200 บรรทัดแรก
چته؟
هی،فکر میکنی داری چکار میکنی؟
این چیزیه که من باید ازت بپرسم
به زدن مخ دوست دختر یه نفر دیگه میگی تنبیه؟
بیا بیرون
اینجا خوب و گرمه.چرا بریم بیرون؟
تو اصلا اینجا چکار میکنی؟
شنیدم به خاطر اینکه باید یکی رو تنبیه میکردی نتونستی بیای دنبال من
واسه همین خودم اومدم دنبالت
پس بریم
به زودی میشناسمش،پس باید به ما معرفیش کنی
لازم نیست.بیا بریم
سلام،خیلی دربارت شنیدم
شنیدم دوست دختر سه هیونی
چی؟
هی،تو اغلب میای اینجا
خدای من،واقعا باید بیای اینجا پاره وقت کار کنی
اون الان گفت بیای اینجا پاره وقت کار کنی؟
شلوغش نکن
بیا بیرون - خدای من -
ببخشید که هی دردسر درست کردم
نه اشکال نداره
سویو،میشه یه لحظه بیای اینجا؟
بیا اینجا
جایی نرو همینجا بمون
چرا؟ - باید تکلیف همه چیز رو مشخص کنم -
تکلیف چیو مشخص کنی؟
نمیتونم نصفه کاره ولش کنم
بعدشم،چرا برای من پشت پا گرفتی؟ خیلی بچگانه بود
یادته اونبار پرسیدی میتونم جلوتر پولتو بدم؟
آره
خب به شوهرم گفتم
و اون گفت مگه دیوونه شدی
اون سرزنشم کرد
میگه تا حالا ندیده کسی حقوق یه کارگر پاره وقت رو پیش پیش بده
ببخشید
میدونم خیلی اوضاعت بهم ریخته اس،واقعا متاسفم
نه،اونو نگید.من زیاده خواهی کردم
خب حالا میخوای چکار کنی؟ گفتی ضروریه
من همیشه برات پشت پا میگیرم
چرا عصبانی شدی؟
واقعا اینقدر از اینکه جلوی اون برات پشت پا گرفتم عصبانی شدی؟
اون دوست دختر سه هیونه نه تو
چرا اینقدر بهش اهمیت میدی؟
دوست دخترش نیست
چی؟ گفتی همسر آینده اشه
خودت اونموقع گفتی
بهش گفتی به مامانش معرفیش کنه
اونا بهم دروغ گفتن - چی؟ -
فکر کنم باید راستشو بهش بگیم
که ما قرار نمیزاریم
با هم نیومدن
اون اومد گفت گل هارو بهش پس بدم
و اون موقع بود که گوینده میونگ جی یون اومد
گل؟ - داستانش طولانیه -
همیشه انقدر عجیبه؟
واسه اینه که شروع عجیبی داشتید
ولی وقتی بشناسیش میفهمی اونقدر عجیب نیست
متاسفم که اینو میگم ولی اون عجیبه
سویو،الان باید برم بیرون شهر
وقتی برگشتم به قضیه سوجون رسیدگی میکنم
من بهش دروغ گفتم،خودم واقعیت رو بهش میگم
نه خودم بهش میگم.تو خودتو درگیر نکن
اوپا
باید کمبود یه نفر رو با گرمای یه نفر دیگه جایگزین کنی
به منشیت بگو بره خونه.من میام دفترت
...اگه خانم چویی بفهمه
ما تو این دفتریم،خیلی عصبانی میشه
دوست پسرم میتونه فورا اخراجش کنه
چرا انقدر ترسیدی؟
میبینی؟ فوری جوابمو داد
چی گفت؟
صبر کن
...بیست دقیقه دیگه بیا طبقه بالا
و سه بار در بزن
میبینی؟
منظورش از سه بار چیه؟
خیلی سرد و
رسمیه
" مثل "اوپاست
دوست داشتنی نیست؟
دوست داشتنیه؟
مثل گارد نظامیه
وای،تو خیلی بی احساسی
باید بری خونه - ممنون -
اصلا برای رفتن تردید نمیکنی
بابا،اونجا چکار میکنی؟
خدای من،باورم نمیشه اینجا پشه داره
اینجا برای پشه ها خیلی سرده
منتظر کسی هستی؟
چی؟ چی میگی؟
منتظر جانگ می ری ای؟
اون چرا بیاد اینجا؟
تو چی؟ چرا اومدی اینجا؟
اومدم با تو برم خونه
خدای من
از کی تا حالا ما با هم از سرکار رفتیم؟
جی یون،دختری که خیلی دوستش داری،داره برای شام میاد
چرا اینقدر یهویی؟ - تا دلداریت بده -
حالا چرا یهویی امروز؟
واسه اینکه به خاطر خانم هونگ خیلی افسرده شدی
بریم - تو میتونی اول بری -
چرا؟
منتظر جانگ می ری ای نه؟
وای نه
خدای من
باشه،بریم.زودباش
اوپا
اوپا
اوپا
اوپا
امروز مثل لاک پشت راه میری
یون ته،هنوز نرفتی؟ - داشتم میرفتم -
ولی تو دفترم یه چیزی جا گذاشتم
میبینمتون پدر
بریم بابا
خدای من،چرا عقب رو نگاه میکنی؟
صادراتمون به اونتاریو کنسل شد؟
این چه مزخرفیه؟
...نتونستیم کاری بکنیم.اونا یکطرفه
واقعا میخوای بگی راجع به از دست دادن
میلیون دلار هیچ کاری نتونستی بکنی؟ 50
واقعا بهونت اینه؟
ببخشید قربان
فکر میکنی خانم هونگ برای من نقشه ای کشیده؟
فکر میکنم اینطوره ولی مدرکی ندارم
میخوام قبل از اینکه پدر زنم بفهمه تمومش کنی
نمیشه قربان
پس یه مدرک برام بیار که نشون بده خانم هونگ قراردادمون رو خراب کرده
چشم قربان
اینجا چکار میکنی؟ گفتم برام مدرک بیار
بله قربان
هونگ بک هی
خب اگه دروغ گفته باشن چی میشه مگه؟ اصلا چرا برات مهمه؟
خیلی ننگینه
درباره کی حرف میزنی؟ سه هیون؟
توام همینطور حس نمیکنی؟
تو چشمام نگاه کرد و بهم دروغ گفت
ولی چرا داری اون دخترو تنبیهش میکنی؟
چرا منظورو نمیگیری؟
تویی که خیلی عجیبی
اگه سه هیون ناراحتت کرده باید اونو تنبیه کنی
چرا هی میری پیش اون و دردسر درست میکنی؟
انگار که دوستش داری
چی؟
هی،مزخرف نگو
تویی که رفتار مسخره ای داری
...چرا رفتی ازش خواستی باهات قرار بزاره
فقط چون اون و سه هیون الکی بهت گفتن قرار میزارن؟
از کجا فهمیدی؟
چی؟
دیدی بهش گل دادم؟
اومدی دنبالم؟
چی میگی؟
این همه راه رسوندمت سونا خشک
با یه دسته گل رفتی تو واسه همین مشکوک شدم
اوه که اینطور
میدونی که من سرم شلوغه
وقت ندارم بیام اینور اونور دنبال تو
باشه بابا
بابا،چکار میکنی؟
یه اتفاقی افتاده باید برم خونه
بعدا برات توضیح میدم
این قیافه ناراحته؟
چرا زیر چشمی نگاه میکنی؟
فکر میکنی داری چکار میکنی؟
بازم داری میگی منتظر می ری نبودی؟
اینطور که فکر میکنی نیست.فقط یه حرفی میخواست بهم بزنه
حذف
داری چکار میکنی؟
کار اشتباهی کردی؟ چرا زیر لبی حرف میزنی؟
اونو بده به من
زود بیا سالن غذاخوری
چطور جرئت میکنی بی ادبانه رفتار کنی؟
...به همه بگم
منشیتو فرستادی خونه،پشت در قایم شدی
و منتظر موندی تا می ری بیاد؟
هی،بچه ها - تمومش کن -
لطفا صبر کن
من انجامش میدم.میتونی بری خونه
من انجامش میدم - خانم دو -
میتونی بسپریش به سوکیونگ
وظیفه منه قربان
وقتی بهت میگن برو خونه.چرا رو حرفش حرف میزنی؟
خیلی به خودش افتخار میکنه که برای رئیس وانگ کار کرده
بابا باید خانم دو رو اخراج کنی و یه نفر دیگه رو استخدام کنی
یجوری رفتار میکنه انگار صاحب این خونه اس
خانم دو ظاهرا
خیلی طالع خوبی داره
طالع خوب؟
اون چیه؟
ظاهرا به کسایی گفته میشه با انرژی مثبت زیادی متولد شدن
هر رئیسی که براش کار کرده مدت زیادی زندگی کرده
مثل طلسم انسانیته؟
طلسم انسانی؟ چه بامزه ای اونی
شنیدم حتی به سوجون گفتی اون انرژی بخش انسانه
لقبش خیلی بهش میاد
با نظراتش نخند.وگرنه ادامه میده
خدای من
جی یون بخور
No comments yet. Be the first to leave one.