200 บรรทัดแรก
با من بودي؟
با من بودي؟
با من بودي؟
با من بودي؟- با من بودي؟-
با من ...؟- با من بودي؟-
با من بودي؟
با من بودي؟
خوب، حتماً با من بودي .چون غير از من کسي اينجا نيست
چي کار مي کني؟- .پدر، من مي خوام مثل تو باشم-
زبونتو گاز بگير، تو بايد وکيل بشي .شايدم يه قاضي
.تو بايد آدمهايي مثل منو بندازي زندان
با من بودي؟- .برو گم شو ببينم-
تولدم مبارک تولدم مبارک
مو عزيز، تولدت مبارک تولدم مبارک
تولدم مبارک تولدم مبارک
واسه چي اينقدر خوشحالي؟- .نمي دونم-
، حس ميکنم امروز روزه خاصيه تو فکر نمي کني
.راستش نه
خوب تصميم نداري يه کاره خاصي انجام بدي؟
.نه ، همون کاراي هميشگي رو مي کنم
.وايسا- چي؟-
.پيرهنت رو در بيار- مگه چي شده؟-
.اين پيرهنو در بيار، چرکه !اين پيرهنه چرکي در بيار
پسر من حق نداره با همچين پيرهني !از خونه بره بيرون
حتي اگر قرار باشه با اين شغل کوفتي تو با .گلوله آبکش بشه
بيخيال مامان .مثل اينکه زياد فيلم ميبيني
...عزيزم
.صبحانه مورد علاقت رو درست کردم
چي شده؟- واندا، حس مي کنم آخر هفته بدي داشتيم-
.اين حرفو نزن
.به من که خيلي خوش گذشت
کجاش بهت خوش گذشت .اينکه 16 ساعت تو باند پرواز نيو يورک بوديم
هري، ما بايد حدس مي زديم که .اين آژانس مسافرتي يه جاش ميلنگه
،يک آخر هفته تو جاماييکا براي هر نفر 69 دلار و 95 سنت؟
که شامل پول هواپيما و هتل و آب آناناس ميشد؟
ميشد يه اتفاق تکرار نشدني باشه ...اگر اون احمق ها
.هواپيما رو براي تست بازرسي مي بردن...
تو اجتماع زنان يهودي ...نيو يورک من تنها زني هستم
...که پسرش .اوباش از آب در اومده
من اوباش نيستم . من براي آنتوني .کاستلو کار مي کنم که تو تجارت روغن زيتونه
موريس ، مردم ما ... قتل عا م ها و دادگاه ها و
هولوکاست رو پشت سر نگذاشتن... .تا آخرش تو واسه يه گنگستر کار کني
خيلي ممنون مامان. ولي تا حالا ...فکر کردي که شايد من يه پيشگام باشم
و دارم اينجا راه رو براي يهودي ها باز ميکنم... ...شايد مو ديکستين
همون جکي رابينسون مافيا ... .تو نيو جرسي باشه
پدر، ميشه يک دوچرخه برام بخري؟- .ببينم چي ميشه-
.پدر جيمي آکاوانو يکي براش خريده
.باباي اون پولشو داره .باباي اون با آزار و اذيت مردم پول در مياره
منظورت اينه که مي کشتشون،نه؟
.سه تا گلوله پشت سر
.خيلي خوب، مي ريم سوئد
بازم بهت گير داد؟- مگر غير از اينم ميشه؟-
امروز صبح وقتي بيدار شدم .يه حس خاصي داشتم
.انگار که امروز روزه شانسمه
مگه امروز چه فرقي داره؟- .هيچي بابا، بيخيال
چي به صورتت ميمالي
اسمش توتال تنه .يه حالت آفتاب سوختگي ايجاد مي کنه
چطوره؟- .انگار مشکل کبد داري-
.بامزه بود، بيا يه کم بزن- .نه، ممنون-
.حالا همه انتظار دارن ما آفتاب سوخته شده باشيم- ...اگه صداشو در نمي آوردي-
که براي آخر هفته مي خواي بري جاماييکا... .کسي انتظار نداشت ما رو سوخته ببينه، نابغه
.خوب، ما هم رفتيم- .بله ولي قاطي زنداني ها
اون آژانس هواپيمايي رو از کجا گير آوردي؟- .پسر عمم آرتي مشتريشونه-
هري، پسر عمه تو الان .پنج ساله تو زندانه
خوب اين دليل نميشه که وقتي آزاد بوده .از اين آژانس استفاده نکرده
يه لطفي به من بکن .ديگه در مورده نقشه هات با من صحبن نکن
.خوب اگه نکنم که، تو هيچ وقت جايي نمي ري
حالا نيست که اين دفعه خيلي .مسافرت رفتيم
خوب فکر کردم شايد اين .فرصت استثنايي مسافرت به باربادوس از دستمون بره
هي ، بچه ها .نابغه هاي محل هم اومدن
.قفله- هري، صورتت چي شده؟-
اينو ميگي؟ اين بخاطر آفتاب سوختگيه
.فکر کردم سرطان کبد
شما واقعاً پورتو ريکو بودين؟- .جاماييکا-
.ما ديگه پورتو ريکو نمي ريم .قديمي شده
هي مو، تو هم رفته بودي؟ .يکم رنگت پريده
خوب من مثله هري تو آفتاب نبودم
اونجا يه عالمه تفريحات داخل سالن بود .البته اگه منظورمو متوجه بشين
آره مي دونم، مثلاً مثل تماشاي تلويزيون؟
.مارکو ، اينم ظرف لازانيات .از کريسمس تو خونه مونده بود
ممنون، چي مي خورين بچه ها؟- اگه ميشه يه شير عسل به من بده-
تو چي ميخوري پسر خاله؟ آب آناناس خوبه؟
شروع نکنا. ببينم ، واندا به خاله مري زنگ زده؟ .به من يه هات شکولات بده
باشه. اون آشغالم از رو صورتت پاک کن .قبل از اينکه آقاي کاستلو سر برسه
چطور مگه، خيلي ضايعست؟ .شش دلار پولشو داده بودم
مي دوني امروز تولدمه؟- .شوخي نکن. تولدت مبارک
مارکو، حالا که اونجايي .يه کلوچه به من بده
تو که چيزي واسه من نخريدي، خريدي؟
...خيلي خوب ، مو
.شير عسلت مهمون من... تولدت مبارک، قبوله؟
.چه داغ و خوبه، معرکست
اينم يه هديه ديگه واسه تولدت .فرانکي کار چاق کن
.اي بابا، اين يکي نه .نگاش کن، داره مي خزه اينوري
.چاق بد ترکيب
فرانک، اوضاع چطوره؟- .يه آبجو به من بده-
.فرانکي ، خوش تيپ شدي
الان بحث اين بود که .دلمون واست تنگ شده
.اتفاقاً دنبالت بودم، ديک فيس- .فرانکي، اسم من ديکستين-
امروز بعد الظهر !کارت دارم ديک هد
.فرانکي، براي مو ، باعث افتخاره
...فقط بگو چي مي خواي
،ما هم برات مي گيريم مي کنيم... .تو اون کونه گندت، حرومزاده بد ترکيب
چرا بهش ميگي باعث افتخاره منه؟ .خودم بهش ميگم
تو هميشه همين کارو مي کني .من اصلاً خوشم نمياد دور ورش باشم
...تو فکر کردي من از اين حرومزاده !فرانکي
،خداي من، فرانکي من عاشقتم. چقدر خوش تيپ شدي .باور کن راست ميگم
شنيدم واسه پسرت .يه دوچرخه جديد خريدي
.عجب پدر خوبي هستي .و اين خيلي مهمه
.تا بعد، ديک فيس، بعد الظهر يادت نره
.بابا من ديکستينم
.گنده بک
.خوب زياد طولش ندين .مي خوام برم خونه لباسمو عوض کنم
سانتو، من مي خوام مقرري ماهانه قاضي اورتون .و فرمانده بارکلي رو زياد کنم
حواست باشه که امروز تو هر پاکت .هزار دلار بيشتر باشه
.خيالت راحت باشه- ...اون محموله
سيگار که قرار بود از کاروليناي... شمالي برسه چي شد؟
.محموله تو انباره ، آقاي کاستلو .چهار تا کاميون
.عاليه.عاليه
.جرجي، لويي تو وصول پول ها که مشکلي نبوده؟
.عاليه.عاليه
آقاي کاستلو .من و مو رو فراموش کردين
.هري، من هيچ وقت شما رو فراموش نمي کنم
.هميشه يه عالمه کار براي شما دارم
.بيا
اين ليسته خريد .و خشک شوييه
فکر کردي من به اينا اعتماد مي کنم که اين کارو بهشون بدم؟
.باعث افتخاره ، آقاي کاستلو
مو، تو سايزت 40 نه؟- .بله، آقا-
.بيا ، اينو بپوش
يه ژاکت؟ براي من آقاي کاستلو؟- .برو اونور-
.بزار ببينم تو نور چجوريه- .بله حتماً-
آقاي کاستلو اين يه ژاکته، ممنون
.خوب ژاکته واقعاً ضد گلولست
.بگين يه جين برام بيارن. با رنگهاي مختلف
ممنون مو، هري؟
.ماشينو روشن کن
!اوه ، خداي من مي خواد ماشينو روشن کنه-
.بزن بريم
!برين عقب، برين عقب
شرط مي بندم، با جرقه منفجره .شرط مي بندم 2 به 1 بمب تو درشه
.من 2500 دلار رو جفتش شرط مي بندم
.پنج هزار دلار شرط مي بندم تو درشه
.پسر! اين باور نکردنيه
.خوب رفيق، کتت رو در بيار
.پسر ! باور نکردنيه
.پانصد دلار سر استارت .تو 15 ثانيه
...يک، دو
هفت، هشت...-
...ده ، يازده
!چهارده، پانزده
.دمت گرم هري، تمومش کردي
.تمومش کردي
.از اين شغل متنفرم
يه عالمه کاره بدتر از اين وجود داره .حداقلش اينه که هميشه کار داريم
.مگر اينکه خودمون نخوا هيم
.پسر ، ما تو يه شغل در حال رشديم
مي دونستي مافيا تو نيو جرسي چهارمين شغل پر طرفداره؟
.نکته جالبي بود، مو- .ما پول حلال در مياريم-
.مجبور نيستيم به کسي صدمه بزنيم
اگر اتفاقي بيافته، خانواده هامون از لحاظ مالي نگراني ندارن، ديگه چي مي خواي؟
پس احترام چي ميشه؟
تو فکر مي کني من دوست دارم با يه کت سوخته تو نيو يورک چرخ بزنم؟
براي کسي خريد کنم که قراره تو ماشينش منفجر بشم؟
شايد وقتي من 50 سالم بشه، دوست داشته باشم ... يکي خريدهاي منو انجام بده
،تو ماشينه من منفجر بشه...
تو حس بدي داري؟
،امروز تولده من بود .ولي هيچ کس يادش نبود
.نه تو، نه حتي مادرم حسه بدي داري ، نه؟
.بعد نهار مي بينمت- .باشه-
کجا مي ري؟- .امروز هوس غذاي يهودي کردم-
.از اينور بابا
تو مي دونستي؟- .چند هفتس دارم تدارکشو مي بينم-
تولدت مبارک
مو عزيز، تولدت مبارک
تولدت مبارک
سلام، خوشحالم ميبينمت حالت چطوره؟
.از اينکه اومدين ممنون .از ديدنتون خوشحالم
.سلام جاني ، از ديدنت خوشحالم
.باورم نميشه- .مو، تولدت مبارک-
.راحت باشين، اينجا خونه خودتونه
.جشن گرفتي، عاليه
.بزن برين، ديک فيس
بابا اسمش ديکستينه. موري چه خبره؟- چيزي نيست مامان-
.هي فرانکي ، بيا يه کم کيک بخور
اوه خداي من، چي کار مي کنه؟
.چه جالب بريديش فرانک
.يالا بابا، دخل اين احمقو بيار
با تير بزن پشت سرش
.تا هممونو نکشتي برو- چطور من به اين مهموني دعوت نشده بودم-
.آخه اين يه مهموني خودموني بود فرانکي
تولد مبارک، سلام عزيزم ، خوبي؟- .ممنون-
جريان چيه ، مو؟- !بيرون-
کجا مي رين؟- منم مي تونم بيام سواري؟-
.چرا نه، دو تا آدم، ولي يه مغز .بشين تو ماشين و خفه شو
...قول ميدم- .قرار شد حرف نزني-
!به رنگ دست نزن
به پنجره دست نزن به لوازم ماشينم دست نزن، اصلاً به هيچ چيز دست نزن
.عجب تغيير مسيري دادي ، فرانکي
من تو اين فکر هستم که يکي ازاين کاديلاک ها بخرم، رانندگي با اينا لذت بخشه
داريم مي ريم پيست، فرانکي؟ .آره
No comments yet. Be the first to leave one.