Eastwood Directs: The Untold Story

Eastwood Directs: The Untold Story

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Eastwood Directs The Untold Story 2013 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-monkee
Eastwood Directs The Untold Story 2013 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-monkee
Eastwood Directs The Untold Story 2013 1080p WEBRip x264-RARBG
Eastwood Directs The Untold Story 2013 WEBRip x264-ION10
ความคิดเห็นโดย 9B0DY
Amazon Prime Video / WEB / 1h 01mn 39sec / 23.976 FPS

แท็ก

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
TS
720p
720
webrip
x264
BRip
เผยแพร่เมื่อ: 2023-04-11
ดาวน์โหลด: 29
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫همیشه گفتم از هر فیلم ‫یه چیز جدید یاد گرفتم

‫نه تنها درباره ساخت فیلم

‫بلکه درباره شخصیت

‫با همکارها و بازیگرها

‫اما همین‌طور درباره خودم

‫اون خیلی تکه

‫و این رو توی فیلم‌هاش میبینی

‫دوربین یه جورایی...

‫درباره این چیزها دروغ نمیگه

‫شکی نیست

‫که اون سینمایی که باهاش بزرگ شدم

‫و عاشقش هستم رو با سینمای مدرن وصل میکنه

‫دیگه قراره چی کار کنه؟

‫چون خیلی آدم رو متعجب میکنه

‫زندگی براش هیجان انگیزه

‫همیشه میخواد یه چیز جدید رو امتحان کنه

‫فکر میکنم مربوط ‫به اینه که یه روش داره

‫در ارتباط با مردم

‫اما فکر میکنم یه الگو داره

‫اگه چیزی رو ندونه

‫اولین نفر خودش میگه

‫اولین کسی هست که میگه ‫خودش یه اشتباهی کرده

‫نشون میده که

‫داشتن یه دستاورد چقدر سخته

‫فداکاری به اندازه

‫آمادگی برای یادگیری

‫نه اینکه فقط بشینی ‫و پولت رو بگیری

‫رقابتی بود

‫زیر اون خلاقیت

‫و طبیعت آرومی که داره

‫اون خیلی مشتاقه

‫اون به شگفت زده کردن ما ادامه میده

‫همون موقع که باهاش آشنا شدیم

‫فهمیدیم چه جور آدمیه

‫میره یه کاری میکنه ‫و ما رو شگفت زده میکنه

‫بارها و بارها

‫که میبینمش که میدونه

‫چه تاثیری روی مردم داره

‫و با هوشمندانه ترین روش

‫اونا رو راحت میکنه

‫راجع به خیلی چیزها ‫درباره‌اش کنجکاوم

‫و مطمئن نیستم که گفته باشه

‫فکر میکنم الهام‌بخشه

‫من برای این 75 سال صبر کردم

‫فکر میکنم کلینت ‫بارها الگو و تصویر

‫خودش رو عوض کرده

‫فکر میکنم اون میدونه ‫که روزمرگی مساوی مرگه

‫ذهنش همیشه بازه...

‫برای خلاقیت

‫درسته، آماده؟

‫آره

‫شروع کن

‫اون جذب داستان میشه

‫بعضی از آدم‌ها ‫همینطوری کار قبول میکنن

‫اون مجبور نبود

‫اون کاری رو قبول میکرد ‫چون جذبش میشد

‫یکی از چیزهایی که...

‫از نظر من اون رو فوق العاده میکنه...

‫اینه که دوست دارم یه نفر از سایه بیاد

‫و همه رو متعجب کنه

‫چون خیلی توی کارشون خوبن

‫از زمین من برو

‫فکر کردم شاید بخوای بهم آموزش بدی

‫من به دخترها آموزش نمیدم

‫همسرت رو ترک میکنی؟

‫نه

‫فکر کنم حقش بود

‫همه‌مون حقمون بود

‫وقتی بچه بودم

‫و بازی میکردم

‫اوایل دهه 50 بود، میرفتم ‫به استیج تا فقط بازیگرها رو ببینم

‫سعی میکردم تا جایی که میتونم ‫درباره حرفه بازیگری یاد بگیرم

‫اما چیزی که همیشه درباره کارگردانی کنجکاو بودم

‫اینه چطوری جمعش میکنن

‫اون موقع کلاه گاوچرونی و ‫یه زمین نداشت

‫اون به تجملات اهمیت نمیداد ‫فقط کارش رو میکرد

‫فکر میکنم

‫اون با همین خلاقیت ‫به دنیا اومده

‫چندتا چیزی که درباره‌اش بهم گفتن

‫این بود که وضعش خوب نبوده

‫و اوضاع مالی خوبی نداشتن

‫و اون با دانش اندازه

‫رشد کرد

‫اون فهم خوبی داره

‫از مردم و...

‫این که ما چقدر پیچیده هستیم

‫به عنوان انسان

‫یه سادگی هست

‫سادگی این روش

‫خب

‫بیاین که...

‫یکی رو روشن کنیم

‫ببینیم کجاییم

‫شخصیت اون به عنوان فیلمساز ‫بهش تحمیل نشده

‫چیزهایی که...

‫اون کارگردانی میکنه ‫خیلی بهشون اهمیت میده

‫فکر میکنم به خودش اعتماد داره

‫و سریع وارد هالیوود شد

‫و از صفر شروع کرد

‫و میدونی راهش رو برای ‫یه موقعیت خوب به دست آورد

‫اواخر دهه 50، ‫سریال "روهاید" رو شروع کردم

‫و با کار کردن با ‫کارگردان‌های دیگه

‫میفهمیدم درباره یه ‫شخصیت کارگردان

‫چی رو دوست دارم و

‫چی رو دوست ندارم

‫بالاخره یه روز به این فکر کردم

‫که باید خودم تنهایی امتحان کنم

‫و فهمید که میتونه این کار رو کنه

‫حرف توی دهنش نمیذارم ‫اما در واقعیت همینه

‫اولین باری که...

‫برای کلینت کار کردم ‫و چیزی که درباره‌ش میدونستم

‫درست بود

‫چون به عنوان یه دختر کوچولو

‫من و خواهرم

‫"روهاید" رو میدیدیم

‫و میتونستیم شخصیت‌های مختلف باشیم

‫و هرکسی یه شخصیت برمیداشت

‫اما عاشقش بودیم

‫کارگردان‌هایی که روش تاثیر ‫میذاشتن، "سرجیو لئونه" بود

‫و "دان سیگل"

‫کاگردان‌های متفاوتی هستن ‫اما وقتی به فیلم‌های کلینت نگاه میکنی

‫میتونی تاثیرشون رو ببینی

‫اینکه چطوری سرجیو لئونه ‫تونست روش تاثیر بذاره رو نمیدونم

‫اما فکر میکنم اگه به ساختار ‫اون فیلم‌ها نگاه کنی

‫به دیالوگ بستگی داشتن

‫اما اون عالی بود ‫تخیل واضحی داشت

‫وقتی اولی رو انجام دادیم

‫اون زیاد کلوز آپ نمیگرفت

‫ما میگفتیم وقتی داری شخصیت دیوونه ‫رو نشون میدی باید این کار رو کنی

‫به جای کلوز آپ این شکلی

‫این کار رو میکرد

‫کارها رو خیلی نامتعارف انجام میداد

‫طوری که با موقعیت ‫مواجه میشد، غیرمعمول بود

‫همیشه یه شور و اشتیاق ‫بچگانه داشت

‫یه بار توی اسپانیا داشتیم فیلمبرداری میکردیم

‫اون یه درخت میخواست

‫که ازش حلقه دار آویزون بود

‫یه جورایی تهدید...

‫برای کسانی که از کنارش میرفتن

‫و درختی نبود، همه جا خشک بود

‫اما یه زمینی بود ‫که درخت مرده داشت

‫و اون رفت و وارد زمین شد

‫و بچه‌ها داشتن درخت رو قطع میکردن

‫و البته صاحب زمین اومد

‫و خیلی عصبانی بود

‫سرجیو بهش گفت از سازمان راهسازی اومده

‫و درخت مزاحم جاده بود ‫و باید برش داریم

‫و یه ایتالیایی با لهجه ایتالیایی

‫داشت با اسپانیایی حرف میزد

‫و تونست قانعش کنه ‫که از شهرداری اومده

‫برگشتم به آمریکا تا فیلم بسازم

‫و تو سال 1970 ‫یه فیلمنامه پیدا کردم

‫فیلم "آهنگ میستی رو برایم بنواز"

‫و جذبش شده بودم

‫وقتی فیلم"آهنگ میستی رو برایم بنواز"

‫رو ساخت، رفته ‫بود به یونیورسال

‫و قرارداد بست تا اولین فیلمش رو بسازه

‫و اون گفت آره

‫خوبه

‫و من تعجب کرده بودم

‫و مدیر برنامه م

‫اونجا با من بود

‫بهم گفت که

‫فقط یه چیزی رو یادشون رفت بگن

‫نمیخوان بهت پول بدن

‫من هم گفتم نباید هم بدن

‫نباید به من پول بدن ‫من بهشون پول میدم

‫گفتم باید خودم رو ثابت کنم

‫چی میخوای؟

‫یه نوشابه

‫من امشب خیلی خسته‌ام

‫فکر میکنم اولین باری که کلینت رو شناحتم

‫زمانی بود که...

‫که یه بازیگرافسانه‌ای رو دیدم

‫وقتی فیلم "آهنگ میستی رو برایم بنواز" ‫رو برای اولین بار دیدم

‫و فکر میکنم در هالیوود

‫یه شبه کلینت

‫شناخته شد

‫میدونی این که...

‫یه فیلمساز فوق العاده باشی

‫و کسی که یه قصه‌گو هم هست نه فقط بازیگر

‫این که کارش اینه ‫که داستان یه نفر دیگه رو بگه

‫وقتی کار با "دان سیگل" رو شروع کرد

‫و بیشتر رفت پشت دوربین

‫میدونی اون واقعا...

‫دان سیگل رو زیاد تماشا میکرد

‫و چیزهای پایه رو یاد گرفت

‫مرد فوق العاده‌ای بود

‫اون اعتماد به نفسش ‫رو از دست نمی داد

کاری که دوست داشت رو میکرد

‫اگه چیزی به نظرش درست کار نمیکرد ‫یه چیز دیگه رو پیشنهاد میداد

‫و همیشه برای این کار داوطلب بود

‫و بعد می اومد میگفت ‫آبدارچی اومد

‫و بهم یه ایده داد و منم دزدیدمش

‫رابطه خوبی داشتن

‫و چندتا فیلم با هم کار کردن

‫سیگل...

‫توی "آهنگ میستی رو برایم بنواز" بود

‫فکر کنم میخانه‌دار بود

‫بهش یه نقش دادم

Eastwood Directs: The Untold Story subtitles in other languages

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left