200 บรรทัดแรก
« آنچه گذشت »
امری داشتین؟
منتظر اتو فرانکم
اینجا نیست
باید بیشتر مراقب باشیم - دیگه آخه چهقدر مراقب؟ -
باید به افراد غذا بدیم
یه بار بهت گفتم دیگه تکرارش نمیکنم
نمیدونم آقای فرانک کجاست - سعی داره بترسونتت -
اون یه نازی هلندیه پس تو با یه نازی شراکت داشتی؟
اقداماتمون کافی نیست
تعدادی از ما در اینجا
با سیاستهای اشغالگران مخالفیم
دوست داریم بهمون ملحق شی - آره -
دارم کاری که تو میکنی رو انجام میدم
تو به خواسته آقای فرانک بله گفتی
منم به یکی دیگه
ما اداره ثبت احوال رو منفجر کردیم
متفقین در فرانسه فرود اومدن
همونطور شد که ملکه میگفت
قراره آزاد بشیم
یه حس بدی دارم، میپ
نمیتونم از شرش خلاص بشم
یه حفره سیاهی توی دلم دارم که بهم میگه این جنگ هیچوقت تموم نمیشه
تکون نخور
جُم نخور
[ این سریال بر اساس واقعیت است بعضی از حوادث، مکانها ]
[ و شخصیتها بهمنظور اهداف نمایشی خلق شده یا تغییر یافته است ]
« بارقه امید »
شکمت چهطوره؟
هیس
یادت باشه، مادر هم قبل مرگش درد شکم داشت
چیزی نیست، مثل اون نیست
از کجا میدونی اگه دکتر نمیری؟
میشه بذاری فکر کنم، لطفا؟
و چهطور انتظار داری بهتر بشه
اگه دنبال درمان کردنش نمیری؟
برم پیش دکتر، میگه مال استرسه
و درست میگه
نمیدونم چهطور این رو ادامه میدین
"تو و "دوستات
خب، بهم بگو چهطور متوقفش کنم
فقط برو پیش دکتر
اوه
هیچکدوم از اینها درستن؟
خدای من، الان دیرم میشه - باختی -
یادت باشه مامان همیشه چی میگفت
"اگه بازی رو ناتموم ول کنی بری" - اعلام شکست نمیکنم -
وقت ناهار برمیگردم
یه هیچی دست نزن
« مترجم: سینا اعظمیان » .:: Sina_z ::.
سلام، صبح بهخیر
ویکتور! ناهارت - همینالانش هم خیلی دیرم شده -
یه سوپرایز کوچیک هم توش برات گذاشتم
خودت میدونی که از غافلگیری خوشم نمیاد
هنوز داریم دعوا میکنیم؟
چون اگه میکنیم نمیگیریش - بستگی به خودت داره -
هنوز عصبانیای؟
تو چی؟ - نه -
الان فقط میخوام بدونم سوپرایزم چیه
دیدی از سوپرایز شدن خوشت میاد
فکر میکنم جر زنیه تقاضای بازی مجدد دارم
قطعا یه ترفند بدون تقلب بود
صبح بهخیر آقای کوگلر - صبح بهخیر -
صبح بهخیر
میدونی اون چرا نیومده؟ - چرا اومده -
کار خرید خوار و بار هم انجام داده
اوپکتا
سلام، یان
میپ توی آشپزخونهست، بذار من
باشه، اره
ظهر؟ باشه بهش میگم
خدافظی
یادم بنداز به یاد میپ بندازم ظهر با یان قرار ناهار داره
نیاز داری یکی یادت بندازه که یاد یکی بندازی؟
دست از سر بپ بردار
امروز یهکم شیر اضافه برای دوستامون کَف رفته
تقریبا داشتم سکته رو میزدم ولی آره کردم
چی توی پاکته؟
ناهارم
لوری گفت یه سوپرایز توش گذاشته
خدای من
این رو از کجا آورده؟
عمو زادهش تونست براش یهکم ارد بادام جور کنه
فکر کنم ازش استفاده کرده
این مال منه، فهمیدین؟
میذارمش توی یخچال ولی واس ماست
به میپ بگین، به خصوص میپ دست بهش نزنه
نیاز داری یادت بندازم یاد میپ بندازی
شیرینی ماکارونِ آقای کوگلر رو نخوره؟
خیلی پستی
قهوه آمادهست اگه کسی خواست چی اینقدر خندهدار بوده؟
کوگلر
آقای کوگلر؟ ناموسا؟
"کلی لغت قبل از "بامزه برای توصیفش توی ذهنم میاد
چهطوری رفتی اون پایین؟
خدای من تا بیاد این جنگ تموم بشه
قراره همهش این زیر لوبیا پیدا کنیم
تکون نخور
جُم نخور
کارت شناساییشون رو بگیر
یالا کارت شناساییتون رو نشون بدین
همه بشنین و آروم باشین
تو برو طبقه پایین و تو اون پایین رو بررسی کن
این کارا واسه چیه؟ - دهنت رو ببند -
کسی اون پشته؟
بله
آقای کوگلر، رئیس دفتر اونجاست
تکون نخورین
جیکتون در نیاد
صبح بهخیر چه خبر شده؟
خفهشو و بشین
مدارک - ...ندارم -
چی کار کنیم؟
گفت حرف نزنین - میدونن -
یا اومدن برای جستجو؟
...لطفا، کسی
ما به گشتن براشون ادامه میدیم
نمیتونیم همینجوری اینجا بشینیم
گفت همینجا بمونین - نه، باید بهشون هشدار بدیم -
باید بهشون بگم مخفی بشن
فقط جاشون رو بهم نشون بده - میپ، مستقیم میکشونیشون بهسمتشون -
نمیدونم چی شنیدین
ولی درمورد قایم شدن یهودیان اینجا چیزی نمیدونم
بهم دروغ نگو
تو اینجا رئیسی؟
هستم - چی کار کنیم؟ -
چی کار کنیم؟ - هیچی -
میدونیم اینجا یهودی قایم کردین
پس وانمود کردن هیچ فایدهای نداره
یه آشپزخونهست
ولی تموم درهای اونجا قفله - کلید -
کلیدها کجائن؟
نمیدونم
میپ، تو میدونی؟ - دست من نیستن -
کلیدها دست اون نیست - اینقدر من رو بازی ندین -
کلیدهای تخمی رو پیدا کنین
احمقانهست که وانمود کنین این اتفاق نمیفته
اگه همکاری کنین براتون بهتر میشه
این رو بهتون قول میدم
بهمون بگین کجائن
و مشکلی براتون پیش نمیاد
اینجا هیچ یهودیای نیست
نه؟
یه سری کلید توی دفتر پیدا کردم
همینهاست؟
بهم نمیگین یهودیها کجا قایم شدن؟
باشه
تو، اتاقهای پشتی رو بهم نشون بده
همینجا بمونین
آشپزخونه اینجاست
این تو چیه؟
انباری، پکتین، نمونهها، آذوقه
سلاح چی؟ - نه -
بازش کن
بپ، بیا اینجا
بیا اینجا
دنبال سلاح، جیره غذایی ذخیره شده
هر مدرکی مبنی بر اینکه یه سری اینجا زندگی میکنن، بگردین
این رو ببر پیش زنم
بهش بگو چه اتفاقی افتاد
و بعدش خودت رو گم و گور کن
برو - چیزی نیست، بپ، فقط برو -
زیر و روش کنین
همه جا رو بگردین تموم صندوقها، بشکهها، گونیها
اوه، نه
میپ، تو هم برو
نمیتونم، نمیتونم ولششون کنم
هیچی
آشپزخونه رو بهمون نشون بده
دنبال زیرزمین بگرد اینجا، زیرش
یان
چی؟
یان برای ناهار ظهر میاد
یهکم قبلتر زنگ زد
باید از شر پول و کوپنهای جیره غذایی خلاص شیم
یهودی اینجا بوده - کی گزارش داده؟ -
از من سوال نپرس
نمیفهمم چرا اینجائین؟
...چندین ساله اینجا کار میکنم، نمیدونم
باید شروع به همکاری کنی
لطفا، نمیدونم
سلام
!اینجا اوضاع خوب نیست، گشتاپو
همه چیز رو بهتون نشون دادم
...بهتون
تمومش کن
این پایین چیه؟
یه سری پرونده، بازم انباری
آها
دیگه چی؟ همه چیز رو بهمون نشون بده
فقط انبار مونده ولی چیزی اونجا نیست
نمیخوای انبار رو ببینیم؟
پس، بیاین بریم انبار رو ببینیم
صبرکنین
چی شده؟
این رو ببین
این قفسه کتاب حرکت میکنه
خیلی خوبه
بازش کن
چی رو بازم کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.