The Testament of Sister New Devil

The Testament of Sister New Devil (新妹魔王の契約者)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

Shinmai Maou no Testament S1 (1-12) full
ความคิดเห็นโดย Sakht_sar
http://forums.animworld.net/

แท็ก

other
เผยแพร่เมื่อ: 2018-12-04
ดาวน์โหลด: 209
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

192 บรรทัดแรก

فقط تابستون ‏!‏

مرغ ساتسوما

" روزی یک خواهر کوچیک میخواستم ‏.‏ "

چرا اویاکو - دون ؟

محدودیت زمانی داره ‏.‏

فقط برای الانِ ‏.‏

اگه نخوری بعداً پشیمون میشی ‏.‏

هنوز این عادت قدیمیت رو داری ‏!‏

باسارا ، گفتی یه خواهر کوچیک میخوای درسته ؟

نگفتم ‏.‏

داری راجب چی حرف میزنی ؟

گفتی بابا ‏.‏

حدود 10 سال پیش بود ‏.‏

فکر کردی یادم میمونه ‏.‏

خوش به حالت ‏.‏

برات خواهرای کوچیک خوشکلی اوردم ‏.‏

دیگه باید کم کم برسن ‏.‏

جون من ، خدایی ؟

واقعاً آدم نا امید کننده ای هستی ‏.‏

بهت گفتم که خیلی زود دوباره عاشق شدم ‏.‏

خیلی زود ؟

میدونی برای اوّلین باره دارم اینو میشنوم ‏.‏

فقط الان ‏.‏

چرا اینقدر عصبی هستی ؟

یکم آروم باش ‏.‏

میرم صورتم رو بشورم ‏.‏

چطوری میتونم آروم باشم ؟

بابام یهو بهم میگه دوباره ازدواج کرده ‏.‏

خیلی وقته داریم 2 نفری زندگی میکنیم ‏.‏

یهو چطور میتونه ‏.‏‏.‏‏.‏

یه خواهر کوچیک ‏.‏‏.‏‏.‏

قفل خراب است‏ .‏ لطفاً مطمئن شوید که قفل میشه ‏.‏ ‏- ‏مدیر مسئول

فقل خراب میباشد ‏،‏

مطمئن شوید قفل میشه ‏.‏

لطفاً قفلش کنید !؟

وای ‏!‏

لطفاً یکم صبر کن ‏.‏

جون من ، سر و صدا نکن و بهم گوش کن ‏.‏

این قضیه عشقولانه نیست ‏.‏

کلاً مترجم انگلیسی اینو چرت و پرت ترجمه کرده بود : دی

همش یه تصادف بود ‏!‏

ببین ‏‏،‏‏ نوشته قفل خراب شده ‏‏.‏‏ ولی من متوجه نشدم ‏.‏

هر دوی ما اینجا قربانی هستیم ‏.‏

پس جون من آروم باش ‏.‏

باشه ‏،‏ لطفاً ‏.‏

پس فهمیدی ‏.‏

چرا ؟

گفتی چرا ؟

وقتی در حمام بودم منو دید زدی ‏،‏

بعدش اومدی داخل جلوی دهنم رو گرفتی ‏،‏

و پشت سر هم بهونه اوردی ‏.‏

خوب فکر کن ببین چیکار کردی ‏.‏

دارید چیکار میکنید ؟

آقا ؟

بابا ‏!‏

هـ ؟

سلام علیکم ‏.‏

نارسه ماریا هستم ‏.‏

توجو ‏.‏‏.‏‏.‏

باسارا بیدم ‏.‏

نارسه میو هستم ‏.‏

خیلی خوشبختم ‏.‏

بهت گفتم که خواهرای جیگری هستن ‏.‏

داری چی زر میزنی !؟

مثل گوجه سرخ شدی ‏: دی

نه ‏!‏

بهرحال ، مادرشون کجاست ؟

بعداً میاد درسته ؟

بله ‏،‏ چیهایا ‏-‏ سان ‏.‏

پس چیهایا - سان اسمشه ؟

درسته ‏.‏

بخاطر کارش یه مدت رفته خارج از کشور ‏.‏

برای مدتی ؟

جانم ؟

نارسه توجو

ها ‏،‏ بلاخره بیدار شدی ‏.‏

صبح بخیر ‏.‏

اممم ... داری چیکار میکنی ؟

دارم بیدارت میکنم ‏.‏

فکر کردم پسرا دوست دارن اینجوری بیدار بشن ‏.‏

داری چی میگی ؟

خدمات ‏.‏

خدمات ؟

تو سرت چی میگذره ؟

بیخیال ‏،‏ زودباش بیدار شو ‏، باشه ؟

اممم ‏.‏‏.‏‏.‏

مـ میگم ‏،‏ فکر کنم یه چیز سخت رو حس کردم ‏.‏

نه ‏،‏ من اصلاً ‏.‏‏.‏‏.‏

نـ نـه ‏!‏

هوی ‏!‏

این چیه ؟

هوی ، حالت خوبه ؟

من و خواهر واقعیم و از اون کارا : دی

چرا همچین چیزی تو اتاق منه !؟

تو ، میخواستی با مایی که تازه آشنا شدی از این بازی ها بکنی ؟

میدونستم ‏.‏

منظورت از " میدونستم " چیه !؟

بهرحال ‏،‏ من اصلاً اهل این ‏.‏‏.‏‏.‏

ای منحرف ‏!‏

دفعه بعدی که از این کارا بکنی ‏،‏

صد بار میکُشمت ‏.‏

صبر کن ‏،‏ سوء تفاهم شده ‏.‏

لطفاً صبر ‏.‏‏.‏‏.‏

خوش به حالمون که جای به این خوبی برای زندگی یافتیم ‏.‏

نارسه توجو

چیه ؟

خوشحال بنظر نمیای ‏.‏

این خونه خیلی ارزون بود ‏.‏

مهر ازدواج جدیدت هنوز خشک نشده یه خونه جدید گرفتی : دی

مجبور میشم مدرسه ام رو عوض کنم ‏.‏

خوشی نکن ‏.‏

نمیتونیم به امون خدا ولشون کنیم ‏.‏

توسط چیزای عجیبی مورد حمله قرار گرفتن ‏‏،‏

و حسابی صدمه دیدن ‏.‏

ماریا ‏-‏ چان به همین دلیل حتی نمیخواد مدرسه بره ‏.‏

در همین زمان مادرشون برای مدتی طولانی رفته به خارج از کشور ‏.‏

اینو میدونم ولی ‏.‏‏.‏‏.‏

حتماً براش دلیلی وجود داره ‏.‏

اگه میتونیم ازشون محافظت کنیم نباید اینکارو بکنیم ؟

تو این تصمیم رو گرفتی ‏.‏

مطمئنم براش دلیلی داری ‏.‏

برای محافظت ارشون راهی نمی مونه اگه قبلش ازم متنفر بشن ‏!‏

ها ‏،‏ باسارا ‏-‏ سان صبح ـتون بخیر ‏.‏

صبح بخیر ‏.‏

به زودی آماده میشه ‏.‏

ممنون ‏.‏

چیزی عجیبه ؟

عـ عجیب ؟

چرا اینجوری لباس پوشیدی !؟

هـه ، پس اینجوریاست ؟

خیلی بد شد ‏.‏

لباس زیر پوشیدم ‏.‏

ها ، نکنه تحریک شدی ؟

هر چی نباشه یه جوونکی ‏.‏‏.‏‏.‏

درسته ؟

نه ‏،‏ خوب ‏.‏‏.‏‏.‏

ها درسته ‏.‏

این حرکتم رو دوست داشتی ؟

حرکتـت ؟

‏"‏ من و خواهر واقعیم و از اون کارا ‏"‏ ‏.‏

پس اون ‏.‏‏.‏‏.‏

تو سرت چی میگذره ؟

فکر کردم میتونی ازش به عنوان یه راهنما استفاده کنی ‏.‏

راهنما برای چی ؟

دلت میخواد با یه خواهر ناتنی از اون کارا بکنی ؟

این دختره چه مرگشه !؟

باسارا - سان ؟

شاید یه بازی زیاد خوب نباشه ‏‏،‏

میخوای در واقعیت با من اینکارو بکنی ؟

چرا اینکارو میکنی !؟

ها ، کله سحر این سر و صدا برای چیه ؟

خوب ‏.‏‏.‏‏.‏

حقیقتش دارم نکات اوّلیه اونکارا رو به باسارا ‏-‏ سان یادم میدم ‏.‏

هوی ‏!‏

هـه که اینطور ‏.‏

اوّل منو زدی زمین ‏،‏

حالا میخوای عشق و حالت رو با ماریا ادامه بدی ‏.‏

گفتم اینجوری نیست ‏!‏

چی ‏،‏ تا کمی قبل داشتی حسابی صفا میکردی ‏.‏

وای خدا ‏.‏

بابا ، یه چیزی بگو ؟

میدونم از داشتن دو تا خواهر جیگر خوشحالی ‏،‏

اما سعی کن جنایتی مرتکب نشی ‏.‏

اصلاً نگرفتم ‏.‏

باسارا این چه قیافیه ؟

یکم لبخند بزن ‏.‏

چیه ؟

پس میتونی اینجوری هم لبخند بزنی ‏.‏

فکر میکنم اینجوری بهتره ‏.‏

واقعاً ؟

این اوّلین عکس خانوادگی ماست ‏.‏‏.‏‏.‏

پس سعی کن یکم لذت ببری ‏.‏

خیلی خوب ‏،‏ داره میگیره ‏.‏

خانواده ، ها ؟

همینجا بمون ‏،‏ میرم دوچرخه رو بیارم ‏.‏

هوی ، تنهایی ؟

میخوای با هم بازی کنیم ؟

بهم دست نزنید ‏.‏

اگه بهم دست بزنید صد بار میکُشمتون ‏.‏

ما رو میکُشی ؟

پس میزاریم ما رو بکُشی ‏.‏

اممم ، دوست من کاری کرده ؟

باسارا ‏.‏

باسارا ؟

این دیگه چه اسم ضایعی ـه ؟

از قیافه تو ضایع تر نیست ‏.‏

جـونم ؟

لعنتی ‏.‏‏.‏‏.‏

عوضی ‏!‏

میو ‏.‏‏.‏‏.‏

سوار شو ‏!‏

آچ ‏!‏

The Testament of Sister New Devil subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Testament of Sister New Devil

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left