200 บรรทัดแรก
خب، تموم شد
شروع ساعت از الان
درد زایمان خیلی بده، نه؟ - آره -
...ولی اسم باحالش
کاملاً رَد گمکنیه
کاشکی بچه زودتر به دنیا بیاد
قانون معروف مامانم رو که میدونی
هیچ اتفاق خوبی بعد از ساعت ۲ صبح نمیفته
من که قبولش ندارم
همونطور که این حرف پسرش رو هم قبول ندارم :که بهم گفت
بیا واسه یه هفته قبل از به دنیا اومدن بچه
بریم تعطیلات
!مشکلی پیش نمیاد
خب، بدم میاد که بخوام کسی رو مقصر بدونم
ولی تو هیچ وقت نباید به حرف من گوش کنی
میدونی که
!تقصیر من بود
بازم شد، یکی دیگه - به همین زودی؟ -
آره آره - باشه باشه -
باید برسونیمت بیمارستان
خیله خب
باشه حله، بریم
جایی که مارشال بهم سیلی زده رو معلوم نیست مگه نه؟
صورتت مثل علامت «عبور عابر پیاده ممنوع» شده
صورتت مثل نگاتیو عکسبرداری
مانند جعبههای غذایی «همبرگر هلپر» شده
یه فالگیر از رو صورت
میتونه فال مارشال رو بگیره
عبارت، با دستم حرف بزن، چون صورتم گوش نمیده
در مورد تو صدق نمیکنه
چون دست رو صورتته
یه آره ساده هم کافی بود
عزیزم
دلم خیلی واست تنگ شده بود
من خیلی عصبانیم
امشب میخوام اشکت رو در بیارم
امشب میخوام
اشکت رو در بیارم - باشه، باشه -
ببین ما گفتیم تا موقعی که گروه جمع هست
دعوا نکنیم، یادته دیگه؟
از وقتیکه لیلی شنید
مارشال پیشنهاد قاضی شدن رو قبول کرده
که باعث شد برنامۀ ایتالیا رفتنشون به خطر بیفته
هر دو میدونستن که یه دعوا تو راه خواهد بود
...اما وقتی که نهایتاً همدیگه رو دیدن
توقف؟
توقف
میدونین، لیلی و مارشال یه سنت دیرینه دارن
که وسط دعوا توقف میکنن
بعضی موقعها فقط به خاطر
این که باید یه کار دیگه انجام بدن متوقف میکنن
باید به اندازه بودجهای که داریم خرج کنیم، باشه؟
...نمیتونی بری همینطوری خرید کنی
مایوی برزیلی
و روغن بدن کاماسوترا
...و - توقف -
بعضی وقتها توقف میکردن تا دعواشون
از موضوع اصلی دور نشه
عزیزم، من نمیتونم تحمل کنم که کفش هات
همه جای خونه افتاده
چرا نمیتونی؟ مگه من اون مادر مزخرفت رو تحمل نمیکنم؟
توقف - توقف -
و الان که توقف داده بودن
مارشال دید، بهتره یه کاری کنه که
تا جایی که جا داره توقف بمونه
خیله خب، وقت خوابه
فردا روز بزرگیه
فردا روز بزرگیه - فردا روز بزرگیه -
گور بابای فردا -
امشب شب بزرگیه
امشب بزرگه - امشب بزرگه -
...منظورم اینه که
...بیخیال، میدونی
مگه ساعت چنده؟
علی و میلاد تقدیم میکنند «فصل نهم سریال «چگونه با مادرتان آشنا شدم قسمت پانزدهم: ادامه
AliXrX & MiLaD: مترجمین
بچه کجاست؟
آسانسور - آسانسور -
این شوخی هیچوقت قدیمی نمیشه
و اصلاً برگرفته از وقایعی که اتفاق افتادن نیستش
نه نیست
بگذریم، ماروین امشب پیش پرستاره
...و بهترین چیز در حال حاضر
چیزیه که من تو این سفر دور کشور گیرم اومد
:یه چیز کوچیک که دوست دارم اسمش رو بذارم
یادگاریهای خجالتآوری که از خونه ی بچگیهای تد برداشتم
تد فوقالعاده باحال
اینو از یکی دیگه که اسمش تد بوده دزدیدی؟
تازه دارم گرم میشم
خوش میگذره
هممون... میدونی
داره بهم خوش میگذره
وقتی این اسباب بازی رو فشار بدی :با صدای تد میگه
عاجقتم مامانی
اوه، ولی این کار قشنگیه
واسه چی بابت این موضوع مسخرهاش کنیم؟
وقتی ۱۹ سالش بود اینو به مامانش داده بود
عاجقتم مامانی
و در آخر، یه عکس از جوونیای تد
و بهترین دوستش که مثلا کابویها لباس پوشیدن
بسه دیگه
ولش کنین
بهترین دوستش یه بادکنک بود
بیشتر از این که دوست داشته باشم ازدواج کنم
دوست دارم این عکس رو ببینم
!خیلی ازت متنفرم
اوه یا مایا استوپا کون
در طی این سال ها
تمام سطوح مستی بارنی رو دیدیم
چطوری؟
«مستی به انداره ریچارد داوسون»
این خواهرته؟
«مستی به اندازه برنامه ریختن با غریبه ها»
!سلام
من و بچههای جاده
میخوایم نوبتی بریم «به شهر «فلینت» در «میشیگان
...و
هتل رزرو کنیم
بجنبین! من واسه همتون موتور میخرم
بچههای جاده
«مستی به اندازه «مارسل مارسیو
ولی میدونستیم که اون شب تموم شده است ...وقتی بارنی به اندازه
جابا» مست میشد»
اونقدر مست که وقتی حرف میزد
شبیه حرفهای نامفهوم
جابا هات تو فیلم «بازگشت جِدای» میشد
!بو شودای
خیله خب ما دیگه باید بریم بخوابیم
فردا روز بزرگیه
فردا روز بزرگیه - نون اگ هان سولو -
گور بابای فردا
امشب شب بزرگیه
امشب شب بزرگیه - اه ووتو پوتو تاپا هو -
نه، مارشال، بیا الان بریم
باشه باشه باشه باشه
ببین، فکر کنم دیگه وقتشه
خیله خب، اول از همه، من میدونم ...که ایتالیا برای تو چقدر مهم بودش
خفه خون بگیر و منو بُکُن
خیله خب، دیگه باید بریم بخوابیم
...فردا صبح باید
موهای توی گوشم رو کوتاه کنم...
مثل جنگل بارونی شده توی گوشم
حالا چرا به ما میگی؟
چون حقیقت همینه
همچنین، تو دستشویی که داشتم میشاشیدم یکم هم رو کراواتم ریخت
...اوه، بارنی
من قدم بلند تره یا تو؟
تو بلندتری توی همه کفش هام کَفی میذارم
...خدای من، رابین
بارنی به یه سطح جدیدی رسیده
«به سطح جدید «سِرُم راستگویی
نمیتونه دروغ بگه
یعنی میتونیم جواب اون سؤال هایی
که یه عمر دنبالشون بودیم رو ازش بفهمیم
ببین، میدونم که گفتی میخوای بری بخوابی
...ولی واقعاً فک میکنم
گور بابای فردا
امشب شب بزرگه
آآآره
سلام رفیق - سلام رفیق -
وایسا وایسا وایسا
هنوز توقفه؟
آره
مامانی یکم بابایی میخواد
ولی به محض این که سکسمون تموم بشه
دعوا رو شروع میکنیم
وایسا ببینم، پس قرار نیست
تا قبل از این که
سکسمون تموم بشه دعوا کنیم
چالش پذیرفته شد
امم... فقط محض روشنی قضیه
بعد از این که سکسمون تموم بشه
اون موقع دعوا رو شروع میکنیم؟
درسته
ببخشید یه لحظه
خیله خب مارشال
وقت شروعه
تو قبلاً شبهای سکسی فوقالعادهای داشتی
اکثرشون با لیلی بوده
یه چندتاشونم با خودت
و همیشه اون
شبکه اسپایس وجود داره شبکه پورن
ولی امشب باید بهترین نمایش همۀ عمرت رو اجرا کنی
«مثل «جیمی هندریکس» تو «مونتری
«جیمز بروان» تو «آپولو»
«اجراهای گروه موسیقیه دوران دانشگاهت «فانک تقریبا توی همه جا
پس برو بیرون
و ترتیب زنت رو تا جایی که جا داره بده
این که هنوز هیچی نشده نفس کم آوردم نمیتونه نشونه خوبی باشه
پس... بارنی، جواب
هر سؤالی که بپرسیم رو راست میگه؟
اینجوری باشه فکر کنم
...عزیزم
«وقتی که اون آهنگ «برایان آدامز از رادیو پخش میشد
واقعاً دو تا پَشه همزمان با هم
رفتن تو چشم هات؟
نه
حالم داشت از این که اون
هر کاری که انجام میده، برای اون زن انجام میده به هم میخورد
چِک شد
No comments yet. Be the first to leave one.