ข้อมูลรุ่น

조선로코 녹두전 The Tale of Nokdu E11-E12 @KTteam
ความคิดเห็นโดย Ro94kgh
@KTteam. . .🌹مراجعه کنید @KTteam برای دانلود دیگر زیرنویس ها به کانال تلگرامی🌹

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2019-10-22
ดาวน์โหลด: 12
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

هر گونه استفاده مادی از زيرنويس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است

سرورم سوتفاهم پیش اومده

بیا بیرون

...خب، این

!فوراً از اتاق بیا بیرون

!چه خوب بود

!خیلی کیف داد که موهامونو شتسیم. خیلی وقت بود انجامش نداده بودیم

!سرحال کننده ست - هی. اوه نه -

خوب بود درسته؟

بانو کیم

...آره. خب

داشتم آماده میشدم که برم بخوابم

یه لحظه بیاید بیرون - دیوونه شده؟ -

میخوایم یه چیزی بهتون بدیم

ساکت - خدایا،ناسلامتی ما توی یه خونه زندگی میکنیم -

...از زندگیش سیر - نباید ازش بپرسیم که -

میتونیم همینجوری بریم تو

خیلی خب. بریم تو

بانو کیم ما داریم میایم تو - ...خدای من -

نه من میام بیرون

الان میام بیرون

دونگ جو خونه ست؟

کل روز رو بیرون بوده

برگشته. الان خوابه

برات یکم زنبق گزاشتیم

...شما دوتا فردا باید وقتی به هم کمک میکنید موهاتنو بشورید

آشتی کنید

باشه،آشتی میکنیم

مردا هیچ معنی ندارن

کاملا بی فایدن بانو کیم

وای معذرت میخوام

حتما خسته ای. باید بری و یکم بخوابی

نه ما خوبِ خوبیم

نه بجنبید. باید برید و یکم بخوابید

نه ما مشکلی نداریم - خدای من -

دونگ جو خوابه

...صبر کن ولی

برای همین بهش کمک میکنی تا مرد بودن خودشو پنهون کنه؟

آره

درمورد رفتنش از اینجا به کسی چیزی نگو

لطفاً

...پس درباره

...چیزی که من الان دیدم - یه تصادف بود -

سُر خورد

توقع داری باور کنم؟

...من به تو اعتماد دارم ولی اون عوضی

اون فقط یه تصادف نبود

ساکت

...میفهمم که شاید فکر کنیید اون احمق،بی ملاحضه

و بی شرم باشه

!هی - ...ولی با این حال -

اصلا بدجنس نیست. پس لطفا نگران نباشید

الان داری ازش مراقبتم میکنی؟

اگه مردم بفهمن که مَرده

منم بخاطر کمک کردن بهش مجازات میشم

من مراقب خودمم

پس لطفا تظاهر کنید که چیزی ندیدین و برید

اگه بیشتر بمونید خطرناک میشه

ازت متنفرم

میدونی که من هیچوقت نمیتونم برخلاف میل تو کاری بکنم

با من بیا - چیکار میکنی؟ -

میخواستی باز شب پیش دونگ جو بخوابی؟

خودمون حلش میکنیم

لطفا تمومش کن

من تو یکی از اتاقای گیسانگ خونه میخوابم

لطفا - خدایا -

اینو بپوش

یالا

...پس هیچ خانومی نیست که

اون دوست داشته باشه؟

حالا هرچی

اگه دلت میخواد بزاری ما یکم بخوابیم اون شمعو خاموش کن

ترسوندیم

...خب - ...اگه درباره اون بوسه چیزی بگی -

میکشمت

...کدومشون- ...انقدر ازم نپرس -

که کدومتونو دوست دارم

...سرفه - صحبت درباره سرفه رو تموم کن -

همش داری یه چرت و پرتایی میگی که من نمیفهمم

فقط حرفمو گوش کن

هی چرا ازم نمیپرسی؟

من بانویی ندارم

...دروغ گفتم. بانویی که توی هانیانگ دیدم

فراموشش کن

نمیخوام بدونم

چرا نه؟ چیو نمیخوای بدونی؟

...برخلاف تصورت

من از تو خوشم نمیاد

...دروغ

دروغ نگو

دروغ نمیگم

هی

...عصبانی چون بدون اینکه ازت اجازه بگیرم

بوسیدمت؟ - نه -

این اصلا چیز مهمی نیست.یه بوسه که لبامو خراب نمیکنه

چطور میتونی همچین چیزی بگی؟

کاملا حسش میکنم

...همون حسو داری - ...تو -

تا حالا با یه خانوم قرار نگذاشته بودی درسته؟

نه حتی یبار تو کل عمرت

چی؟

نه درست نیست

...فقط دوتا خانوم نبودن که

تو زادگاهم عاشقم شدن

فکر کردی من کیم؟

شرط میبندم فقط دوتا خانم نبودن

احتمالا هیچی بوده - ...چرا تو -

به خاطر همین اشتباه میکنی و دنبال آدم اشتباهی افتادی

من اشتباه کردم؟

دنبال آدم اشتباهی افتادم؟- آره -

اگه میفهمی که چه حسی دارم دیگه بهم آویزون نباش

اومدم اینجا اینو بهت بگم

"آویزون؟"

!التماست میکنم

لطفا بذار مادرمو ببینم

باید ببینمش

اگه از اون در برم بیرون

نمیتونم دیگه هیچوقت ببینمش

لطفا بذار ببینمش

!مادر

مادر

مادر - سرورم -

سرورم

سرورم

خیلی گریه کرد؟

بعد از بیرون رفتن از دروازه خیلی شجاع بودن

... صدای گریه و زاری که برای برادرم میکردن انقدر بلند بود که

میتونستی صداشو از پشت دیوارای قصر بشنوی

...دوست دارم بدونم توی گذشته هم وقتی من تحقیر شدم

همینطوری رفتار کردن یانه

منم همینطوری بودم سرورم

آره ، تو تنها شخص بودی

حتی پدرم هم منو تصدیق نکرد

برای همین بود

که وصیت ظالمانه ای کرد

اگه به این زودیا از شرش خلاص نمیشدی

شاید من پادشاه نمیشدم

...برای همین

بهت اعتماد دارم

فقط به تو اعتماد دارم

اینو میدونی یون؟

...من

واقعا ممنونم سرورم

این وصیت نامه سری ایه که پادشاه مرحوم قبل از مرگش کرد؟

شایعه ها درست بودن

چرا زودتر حرکتت رو نزدی؟

عالیجناب ناگهان پادشاه شدن

و شاهزاده یونگ چان هنوز جوون هستن

دنبال زمان مناسب بودم

گرچه تو سریعتر بودی

بخاطر این توطئه تنبیه میشی

...قول میدم یه روز

بخاطر گرفتن ارتش سلطنتی از من پشیمون میشی

تو

اون پسره، فرزند عالیجنابه

الان یه مرد باهوش و جوونه

از اونجاییکه اعلیحضرت پادشاه شدن

باید برگرده. نه؟

نمیتونم

چرا؟

چون توی بالاترین جایگاهه

از هیچی نمیترسه

چیه؟

همین الان مردی که اینو قایم میکردو کشتم

چی فکر میکنی؟

واقعا فکر میکنی که دیگه هیچ جایی برای نگرانی نداره ؟

چطور ممکنه؟

ما نمیدونیم که چرا پادشاه قبلی این تصمیمو گرفته

...اگه این با نشستنش روی تخت سلطنت

تموم نشه چی؟

...من و تو و اون پسر

ممکنه هممون بمیریم

پس بیخیال رویای خامت شو و برو خونه

اگه دوباره جلوی من ظاهر بشی

دیگه بهت رحم نمیکنم

سرورم

یون جو ناپدید شده؟

خانومای گروه مویول که مراقبش بودن مُردن

باید هرجور شده پیداش کنی

اجساد خانومای گروه مویولو آوردی؟

نه سرورم

جسد توی اتاق توی روستای بیوه ها پیدا شده بود

شکنجه داده بودنش

...مطمئنم مردی که دزدکی رفت روستای بیوه ها

کشتتش و به هانیانگ فرار کرده

...اگه به چیزی اعتراف کرد

...پسره رو پیدا کن

و گروه مویولو آماده کن

...بنظرم باید از شر مامورای محلی خلاص شیم

و شاهزاده یونگ چانگو بیاریم داخل

بله سرورم

رییسو پیدا کردی؟

نصف راهو رفتم

مهم نیست فقط رییسو بکش

نه، پیچیده تر از اون چیزیه که بنظر میاد

درباره جزیره حرف میزد پس احتمالا خودشه

باشه

اما مطمئنم یه نفر دیگه هم درگیر این قضیه است

و اون کیه؟

اون شخص رو هم بکش

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left