200 บรรทัดแรก
من همیشه طرف شمام سرگروه دوستتون دارم
من بهتون احترام میزارم ~ دانلود سریال با لینک مستقیم ~
برای خدمت به جامعه
حقوق ثابتی هم داره
و برای اینکه حرفه پدرم رو دنبال کرده باشم
تقصیر منه که ارزش زمین اومده پایین؟
تقصیر منه که سود وام بیشتر شده؟
...حتی اگه مجرم رو بگیریم _ نمیایی؟ _
نمیتونی پول اجاره رو بدی
تلاشم رو میکنم
سرگروه محترم
تمام گروه رو به یه جای دیگه منتقل میکنم
!من تو خط شما بودم سرگروه
مزخرف نگو! پلیس که خط نداره
ما هوای شما رو داریم, شما هم هوای مارو داشته باشین
همکاری یعنی همین
میگن وقتی به یه نفر کفش هدیه بدی طرف فرار میکنه
برای همین باید پول کفش رو بگیری
من فرار نمیکنم
اوپا من هرقدر هم که به خاطرت تلاش کنم بازهم برات ارزش ندارم
اول کار بعد من
اول چیزهای ضروری, بعد من
ولی مهمترین چیز برای من تویی
چون تنها کسی هستی که دوستش دارم
میبینیش؟
اونی که دست و پات رو بسته و تورو کنترل میکنه
به خاطر اونه که بهت سخت میگذره
فکر میکنی من یه بازیچم که راحت میشه کنترلش کرد؟
تو دنیا, یه چیزهایی هست که هرقدرهم که تلاش کنی نمیتونی بهشون برسی
دیوانه وار دنبالشون میکنی تا بگیریشون ولی زود آزاد میشن
!بخند
خب باید از این کشور برم
فایده زندگی کردن تو این کشورِ بدون امید چیه؟
دیگه نمیخوام تا آخر عمرم اسم کای رو بشنوم
اون چیز جینیه
و من هرجور شده ازش محافظت میکنم
دیگه عاشقت نیستم
چون چند دفعه نجاتم دادی
فقط دینم رو بهت ادا کردم
دیگه چی میخوای؟
دیگه زیر سایه کسی زندگی نکن
حدس هات همیشه درست نیست
برای من, همینقدر کافیه
!جینی
!جی... جینی
این آخرین فرصتیه که میتونی باهام حرف بزنی
پس تصمیمت رو بگیر
میخوای صادق باشی یا
دروغ بگی
اگه باعث میشد زنده بمونی
هر راهی که بود مناسب بود
پس با یانگ دوهی همدست شدی و جی وو رو قاتل جازدی؟
...چون تنها چیز مهم برای من
فقط تو بودی
تو چه فرقی با یانگ دوهی داری؟
یانگ دوهی به خاطر طلا مردم رو میکشت
تو به خاطر من
یه نفر رو قاتل جا زدی
رئیس یانگ بازهم ادامه میده
حالا هرقدر هم که ما باهاش درگیر بشیم
من سعی میکردم ازت محافظت کنم
تو مهمترین چیز برای من تو دنیا هستی
من به عصای جادویی هدیه گرفتم
تا اگه نیروی انسانی کافی نبود
بتونم با کمک نیروی جادویی برنده بشم
تو این دنیا, هیچ دشمنی شکست ناپذیر نیست
عشق نمیتونه همه چیز رو ببخشه
برای من, عشق اینجوریه
من... عشق رو گذاشتم کنار
!جینی
بهت گفته بودم به من دست نزنی
ببرش بیمارستان
و بهشون بگو سم مار زنگیه
دیگه جلوی چشم جینی نباش
فکر میکنی اونقدر قوی هستی که ازش محافظت کنی
ولی نیستی
I am. ولی من هستم
Protect her after you come back from the hospital. وقتی از بیمارستان برگشتی ازش محافظت کن
Episode 14 ~قسمت 14 ~
- Hurry, hurry, fire, fire! - Hurry, fire. !عجله کنین, عجله کنین, آتیش, آتیش _ آتیش _
It's a fire. Fire! آتیش. آتیش
When I'm having a hard time, don't force me to straighten up. وقتی خسته میشم مجبورم نکن بلند بشم
Because then, I'll start to want to lean. وگرنه مجبور میشم به یکی تکیه کنم
With this, I'm done. کار من اینجا تموم شد
Let's go find the gold. بریم طلاها رو پیدا کنیم
About what happened today, don't you have some explaining to do? برای اتفاق امروز, توضیحی نداری؟
I don't have anything to explain. حرفی ندارم بگم
چون عشق منم اینجوریه
میبرمت بیمارستان
ونگ سون کجاست؟
تو راهه
تقریبا رسیدیم
قاتل هوانگ می جین چی شد؟
نزدیک بود بگیرمش ولی فرار کرد
نمیتونی کارتو درست انجام بدی؟
درعوض عکسشو برات میفرستم
اگه طلاها رو پیدا کردی منتظر بمون
من تو راهم _ لازم نیست _
من طبق قانون عمل میکنم
ببریشون اداره پلیس, دوباره غیب میشن
!من قطع میکنم
دلخور نشو
درست میشه
ممکنه معجزه نشه
ولی تا اینجا دووم آوردن هم خودش معجزه ست
برای من
اگه معجزه بشه
به این حساب بزارش که نقشه من بوده
ممنون
تازگیها زیاد اینو میگی
کای گفت که دوستم داره
چون منو خیلی دوست داشته نتونسته کس دیگه ای رو ببینه
براش مهم نبوده که برای بقیه چه اتفاقی میوفته
در عوضش, گفت میترسیده که عاشقم باشه
فکر کنم میتونم درکش کنم
...ولی وقتی شنیدم به خاطر این بوده که خیلی دوستم داشته
خیلی ناراحت میشم
اینم نقشت بود؟
موفق شدی
من همچین نقشه ای نداشتم
اگه امروز نمیرفتی
و اگه اتفاقی برای کای میوفتاد
تا اخر عمرت پشیمون میموندی
حتی اگه طلاها رو پیدا میکردی
نه
اگه امروز این قسمت از شخصیتش رو نمیدیدم
ممکن بود تا آخر عمرم خاطراتشو با خودم نگه میداشتم
حالا
...حالا خاطره های خوبم هم
ناپدید شدن
رسیدیم
رئیس
جلوی نور رو گرفتی
اون طلاها باید به عنوان مدرک تو اداره پلیس باشه
هوانگ می جین رو کشتی و برداشتیشون؟
تو پلیسی؟
برای مظنون بودنتون به اندازه کافی مدرک داریم
بهتره بریم اداره پیس حرف بزنیم
افسر کیم
طلاها رو ببر تو ماشین
...رئیس واحد
نمیدونی اون کیه؟
!اونها مدرکه! بردارشون
دیوونم میکنی
داری با یه افسر پلیس چه غلطی میکنی؟
تو همون رئیس واحد دو زبون نفهمی؟
تو اداره باهم حرف میزنیم
این مورد چیزی نیست که توی جوجه بتونی حلش کنی
اگه بی سرو صدا برگردی, اتفاق خوبی برات میوفته
بهتر از اینکه یه مجرم رو بگیرم دیگه چی ممکنه برام پیش بیاد؟
من الان تو رو به جرم قتل دستگیر میکنم
!افسر کیم
افسر کیم, چیزی نیست
یه بیمارستان این اطرافه
جواب نمیده
افسر کیم
افسر کیم, یکم دیگه تحمل کن
من نباید منتقل بشم
پول ندارم تو پوسان خونه بخرم
...وام برای آپارتمان
!داریم میرسیم. دووم بیار
مشکلی پیش نمیاد اگه از پول کلاس دوتا از بچه ها کم کنیم
باشه
من نمیزارم منتقل بشی
تیم ما از هم نمیپاشه
رئیس واحد
خونم خیلی غلیظه
...کبد و کیسه صفرام
...اگه اینجوری بمیرم
...پلیسها
...حتی پول بیمه زیادی هم نمیگیرن
!معذرت میخوام. معذرت میخوام
خونه
حتما مشکلی پیش اومده
خون کیه؟
...اگه خون پلیسه باشه
تو آرزویی نداری؟
نمیتونه تا ابد اینجوری زندگی کنی
یه مرد باید آیندش رو بسازه
!خفه شو
حتما یه امیدهایی داری
البته, میخوای ازدواج کنی و پول ببری خونه
تفریح کنی و بری سفر خارج
ولی من از چیزهای کسل کننده حرف نمیزنم
منظورم چیزهاییه که ارزش امید داشتن داره
اگه چیزی بخوای, میتونی امید داشته باشی
من فقط یه امید دارم
تو رو بندازم زندون
فکر کردی میتونی؟
منو بندازی زندون؟
من کار اشتباهی نکردم
پس زود آزاد میشم
ولی تو احتمالا دچار مشکل میشی
اون پلیسه حتما به خاطر زخمش پول زیادی میگیره
اگه پول ده سال حقوقش رو یه جا بگیره
دیگه برای بچه هاش مشکلی پیش نمیاد
فکر کنم قبل از اینکه برن داخل درگیر شدن
پس یعنی به موقع رسیده
اینکه ماشین این بیرونه
پس یعنی یانگ دوهی رو گرفته و با ماشین خودش برده
No comments yet. Be the first to leave one.