Kaguya-sama: Love Is War

Kaguya-sama: Love Is War (かぐや様は告らせたい~天才たちの恋愛頭脳戦~)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

Kaguya-sama wa Kokurasetai Tensai-tachi no Renai Zunousen S1 (1-12)
ความคิดเห็นโดย Sakht_sar
AnimDL

แท็ก

other
Download Farsi Persian Subtitle Files for Mobile (24)
ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian
Translate with Pro
Show all subtitles
เผยแพร่เมื่อ: 2020-09-08
ดาวน์โหลด: 100
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

...وقتی عاشق یه نفر میشی

!لـ...لطفاً دوست‌دختر من شو

...به عشقت اعتراف می‌کنی

و بعدش تبدیل به یه زوج می‌شید

همه خواهند گفت که این چیز فوق‌العاده‌ایه

!اما اشتباه می‌کنن

حتی دربینِ معشوقه‌ها رابطه تمایز قدرت وجود داره

یک طرف استثمار می‌کنه و طرف دیگه استثمار می‌شه

یک طرف خودش رو وقف می‌کنه و طرفی دیگر وقف می‌بینه

!یه برنده و یه بازنده

اگه سعی دارید که یه زندگی شرافتمندانه داشته باشید پس نباید بازنده باشید

!عشق جنگ‌ـه

!کسی که عاشق بشه، میبازه

«کاگویا-ساما: عشق جنگ‌ـه»

.:: ترجمه و زیرنویس: هادی ::. :: Hadi Es ::

!آکادمی شوچئین

مدرسه‌ای بلندآوازه با ریشه‌ای قدیمی و پُر افتخار

به عنوان مؤسسه‌ای برای تعلیم و آموزش بچه‌های اشرف و طبقات بالای اجتماع تأسیس شد

تمرکز بر روی اصالت خانوادگی ازبین رفته

اما تعداد زیادی از دانش آموزان بااستعداد توی خانواده‌هایی ثروتمند و ترازاول به دنیا اومدن

حالتون چطوره؟

و بارِ رفتن به مدرسه روی دوش‌شون می‌افته

حالت چطوره؟

طبیعتاً افراد عادی اجازه‌ی رهبری !و گرد هم آوردی این دانش آموزان رو ندارن

!همگی، اونجا رو نگاه کنید

!اعضای شورای دانش آموزی

کاگویا شینومیا، معاون شورای دانش آموزی در آکادمی شوچئین

مجموع دارایی: ۲۰۰ تریلیون ین

خانواده‌ی اون مالکِ گروه شینومیا هستن

یکی از چهار شرکت‌های بزرگ مالی در ژاپن، با بیش از هزار شرکت تابعه

بانکِ شینومیا

و همانطور که شایسته‌ی اصل و نسب برترش می‌باشد بانویی جوان و بااستعدادی‌ـه

که دستاوردهای عالی‌ای در زمینه‌های مختلف بدست آورده

،مانند هنرهای نمایشی سنتی موسیقی و هنرهای رزمی

.این کاگویا شینومیاست

...و مرد جوانی که شینومیا از اون حمایت می‌کنه

میوکی شیروگانه، رئیس شورای دانش آموزی در آکادمی شوچئین

اون عاقل و باهوش قوی و کم حرف می‌باشد

او دارای رتبه اول در امتحانات آزمایشی‌ـه

...برخلافِ کاگویای با استعداد

وابستگی شدیدش به درس خوندن از ترس و وحشت برخورداره

...و به خاطر همچین رفتار نمونه‌ای

اون به عنوان رئیس شورای دانش آموزی انتخاب شد

علیرغم اینکه توی مدرسه نسبتاً تازه وارده

...طناب بافته شده از طلای خالص که

از رئیسی به رئیس دیگر به مدت ۲۰۰ سال !در آکادمی شوچئین منتقل می‌شده، رو به همراه داشت

اون دوتا همیشه باهم خوب بنظر میان

!حتی شأن و منزلت خاصی دارن

بنظرت اونا باهم قرار میذارن؟

!یه نفر، لطفاً ازشون بپرسه - !جرأت همچین کاری ندارم -

اتاق شورای دانش آموزی

حتی نزدیک شدن بهشون نشونه‌ی گستاخی‌ـه !چه برسه به پرسیدن همچین سؤالی

...انگار

...شایعه‌ای داره پخش می‌شه

که ما باهم رابطه داریم یا یه همچین چیزی

واسه سن و سال اونا عادی‌ـه

باید نادیده بگیری‌شون

پس قضیه اینه؟

فکر می‌کنن شینومیا و من باهم قرار می‌ذاریم؟

احمق‌ها قطعاً از حرف زدن راجع به چرندیات روابط عاشقانه لذت می‌برن

...هرچند

اگه شینومیا ازم بخواد که باهاش برم بیرون !به گمونم راجع به پیشنهادش فکر می‌کنم

و مطمئنم که اون نسبت به من احساساتی داره

احتمالاً مسئله فقط زمانه

فقط باید نقابِ بانوی جوان بی‌نقص و نازپرورده رو برداره

شیروگانه، باید باهات حرف بزنم

و مجبورش کنم با صورتی سرخ شده ازم خواهش کنه

اون بچه‌های نادون با حرف‌های ساده و پیش پا افتاده‌شون

پیش خودشون فکر کردن من کی‌ام؟

من یکی از اعضای خانواده‌ی شینومیا هستم خانواده‌ای که قلب تپنده‌ی این کشوره

چطور به این نتیجه رسیدن که من ممکنه با یه آدم عادی قرار بذارم؟

خب، فکر کنم ممکنه یه احتمال خیلی کمی باشه

اگه زانو بزنه و جسم، روح و زادگاهش رو پیشکش کنه

به گمونم بتونم تعلیمش بدم تا مردی بشه که مناسب و شایسته‌ی منه

قطعاً، هیچ مردی نیست که در حسرت من نباشه

احتمالاً مسئله فقط زمانه

...درحالی که درگیر همچین مسائلی بودن

!نصف سال گذشت

هیچ چیز قابل ملاحظه‌ای در طی این مدت اتفاق نیفتاده

...در ضمن، امروز چندتا حلزون

روی نقش‌برجسته سیب و گیلاس داخلی فواره آب توی حیاط دیده شد

خواهر کوچیکترم یه بار توی فواره آب شنا کرد و سرما خورد

گرچه هوای بیرون گرم بود

وقتی براساس احساسات کاری رو انجام میدی نتیجه‌اش خوب از آب درنمیاد

در طی این مدت از پوچی و خلاء

افکارشون از "مشکلی نداره که باهاش قرار بذارم"

به "شاید مجبورش کنم به عشقش نسبت بهم اعتراف کنه" تغییر کرد

در همین حال، یه شخص دیگه که ...روحشم خبر نداشت که دوتا هوش برتر دبیرستانی

نون بخارپز شده

درگیر چیدنِ استراتژی پیچیده و پُرمغزی بودن

!یه چیزی یادم اومد! گوش کنید

من یه جفت بلیط فیلم برنده شدم اما والدینم بهم اجازه نمیدن همچین فیلم‌هایی رو ببینم

نون بخارپز شده

خودداری عشق

خب، دوست دارید برید؟

همم

بنظر میرسه این آخر هفته به طرز کم یابی وقتم خالیه

...خب، شینومیا، چطوره باهم

از قرار معلوم یه طلسمی چیزی هست که ...اگه یه پسر و دختر

باهم به تماشای این فیلم برن .زوج همدیگه می‌شن

!چقدر عاشقانه

اوه، شیروگانه

تو الان منو دعوت کردی؟

میخوای باهم به تماشای فیلمی بریم ...که گفته می‌شه اگه دخترا و پسرا

.با همدیگه ببیننش زوج هم می‌شن

...اوه، خدای من، این که بیشتر شبیه

!شبیه اینه که دارم دعوتش می‌کنم سر قرار

،گرفتاری شدید شیروگانه این بود که در روابط عاشقانه

"شخصی که اول عاشق بشه میبازه" !این یه قانونه

چون هردوشون مملو از غرور و تکبر بودن هیچکدوم‌شون نمی‌تونست !سرسوزنی از علاقه‌ی عاشقانه‌اش رو اعتراف کنه

چطوره توی بازارسیاه بفروشیم‌شون؟

اوه، شیروگانه تاحالا این‌قدر مضطرب و دستپاچه ندیده بودمت

.آخی، نازی

غیرقابل قبوله! هیچ راه فراری از مسیری که تهش شیروگانه پیروز میشه وجود نداره

تو کسی هستی که قراره فرار کنه، شینومیا

آره، دعوتت کردم، شینومیا

.من به همچین شایعاتی اهمیت نمیدم اما بنظر میرسه که تو اهمیت میدی

میخوای این فیلم رو با من ببینی؟

خودداری عشق

...در اون لحظه، شینومیا فکر کرد که

بعد از نشون دادن قصد و تمایلش به دعوت از من

تصمیم اینکه فیلم رو ببینم یا نه رو به من واگذار کرد

آفرین به تو

می‌تونم قبول نکنم

اما اونوقت تمام مقدمات اولیه‌ای که تا حالا انجام دادم پوچ و بی‌معنی می‌شه

این همه زحمتی که بخاطر جعل جایزه و انداختنش توی صندوق پستی چیکا کشیدم

!خیلی‌خب

نقشه‌ام برای هدف گیری یکی از روزهای خالی کم یاب شیروگانه بی‌نتیجه می‌شه

خودداری عشق

و اگه الان درخواستش رو رد کنم

ممکنه شیروگانه دیگه هیچوقت !منو به هیچی دعوت نکنه

از نقطه نظر یه بانوی جوان، می‌گم نه !و به همچین انتخابی هم نه می‌گم

خودداری عشق

...آره، خب

نمی‌تونم همچین داستان‌هایی رو باور کنم

...پس اگه قراره بریم

ازت میخوام که حداقل با اشتیاق بیشتری منو دعوت کنی

یک مهارت مذاکره‌ای در خانواده‌ی شینومیا که از پدر به فرزند منتقل شده

گفته میشه که این حالت چهره و صدای محاسبه شده حتی قلب‌های خدایان رو نیز به تپش درمیاره

در حقیقت، افکار شیروگانه هم در آشفتگی به سر می‌برد

خب، به گمونم این وظیفه‌ی مردهاست که از خانم‌ها دعوت کنن

!این فکر به ذهنش خطور کرد

!البته، شینومیا اجازه نداد این فرصت از دستش بره

!اون بدون لحظه‌ای درنگ ادامه داد

خودداری عشق

منم توی سنی هستم که دلم می‌خواد یه خورده عشق رو تجربه کنم

این نبرد افکار بیشتر شبیه یه معمای شطرنج شده بود

شینومیا کاملاً شیروگانه رو گیر انداخته بود و اونم به دنبال فرصتی بود که اوضاع رو تغییر بده

مغزهای این دو اعجوبه در رقابت بودن تا دو قدم جلوتر از همدیگه باشن

همینطور که با همدیگه برخورد می‌کردن، چرخ‌دنده‌های مغزشون !سریع‌تر از هر ذهن معمولی دیگه‌ای کار می‌کرد

کاگویا دفاعش رو محکم‌تر کرد

!شیروگانه به دنبالِ پیشرفتی غیرمنتظره

هردوشون به فرضیه‌ای رسیده بودن !که به این ماجرا خاتمه می‌داد

هرکی که اول فرضیه‌اش رو کامل کنه !برنده خواهد بود

اگه از داستان‌های عاشقانه خوشتون نمیاد ...می‌تونید با این بلیط‌ها

برید فیلم "پرنده کوچولوی توتوری" رو ببینید

نظریه‌ی هرج و مرج

اظهار نظرِ پیش بینی نشده‌ی منشی فوجیوارا

عنصر هرج و مرج رو به نظریه‌هایی که تقريباً کامل بودن، اضافه کرد

تنها یک عنصر بود، اما مثل بیگ بنگ هرج و مرجش میزان احتمالات رو افزایش داد

به منظور پردازش و بررسی این انتخاب‌های بسیار گسترده

مشکلی پیش اومده؟

چرخ‌دنده‌های مغزشون حتی سریع‌تر می‌چرخید !فراتر از محدودیت‌شون

شکر

!در نتیجه، مغزشون به مقدار زیادی شکر احتیاج پیدا کرد

تنها شکرِ موجود در دفتر شورای دانش آموزی توی یه نون بخارپز شده بود

بنابراین، هرکی اول نون بخارپز شده رو بدست بیاره !برنده خواهد شد

کلاس‌های بعد از ظهر دارن شروع می‌شن

خب، بعد از مدرسه دوباره می‌بینمتون

نبردی پیچیده و عاشقانه بین مغزها بود

با در خطر قرار گرفتن هوش و غرور این دو نابغه

تکرار می‌کنم، نبردی پیچیده و عاشقانه بین مغزها

با در خطر قرار گرفتن هوش و غرور این دو نابغه بود

ها؟

اوه

وای خدای من

یه نامه عاشقانه؟

آره

طرف اینقدر مشتاق بود که حتی منو برای شام دعوت کرد

به عبارت دیگه، اون تو رو به یه قرار دعوت کرد؟

یه نامه عاشقانه برای شینومیا؟

بعضی از پسرا واقعاً عشق چشم‌شون رو کور کرده

داریم راجع به شینومیایی حرف می‌زنیم که معمولاً وقتش رو با نگاه کردن به من می‌گذرونه

این دوست‌مون می‌دونه که هر پسر دیگه‌ای غیر از من در حوالی اینجاست

فقط به عنوان یه علف سخنگو به حساب میاد؟

آقای علف

!سلام

امکان نداره شینومیا قبول کنه

قصد داری بری سر قرار؟

البته

!تَق

اون کسیه که شجاعت به خرج داده تا یه نامه‌ی عاشقانه پُرشور برام بنویسه

مطمئنم که ازش خوشم میاد

!شعر نگو

فکر می‌کنی من میذارم همچین اتفاقی بیوفته؟

!یه جوری باید جلوی شینومیا رو بگیرم

!با هیچ مرد دیگه‌ای غیر از من سر قرار نمیری

چی شده؟

وای من. احتمال اینکه یه نفر دیگه منو ازت دور کنه اینقدر برات ناخوشاینده؟

.آخی، نازی

More Farsi Persian subtitles for Kaguya-sama: Love Is War

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left