Sorcery (Brujería)

Sorcery (Brujería)

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Sorcery 2023 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
ความคิดเห็นโดย Phoenix Translation Team
تیم ترجمه ققنوس

แท็ก

webrip
web
x264
720p
720
BRip
TS
YTS
เผยแพร่เมื่อ: 2023-10-27
ดาวน์โหลด: 8
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

برای شیلیایی ها و مهاجران آلمانی که وارد شدند

اين جزيره آخر دنياست

براي اون دسته از ما که هميشه اينجا بودند

اين يک شروعه

اعلامیه متهم

دیوان عدالت - شیلی، 1881

اين جای پدرته ، تورستن

صبح بخیر

-صبح بخیر رزا - صبح بخیر، خانم اگنس

به نام پدر، پسر، و روح القدس آمین

میپرسه جریان چیه

نمی دونم، آقای استفان

اینها گره های سرخپوستيند

ما فقط نوکریم

آقای استفان، بس کنيد

شما نميتونيد ما را بترسونيد

نميتونيد ما را بيرون بندازيد

دارید اشتباه می کنید آقای استفان

بگو کي اين کارو کرده

ولش کنيد

سرخپوستهاي لعنتي

رزا برو خونه

به دخترم دست نزن شنيدي چي گفتم ؟

بابا

بگو نکنند

التماست ميکنم

خانم، اگنس خواهش ميکنم

متوقفشون کنيد

خواهش ميکنم .. خواهش ميکنم

اون مسیحی نبود فرزندم

اما من هستم

من دیگه نمی دونم تو کی هستی

چند سالته ؟

سيزده

يک زندگي کامل پيش روي تو قرار داره

قبلا پدرتو از دست دادي

ديگه چيزي از دست نده

به عنوان شهردار شما بايد به ما کمک کنيد

اين کاريه که من انجام ميدم کمک به شما

این عادلانه نیست که پدرم کشته شد،،،

منصفانه نيست که توي اين روستاي لعنتي به آخر راه رسيدم

اما من اینجا هستم

شما نميخوان با آلماني ها به دردسر بيفتيد

دختر کوچولو

هيچکس نبايد با اونها به مشکل بيفته

به علاوه ، چطور اينو بذارم روش ؟

پدرها می میرند

و منم نميتونم کسيو زنده کنم

صبح بخیر

- صبح بخیر آقای شهردار، حالتون چطوره - لطفا بنشینید

کمکم میکنی یا نه؟

چيزي که به تو کمک ميکنه اينه که همه چيزو همونطور که اتفاق افتاده تعريف کني

يک سگ پدرتو کشته

و سگها نميرند زندان

چرا خدا به کسی اجازه میده توسط سگ کشته بشه ؟

اون خودش گذاشته که با پنجه کشته بشه

خودش ميدونه چرا اين کارو ميکنه

تو نباید اینجا باشی

قبلا بهم گفتي

فردا از اينجا ميرم

نگفتم بري

پس چي ؟

گوش کن

تو از شيلي تقاضاي عدالت کردي

حالا از خدا عدالت ميخواي

اما از خودت تقاضاي عدالت نکردي

خودم ؟

بيا

ميخواي برام دعا کني ؟

نه

يک نگاه به خودت بنداز

چي مي بيني ؟

آب

توي آب چيه ؟

صورتم

اگر خودتو نميشناسي

چي ميخواي ببيني ؟

يکيو مي شناسم که ميتونه تو رو بپذيره

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu

جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

شما ؟

تو کي هستي ؟

رزا راین تو متئو پارانکان هستی ؟

به يک سقف احتياج داري فرزند ؟

دارم، اما،،، فقط برای این اینجا نیستم

سقف تنها چیزیه که من دارم

میخوام به صورتم نگاه کنی

تو ! به من نگاه کن

چی می بینی؟

يک مرد مي بينم

یک پیرمرد

من يک سرخپوست مي بينم

یک هویلیچه

ديگه چي ؟

منظورت چیه؟

تو چشمام چيه ؟

من

تو نميتوني ماهي بگيري

ولي کارت با چاقوها خوبه

ماهي ها فرق چنداني با بره ندارند

نه براي تو

بعدش میفروشیشون؟

بعدش تو اونها را ميفروشي

ميگن توي اين جزيره تو يک منبعي

من فقط يک سرخپوستم که بهت يک سقف دادم

ولي اگر ميخواي بدوني کي اينو ازت مي گيره خيلي سوال بايد بپرسي دختر کوچولو

اگر آلماني ها اين اطراف باشند چي ؟

مجوز لازم دارند

من باهاشون حرف ميزنم

تو نمی فهمی

دعای عجیبيه

من دعا نمیکنم

اونها می تونند ما را ببینند

امروز تو نامرئی هستی

پس سگ ها چي ؟

نامرئي براي هر چيزي که چشم داشته باشه

اگر اون يک هويليش بود

الان جاي ديگه بود

اون توي بهشته

هویلیچ ها موجودات بهشتی نیستند

هویلیچ ها موجودات درياييند

چرا بره ها این گره ها را دارند؟

پدرم بخاطر اون بره هاي مرده کشته شد

بره های مرده نمی تونند کسی رو بکشند

ولي سگ هاي زنده ميتونند

اون آلماني ها توي هيچ سرزميني قديمي نيستند

به من راستشو بگو

راستش ؟

پدرت کشته شد چون براي اونها زندگي يک سرخپوست يک تف هم ارزش نداره

اما پدرم دیگه هویلیش نبود

اما اون بخاطر یکی بودن کشته شد

اين پرنده ها براي غم و اندوهند

چطور چند تا پرنده ميتونند غم منو کم کنند ؟

اونها با اين پرواز مي کنند

من نميخوام اينجا باشم

چشاتو ببند

ميخوام با پدرم باشم

اون تو درياست

ولي با دريا بهش نمي رسي

چشاتو ببند

متشکرم

فکر میکنی بابات دوست داره اینجا باشی؟

چطور بايد بفهمم ؟

خودت چي فکر ميکني ؟

نميدونم

اون از من چي ميخواد ؟

عدالت

عدالت براي تو چيه ؟

براي کسي که اونو کشت

و عذاب داد

من با مردمم صحبت ميکنم

بهشون چي ميخواي بگي؟

اون سگها اونو کشتند

پس بايد با سگها باشه

من و تو قبلا با هم ملاقات کرديم

پس تو جادوگري ميکني

از اين کلمه خوشم نمياد

ولي ... تو براي اونها کار ميکني

من براي اونها کار نميکنم

من يکي از اونهام

منظورت چیه؟

بعضي آدمها نميخوان به ياد بيارند

اما خاطرات روي همه چيز را گچ گرفته

وقتی هنوز کسی زنده به دنیا نیامده بود،،،

یک اسپانیایی وارد جزیره شد

و گفت اسمش مورالداست

اون يک جادوگر بود تيم ترجمه ققنوس

اون خواست قويترين ماچي را براش بيارند

اما چيلپيلا بود که ظاهر شد

اون انقدر سرخپوست بود که پوستش تقريبا آبي بود

اونها هر کدوم به تغيير شکل به حيوانات بزرگتر

از ديگري ادامه دادند

تا مورالدا،،،

به حيواني بزرگتر از

سرما تبديل شد

به این ترتیب، اسپانیایی

برنده دوئل شد

... اما

چيلپيلا با دستاش شروع کرد به رقصيدن

و تمام دریا عقب نشینی کرد

کشتی های اسپانیایی ها

سرگردان بودند

مثل نهنگ هایی که درونشان ترکيده باشه

اون بايد کتاب جادوش را به يک زن سرخپوست مي داد

و از اون زمان ما ولايت مستقيم بوديم

چه اتفاقي براي اون کتاب افتاد ؟

چيزهايي که برامون مفيد بود ازش براي قدرت بيشتر از خودمون برداشتيم تا دفاع کنيم

و کدوم قسمت ولايت مستقيم بود ؟

کسانی از ما که عدالت را براي سرخپوستها رعایت می کنیم

بخاطر جزيره

فرانتس؟ تورستن؟

استفان، بیا

بريد بیرون! بريد بیرون

تورستن

فرانتس تورستن

تورستن

فرانتس

فرانتس

فرانتس

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left