Good Night, and Good Luck

Good Night, and Good Luck (Good Night, and Good Luck.)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Good Night and Good Luck 2005 GBR BluRay Remux 1080p AVC DTS-HD MA 5 1-decibeL
ความคิดเห็นโดย SubAvaliHa

แท็ก

BluRay
1080
TS
HD
REMUX
x264
x265
Blu-ray
blu-ray
720p
720
Blu-Ray
YTS
เผยแพร่เมื่อ: 2024-02-08
ดาวน์โหลด: 78
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫در سال ۱۹۳۵ اد مورو کار خودش رو با سی‌بی‌اس شروع کرد

‫وقتی که جنگ جهانی دوم تموم شد

‫صدای اون بود که نوید پیروزی بریتانیا رو به ما داد

‫در رادیوی اینجا لندن

‫اون با همه ما شروع کرد

‫خیلی از ما که اینجا هستیم ‫وقتی که تلویزیون تازه اختراع شده بود

‫با اخبار مستند

‫اون به ابر قدرتها سنگ اندازی میکرد

‫تبعیض و سواستفاده از کارمندان مهاجر

‫جدایی سفید و سیاه

‫و در آخر از ‫همه مبارزه تاریخیش با سناتور مک‌کارتی

‫اون میزبان این برنامه بسیار محبوبه

‫و امشب با پسرش کیسی

‫و همسرش جانت و همه ما که با اون کار کردیم

‫سخنرانی کردیم و فکر کردیم اینجاست

‫خانمها و آقایون

‫خوش آمد میگیم به کارگردان برنامه های ‫رایوئی و تلویزیونی

‫آقای ادوارد آر مورو

‫ممکنه این هیچ سودی برای کسی نداشته باشه

‫در پایان این سخنرانی ممکنه بعضی ها این ‫خبرنگار رو متهم کنن

‫به خراب کردن آشیانه راحت خود

‫و شرکت شما ممکنه متهم بشه به مهمان نوازی

‫از نظریات خطرناک و مفسد

‫ولی در شرح ساختار این شبکه

‫دفاتر تبلیغات و حمایت کننده‌ها تغییری نخواهند کرد

‫این خواسته من هست گرچه وظیفه من نیست که تلاش کنم که به کارفرماهای شما بگویم

‫که چه اتفاقی برای رادیو و تلویزیون در حال افتادن است

‫و اگر حرفی که میزنم مسئولیت داشته باشد

‫من خود مسئول گفته های خویشم

‫داستان ما چیزی خواهد بود که خود ما آن را میسازیم

‫و اگر تاریخ نویسی در ۵۰ یا ۱۰۰ سال بعد از این باشد

‫در برنامه های تلویزیونی هر سه شبکه

‫برنامه ضبط شده سیاه و سفید یا رنگی ای پیدا خواهند کرد

‫که گواه سقوط سیاسی خواهد بود

‫در حمایت از واقعیت دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم

‫ما هم اکنون سلامت دارا راحت و خوشنود هستیم

‫ما حساسیت داریم نسبت به اطلاعات ناخوش‌آیند و نامطبوع

‫وسایل ارتباط جمعی ما حاکی این مطلب است

‫مگر این که این چربی زائد را از خود دور کنیم

‫و بفهمیم که تلویزیون

‫داره برای اغوا کردن و فریب دادن ‫سرگرم کردن و جدا کردن ما استفاده میشه

‫بعد تلویزیون و کسانی که هزینه اونو پرداخت میکنن

‫کسانی که به اون نگاه میکنن ‫و کسانی که در اون کار میکنن

‫ممکنه وقتی تصویر کاملا متفاوتى ببینن که دیر شده

‫میلی ‫تو همونی که دنبالش میگشتم. بیا اینجا

‫این میره بالای همه سر مقاله ها

‫بله نیم ساعت به من وقت بده

‫ممکنه یه کم سریع تر این بخوام

‫میشه اول یه کم قهوه بخورم؟ ‫زود باشید یه کم قهوه به من بدید

‫صبح بخیر جانی

‫چند تا خبر تازه برای فرد دارم

‫فرد تا یه ساعت دیگه میاد

‫قبلا اونا رو گذاشتم روی میز میشه فقط مطمئن بشی که

‫اون قبل از اینکه اونا را بخونه به فیلما نگاه نکنه؟

‫بله ‫ممنون

‫سلام جو

‫اینجا چه خبره؟ ‫منظورت چیه؟

‫دوتا آدم خوش تیپ تنها توی اتاق کپی هستن

‫به پالی نگو ‫اون منو اخراج میکنه

‫هر دوی ما رو اخراج میکنه

‫قوانین برای این هستن که شکسته بشن ‫اینو میتونی بگی

‫بذار اینو ببینم

‫این یه پیمان وفادارانه ست. به سی‌بی‌اس؟ ‫و به آمریکا

‫قول میدی که یه آمریکائیه وفادار باشی؟

‫میدونم. همه گزارشا این رو نشون میده

‫برای کی داری این کارو انجام میدی؟ ‫سی‌بی‌اس؟

‫فرد امضاش کرد ‫مارو امضاش کرده

‫مارو امضاش کرده؟ ‫بله

‫الان این کارو کردی یا قبلا هم...

‫فکر کردم شوخی بود ولی خیلی فشار هست

‫توی لیست دادستان کل و گروه های براندازی؟

‫نمیدونم ‫بیا دربارش فکر کنیم

‫واقعا درباره چیه؟ ‫آزادی عمومی یا سانسور خبری؟

‫به سادگی دارم به سی‌بی‌اس توضیح میدم که من یه کمونیست نیستم

‫مارو اینو امضا کرده؟ ‫و فرد و استانتون

‫شاید باید با مارو صحبت کنی ‫شاید باید اونو امضا کنی

‫اگر اونو امضا نکنی و من و تو هدف قرار میگیریم؟

‫اگر این رو امضا نکنم ‫اونا منو اخراج میکنن

‫امضاش کن

‫آخرش میتونیم حقیقت رو به همه بگیم

‫اگر بتونم همون جوری که در قلبم ‫نشونش بدم

‫این رو به شکل شعری که اونیه بار گفت میگم

‫این چیزی نیست جز گلی مطبوع که برای تو آوردم

‫این جز ارغوانی نیست

‫درخشان با ژاله ها

‫ولی هنوز هم در قلب او زیبائی هائی نهفته

‫پس در قبل ما

‫عشق ما برای تو

‫پنهانی آرمیده ست

‫من قبلا

‫افتخار میکردم به این که خیلی سر سخت بودم

‫مخصوصا در ۱۸ یا ۱۹ ماه اخیر ‫وقتی که ما

‫اوضاعمون خیلی به هم ریخته بود

‫فکر نمیکردم که

‫این قدر تحت تأثیر قرار بگیرم

‫بسه ‫بسه

‫کوتاه ‫این تیکه چه قدره؟

‫اون چهار دقیقه ست ولی میتونیم کمش کنیم

‫نمیتونم تنها ادامه بدم ‫ولی با همکاری چیز قشنگی در میاد

‫بذار یه بار دیگه نگاه کنیم پالمر

‫امروزاز دفتر سناتور مورس یه تماس داشتی

‫میخواست یه مذاکره احتمالی با سناتور کر داشته باشه

‫درباره توضیحاتی که شب آخر بنستن داد

‫منشی کشاورزی؟ نظر خوبیه ‫میتونن این هفته این کارو بکنن؟

‫نه حداقل دو هفته وقت میخواد

‫بستگی داره به برنامه مورس ولی باز هم نظر خوبیه

‫همین رو ادامه میدیم ‫هوور درباره بنیامین فرانکلین حرف میزنه

‫با آقای بنیامین فرانکلین شانس بهتری داریم

‫نسبت به آقای هوور

‫این جوری ممکنه بهتر برنامه پیش بره

‫در خانه با بن فرانکلین ‫وسائل برق

‫ما اندازه رو داریم ‫باید با اون تماس بگیریم

‫ببین اگر تونستی با اون تماس بگیری حتما میخوایم مصاحبه کنیم

‫اون دیگه با ما نیست

‫نیویورک تامز؟ ‫بله دوست ما اونجاست

‫دیروز صبح بود که میگفتن

‫چند سالش بود؟ پنجاه و سه سال. بیماری ناگهانی

‫خونه یه دوست ‫نه قضیه مردن نیست

‫ناتالی از طرف اونجا گل فرستاده

‫از قول دیوان عالی

‫درگیر مشروعیت کار امنیت داخلی بشه

‫که اخراج هرگونه بیگانه ای رو مهیا میکنه

‫اگر اون بعد از اومدن به این کشور کمونیست شده باشه

‫میتونی این رو ادامه بدی؟

‫مک‌کارتی مسافرت ازدواجش رو به هم زد

‫که مسولیت تجسس درباره عملیات کمونیستا رو بر عهده بگیره

‫ناتالی گل فرستاد ‫بیچاره خانم مک‌کارتی

‫میذارید تمومش کنم؟ ‫درباره امنیت ملیه

‫اونا عاشق همن

‫ما سه شنبه برنامه داریم ‫برید یه کم خبر بیارید

‫بانک بزنید. پیر زن بدزدید یا هر کاری میتونید بکنید

‫به برنامه های استیون نگاه میکنی؟ ‫باید بکنیم

‫تا آخرش نگاه کن ارزشش رو داره

‫ممنون جان

‫دیگه چیزی نمونده

‫نمیتونم این رو بچسبونم به آیزنهاور

‫تا حالا توی دیترویت بودی فرد؟ ‫اخیرا نه

‫توی روزنامه دیترویت میشیگان یه خبرائی ‫هست

‫یه بچه به اسم میلو رادولوویچ

‫ایتالیایی؟ ایرلندی ‫یه اسم مستعار از نیروی هوائی. چون پدرش

‫روزنامه های صربستان رو میخونده ‫کمونیست بود؟ نمیدونم

‫کی مسئوله؟ ‫نیرو هوائی

‫نوشته ها توی پاکتای مهر و موم شده ‫بود کسی اونا رو ندیده

‫حتی کسی نشنیده؟ ‫اون بدون محاکمه گناهکار اعلام شد

‫و گفت که اگر میخواست شغلش رو نگه داره

‫مجبور بود پدر و خواهرش رو متهم کنه ‫ممنون ناتالی

‫خواهرش؟ ‫به اونا گفته بود که برن

‫بذار جو و کارلی رو بفرستیم ببینیم میشه ازشون عکس گرفت یا نه

‫اون قبل از کمیسیون میاد؟

‫نه

‫پس مک‌کارتی نیست

‫نیست؟

‫مایلو رادولوویچ

‫چه اتفاقی برای بچه هات افتاد

‫بچه ۵ ساله و ۵ ماه؟

‫اگر اقوامم درباره من قضاوت کنن

‫که از بچه های من خواسته شده که منو متهم کنن؟

‫اونا قضاوت خواهند کرد که پدرشون به چی متهم شده؟

‫آیا اونا برای دوستاشون توضیح خواهند داد که...

‫چرا پدر اونا برای امنیت ملی خطرناکه؟

‫اگر بذارن ‫همه چیز مثل پیشنهاد اولیه بمونه

‫که منتشر شد ‫واکنشهای زنجیره ای پیشبینی میکنم

‫که برای هیچ کس پایانی نداره

‫این جدیده

‫نمیتونید بگید این طبیعیه

‫بر خلاف چیزی که نشون میداد دو سال طول کشید

‫نیرو هوائی گزارش رو ادامه نداد

‫پس میخوای از استانداردی که ۱۵ سال رعایت میکردی فراتر بری

‫هر دو طرف ‫بدون تفسیر

‫ما همه سرمقاله مینویسیم ‫من فقط میخوام مطمئن بشم که

‫ما داریم اطلاعات رو به اونا میدیم

‫و میخوایم که اونا دربارش توضیح بدن

صبر کن

‫من وجدانم رو قاضی کردم

‫نمیتونم به خاطر زندگی خودم ‫هیچ دلیلی برای این کار پیدا کنم

‫من نمیتونم قبول کنم که توی هر داستانی

‫دو قسمت منطقی مساوی وجود داره

‫بهش بگو روزنامه نگاری اگر دوست داری ‫این روزنامه نگاریه

‫اونا زمان مساوی برای دفاع از هم دارن

‫شما متوجه موقعیتی که ما رو توش قرار میدید هستید؟

‫ما همه توی این ماجرا با هم هستیم اگر مجلس خواست بازجوئی کنه

‫یه لطفی به من بکن

‫صحبتی درباره اینکه ما با هم هستیم نکن

‫خواهش میکنم به من توهین نکن

‫باید برگردم پیش آقای آلی و الکو که از برنامه شما ‫حمایت مالی میکنن

‫و همین طور چند تا قرارداد نظامی ببندم

‫و باید به اونا بگم که دارن توی دردسر میفتن

‫چون تو با جو مک‌کارتی نهار خوردی

‫ما با مک‌کارتی کاری نداریم ‫تو داری آتیش رو روشن میکنی

‫ببخشید آقای فرندلی؟ ‫کلنل اندرسون قراره شما رو ببینن؟

‫کلنل؟ توی دفترتون هستن ‫دو نفر هستن

‫شاید از اون نسخه خوششون اومده و میخوان که از اون تعریف کنن

‫ببخشید

‫برو دنبال جو کندی ‫ما پولش رو میدیم

‫یه داستان عالی درباره هوور دارم

‫میدونی مجبوری چند تا نمایش اجرا کنی

‫که اینو جبران کنی؟ ‫و جودی و دخترش لیزا هفته بعد

‫نه نه ‫تو با رین تین مصاحبه میکنی

‫من با آقای پالی صحبت میکنم

‫آلکو برای تبلیغات پول نمیده

More Farsi Persian subtitles for Good Night, and Good Luck

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left