200 บรรทัดแรก
شما با هالی گیبنی تماس گرفته اید
من هم اکنون دردسترس نیستم
به محضِ امکان تماس میگیرم
چرا میخواد اونو بکُشه؟
بنظرم اون بهت گفت فقط نخواستی بشنوی
اولش فکر کردم اون با ماست
اما بعد پشت گردنش زخم دیدم
این روشیه که اونا رو کنترل میکنه
چرا منو انتخاب کرده؟
....این مجذوبِ درد است
دیروز این همه چیز گفتم
تری که توسط هیت هافستادتر خراشیده شده
کسی که احتمالاً توسط ماریا کین خراشیده شده بود
کانل آره
...و این درسته که ماله تری بوده که
به کلاد منتقل شده ؟؟
این تفاوت بین تو و منه
تو به همه چی نیاز داری تا احساسش کنی
که باهاش زندگی میکنی
من فقط میخوام تمومش کنم
توران ساب تقدیم میکند
پلیس 911 بفرمایید
یه پلیس هست که فکر کنم بهش شلیک شده
در ادامه خیابان وستروم 484
فکز نکنم بتونه دووم بیاره
شما الان اونجا هستین آقا؟
میخوای که مسیر خاصی رو واسه اون صحنه جنایی کنار جاده به من نشون بدی؟
TuranSub زيرنويس از گروه ترجمه سردبير مترجمين : محمدرضا جعفري
وقتی واسه اولین بار به شهر برگشتی
یه نفر پرسید که واسه برادرت که در زندانه
چی کار میکنی؟
گفتم: هرچی بخواد
و این شخص چه کسی ممکنه باشه؟
باور دارم که مامان بوده
چطوری؟
خوب بنظر میای داداش
بد نگذشته ها-
یالا بیا یه آبجو بزنیم
کلاد بولتون اون الان کجاست
منم همینطور فکر میکردم
تماس گرفتم که سراغشو از کسی که
اجازه داده ایالت رو ترک کنه بگیرم
گفت که رفته با برادرش تنسه رو بگرده
شهری به اسم سسیل
نزدیکه چاتانوگا- آره من قبلاً اونجا بودم-
اونجا یه رستوران داره دوتا بار با چندتا غار
چیز دیگه ای نیست
کارایی که من واسه خودم قصدِ
انجامشون رو دارم ،اگه مجبور باشم
اگه این موجود ، کوکو یه فرایند رو سپری میکنه
که تبدیل به کلاد بولتون بشه
و اطلاعات شما نشون میده اون در این شهره
من میخوام به اونجا برم و سعی کنم اون رو قرنطینه اش کنم
از چی قرنطینه اش کنی؟
از صدمه، عذاب
چون وقتی شروع به کشتن کنه
قراره اثر جرم کلاد بمونه همه جا
من میتونم شاهد باشم اون رو از پیگرد قانونی نجات بدم
من میتونم شاهد باشم که توجه به وجود این چیزارو مورد توجه قرار میده
چون یه انسان نمیتونه همزمان دوجا باشه
وقتی ردپای تری رو در هتل پیدا کردی
شصت مایل دورتر از جایی که ظاهراً اونجا بود
در قتل فرانکی پترسون اون مجبور به فرار بود
به دلایلی میدونست که قرار اتفاق بیوفته
بنظرم باید یه جا بمونه
به مدت بک هفته از وقتی که کشته
برای بازیابی قدرت واسه تکمیل تحولاتش
ولی قبل از اینکه اون آماده بشه باید فرار کنه
وقتی که خیلی ضعیفه و از خود مراقبت میکنه
واسه همینه که از جک خارج شد
منظورت اینه که اگه بتونی قبل از حمله مجددش
به محل زندگیِ کلاد بری
و پلیس شروع به جستجوی مظنونای دیگه باشه
دوباره فرار میکنه؟
ناامیدتر از گذشته و ضعیف تر
من باید فشار رو ادامه بدم- بعد غافل میشه-
لو میره- ...تا وقتی که-
خوشبختانه خودش رو در معرض دید قرار بده
اوکی منظورت اینه که فشار رو ادامه بدی
:من یه سوال دارم
وقتی که که اون تبدیل به کلاد شد از کجا بدونیم
نفر بعد کیه- همونطور که گفتم اون داره تبدیل به کلاد میشه-
پس قبل از اینکه با این اسم شروع به کشتن بکنه کنار این موجود باشیم
قدم اوله- از کجا میدونی که-
شروع به کشتن اش نکرده؟
با توجه به فاصله زمانی بین قتل ها
فکر نمیکنم که هنوز قوی شده باشه
اون در روزای آخر دگرگونی اش هست
خب میتونی خودت بری اونجا و ضمانتش کنی
...اما تصور من اینه که تو
اگه اون جای زیادی واسه محل زندگی خود داشته باشه
چیزی که میخوام بگم اینه که
منم میخوام باهات بیام
چند روزی مرخصی دارم
منم میخوام ببینم
آره من نمیتونم
اگه بتونم انجامش میدم
خب- من میرم-
اوکی
نباید اونجا باهاشون همکاری کنی؟
آره احتمالا باید بکنم
امسال بزرگ میشه
همیشه هست
از اون گوه دونی خارج شدی؟
کونیه- کونیه-
من نمیتونم از کارم اینجوری خارج بشم
همینطور که گفتم اگه خدا ازت متنفره
بعدش عمیق ترین آرزوی تورو اعطا می کنه
اگه تو بگی آره
من فقط احساس می کردم اگه من اونجارو ترک نمیکردم
اون شهر کوفتی رو ترک نمیکردم
یه چیز خیلی بد اتفاق میوفتاد
مثل چی؟
این روزا حتی نمیتونم بخوابم
من نصف شبی از خواب میپرم
دو سه بار چک میکنم درها قفل باشن
و پنجره ها
مثل اینه یکی تو آپارتمان باهامه
یا دقیقاً بیرونه که بیاد تو
تا حالا کسی رو گرفتار کردی؟- نه-
مثل اینه که در زندانی
و میدونی یه چیزی قراره اتفاق بیوفته
ولی نمیدونی چیه و کِی هست؟
تنها چیزی که میدونی اینه که به بدترین شکل اتفاق میوفته
آره شنیدم
منو ببخش داداش
بهتره نذاری سرکارگرت گیر بده
اون قبلاً سرکارگر من بود
ببین تا اینکه همه آماده بشن زمان میبره
و زمان بیشتری واسه اینکه کجا باید بریم
و احتمالاً زمان میخوایم تا پیداش کنیم
...میبینی چقدر زمان میخواد ،پس
بذار زنگ بزنم تا وقتی که میخوایم برسیم بهش نگهش داریم
نه جایی مثل سلول زندان برای نگهداریش
آره مرسی-
میخوای با ماشین من بیای؟
بنظرم باید با اون بیام
اوکی-
اندی با ماشین من میای؟ باهم در مورد جنگ حرف میزنیم
آره
نگو که به جلسه ترک اعتیاد نرسیدم
یا خدا- رالف-
عقلت رو از دست دادی؟
شاید
بعضی وقتا نگرانت میشم میفهمی
من تملق کردم_ ...نه منظورم اینه که-
با تمام اخلاص
در هر صورت گلوری بهم گفت که
از همه افراد در شهر شکایت کنم به جز شکارچی سگ
خب اومدی که بهم یه خدمتی کرده باشی؟
عقبنشینی کردی دوست من
اومدم بگم که تو و جانی
از اینکه چکش میاد پایین شوکه نشین
متوجه نشدم که
چرا این شانس نصیب من شده؟
اون احساس میکنه تنها کسی که میتونست بیگناهیه تری رو ثابت کنه تو بودی
هرجا که میری مواظب باش
داری میری که فقط من رو تسکین بدی؟
معلومه که نه- پس چرا میری؟-
چون مجبورم اگه یه مسئول دیگه داشته باشم
نمیتونم- نرو-
چرا نَرَم؟-- چون تو کور هستی-
تو به این چیزا اعتقاد نداری
تو قادر به دیدن اون چیزی که اون واقعاً هست نیستی
میتونی چشم بسته بجنگی؟
جانی این یه جنگ نیست
خواهد بود
دیگه بدون تو نمیتونم زنده بمونم
آلفا 31 مورد شما تایید شده
بتی 12 تا ساعت 1300 بخش شما رو تحت پوشش قرار میده
تمامی واحد ها ما دنبال ِ سوژه مورد نظر هستیم
جان (جک) هاستین مرد قفقازی 42 ساله
کارآگاه شهر چروکی
که میخواست به شخص غیرمسلح شلیک کنه
به قصد کُشت
مظنون در خودروی دوج 1500 چهار دَر است
در بلک جورجیا HM11202
مظنون مسلح و خطرناک است
درصورت نیاز با مرکز تماس بگیرین و تقاضای نیروی پشتیبان بکنین
بدون پشتیبان نزدیک نشوید
فاک
میدونی که
ظاهرا ، جک امروز صبح به شهر برگشته
به محل قبلیش رفته و ماشینش رو برداشته
پلیس کجا بوده؟- بله سوال خوبیه-
...میدونی ، جک
یه بار واسم کوکتل های زیادی سفارش داد
وقتی بچه بود تنها کاری که میخواست انجام بده
این بود که مهارت شکارش رو بالا ببره
و یک تیرانداز ماهر در ارتش بشه
پس در 18 سالگی ثبت نام میکنه و آموزش های اساسی رو پشت سر میذاره
بعد کلاس های تیراندازی میره
که واجدشرایط برای اسنایپر شدن میشه
دوباره به کلاس میره
پس ، رویای زندگی اون به واقعیت تبدیل شده
و اون منتظره که ببینه کجا گسترش پیدا میکنه
و تمام کاری که اون باید انجام بده اینه که یک دور آخر از ارزیابی روانشناختی اجباری
رو پشت سر بذاره
لطفاً اینارو به من نگو
آره
No comments yet. Be the first to leave one.