200 บรรทัดแรก
...آنچه در شهر بلند ديديد
اگه درمان بشي به حالت اولت برميگردي
دنبال کسي که مکسين مککلينو کشته ميگردي؟
هي فيتزي؟- چي برامون داري؟
اون اونه
شنيدم الان کيسه گه داري
شهادت شولتا ايدهآل نيست
اما گزينههايي وجود دارن که به پول نياز دارن
اين هنوزم کيف جورجه
ميخوام ازت بخوام يک کارهايي برام انجام بدي
سلام- تو بايد راشل باشي-
من کمي پول داشتم و به سرقت رفت
فرانکي يک ربطي به اين قضيه داره
ري، از دست من ناراحت نباش
الان بايد برم به چولتا سر بزنم
فرانکي دوباره شروع به راه رفتن ميکنه
من يک چيز باارزش دارم به تامين کنندههات بگو
اين اطلاعات چيه؟- درباره اوسيتوئه-
!اوه
شواليه با زره درخشان اينجاست
تو اين کارو با من کردي
من ديگه نميخوام اينطوري باشم
تو اينو داري
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
ترجمه هر روز يک فيلم در کانال تلگرامي ما @subforu
....::::ترجمه : پـریـســـا یادکــــوری::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu
روز بيست و نهمه چه حسي داري؟
اوه، راستش خيلي خوبم
قدم چهارمتو برداشتي؟
آره، آره
ناراحتيهامو نوشتم
اول بدها همونطوري که تو گفتي
..اوم
ادامه بده
رافل کويينونز، پدرم
الکلي بود و از دست رفت
مجبور بودم اونو از بار ايستر بيرون بکشم
وقتي ده سالم بود شش ماه رفت
مجبورم کرد از مادرم مراقبت کنم
اون به مامانم خيانت ميکرد
مامانمو ميزد اگه منصفانه بگم، مامانمم اونو ميزد
مرسي اين خيليه
فقط براي اينکه روشنش کنم مادرت
يک بزرگسال کاملا کارآمده، درسته؟
آره، اوهوم- فهميدم-
خوب داستان تو چيه؟
...من نمي نميفهمم
اينجاست که با ليستي از
نقصهاي شخصيتي روبرو ميشيم
که به اين شرايط کمک کرده
نميدونم تو بگو
باشه
بنويس عدم دلسوزي براي يک الکلي ديگه
قضاوت، بازي خداوند عقده ناجي بودن
اين آخري يک جورهايي مزخرفه خيليخوب؟
مراقب بقيه بودن به اين معني نيست که من عقده ناجي بودن دارم
چرا اين اصطلاح اذيتت ميکنه؟
...من نمي
نجات دادن يک نفر يعني چه؟
نميدونم
من تمام عمرم زنان آسيبديده زياديو ديدم
پس فکر کنم تصميم گرفتم که نگذارم ديگه اين اتفاق بيفته
و چطور اين تصميمو عملي ميکني؟
اوم.. سعي کردم کريستا کولينزو نجات بدم
سعي کردم جونيورو نجات بدم
سعي کردم ورونيکا رو نجات بدم
و اوضاع چطور پيش رفت؟
هردوتاي اونها مردن
و من اونيم که به ورونيکا آسيب ميرسونم
الان چه اتفاقي داره ميفته؟
چه حسي داري؟
نميدونم من... انگار فقط
انگار فقط هميشه
هر وقت سعي ميکنم کاري کنم واقعا اوضاعو بدتر ميکنم
انگار مشکل لعنتي، منم
اين فرآيند مربوط به احساس گناه
يا به عهده گرفتن مسئوليت ديگران نيست
درباره شناخت الگوهاي رفتاريه
همين
خوب از نجات ديگران، چي گيرت مياد؟
چي گيرم مياد؟
قهرمان بودن گيرم مياد
هجوم آدرنالين گيرم مياد
به گه خودم ديگه نگاه نميکنم
اما من يک پليسم
تمام کارم تعقيب آدم بدهاست
خوب چطوري قراره اين کارها رو نکنم؟
هنوز نميدونم. به خوندن ادامه بده
هي، مهربون باش
تو چه کوفتي ميخواي؟
خوب موقعيت فراولي
به نظر مياد طبق نقشه پيش نميره
فکر کنم الان ميتوني کمي کمک بگيري
چندبار بهت بگم من با پليسها حرف نميزنم؟
هوم، درسته
اما تو توي تيراندازي بودي، درسته؟
که تلفاتش از دست دادن جون يک رهگذر بيگناه بود
رد، دست راست اون فراولي
و چشم قهوه اي خوشگل تو
اگر جاي تو بودم فکر ميکنم چيز زيادي براي از دست دادن نداشتم
هوم
خوب، خوبه که جاي من نيستي
آره
حالا ميدونيم که فراولي تيرانداز بوده
نميخواي اعتراف کني؟
من خوب نديدم کي بهم شليک کرد
هوم
حالا بعد از تمام سختيهايي که پشت سر گذاشتيم
ميخواي باهام اين کارها رو بکني؟
آره
خوب، خوب، خوب
اوه، ميدوني؟
فرانکي ميتونه هر روزي اون بيرون توي خيابون باشه
خوش بحالش
موفق باشي
لعنتي
هي
صبح بخير
صبحانه ميخواي؟
نه، خوبم
قهوه؟
قهوه نميخواي؟ خوبه
نميخواي با من حرف بزني؟
خوبه
ميشه حداقل بهم بگي کي قراره اتفاق بيفته
تا بتونم آماده باشم؟
براي چي، فرانکي؟- آره-
اون به زودي مياد بيرون؟
نميدونم
پسرها متوجه ميشن با چه گهي سر و کار دارن
وقتي فهميدم بهت ميگم خيلي خوب؟
قول ميدم
من ميرم سرکار
آره
آره، خودشه
ديشب فيتزيو ديدم
اوه، آره؟- آره-
چيز قابل استفادهاي گير آوردي؟- نه-
نه، اون هنوز از وقتي رد مرده
ادعا نکرده که تامين کننده نداره
اون از بازي خارج شده، پليس نيست
هان؟ مزخرفه
اون چي؟
هيچي
از وقتي اسمش به عنوان
همدست تيراندازي اوسيتو اومده به عنوان گمشده در نگ شناخته شده
هي، صبر کن ميشه يک دقيقه برگردي؟
اوه، پليس نيست؟
هان؟
يعني چه؟ من دوست دارم بدونم
دروغ نگو... يعني... اوه
اوه، چيزي از گفتگوهاي جوانانه ما نميفهمي؟
اين... اين لعنتي نازه
هوم- ميخواي بگا بديش؟-
هي من ميخوام برگردم پيش فراولي
باشه؟
ميشه دوباره با فيتزي تماس بگيري؟
چرا؟ اون بنبسته
کونتو ميسوزونه
ببخشيد منظورم کون فوقالعادته
ممکنه اون مخفي شده باشه
اما هنوز مسئول کيپه
آره، شايد
من جاييم که بايد باشم
با فيتزي تماس بگير
بهش تکيه کن بعدا
آره، کاي
تو شبيه يک دزد دريايي لعنتي هستي
شبيه يک پناهنده اي که توي دريا مخفي ميشه
ببين من از هيچ گهي مخفي نميشم خيليخوب، تامي؟
من فقط تا وقتي آبها از آسياب بيفته خودمو گم و گور ميکنم
به اوپي سر زدي؟
اوپي احتمالا تا دو هفته ديگه خوب ميشه
دو هفته؟
کون اون لعنتيو ببر پسر
کمبود پسر اون گهو ببين
اينو ديدي؟
رفيق کوچولوي رد شروع به راه رفتن کرده
خوب حواست بهش باشه- قول ميدم-
فکر کنم تينا تا فردا صح ميارتش
بهش ميرسونيم
اون گه فرداست؟
!لعنت
من بايد از اينجا برم
اين قايق گه فقط اين نيست
کوواس، با من
براي چي؟- امروز روز پوله-
اون پولو بگير رفيق
مراقب خودت باش ورنون- لعنت بهت، رفيق-
ريکي ريکاردوي مادر به خطا
کثافت عوضي
از اينجا گورتو گم کن
فرانکي کوواس ميگه چه خبر؟
فرانکي؟
عزيزم؟
به خونه خوش اومدي
چه حسي داري؟
...احساس معرکهاي دارم
No comments yet. Be the first to leave one.