپیماست؟

!صبر کن صبر کن ما داریم میریم

درسته؟ - بله بریم -

من دارم میرم - پس ما هم میریم -

من دارم میرم

نخیر من پیاده میشم

ما همراه خاکستر یه مِیّت سفر نمیکنیم

...ما با یه مَرد مُرده

پروانه ی هواپیما شکسته

هواپیما استارت نمی خوره

ببخشید ...موتور پروانه

!خواهش میکنم کاپیتان !خواهش میکنم

متوجه شدم که اون یارو نیمه سیسیلی با اشاره داشت چی به خلبان تون میگفت

تعجب کردی که چرا همه از هواپیما پیاده شدن؟

بهت میگم چرا

چون اونا نمی خوان پرواز کنن

مسافرت کنن با یه مرد مُرده تو هواپیما

با خاکسترش

و تو کاپیتان

تو گوش ِ تو اجاره دادی به این حرفای احمقانه به این خرافات مسخره

خودت موتورها رو خاموش کردی

!شرم کن

اون حرفا رو شنیدم

من اعتقادی به این خرافات قرون وسطایی شما ندارم

ولی با تمام احترام

قرار نیست اجازه بدم منو دروغگو خطاب کنی

تو باید به من اعتماد کنی

با خلوص نیت یه کاپیتان نیرو هوائی ِ آمریکا

جنگ

سینیوریتا فیکی فیکی ؟

سینیوریتا فیکی فیکی ؟

سینیوریتا فیکی فیکی؟

عذر میخوام اون مسته

...سینیوریتا

!کله شونو میکنم

!کله شونو میکنم

!یا خدا

!جعبه

آقا معذرت می خوام

کاپیتان ! یه جعبه ندیدی؟

نه ، من خوابیده بودم

باورم نمیشه

...عذر می خوام یه جعبه ی چوبی بود

یه جعبه ی چوبی ندیدی؟

عذر میخوام اینجا یه جعبه ی چوبی بود

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left