Ride the High Country

Ride the High Country

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Ride the High Country 1962 WAC 1080p BluRay x265 HEVC FLAC-SARTRE
Ride the High Country 1962 1080p BluRay FLAC x264-HANDJOB
Ride the High Country 1962 720p BluRay AAC2 0 x264-VietHD
Ride the High Country 1962 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
ความคิดเห็นโดย SubAvaliHa
💬 «t.me/SUB2SRT تبدیل و ویرایش زیرنویس ساب به اس‌آرتی»

แท็ก

bluray
เผยแพร่เมื่อ: 2024-05-14
ดาวน์โหลด: 64
ผู้พิการทางการได้ยิน: No
FPS: 23.976

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫یالا بچه‌ها، توی خیابون نیاین ‫یالا بچه‌ها، برگردین سر جاتون

‫هی، تو برو ببینم

‫از جاده برو بیرون

‫از جاده برو بیرون

‫برو ببینم

‫از سر راه برو کنار پیرمرد نمی‌شنوی؟

‫نمی‌بینی توی راه هستی؟ برو ببینم

‫- خیلی‌خب از جاده برو بیرون -

‫مواظب باش پیرمرد

‫تو اسب خوبی داری ولی زیاد عالی نیست ‫اون پول رو بده من

‫دارم میفهمم که این ‫مسابقه‌ها چندان خوب نیستند

‫اون حیوون تو هیچوقت نمی‌بازه

‫- تو فرصت داشتی ‫- خب بذار بگم که من یه بازنده فقیرم

‫پس اگه این دلار رو میخوای...

‫باید بیای اینجا و خودت بگیریش، آقا پسر

‫همه بیاین این طرف همه بیاین

‫بیاین اینجا و شانس خودتون رو امتحان کنید همگی خوش اومدین

‫بیاین و بچه اورگان رو ببینید

‫همه بیاین این طرف همه بیاین

‫بیاین و با بچه اورگان معروف مسابقه تیراندازی بدین

‫آخرین رام‌کننده شهرهای غربی

‫جیب‌هاتون رو پر کنید ‫و قهرمان خانواده‌تون بشین. همگی خوش اومدین

‫بیا بالا. شانس خودت رو امتحان کن تو فقط باید اون بشقاب‌ها رو بزنی و بعدش پول جایزه می‌گیری

‫- اینقدر حرف نزن و اون رو بچرخون زرد رو بزنی یه دلار گیرت میاد -

‫تیراندازی مقابل تو مثل مسابقه دادن با یه دختر بچه‌ست

‫می‌خوای دوباره امتحان کنی؟

‫آقا من میتونم یه شرط ده سنتی ببندم؟

‫یه سکه ده سنتی؟ شما قمارباز بی‌ملاحظه‌ای هستین

‫خب، من زیاد مطمئن نیستم که بتونم یه هدف گردان رو بدون ساچمه درشت بزنم

‫من قبلاً کارم با تفنگ شکاری خیلی بود

‫ اما اون برای زمانی بود که یه پرنده ‫زیاد دور نبود یا زیاد سریع پرواز نمی‌کرد

‫این بشقاب‌ها رو من نمی‌دونم چطور میتونی بزنی

‫خب کار من تمومه

‫- حالت چطوره، گیل؟ زیاد شکایتی ندارم -

‫چقدر گذشته؟ ‫خدای من، اصلا دوست ندارم بگم

‫مدت تقریباً زیادی بوده

‫تمام این سال‌ها کجا بودی؟

‫اینجا و اونجا ‫واسه خودت شرکتی زدی

‫خب، استیو از تمیز کردن گاو‌ها آسون‌تره

‫ و هر وقت توی مشروب فروشی میرم یه مشروب مجانی گیرم میاد

‫متعجب نمیشی ‫اگه بهت بگم که ‫به بچه اورگان همه...

‫از زن و مرد و پیر و جوون از اینجا تا پوکوتلو حسادت میکنن؟

‫خب، چرا که نه؟ ‫همه این بدبخت‌ها دارن زجر میکشن

‫بگو ببینم، گیل، دسته اوماها کی بودن؟ به نظر نمی‌رسه که بتونم اون‌ها رو جمع کنم

‫فلگ استف، مونتری، ‌هاندو یادمه کجاها کار می‌کردیم

‫داج سیتی و ویچیتا ‫تو با پسرهای ارپ فرار کردی، گیل؟

‫تو باید اغراق کنی این بخشی از بازیه

‫زیاد شبیه بازی هم نیست ‫حتی یه مرد کور نمی‌تونه استفاده از ساچمه درشت رو فراموش کنه

‫حتماً مسئله‌ای مهمی‌ پیش اومده که اومدی اینجا

‫به نظر میرسه مدت زیادی هست که داری سواری می‌کنی اما به جایی نرسیدی

‫شغل

‫منظوت اینه که هنوز هستی؟ مارشال فدرال؟

‫نه، برای بانک کار میکنم

‫تو، نگهبان بانکی؟

‫من قراره از معدن اونجا به بانک اینجا ‫طلا منتقل کنم

‫شمش طلا، با ارزش ۲۵۰ هزار دلار اونطور که توی نامه نوشته

‫یعنی ربع میلیون دلار

‫و میتونم از کمک کسی استفاده کنم تو می‌تونی کسی رو پیشنهاد کنی؟

‫- بهش فکر میکنم ‫- این کار رو میکنی، درسته؟

‫- و بهم خبر بده حتما استیو، حتماً -

‫فکر می‌کنی الان چیکار کنیم؟

‫میریم مشروب می‌خوریم، پسر و فقط هم بهترینش رو

‫حدوداً ۲۵۰ هزار دلار می‌ارزه

‫- می‌خواستم آقای سامسون رو ببینم ‫- سرش شلوغه

‫میشه بهش بگین من آقای جاد هستم ‫استیون جاد

‫یه دقیقه صبر کنید

‫ببخشید قربان

‫آقای جاد

‫بگو بیاد داخل، ابنر

‫آقای سامسون شما رو می‌بینن

‫ممنون

‫حالتون چطوره آقای جاد؟

‫من لوتر سامسون هستم و این پسرمه، ابنر

‫- اون معاون منه ‫- خوشحالم از دیدن‌تون آقای جاد

‫خب، بهتره بگم آقای جاد ‫من انتظار یه آدم خیلی جوون‌تر رو داشتم

‫- خب من قبلاً جوون بودم. همه اینطور بودیم ‫- بله، بله، البته

‫آقای جاد، ما با اعتبار شما آشنایی کامل داریم

‫اما اون مربوط به سال‌ها پیش می‌شده و ما داریم درباره الان حرف می‌زنیم، نه گذشته

‫مشکل چیه؟

‫اعتصاب "کورس گولد" روی قله کوه‌های "سیراس" هست

‫فقط یه راه هست از یه جا رفت و آمد انجام میشه

‫شش معدن‌کار زمانی که می‌خواستن طلاشون رو به ما برسونن کشته شدن

‫شش معدن‌کار کشته شدن و مورد سرقت قرار گرفتن، آقای جاد

‫چند هفته پیش ما درخواست یه مارشال دادیم اما هیچ اتفاقی نیفتاد

‫تنها مقام قانونی که اینجاست همیشه اینقدر مست‌ـه که راه نمی‌تونه بره

‫کسی که می‌فرستیم باید ‫کاملاً قابل اعتماد باشه، یا بهتره بگم درستکار باشه

‫ما داریم حرف از طلا می‌زنیم، آقای جاد ‫با ارزش ۲۰ هزار دلار

‫بیست هزار؟

‫چرا توی نامه گفته بودین ۲۵۰ هزار دلار

‫اولین تخمین ما ‫کاملاً خوشبینانه بود

‫اعتصاب معدن طلا نیست ‫اما سودبخش‌ـه. آهسته و پیوسته

‫و ما میخوایم سهم‌مون رو بگیریم روزهای جویندگان طلا به پایان رسیده

‫و روزهای بازرگانان استوار آغاز شده

‫دستمزد معمول من روزی ۲۰ دلاره ‫من مجبورم روزی ٤۰ دلار از شما بگیرم

‫- روزی چهل دلار؟ برای چی؟ -

‫برای دو تا آدم اضافی. من نمی‌خوام چهار روز رو بی‌خوابی بکشم

‫- سوال اینه که... ‫- سوال اینه که می‌تونم این کار رو بکنم؟

‫من با حرف زدن نمی‌تونم جواب بدم فقط با عمل می‌تونم جواب بدم

‫اگه شما دو تا میخواین درباره‌ش حرف بزنید بفرمایید، من قرارداد رو می‌خونم

‫خب فکر کنم این خوب باشه

‫- خصوصی، اگه مشکلی نداره ...خب -

‫ شما برید اونجا

‫خب قرارداد خوبه ‫من چطور؟ تردیدی هست؟

‫اگه نه، که امضاش کنم

‫خب فکر کنم مشکلی نیست

‫اون پیرمرد "استیو جاد"ـه؟ زیاد شبیه‌ش نیست

‫پسر، من برای شش سال ‫با اون پیرمرد یه ستاره روی لباسم بود

‫در اکثر مواقع من معاونش بودم یه بار هم اون معاون من بود

‫هیچوقت اون رو دست کم نگیر

‫فقط فکر نمی‌کنم اون دردسری درست کنه ‫همین

‫امیدوارم حق با تو باشه پسر واقعاً امیدوارم حق با تو باشه

‫تو با دهن بسته‌ت نشون میدی که چقدر آدم جذابی هستی

‫- سلام آقای وستروم عصر بخیر، عزیزم -

‫سلام هک

‫- بس کن ‫- مگه چیکار کردم؟

‫مهم نیست که چیکار کردی این کار رو اینجا نکن

‫- میشه یک ساعت دیگه بیام دنبالت؟ ‫- فکر کنم

‫خیلی بده، چون هک نمی‌تونه بیاد

‫- چرا نه؟ ‫- چون اگه من نتونم، تو هم نمی‌ری

‫- هنوز رکوردها رو نگه می‌داری، نه؟ تو که من رو میشناسی. نمی‌تونم ترک عادت کنم -

‫یکی دیگه هست که میخواد تو رو بشناسه شریکم، هک لانگتری

‫باورت نمیشه چطور ‫تو رو تحسین می‌کنه

‫- حالت چطوره؟ سلام -

‫بشینید

‫داری پیر شدنت رو نشون میدی، نه؟

‫دخالت در زندگی عشقی یه مرد جوان

‫اون چیزهای مهم‌تری توی دهنش هست. مگه نه؟

‫مگه نه؟ ‫بله آقا و منم همینطور

‫داشتم درباره مشکلت فکر می‌کردم شاید بتونم نصفش رو حل کنم و شاید همه‌ش رو

‫من یکی رو میشناسم ...که اشتیاق خیلی زیادی

‫ برای این جور کارهای قدیمی ‌شده داره

‫به نظر من یه آدم باید خیلی در مضیقه باشه ‫که بخواد زندگیش رو برای روزی ۱۰ دلار به خطر بندازه

‫روزی ده دلار؟

‫در مضیقه نه فقط خسته

‫خسته از مسابقه تیراندازی با آدم‌های دهاتی برای سکه‌های ده سنتی و پنج سنتی و گرفتن مشروب مجانی که باهاش به خواب برم

‫رفیقم هم همین فکر رو می‌کنه

‫- مگه نه؟ آره -

‫- فکر کنم دلم بخواد یه پسر بچه رو کار بگیرم پسر بچه، منظورت چیه؟ -

‫استیو، این پسر معامله خیلی خوبیه

‫- نمی‌تونه زیاد چیزی توی چنته داشته باشه همین جا رو اشتباه می‌کنی -

‫اون سه ساله که داره با من کار می‌کنه

‫قشنگه

‫خیلی بده که نمی‌تونه تمیز نگه‌ش داره

‫بچه‌های این دور و زمونه نه غروری دارن، نه عزت نفسی

‫چیز با ارزشی ندارن

‫- خب تو امروز توی اون مسابقه شرکت کردی اون مسابقه چه ربطی به این داره؟ -

‫خب با اون فاصله، هیچ اسبی توی دنیا نمی‌تونه شتر رو شکست بده

‫داری میگی من متقلبم؟

‫خب اگه اون نگه، من میگم

‫برو حسابشون رو برس ‫داری کارت رو خوب انجام میدی

‫- نظرت چیه استیو؟ به نظر من اون عالیه -

‫اون کارش رو میتونه خوب انجام بده

‫مشکل چیه رفیق؟ ‫روماتسیم‌ت تو رو اذیت می‌کنه؟

‫من عادت دارم با مغزم کار کنم ‫نه با پشتم

‫فکر میکنی میتونی اون رو قانع کنی؟ بالاخره راضی میشه

‫من میگم به جای اینکه از سه طرف پخش بشیم به دو طرف بریم

‫بچه، تو چیزهای زیادی رو باید یاد بگیری

‫- عصر بخیر عصر بخیر -

‫من جاشا نودسن هستم

‫ایشون گیل وستروم و ایشون هم هک لانگتری هستن

‫اسم من جاد ـه استیون جاد

‫- اسمت رو شنیدم ‫- ما داریم به "کورس گولد" می‌ریم

‫فکر می‌کنید می‌تونید ما رو برای شب نگه دارین؟

‫من اتاقی توی خونه ندارم ‫اما مخالفتی با موندن شما توی اصطبل نیست

‫ممنون آقا. اگه برامون چند تا تخم مرغ هم بیارین هزینه‌ش رو روی چشم میذاریم

‫خب یکی می‌تونید داشته باشید چون پاداش خدا فروشی نیست

‫بقیه‌ش رو هر کدوم یه دلار میدم هر کدوم یه دلار؟

‫مگه اون مرغ‌های پاکوتاه چه تخمی ‌میذارن؟

‫رفتار سبک مثل یه زمین خشک در یه جای حاصلخیز می‌مونه

‫دخترم، السا

‫- حالتون چطوره؟ ‫- خوشحالم از دیدنتون

‫- همچنین من برو شام رو آماده کن -

‫و اون لباس رو هم عوض کن عوض کنم؟ چرا؟

‫به همون دلیل خوبی که بهت گفتم شنیدی چی گفتم؟

‫- به نظر من که لباس خیلی قشنگیه ‫- ممنون

‫اسب‌هاتون رو اونجا توی آغل بذارین

‫شام تا یک ساعت دیگه آماده میشه ...بدون هزینه. پاداش خدا

‫- فروشی نیست ممنون آقا -

‫فکر اون زمانی که اینجا هدر میشه رو بکنید

‫همونطور که معروفه ‫طلا جاییه که تو پیداش میکنی

‫و اگه مال تو نیست، طمع نکن

‫نگران نباش ‫شاید پاداش خدا فروشی نباشه

‫اما پاداش شیطان هست ‫اگه بتونی قیمتش رو بپردازی

‫غرور با شرمندگی همراه است و فروتنی با خرد

‫حقایق زیادی در اون کلمات هست، هک

‫آره؟

‫- آره شام آماده‌ست -

‫آقایون

‫خداوند بزرگ، از تو برای غذایی که روی این میز است تشکر می‌کنیم

‫به فرزندان بیاموز که ‫که برای خوبی‌هایت قدرشناس باشند

‫ که در راه تو قدم بردارند

‫ به این امید ‫که به خشم و کینه تو گرفتار نشوند

‫ما رو مورد رحمت خود قرار بده و این‌ها مهمانان ما هستند

‫ و آن‌ها را به خاطر ‫اهداف دونی که به اینجا کشانده ببخش

‫آمین

‫ممنون که از طرف ما دعا خوندین اما قضیه این اهداف دون چیه؟

‫شما دارین به "کورس گولد" میرین ‫هر کسی اونجا میره فقط یه دلیل داره

‫که طلا داد و ستد کنه

‫که داشتن اون برابر با زندگی با ترس و غمه

‫اما ما داد و ستد نمی‌کنیم آقا فقط می‌خوایم انتقال بدیم

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left