187 บรรทัดแรก
تندتر !
آلکس
من دیرتر میام، تیری
اجبار
تورین ایتالیا
خوش آمدید خانم فقط یک لحظه صبر کنید
من خودم رو به غریبه های کامل عرضه کردم
هر جلوگیری هر مقاربتی
هر نفسی .. سخت تر از قبلی بود
وقتی چشمان خودم رو باز کردم روح خودم رو دیدم که از زنده ها دور شده بود
نگاه خیره عاشق خودم رو خطرناک و هیجان انگیز یافتم
اخطار که دارم به عمق کشیده میشم
برای دوئل کردن .. و برای همیشه توهم نبود ..
ناگهان غیر قابل تحمل شده بود
من متوجه شدم ..
درد و لذت را فقط روی سطح میشه پیدا کرد
اما عشق از بین تمام اون ها رد میشه
اون عشق رو نمیشناخت
و من مصمم بودم اونو پیدا کنم
ممنونم
تبریک میگم، شگفت انگیز بود ممنون
براوو، تبریک میگم اوه ، ممنونم .. منو ببخشید
بسیار لذت بردم .. کتاب شگفت انگیزی بود ممنون .. ممنونم
واقعاً خودت هستی
امیدوار بودم این در تخیلات من باشه
مثل یک روح از کتاب خودت
برای چی به ایتالیا اومدی ؟
فکر کردم تو منو دعوت کردی
من کتاب تو رو خوندم
خیلی خوب بود
البته، تو بیشتر اونا رو به طرز متفاوتی به خاطر داری
نقش خودت رو دوست نداشتی ؟ من دوست ندارم نقش آدم بده رو بازی کنم
نوشته بودی من عاشقت نبودم
تو چی میخوای ؟
باید میدیدمت حالا دیدی
دلت برام تنگ شده بود ؟
ما کنار هم منزجر کننده بودیم
ما کنار هم بی نقص بودیم
شاید یه کمی مشکل داشتیم
من دارم میرم به ویلا میخوام به من ملحق بشی
میری به ویلا ؟ واقعاً ؟
امکان نداره چند نفر هستن که باید باهاشون آشنا بشی
من باید تا سه شنبه در رم باشم
مشکلی نیست
تیری و من آخر هفته میریم به پاریس
کنار من بیشتر بهت خوش میگذره بهت قول میدم
یک هدیه برای امشب
میدونم عاشق اون تئاتر هستی
یک ماشین میفرستم دنبالت
فقط اگر لازم بشه
سیدی، تو تنهایی اینجا چیکار میکنی ؟
بزار یه سوال ازت بپرسم
اگر مثل اون باهات رفتار کنم بیشتر عاشقم میشی ؟
درست مثل یک فاحشه ؟
اوه، پس تو میری
سیدی، صبر کن
سیدی دیگه لازم نیست خودت رو شکنجه کنی
بزار تو رو درمان کنم من شکسته نشدم !
بدون من تو کاملاً تنها هستی
خوب، گفتی دقیقاً کی باید در پاریس باشی ؟
شروع نکن
بیا بریم بهشون سلام کنیم
اجرای فوق العاده ای بود ممنونم آقای زار
میخواستم دوست خودم سیدی گلس رو معرفی کنم سیدی، فرانچسکا
اون در یک تور کتاب هست و سعی دارم قانعش کنم با من به ویلا بیاد
تو برنامه های بهتری داری ؟ در واقع کمی پیچیده ست
و وسایل من در هتل هستن پس الان میتونم برم اونجا
میتونم یه راننده بفرستم اونا رو بیاره تو فکر همه چی رو کردی ، مگه نه ؟
بهانه های تو داره تموم میشه
اگر تو بری من هم میرم
برای همه جا هست
ممنونم میرم وسایلم رو جمع کنم
میدونستم با من میای
برنامه های رمانتیک تو رو خراب کردم ؟
من قرار نیست با تو بخوابم
خوب به افتخار شروع های دوباره
به افتخار داستان جدید برای کتاب بعدی من
مهمان نواز هستن !
نه واقعاً .. مردم اینجا اعتقاد دارن تمام منطقه با یک جادوی سیاه طلسم شده
به این اشاره نکردم که به گناهان کاتولیک اعتقاد دارن
واقعاً ترکیب مرگباریه به نظر خیلی خسته کننده ست
تعداد زیادی تونل زیر شهر هست برای فرار بیگناهان !
خوب این به دردمون میخوره، مگه نه ؟
خوب، هنوز میتونیم از اونا برای دور شدن از تو استفاده کنیم
بعضی ها میگن اونا به دروازه جهنم میرسن
خدای من
اینجا زیباست
اینجا متعلق به کیه ؟
شرکای تجاری من
نمیدونستم دوبار میتونی خودت رو بفروشی
خوب اونا آلمانی هستن زیاد فضول نیستن
خوب تبریک میگم، بالاخره به چیزی که میخواستی رسیدی
نه همه چیز
وای !
چرا شما دو تا یه چرخی نمیزنید و میناس چمدون های شما رو میبره داخل اتاق
اوه
سیدی ؟
سیدی ؟
تو به گناهان خودت اعتراف کردی ؟
از این طرف !
هی ! دنبالم بیا
تو میخوای یک بازیگر بشی ؟
نه من میخوام یک ستاره در آمریکا باشم
من اجرای خودم رو به چند جا فرستادم اما .. باید آشنا داشته باشی
چی فرستادی ؟
مونولوگ هایی که خودم نوشتم
میتونی یکی از اونا رو بهم نشون بدی ؟
بله باشه
صبر کن صبر کن
شب گذشته من گریستم
گریستم چون پروسه ای که ..
توسط اون یک زن شدم .. دردناک بود
من گریستم به خاطر اینکه ..
چشمان من به واقعیت باز شدن
من گریستم چون دیکه نمیتونستم باور کنم
و من عاشق این هستم که باور کنم
میتونم ببینم که شما منو درک میکنید و ..
و من میترسم
ترسی در وجودم هست از اینکه یک نفر دیگه مثل خودم رو پیدا کنم
و علاقه زیادی به پیدا کردنش دارم
من خشمگین هستم، گمراه شدم نابود شدم، آتش گرفتم
خطرناک هستم
درد چیزیه که باید کنترلش کنی نه اینکه بهش میدان بدی
ممنون که اینو بهم نشون دادی
افلاک نماها یه کمی زیاد هستن بله ؟ تو لاک پشت ها رو دیدی ؟
ممنون
آسپرین ؟
کمی قوی تر
به سلامتی
خیلی زیباست
یادم میاد وقتی جوان بودم به ویلای خانواده خودمون میرفتیم
اما ویلای ما کمی بزرگ تر بود
چی ؟ آره
نه نه نگران نباش
من هیچ وقت همچین چیزی ندیدم
اوه ..
اون ویلا که در فرانسه دیدیم یادت میاد ؟
اونجا زیبا بود بله، همینطوره
بعد برگشتیم به پاریس
آره
اوه .. چه اتفاقی داره میفته ؟
این اتاق ..
مشکل داره این اتاق یه مشکلی داره
آلکس ؟
اون چی بود ؟
خوب .. فکر میکردم بهتر از پسش برمیاد
آب پرتقالی چیزی داری حالشو جا بیاره ؟ آره، در آشپزخانه در زیرزمین
میتونی مراقبش باشی ؟ باید آروم باشی
خیلی خب بیا از روی اون صندلی بلندت کنیم
بزارید کمکتون کنم
تو اینجا چیکار میکنی ؟ تو به کمک نیاز داری، مگه نه ؟
کمکم کنید !
کمکم کنید !
تندتر !
به اندازه همیشه خطرناک هستی
سیدی
کجایی ؟
اینجایی
حالت خوبه ؟ نه، خیلی طولش دادی
گم شده بودم
بیا عزیزم به من ملحق شو
میبینم هردوتون بهتر شدید
بهتون خوش بگذره
سیدی ؟
مشکلی پیش اومده ؟
من در تورین یک نفر رو ترک کردم و فکر میکنم خیلی بیرحمانه بود
تو نمیخوای اینجا باشی ؟
نه، میخوام
در پاریس چه اتفاقی افتاد ؟
آلکس دوست داره بازی کنه
و من زیادی جدی گرفتم
حالت خوبه ؟
آره .. فقط دوباره یک جای عجیب و آلکس
چطور خوابیدی ؟ یک خواب خیلی واضح دیدم
شرط میبندم
بنوشیم
ممنون
من روی یک صحنه زیبا بودم
داشتم نمایشی رو اجرا میکردم که فقط برای من نوشته شده بود
حس میکردم انگار تمام دنیا دارن منو نگاه میکنن
من اونجا بودم ؟ البته
اون نمایشنامه رو تو نوشته بودی
به نظرم زیباست
شاید باهم بتونیم به جاهای بزرگی برسیم
میتونم ببوسمت ؟
بیا آروم تر امتحان کنیم
عاشقم باش
No comments yet. Be the first to leave one.