200 บรรทัดแรก
جین... خوبی؟
آره. آره، خوبم
ما رو یادت میاد؟
البته که یادمه. چی شد؟
فقط یادمه دنبال آیوی رفتیم
اون یکی از بمبهای زیپ رو فعال کرد
تو خودت رو داخل اتاق حبس کردی تا جلوی پخش شدن زیپ رو بگیری
...واستا
دوباره زیپ بهم زدن؟
...پس چطور چطور همهتون رو یادمه؟
از وقتی دنبال شکار اینا هستیم
من داشتم روی یه پادزهر خیلی قوی کار میکردم
فقط محض اینکه اگه این بلا سر یکیمون اومد
حدود یه ساعت پیش بهت یه دز تزریق شد
و به نظر میاد عمل کرده
آیوی رو گرفتیم؟
نه، ولی بمبهاش رو گرفتیم
و الان تک تک پلیسها توی آمریکا دنبالش هستن
اینو تحت کنترل داریم، پیداش میکنیم
دکتر هورن میاد یه سری آزمایشات پایه انجام میده
فقط محض اینکه مطمئن بشه همه چیز به حالت عادی برگشته
.مرسی
.کارتون حرف نداشت
شما همهمون رو از هرج و مرجی نجات دادین
که فکر نکنم کسی واقعا بتونه درکش کنه
رئیس جمهور ازم خواسته
تشکر تمام و کمال ملت رو خدمتتون ابراز کنم
خب، میتونی به ملت بگی قابلشون رو نداشت
ما فقط خوشحالیم که برگشتیم
حالا که آیوی دیگه بمبی نداره
...معتقدیم که تلاش میکنه از کشور فرار کنه
همینجا حرفت رو قطع میکنم
.قبلا منو در جریان گذاشتن
ریچ با یه سری از رابطهاش توی دارک وب حرف زده
...فعلا چیز مستدلی نداریم، ولی
کورت؟
ما افراد برجستهمون رو روی این پرونده داریم
ما افراد برجستهتون هستیم
دیگه نه
متوجه نمیشم
اون شغلمون رو بهمون پس نمیده
شماها کلی ماجرا پشت سر گذاشتین ولی خب اداره هم همینطور
.این دفتر به اندازه ی کافی شاهد آشوب و بلوا بوده
ما نیازمند یه شروع مجدد هستیم
یه رئیس جدید. یه سرآغاز جدید
که واسه ما به معنای پایانه
من با دادستان صحبت کردم
و اون معاملهی مصونیت رو واسه همهتون تایید کرد
...و این
فقط همین رو میتونم بهتون پیشنهاد بدم
یه سابقهی پاک
یه شروع تازه
ولی دیگه هرگز نمیتونین
...واسه دولت آمریکا کار کنین
چه افبیای چه جای دیگه
...رئیس- این دستور رئیس جمهوره، کورت-
...متاسفم
تمومه
نه، میدونی چیه؟ خوبه، خوبه
نمیخوان برگردیم، عیبی نداره
من اصلا دلم نمیخواست برگردم اینجا
واسه چی، که توی یه اتاق بی پنجره مثل سگ جون بکنیم؟
هر هفته خطر مرگ از بیخ گوشمون رد بشه؟
نه، پسر، من اصلا دلم واسه اینجا تنگ نمیشه، نه؟
منم دلم تنگ میشه
نه، من گفتم... من همچین چیزی نگفتم
من گفتم دلم تنگ نمیشه
واقعا وقتی اون مرخصی دو ساله رو رفتم
خیلی خوشحال بودم
به نظرم یه ذره زندگیت رو تنظیم میکنه
ولی قطعا فکر میکنم وقتشه فراموش کنیم
نشنیدی چی گفتم؟
گفتم خوشحال میشم که از اینجا برم
به نظر من بیشتر از تو آمادهی فراموش کردنم
یعنی میگم، آره، جسما اینجام
ولی ذهنا جایی نیستم که بشه پیدام کرد
چی... گفتی میخوای برگردی سراغ بازی ویزاردویل
...و یکی دو میلیارد دیگه پول به جیب بزنی
نمیدونم، شاید یه فعالیت عام المنفعه رو شروع کنم
به بچهها کدنویسی یاد بدم یا همچین چیزی
نمیدونم
تا حالا اسم "دستگاه نیوتونی" به گوشِت خورده؟
اون دستگاه کیمیا که ایزاک نیوتون
از قرار معلوم ساخت تا سرب رو به طلا تبدیل کنه؟
اون واقعی نیست
تحقیقات من چیز دیگهای میگن
به نظرم قبل اینکه بمیره دستگاه رو مخفی کرد
تا دست آدمهای ناجور نیفته
حالا این ممکنه احمقانه به نظر بیاد
...ولی من یه پیام مخفی رو کشف کردم که
پایهام- چی؟-
تو میخوای یه سرنخ باستانی رو دنبال کنی
تا دستگاه طلاساز فوق سری ایزاک نیوتون رو کشف کنی؟
آره، پایهام- ...تو... فقط-
...من
به نظر خیلی خیلی باحال میاد از کجا شروع کنیم؟
قطب جنوب- هی! باید اینو ببینین-
ببخشید، این دیگه مشکل ما نیست
من و دوستم قراره عازم
یه سری ماجراجویی های باستانی محشر بشیم
...که حتما باید ببینی
نه، نه، نه، اون باید باشه واسه بعد
این اصلا خوب نیست
خیلی متاسفم، کورت
میدونم چقدر عاشق افبیآی بودن بودی
متاسف نباش
ما مصونیت گرفتیم
سابقهی پاک
میتونیم هر جا بخوایم بریم
...یعنی میگم، میتونیم
هر کسی که میخوایم باشیم
خب، آلی و بتانی بالاخره برگشتن کلرادو
میتونیم بریم اونجا
و تلاش کنیم خانوادهمون رو سر و سامون بدیم
این به نظر من کار نمیاد
من... متاسفم، متاسفم
قول میدم دیگه این اتفاق نیفته
چیه؟
قضیه ناجوره
آیوی از کشور فرار نمیکنه
باشه؟ اون نقشهی یه حملهی نهایی رو داره
چی؟- ما لیست تاسیسات-
ذخیرهی زیپ رو داریم
اینجا ۳۰ تا کپسول لیست شده
ما فقط ۲۹ تا رو کشف و ضبط کردیم
اون با یکی از بمبهای زیپ در رفته
...هی، صبر کن
واستا- برو کنار. باید به این مورد رسیدگی کنیم-
تیم من آیوی و زیپ رو بهتر از هر کس دیگهای توی این ساختمون میشناسه
هر کسی توی جهان
ساعتها طول میکشه که ماموران جدید رو در جریان جیک و پوک قضیه بذاری
ساعتهایی که وقت نداری
اگه آیوی قصد داره آخرین کلک هم سوار کنه
صبر نمیکنه
این خیلی خیلی سریع اتفاق میفته
اینا یه مشت مزدور نیستن که مدلین استخدام کرده
تروریستهای دابر زان هستن
متعهد شدن آمریکا رو نابود کنن
میخواد یه جایی توی شهر بمب رو منفجر کنه
و نتیجهاش فاجعهبار میشه
باید ما رو به بازی برگردونی
تو و تیمت
میتونین این آخرین پرونده رو
به سرانجام برسونین
ولی نمیذارم دوباره خودمختار عمل کنین
ما این عملیات رو طبق قانون انجام میدیم
مفهومه- آره-
...حالا
چی میدونیم؟- چیز زیادی نمیدونیم-
بسیار خب، این آخرین موقعیت شناخته شدهی آیویه
پلیس تمام خروجیهای نیویورک رو بسته
ولی چند ساعتی گذشته اون ممکنه هر جایی باشه
اون هر چیزی که لازمه رو داره
میتونسته این کپسول رو هر جایی توی شهر بذاره
...و فورا منفجرش کنه منتظر چیه؟
من یه ایدهای دارم
من همینجور پیامهای آیوی رو
از طریق دستگاه بیکانر
که آیس کریم بهمون داد، زیر نظر داشتم
صبر کن، انگلیسی صحبت کن بفهمم
...من
اون به بمبساز محلی، جسی توماس پیام میداده
میخواد فیالفور باهاش ملاقات داشته باشه
آره، ولی چرا؟
اون که یه دستگاه پخش مواد شیمیایی داره
میخواد شعاع انفجار رو افزایش بده
در حال حاضر فقط یه کپسول زیپ داره
ولی اگه اونو با مقدار درستی مواد منفجره ...ترکیب کنی
یه بمب خفن زیپ بدست میاری
و کل شهر مثل جین دو حافظهشون میپره
هرگز نمیتونیم رد آیوی رو بزنیم
اون خیلی کار درسته، خیلی با ملاحظهست
ولی اگه با توماس قرار داره
ممکنه بتونیم محلش رو پیدا کنیم
...خیلی خب
دارمش
سیگنال گوشی توماس
بین چند تا برج مخابراتی توی منهتن در حال چرخشه
اون توی این دایره با شعاع دو مایلیه
اینجاست
از کجا مطمئنی؟
اگه اوضاع بیریخت بشه چند تا خروجی داره
خلوته در عین حال در فاصلهی مناسبی
با چند محل پر ازدحام قرار داره
اگه من آیوی بودم اونجا ملاقات میکردم
پس مطمئن نیستی؟
دارم بهت میگم، اونا اونجان
واسه من همین کافیه
!نه، نه
من یه تیم تاکتیکی تمام عیار رو
بر اساس یه حدس و گمان به یه قسمت از شهر نمیفرستم
این موقع روز صد ها شهروند
اونجا هستن
سیگنال رو تقویت میکنیم، به محل میرسیم
وقتی مطمئن شدیم، و فقط همون موقع
میریم بیرون
جین؟
خوبی؟
...آره، آره، این
فقط سرم درد میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.