200 บรรทัดแรก
.:: قسمت بیست و پنجم ::.
چیزی که تو دادگاه گفتین حقیقت داره؟
تا الان داشتی دروغ میگفتی؟
کی بوده که آیندهات رو تضمین کرده؟
لطفاً چیزی بگو
معمولاً مواد مصرف میکنی؟
کی بهت گفت سوگند دروغ بخوری؟
معمولاً مواد استفاده میکنی؟
راه رو باز کنید. برید کنار
چرا شهادتت رو تغییر دادی؟
چرا الان اینکارو کردی؟
فراموش کرده بودم اونایی که ...آیندهام رو تضمین کردن
افراد قدرتمند نیستن، بلکه طرفدارامن که ازم حمایت میکنن
وقتی فهمیدم، به خودم اومدم
متأسفم
خیلی متأسفم. چیز بیشتری ندارم بگم
اون طرفدار مرده؟
بله - چه رابطهای باهاش دارین؟ -
منم طرفدارشم
عذر میخوام
وقتی تحقیقات تموم شد همه چیز رو رسانهای میکنم
اونم سلبریتیه؟
اونم سلبریتیه؟
خوانندهست؟ - لطفاً بهمون بگین -
!پارک هِنا
!براوو
!حرف ندارین
بسه دیگه مدال طلا رو که نبردم
فکر میکنم استرسی که داشتم به کل دود شده رفته
...دوستام دائماً به خاطر
اینکه دادگاه رو کش میدادین
و اینکه طرف شما رو میگفتم شاکی بودن
میگفتن به خاطر اینکه سلبریتیه سرتون رو به باد میدین
و کلی چرت و پرت دیگه
میدونین زمینه کاری چطوریه بسته به کاری که میکنین
بزرگت میکنن یا تو منجلاب میاندازنت
سلام
این همون محاکمهای بود که اصرار داشتی تمومش کنی؟
بله
خیله خب. تصمیم درستی گرفتی
کاری نکردم
چرا، کاری بود. حتی الانم، کار راحتی نیست
همیشه برای اینکه عدالت رو به مرحله اجرا ...در بیارم ار وجدانم و قانون طبعیت کردم
کافیه دیگه
چرا حالا که استعفا دادی حرف عدالت رو پیش کشیدی؟
استعفا دادم"؟"
میتونستی بسپریش به من
یکشنبه اومدی و گذاشتیش رو میزم
میدونم مدام بهت میگفتم استعفا بده
اما بعد از کاری که کردی عجیبه
لباسم رو بهت دادم
اما حس میکنم بهم جفتک انداختی
فرستادمش بالا
پس تا دو هفته دیگه جوابش میآد
...من... استعفا
...هرکاری میتونستم
برای پایان دادن به کمیته انضباطیت کردم
نمیخوایم وجهه یکی از افراد خانوادهمون رو نابود کنیم
میدونم. میدونم چه حسی داری
اینکه از قضاوت کنار گذاشته بشی راحت نیست همه بعدش تا حدی پشیمون میشن
...پرونده جدیدی دستت نگیر
و اونایی که روشون کار میکنی رو تموم کن
...باید یه سفری بری
و وقتی برگشتی دفتر حقوقی بزنی
ممکنه نتونم کمک چندانی بهت بکنم اما هر کاری از دستم بر بیاد میکنم
سواون، میتونم باهات حرف بزنم؟
بله
بله؟
به جای کار اینجا بریم یه جای دیگه؟
ببخشید؟
کجا؟ - ناهار بخوریم -
تازه ساعت یازدهست
هیچوقت کلاسات رو نپیچوندی، نه؟
بله - من همیشه جیم میزدم -
بیا بریم
!بریـــــــــــــم
این چیه؟
میخواستم برات غذای رویایی در یه جای رویایی بخرم
همیشه میخواستم همچینکاری کنم
میتونم آفتاب بگیرم و مردم رو ببینم
و طوری حرف بزنم انگار دنیا زیر پامونه
یهوقت دیگه هم میتونستیم اینکاو کنیم
هر وقت بخوایم میتونیم اینطوری ناهار بخوریم
اینطوری نه. واقعاً میخوام از وقتی که دارم برای استراحت استفاده کنم
تا حالا وقت اینجور کارا رو نداشتم
وقتی اون اتفاق برای خواهرم افتاد سال اول دانشگاهش بود
من دبیرستانی بودم
بعد از ناپدید شدن خواهرم
رشتهام رو عوض کردم و اومدم سراغ حقوق
میخواستم دوباره پای میز محاکمه بکشونمش
میخواستم خواهرم رو از مخفیگاهش بکشم بیرون
برای همین وقتی برای خودم نداشتم
هروقت یکم وقت داشتم مجبور بودم درس بخونم
قاتل شدن خیلی راحتتر بود
احتمالاً
چیز دیگهای غیر از گذر روزها نمیدیدم
...اما، امروز فرق داشت
به لطف شما - یکم صبر کن -
همه چیز همونطوری میشه که میخوای
خواهرت رو پیدا میکنی و اون مجرم رو مجازات
از درد ورنج خلاص میشی
و این باز میشه
اینطوری میشه، نه؟
مسلماً
اما
حتی اگرم طول بکشه قاضی باش. باشه؟
قضات قویترین حلقه رو دارن
منم همینو میخوام
وقتی به اونجا برسم
شما قاضی ارشد شدین
و منم نهایت تلاشم رو میکنم معاونتون بشم
مطمئنم کلی کار سرم میریزین
و هر روز تا نصف شب کار میکنم
...و به خاطر زیاد کار کردنم سرزنشم میکنین
و میگین هر چقدرم بهم بدن نباید به خاطرش خودم رو بکشم
میکشونینم بیرون و تا صبح با هم مینوشیم
و خواهرم بهم زنگ میزنه و میپرسه کی میآم خونه
...چرا و برای چی
انقدر خوشگل میبینی؟ بعدش میخوای چکار کنی؟
...وقتی یک دفعهای همچین چیزی پیش میکشین
میشه یه بار دیگه بگین؟
نمیخوام - چرا؟ -
همون موقع باید خوب گوشات رو باز میکردی
بریم
باشه. باید برگردیم سر کار
نه، میریم خوش بگذرونیم
کار چی؟
بیا برای آخرین بار خوش بگذرونیم
!بفرما
کشتمش
محاصره شدم. چکار کنم؟
چیه؟ چیه؟
سواون. چیزی نیست - بله؟ -
بلند شو
درش میآرم
تو خوبی
خانم سونگ - بله؟ -
توبیخ نشدم. قاضی حالشون خوبه
همیشه طرف شمام آقای جو
و چیزی که بهم داده بودین... برش میگردونم
بفرمایید
مو داره - چی؟ -
اینجا هم هست
خانم پارک، خواننده اسبق که ...به دلیل استفاده از مواد مخدر
به دادگاه احضار شده بود
در آخرین دادگاه خود از دست داشتن وارث گروه تجاری
وارث گروه علوم پزشکی و پسر سیاستمدار در این پرونده نام برد
و این پردهبرداری مردم را در بهت فرو برد
او اعلام داشت جشن موادی برپا شده بود
...قاضی این پرونده اعلام کرد
اسمی از این افراد در دادگاههای قبلی اعلام نشده است
بله، مدیر
چشم
این چیه؟
بازش کن
کارت هدیهان
مدیر ارشد دادن. براشون پیام تشکر بفرستید
حقوقمه؟
به خاطر چیزیه که به دست آوردی - چرا اینکارو باهام میکنین؟ -
به خاطر غیبتت کلی ازمون شاکی شدن
چون رسانههای دیگه رو" نقد کرده اخراجش کردی"؟
"دادخواستم رو به خانه آبی* فرستادم"
تهدید کردن چیزهایی که برای رئیس جمهور فرستاده شده رو علنی میکنن
رئیس جمهور هر روز زنگ میزنه
این افراد کیان؟ چرا انقدر یک دندهان؟
برای همینه؟
...فکر نکم به خاطر شکایتهای اینترنتی که
داشتیم دوباره برگشتی سر کارت
برگردوندیمت تا اینترنت رو به دست بگیریم
بله
فهمیدی الان چی گفتم؟
حالا، بینندهها میخوان تو رو ببینن، نه اخبار رو
برگردوندیمت سر کارت چون پول سازی برامون
ماهیت کار همینه
منو میخواین تا کارتون راه بیفته، نه؟
اگه نمیتونی، درش بیار
هی، این آزار جنسی نبود
وقتی گفتم درش بیار
...استعاره بود. الان بخشی از شرکتی، پس
بازم باید توضیح بدم؟
میرم پول در بیارم
بزرگترین مؤسسه حقوقی کره اودیانگ عزیز
بهترین وکیل، او سانگچولی که اونجا نشسته
و اعضاء گرانقدر تیمش
واقعاٌ دوستت دارم
چی شد؟
اینا دیگه چه کوفتیه؟
کاری کردم که ناراحتت کنه؟
رفتارم به قدر کافی باهات خوب نبوده؟
و تو. خوب گوش کن
نمیخوام ازم بازجویی شه. نه، امکان نداره
...از تمام قدرتم استفاده میکنم
...میندازمت جایی که عرب نی انداخت
بعدشم از کار بیکارت میکنم
آقای اوه، چیزی نداری بگی؟
فکر میکنم به خاطر پسر بیمهارتم اوضاع بهم ریخت
چرا خصوصی حرفامون رو نزنیم؟ - !کمکت رو نمیخوام -
جرئت دارین خواب کار اوسونگ گروپ رو ببینین
این مسئلهایه بین من و پدرت
مدیر لی
No comments yet. Be the first to leave one.