200 บรรทัดแรก
...بیا با هم خوش بگذرونیم
بعد از مرگ
آقای کانگ- دخالت نکن-
این چیزیه که تو از من میخوای
نه- این نیست؟-
آقای کانگ
همین الان تمامش کن
گیو ره
لطفا همین الان تمومش کن
باشه؟
تمومش کن
بسه
تمومش کن
بسه
این چیزیه که اون واقعا ازت میخواد
...نمیدونی
چند نفر سعی کردن جلویِ تو رو بگیرن تا تبدیل به قاتل نشی؟
پس بسه
یون گیو ره
من نتونستم تو رو هیچ جا پیدا کنم
اینجا چکار میکنی؟- ای وای-
اینجا چکار میکنی عوضی؟
هی
گیو ره
گیو ره- عوضی دیوانه-
صبر کن
تو اونو میشناسی؟
اره.اون قبلا برای من کار میکرد ولی یکم دردسر درست کرد
نگران اون نباش
بذارش بره.آزادش کن
کری؟
رئیس یون،مشکل چیه؟
اون پسرمه
بله؟- اون پسر منه-
نمیدونستم تو پسر داری.ببخشید
....نمیدونستم
تا وقتی رسیدم اینجا
بذار برم
سرحرفت بمون
چه حرفی؟
اگر من آقای کانگ رو به پلیس تحویل بدم تو از اینجا میری
پس سرحرفت بمون.من به پلیس زنگ زدم
تو بخاطر اون به پلیس زنگ زدی؟
و هی
عوضی
اینو بگیرش
این چیه؟مورفین؟
مورفین ها رو ولش کن
الان با من بیا
با تو؟
اره با من
گیو ره
نه
تو نباید اینجا رو ترک کنی
خودتو درگیر مسائل خانوادگی نکن
این ربطی به تو نداره
چطور جرات میکنی پسر منو بدزدی؟
فراموشش کن.بیا بریم
گیو ره
گیو ره
گیو ره
تو لازم نیست این کارو برام بکنی
کی گفته دارم این کارو برای تو میکنم؟
کی گفته؟
...من شاید
از یک پدر و مادر قدرتمند بتونم سود ببرم
گیو ره
دیدی؟
...در گذشته من حتی جرات نداشتم
با اون چشم تو چشم بشم
درسته؟
الان من پسر یون کی چونم
اون حتی نمیتونه یه کلامم بگه
این چیزی نیست
که تو هستی
کانگ تائه شیک
ممنون بخاطر همه چیز.بیا الان دیگه راهمون رو جدا کنیم
تو باید بخاطر کاری که کردی مجازات بشی
....و بذاری من از زندگیم لذت ببرم
با استفاده از ثروت پدر و مادرم
بیا بریم پدر
گیو ره
گیو ره
گیو ره به من نگاه کن
داری چکار میکنی؟
...ما میتونیم
خودمون از بیمارستان محافظت کنیم
تو لازم نیست این کارو بکنی- هی سو یون جو-
راستشو بخوای درمورد قضیه آرزوها
هرکسی میتونه بجز من انجامش بده
...و این بیمارستان
منظورم من و توییم
ما زوج خوبی نمیشیم
چه خوبه که یک پسر داشته باشی
برای همینم همه پسر میخوان
نه؟
تائه شیک
پسر؟
پسر
گیو ره
تنهایی مُردن
برای من نیست بلکه برای کانگ تائه شیکه
من اهمیتی به این قضیه نمیدم
فقط سر حرفت بمون
تو هیچوقت دوباره
این بیمارستان یا آقای کانگ رو نمیبینی
حتما
اگر این چیزی باشه که پسرم میخواد
چرا که نه؟
قبلا من اینجا نمیشستم
چقدر جالب
اینجا خفه کننده ست
میرم قدم بزنم
خوبی؟
...میدونی که یون گیو ره و کانگ تائه شیک
نمایش راه انداخته بودن- برو-
تا وقتی کانگ تائه شیک زنده ست
...چه اون در بوسان باشه یا توکیو
یا حتی تو آمریکا
من همیشه هروقت بخوام میتونم پیداش کنم
ما یه رابطه مریض باهم داریم
یون گیو ره چی؟
اونو ولش کن
من دارم از نمایش لذت میبرم
اینجام چون گیو ره ازم خواست
چه خبره؟
دقیقا اینجا چه خبره؟
به هرحال اون بهم گفت دور بگردونم و یه جایی پیاده ات کنم
اون بهمون گفت یکم زمان تلف کنیم
هرچی.فقط اون ماشین رو تعقیب کن
نه
تائه شیک فقط همینجا بمون
اونا رو تعقیب کن
آقای کانگ
بیاین همون کاری که گیو ره گفت رو انجام بدیم
گیو ره
بخاطر ما...نه
میدونم تو برای محافظت از بیمارستان داری میری
ولی اینجا خونه توئه
اینجوری تسلیم نشو
این کارو تنها انجام نده.بیا باهم بجنگیم
بجنگیم؟
من دیگه از جنگیدن حالم بهم میخوره
میخوام تموم بشه
سو یون جو
آرزویِ من
آرزویِ منو یادته؟
این که من میخوام خوشحال باشم
حتی قبل از این که بمیرم؟
...آرزوم برآورده شد
در این بیمارستان
پس هیچ حسرتی ندارم
من واقعا خوشحالم
ممنون
به لطف تو
من خیلی خوشحال تر از اونیم که انتظارشو داشتم
هی
اگر با اونا بری
مجبوری دوباره بجنگی
نه دیگه این اتفاق نمی افته
...من
متاسفم
من واقعا متاسفم
گیو ره
من اینو میدونستم
دنبالش برید
منم یون گیو ره
برام صبر کن.به زودی میام اونجا
منو بکشید
عوضیا
چی؟میخوای بهم مشت بزنی؟
منو بزن
تو فقط یه گنده لاتی که بلده پاچه خاریِ بابامو بکنه
عوضیه روانی
منو بزن
اگر حقت باشه باید کتک بخوری
این دلیل واقعیشه
اینجوری فکر نمیکنی گیو ره؟
بابا کمکم کن
بابا ازم مراقبت کن
از جونم بگذرید لطفا
من سعی ندارم شما رو بکشم
من فقط میخواستم یه درسی بهتون بدم
قبلا و الان
داری چکار میکنی؟
هی
پس بهم درس بده
هی بذار برم
این آخرین لحظه عمرته
هی
آقای کانگ
آقای کانگ خوبید؟
چطور این اتفاق افتاد؟آقای کانگ
الو؟من جلویِ آسایشگاه وو ری هستم
یه تصادف ماشین اینجا رخ داده
یه مرد صدمه دیده
یه تصادف ماشینه
نه
سوک جون
سوک جون
No comments yet. Be the first to leave one.