200 บรรทัดแรก
Halt and Catch Fire اين جمله در دهه 80 براي کامپيوتر بکار برده شد و به معني آتيش گرفتن سيم هاي کامپيوتر بود کد نويسان آن زمان کدهايي مينوشتند به کار ميبرد CPU که نهايت استفاده را از توان
و همين باعث ميشد کامپيوتر و کابل هاي آن به شدت داغ کنند که باعث بوجود آمدن اين جمله شد در حقيقت سيم ها آتش نميگرفتند ولي براي غلو کردن و مبالغه از اين جمله استفاده ميکردند
دستورات کامپيوترهاي ابتدايي اين بود که با استفاده از تمام تواناييشان
در مقايسه با دستگاههاي ديگر برتري شان را نشان دهند
ولي کنترل کامپيوترها را نميتوان به دست گرفت
امروزه ديگه بحث کردن از مد افتاده
همان طور که ميدونستيد امروز مهمون ويژه اي داريم
او نقش اساسي در
داشت IBM راه اندازي و شروع به کارِ شرکتِ
که هم اکنون در آستانه بوجودآوردن
استاندارد صنعتي براي شرکت هاي بزرگ آمريکايي است
خوش آمد ميگيم به آقاي جوزف مک ميلان
بذاريد با اين سوال شروع کنم
چند نفرتون به مهندسي کامپيوتر علاقه واشتياق داريد؟
اوهوم
اوه... خوشحاليم به جمع ما پيوستي
دستهاتونو بالا نگه داريد همينطور دستهاتونو بالا نگه داريد
حالا من براتون بخش هاش رو طبقه بندي ميکنم
وقتي صحبت از بخش ميکنم شما هيچ پيش زمينه و تجربه اي در موردش نداريد
پس دستهاتونو بياريد پايين
طراحي نرم افزار
هماهنگ سازي بينِ سخت افزار و نرم افزار
طراحي محيط داخلي، ريز پردازندگي
يکپارچگي در مقياس خيلي بزرگ (اَبَر کامپيوترها
چيز خنده داري وجود داره؟
راستش گمون نکنم سر دربياري
چرا؟
چون هيچکس نميدونه چي صداش ميکنن
ي م خ ب (يکپارچگي در مقياس خيلي بزرگ) چشه مگه؟
سيستم عامل ها
و طراحي کنترل کننده هاي استدلالهاي قابل برنامه ريزي پيکربنديِ حافظه هاي قابل برنامه ريزي فقط خواندني
طراحي کامپيوترهاي شخصي خانگي، خيلي ام عاليه
حالا، به من يه چيزيُ بگو که در دنياي کامپيوتر
توي 10 سال آينده به واقعيت بپيونده
خب، دستگاه هاي تمام هوشمند
که کارکردشون از روي رفتار نُرون هاي (عروق سيستم عصبي) بدن، طراحي و تقليد ميشن و خيلي شبيه به اونها هستن، تکرار
خب، ممنونم، شما
آآه، کامپيوترها ميتونن از طريق يک شبکه و با استفاده از پروتکل هاي استاندارد
بين افراد، ارتباط برقرار بکنند
مثل خطوط تلفن - دقيقا خطوط تلفن -
اسمتون چيه؟ - "کمرون" -
"کمرون هاو"
خب، پس امسال فارغ التحصيل ميشي
يه شغلي گيرت مياد، ميخواي برنامه نويس بشي که چيکار کني
چيکار ميخواي بکني؟ ميکرو کد بنويسي؟ کامپيوترهاي شخصي؟ بازيهاي ويديويي؟
يه 25 سِنتي ميخواي؟
بگيرش - باريکلا -
ميخوام براي نيروي استراتژيک پدافند دفاعي رِيگان کار کنم [گروهاني که به دستور ريگان در سال 1983 راه اندازي شد و وظيقه اش دفاع از امريکا در برابر حملات هسته اي بود]
و موشک بفرستم هوا
ميترسي يه جوابِ رک و راست بهم بدي؟
جواب رک و راست؟ بذار ببينم
هرچيزي که اينجا دارم ميخونم و ياد ميگيرم، کلاً تو اين ده سال اخير
واسه هيچ کس اهميت نداشته من اينجا چيکار ميکنم
واسه من مهمه - آره، ولي منظورت چيه؟ -
هي، ميشه دو تا بيشتر بهم برسوني؟
ميدوني دارم چيکار ميکنم؟
چه بدونم آخه، مصاحبه براي پيشنهاد يه شغل؟
شايد، شايدم نه، بستگي به خودت داره
هنوز جواب سوالمو ندادي ها
مگه اهميتي هم داره که من چي کار ميخوام بکنم؟
خداا، اين صنعت داره از ايده هاي خسته کننده
دزدي و تقليدي ملت از روي هم ساخته ميشه
اس سي پي" از "سي پي اِم" ايده ميدزده، مايکروسافت از "اس سي پي" ميدزده"
اوه، "آي بي اِم" هم که از همه ميدزده، درسته؟
داري بهونه درمياري
و تو هم براي "آي بي ام" کار ميکني
هي، کامپيوترها بايد بيشتر و قوي تر بشن، بايد بشن
شما دستگاه شمارنده (کنتور) درست کرديد، همون کاري رو که 70 سال پيش هم کرده بودند
من براي "آي بي اِم" کار نميکنم
اين معنيش اين نيست که شغل رو به چنگ آوردي ها
عجب
يعني ما عاشق هم نشديم؟
ساعت
در رو باز کنيد
حتي سلول زندان هم نميتونه منو نگه داره
بيخيال ديگه
نبايد بچه ها رو مياوردي
فکر کنم بايد مياوردم
ببين، من همش يکي دو پِيک بيشتر مشروب خوردم
باعث شد از خود بيخود بشم
ديگه همچين اتفاقي نميفته
شرمنده
هنوز شغلت رو داري؟
معلومه دارم
حداقل هرطوري هم بشه من براشون مهمم
دمو رو يادت مياد که
اون موقع که ما ميخواستيم دمو داشته باشه، و اون نميخواست؟
گوردون
انگاري اينه که، سال 1979 خوب بود، يهو 1980 از راه رسيد و
و اصلا انگاري، همه چي داغون شد
چي شد، تو ميدوني؟
چيزي که ميدونم اينه که تو تا 4 ساعت ديگه بايد سر کار باشي
چهار
بعدش بابات... بابات گفت
ما ديگه نميتونيم بهتون قرض بديم
و اصلا منظوريم نداشت ها
فقط داشت از اُپِن آشپرخونه منو نگاه ميکرد
منم گفتم، باشه گِري
مست کردي، پس بهترين کاري که
ميتوني بکني اينه که خفه خون بگيري
ميدونم "آي بي اِم" چيه
و همينطور ميدونم "آي بي اِم" چي نيست
و نبايد هيچ چيزي از آي بي اِم سريعتر و ارزون تر و بهتر بشه
چون اين تنها چيزيه که شرکت رو سرپا نگه داشته
خب جان، اين چيزيه که هيتاچي فکر ميکنه
"همينطور "باروز" و "ان سي آر
"و "هاني ول" و "کنترل ديتا
نه، همه کارخونه هايي که آي بي ام رو تحت فشار گذاشتن رو ميشناسم
و کارديف الکتريک جزوشون نيست، نميتونه هم باشه
انگاري در موردش بدجوري مطمئني
خودتو ببين
همون کت شلوار با يه کراوات متفاوت
ميدوني پسر، دالاس خيلي از آرمونکِ نيويورک فاصله داره [نيز هست IBM شهري کوچک پر از يهودي هاي ثروتمند و خانه اصليِ پيدايش شرکت]
اين مسئله تصادفي نيست - ديگه باهات موافق نيستم -
شايد من اون نفري ام که تجارت رو به درستي انجام ميده
شايد دارم آينده ي کارديف الکتريکُ جزو شرکت هاي نيمه بزرگ ميبينم
که آماده جهش هستند
و من اون کسي ام که تو شديدا بهش احتياج داري
تا فروش شرکتت رو قانوني کنم اين شرکت رو، اين منطقه رو قانوني کنم
ببين جو، من فقط يکي رو ميخوام بياد اينجا رقم درآمدُ چرب ترش کنه
من بهت ميگم... اين سيستم نرم افزاري، مثل آب خوردنِ
نه اپليکيشني (برنامه) داره، نه از اين سيستم آشغالي هاي نسل جديدِ کامپيوتر شخصي
سکس نيستش، ولي بهت اطمينان ميدم خفن مايه دارمون کنه
پس من دربست در خدمتتم - اگر نميگفتي نميدونستم -
تمام معاملات ساحل شرقيِ شرکت رو تو انجام دادي
اينجا مثل سواحل شرقي نيست
به جهنم، دست مريزاد، حالا اون رزومه لعنيتت رو آوردي
اين چيه ديگه؟ الان مفتخرم چي - رو ببينم؟ - اين ماليات و درآمد منه
رديف اول گزارش درآمد اخيرم از - آي بي ام ـه - اوهــــــو
اين همون 200% سهمي ـه که بنظر مياد
چرخه طلايي
من هميشه اعداد رو سرشکن ميکنم، هميشه اين کار رو ميکنم
تو بايد جوابگوي من باشي، من معاون ارشد فروش ام
پس تا معامله اي جور نکردي اَن سگ هم گيرت نمياد
شيرفهم شدي؟ - کاملاً -
باشه، پس رديفي، خوبه
خب، الان ديگه زن و شوهريم
حالا ميتوني بري و اعداد رو سرشکن کني، عزيزکم
معاون ارشد واحد فروش و اجرايي "جان بازوورث"
مهندس فروش گوردون کلارک
لويزوايل و کاروتون کاملا صاف و آفتابي
ولي در حال
هي
جايگاه آ 16
هي، اونجا مال منه، اون پارکينگ منه، آ 16
بالاترين درجه مربوط به لاو فيلد با 30 درجه سانتيگراد
آ 16
آ 16
تو همکار من تو اين فروشِ تلفنيم - هستي (مهندس فروش) - چه جالب
با ماشين من ميريم، نزديک تره
ميدونيد حقيقت در مورد سيستم ما چيه
عملکرد فروسنده هاي خبره ما تو بازار ـه
آي بي ام چطور؟ - آي بي ام، اي بي ام ـه ديگه -
ما تلاش کرديم و تلاش کرديم تا ارزون ترين فروشنده بشيم
اصطلاحاً، تفاوت تو قيمت ناچيزه
بنظر مياد شما بچه ها تو کارديف فکر ميکنيد يه ماشين مسابقه خيالي ساحتيد
که سزاوار و مستحق قيمت گذاشتنيد
و ما هم هيچ ضمانتي گيرمون نمياد
گمون نميکنم اين مسئله اي باشه
خب، اونها منه احمقُ دارند
منم همينطور
منم اونجا کار ميکنم
همونجا بزرگ شدم
و باعث شد ايمان بيارم، کاري که ما کرديم
کمک فوق العاده اي که ما در حق صنعت کامپيوتر کرديم
تاريخ بايگانيش خواهد کرد
و مطمئنم براي مدتها باقي ميمونه
براي يه مدت طولاني، حقيقت همينه
هرگز کسي براي خريد از آي بي ام اخراج نميشه، درسته؟
تجارت کردن، کار وحشتناکيه
منتها بايستي فرصت هاي درست و امن رو انتخاب کرد
تا بتوني دوام بياري، ولي موضوع مهم اين نيست
اينه که شما چي ميخوايد؟
ميتونيد بالاتر از اينها باشيد
ميخوايد که بالاتر باشيد، نميخوايد؟
شانس يه بار بيشتر درُ نميزنه
اين هم شانس شماست
اينجا اصلا بحثِ نباختن نيست
اينجا بحث اينه که شما در نهايت با اعتماد بنفس
از عهده کارتون بر ميايد و قرار هم نيست ضرر کنيد
ما هنوزم داريم در مورد سيستم نرم افزاري حرف ميزنيم اينجا؟
آمين، بذاريم ين رفيقمون يه نوشيدني بزنه
من بابت اهميت دادن به شغلتون هيچ عذرخواهي نميکنم
حتي اگر افرادي که براي شما کار ميکنند، نباشند
يه بار ديگه ازتون ميپرسم
آماده پيشرفت کردن هستيد؟
يه برنامه مجاني هم براي نصب - ...خواهش ميکنم، گوردون -
در موردش فکر ميکنم
ببين، از يه "نه" گفتن سرراست که بهتر بود
هي پسر، نيگاه، اين برنامه يه ساله توسط هيچ کس خريداري و استفاده نشده
تو کارتو به درستي انجام دادي، شرح دادن نرم افزار رو ميگم
ولي لازمه يه لطفي در حقم بکني
باشه
دفعه بعد خودم کارهاي نهايي رو انجام ميدم، اين کاريه که بايد بکني
باشه بابا، مگه چي شده؟ - خــفــه خــون ميگيري -
هي - هي مامان -
بياين اينجا، ميمون کوچولوهام، بوس هاي منو بدين ببينم
مرسي، بريد بازيتونو بکنيد
سودا ـه
مامان، اين دستگاه مکالمه امون کار نميکنه
No comments yet. Be the first to leave one.