72 บรรทัดแรก
دارم جمع و جور میکنم، یه کم دیگه میام پایین
.ببخشید که دیر کردم، علامت تعجب
.یکم دیگه میرسم، علامت تعجب
.پشمام
.من...فکر کنم رسیدم
دارم میام بیرون
.عجله نکن، لبخند
پ.ن: چطور صدای پیامت رو گوشیم تنظیم کردی؟
.ای بابا
شوخیت گرفته؟
اشکالی نداره جلو بشینم؟
.میخوام کولهم رو بذارم صندلی عقب
خب میتونم عقب بشینم البته
.اگه عجیب به نظر میرسه یا هر چی- .نه، نه، نه-
.اصلا مشکلی نیست
.من "کلر هستم" راننده اوربیتشما
.منم "کارل ای" مسافرت هستم
.سلام
.سلام
میخوای فرودگاه لسآنجلس رو با "ویز" سرچ کنم؟
.نه بابا، خودم انجام میدم الان
.تا اونجا 54 دقیقه طول میکشه
.اهل لسآنجلس نیستی
.نه...نیستم در واقع
.بهتره کمربندت رو ببندی
خب، اهل کجایی؟
.اهل وومیگو هستم
.وومیگو کانزاس
.در واقع همین 6 روز پیش اومدم اینجا
.عه چه جالب- .آره-
پیش دوستات، یا خونوادهت زندگی میکنی؟
دوستپسری، دوست دختری؟
.نه...فقط من و سگم
.کسی رو نمیشناسم
.کسیرو توی لسآنجلس نمیشناسم
.خب، منو میشناسی الان- ...آخه-
...خب
به شهر نور خوش اومدی
.یا شهر رویاها...شایدم توهمات، حالا هرچی
.دیگه توی کانزاس نیستیم توتو
:خب، در واقع دیالوگش اینه
"فکر نکنم دیگه توی کانزاس باشیم توتو"
اون فیلم رو شاید یه میلیون بار دیده باشم
و "دوروثی" هم در واقع اهل وومیگو هستش
یه موزهای هست که به اسمشه
و زیاد میرم اونطرفا ...و واسه همین نویسنده شدم
.یا درواقع...سعی دارم نویسنده باشم
.و واسه همین لسآنجلس رو انتخاب کردی
.آره
ولی چرا الان؟
...نمیدونم، به گمونم
.به گمونم دیگه وقتش رسیده بود
واسه همین همه چیزم رو جمع کردم و 1617 مایل رانندگی کردم
.تا اینکه به اقیانوس رسیدم
.همیشه میخواستم اقیانوس رو ببینم
.همیشه هم میخواستم نویسنده باشم
.خب، ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازهست
.هنوزم دیر نیست
شاید اینجوری به نظر بیاد
.که بگی از ما گذشته دیگه
.ولی اینجوری نیست
...تو
...یه چیزی درست اونجا
یه چیزی شبیه سس خردل؟
.آره همبرگر گیاهی بود
با شیک وانیل و سیب زمینی سرخ کرده حلقهای؟
.نه راستش، من گیاهخوارم
...ولی، آره، یکم
دیرم شده بود واسه همین وقت نداشتم
...میدونی، که بشینم و
.درست حسابی غذا بخورم
.خب بیا الان انجامش بدیم
No comments yet. Be the first to leave one.