131 บรรทัดแรก
...قسمت 13:اولین بارمه که اینجور اعتراف میکنم
من میگم خوبه، نظر شماها چیه ؟
منم فکر میکنم خوبه، حرکت زیادی نداره
ولی کلی محتوای روانشناسی داره
پس موقع ایجاد کارکتر باید حسابی به این چیزا دقت کنی
یول، تو پیشنهادی نداری؟
نه
از اونجایی که فیلم کوتاهه، احتمالا برای دیدن بازی من ، هیجانزده این ، نه ؟
چه از خود راضی
چی گفتی؟
...نه خب
قبلا خیلی بی علاقه بودی، میخواستم ببینم استراتژیتو عوض کردی یا نه
هر چی میخوای فکر کن
اول، بیاین این کاروبکنیم
برای اینکه بتونیم داستان بنویسیم اول باید درباره ـش تحقیق کنیم
...هر وقت وقت داشتین، بریم کتابخونه
و دنبال چیزای مختلف بگردیم
من و اندی الان کلاس داریم، باید بریم
تو چی چا یول؟- برنامه دارم-
مثل همیشه
...نا را زمان کلاست
بله
کلاسامو یه جوری برنامه ریزی کردم که وقت کافی داشته باشم
بیا با هم بریم
باشه
من اول میرم
برو
پیداش کردم
بزن بریم- بریم-
اینور؟
الان داری به چی فکر میکنی؟
اگه بدونی ناراحت میشی حالا بازم میخوای بدونی؟
دارم چیکار میکنم؟
انقد از قدرتت استفاده نکن
به هر حال که نمیتونی منو شکست بدی
،اگه میخواستم جا بزنم
اصلا از اول شروع نمیکردم
بچه فسقلی
من بچه نیستم
من لی چان وو هستم و کلاس چهارمم
درسته، بچه دبستانی
چیه؟
اگه هی با اون شیشه نور و انعکاس بدی اون مورچه میمیره
میدونم
چی؟
من نمیخوام بهت بگم نکشیش یا چیز دیگه
خیلی گرمه، نه؟
تو...کسی واست قلدری کرده؟
نمیخواد تو بدونی
بچه ها بیاین با هم بازی کنیم
نه! برو کنار
تو که مامان نداری
بچه ها چرا اینجوری رفتار میکنین؟
هی، باهاش حرف نزن
مامانم گفته با بچه هایی که مامان ندارن حرف نزنم، برو اونور
من مامان دارم
میگم، منم مامان دارم
پس مامانتو بیار اینجا
مامان من میگه تو مادر نداری
ته ووک
مامان
هی، بیا با هم بریم
اون بچه هایی که دارن اذیتت میکنن، همکلاسیاتن؟
آره
خوب بلدن بجنگن؟
چه بچگانه، این روزا دیگه کی دعوا میکنه؟
پس شماها دعوا نمیکنین؟
اونا فقط یه جوری رفتار میکنن که انگار من نامرئیم
اینروزا خیلی چیزا عوض شده
داداش، تو بلدی فحش بدی؟
فحش؟
به نظرم اونایی که خوب میتونن فحش بدن، ترسناکتر از اونایی ان که نمیتونن
برم بهشون بدو بیراه بگم ؟
اینی که گفتی یعنی چی؟
فقط بخور
-♥ ترجمه و زیر نویس از مون ریور:حدیث ♥- @moonriverteam _sns
نا را
اینارو بگیر
دعوتنامه
خیلی عالیه، کارگردان بونگ جون مو
من دعوت شدم، ولی دو نفر میتونن برن
ای کاش میشد کل گروه با هم بریم
ولی فکر نکنم بشه
درسته
میخوای با هم بریم؟
من؟
مـ...من؟
واقعا؟
آره
باعث افتخارمه، سونبه
آره؟ خوشحالم
پس اسمتو میذارم تو لیست شرکت کننده ها
حتما برنامه تو برا امروز خالی بذار
چشم، سونبه
!تو بهترینی
بخاطر داستانی که داریم، با گروه های ... دیگه قابل مقایسه هم نیستیم ولی
کار داستان تقریبا تمومه، به محض اینکه همه چیو تنظیم کردیم
میتونیم فیلمبرداری رو شروع کنیم
نارا، درباره تغییراتی که باید بدیم فکر کن
منم درباره ش فکر میکنم
چشم سونبه
یول، با بازیگر مقابلت صحبت کردی؟
امروز باهاش صحبت کردم، و اون فردا قراره باهام تماس بگیره
اوه، انقد سریع؟
منم میتونستم انجامش بدم
نمیشه من اون بخشو به عهده بگیرم؟
نه
خب، تقریبا آماده سازی ها رو تموم کردیم
هر چی بشه، نا را یکم احساس میکنه تحت فشاره
اما فکر میکنم فقط باید داستانو تموم کنی
باشه
گو نا را
یادته اینجا با میله بارفیکس شرط بستیم؟
البته، چطور میتونم فراموش کنم؟
چطور؟ الان دیگه میخوای چه کلکی بزنی؟
منظورت چیه؟
اون موقع ها هم فکر میکردم دیوونه ای
الان چی؟
الان؟
الان یه روانی باورنکردنی ای
دنبالم بیا
وای ترسیدم
آجوشی، اون توپو برام بنداز
هی به کی داری میگی آجوشی؟
پس، خانوم توپو برام بنداز
آجوشی
بسه نخند
آجوشی- بس کن-
همین الان یه چیزی به ذهنم رسید تو برو به کارات برس
چی چرا کجا؟ نمیخوام
آه ، فقط مستقیم برو بعد بپیچ به راست
No comments yet. Be the first to leave one.