200 บรรทัดแรก
...راستش منم
!ناهی
مرتیکه مثل آدم رانندگی کن نزدیک بود بزنی به یکی
گیوجین ، تو خوبی؟
آره آره
پام پام - چی چی چی شدی؟ -
...پارم ، پات
ایوای لعنت به من ببخشید
تو عکسش مشکلی نمی بینم
چطور ممکنه هیچی نشده باشه ولی اینقدر درد کنه
مطمئنی؟
...خب
استخون و رباطت خوبه
اما احتراما عضلاتت ضربه خورده
احتمالا یه چند روزی درد می کنه
چطوری پات اینجوری شد؟
الان خودت گفتی که خواهرم و شوهرش طلاق گرفتن
چی...خب ، من من گفتم؟
نمی دونم چرا همچین چیزی گفتم
آقای بون به چشمام نگاه کن و جواب بده
دقیقا چی گفتی الان
...بخاطر قایم کردن طلاق خواهرم و شوهرش
گیر افتادی؟
...برادر تو شوهر خواهر من
و زن برادر تو خواهر من میشه
مگه نه؟
چرا ، چرا فکر میکنی من فقط یک برادر دارم؟
راستش خانواده من یک رازغم انگیز داره
...که مربوط میشه به برادری که دارم
باشه خیلی خب بهت میگم در هر صورت آب ریخته شده است
درسته، اونها از هم طلاق گرفتن
واقعا نمی دونم از کجا باید شروع کنم
درسته که از هم طلاق گرفتن
اما هنوز دارن با هم زندگی می کنن
چون نمی خوان خونه رو بفروشن
...در ضمن نمی خوان خانواده ها بفهمن
میخوان وقتی شرایط مناسب بودن بگن
این دیوونگیه چطوری میخوان به بقیه بگن؟
منم اولش همین فکرو می کردم
اما همه چی این دنیا با معنی نیست
کلی اتفاق بی معنی برا همه میفته
!برا خواهر من فرق میکنه
خواهرم باهوشترین آدمیه که می شناسم
خواهرم امکان نداره کارهای غیر منطقی بکنه
حالا چرا سر من داد میزنی مگه من طلاق گرفتم؟
من فقط اینو متوجه نمی شم چرا این موضوع رو از همه مخفی نگه داشتن؟
کی این اتفاق براشون افتاده؟
دقیقا نمی دونم کی بوده
احتمالا نزدیک همون وقتی که من اومدم کره
فکر کنم حدود یک ماه و نیم باشه
حتما بخاطر منه
چی...منظورت چیه؟
تقصیر منه
بخاطر به هم خوردن عروسی من نتونسته بگه
به اندازه کافی بابا و مامانم شوکه شده بودن
بخاطر همین خواهرم نخواسته درد اونم اضافه بشه
زمان بندی درست نبوده تو چه تقصیری داری
از این حرفها نزن
مگه تو باعث شدی اونها طلاق بگیرن
..با اینحال
واقعا دارم دیوونه میشم چطوری آخه خواهرم
مامانم سکته می کنه
چرا یکم بهشون وقت نمیدی؟
فکر کنم اوضاعشون بهتر میشه
خانم سونگ
هرچی امروز گفتم نشنیده بگیر
همه رو فراموش کن ..باشه؟
اونجوری بهم نگاه نکن ، استرس میگیرم
اگه گیوجین بفهمه منو می کشه بعدش روم لوبیا میریزه
فکرشم نمی کنی وقتی عصبانی میشه چقدر ترسناک میشه
....هان ؟ هان؟
باشه ، سعی میکنم فراموش کنم
چی رو؟ - ...اونی و شوهرش طلاق گرفتن -
مگه نگفتم فراموش کن
باشه خیلی خب
زود باش قول بده
یالا
حتی نباید به یک روح هم بگی
حالا بیا مهر کنیم
امضا
قرار داد کپی کنیم
کپی
این به اندازه یک سند قابل اعتباره
هرگز هرگز نباید به کسی بگی
برنامه ناهی فرداست؟ ساعت چند؟
10:30 ساعتKBNتو
...خوب یادت مونده
به زور میشه ازش حرف کشید
معلومه خب ذوق زده است
همه آدمهای بازار تماشا می کنن
اوه مامان جونم حسابی داری حال میکنی
معلومه خب باعث افتخاره
اولین باره یکی تو خانواده ما میره تو تلویزیون
کی گفته ، منم رفتم
آره جون خودت فقط پشت سرت
اونم چند ثانیه
شما که می گفتی هیچ وقت فیلم های منو نگاه نکردی
پس معلوم شد دیدی
همینطوری اتفاقی دیدم
تمرین امروز خیلی خسته ام کرده
با اجازه بهتون شب بخیر میگم
اونو کجا میبری ، سیر نشدی؟
چی ...خب شبها من گشنه می شم
فکر کنم تو دلم چندتا گدا هست
دقیقا همونی که گفتی فقط تو معدت نیستن
منظورت چی بود؟
هیچی داشتم با خودم حرف میزدم
شب بخیر اوپا
باشه
هی اوک جا ، حالت خوبه؟
کل شب سکت بودی
چی...هان ، نه من خوبم
خیلی خوبم
وای خاله ، چیکار میکنی؟
واقعا که
بیا اینو بخور
آره دیدم دندونم درد گرفت
نه این درست نیست
آروم باش ، قلب لعنتی
برای اون عوضی نزن
امکان نداره من دیوونه شدم
!دیوونه شدی
اوک جا کجا داری میری؟
باید برم یه ذره هوای تازه بخورم
...فکر کنم این روزها حواسم به سلامتیم نبوده
مغزم مشکل پیدا کرده
میرم ، فردا می بینمتون
باشه شب بخیر - به سلامت خاله -
ایوای - خاله داری میری؟ -
من اومدم - اومدی داهی -
شام ؟ - یه کم خوردم -
میرم لباس عوض کنم - باشه برو -
زود باش بیا بخور
بعد از طلا توافق کردن برن تو تلویزون؟
باور کردنی نیست
اگه خانوادت بفهمن گیو جن من می کشه
هرگز هرگز نباید به کسی بگی
واقعا که مسخره است
آخه چیکار داری میکنی ناهی؟
نمی دونم بچه ها قبلش رفته بودن ماساژصورت یا نه
به هر حال خوشحالم که برادرت پوست خوبش به من رفته
باید این دهن گشاد منو گل بگیرن
تو چت شده ، چرا اینطوری میکنی؟
هیچی مامان ، امان از دست این دهن گشادم
مگه دهنت چشه
به نظرمن که لبهات خیلی هم قلوه ای و درشته
معلومه که لبهام خوشگله
چون همیشه قبل از فکر کردن حرف میزنم
منظورت چیه؟
بهتره که ندونی مامان
آخه واسه چی باید دهن لقی من بهت بره مامان
راست گفتن سیب از درختش دور نمی افته مگه نه مامان؟
پدرسوخته عادتش شده همه چی رو میندازه گردن من
مگه من ، همسن توام که سر بسرم میذاری
منو مسخره میکنی؟
حالا فهمیدی چی میگم ؟ همه اینها حق دهن گشادمه
لعنتی
چیه ...چی شده؟
مخصوصا کردی ...مگه نه؟
...چی؟ هی تو چطوری
...راست میگی یکی رو اجیر کردم تو خیابون با موتور بهت بزنه
تا بتونم اینطوری هولت بدم حالا خوب شد؟
عوض تشکرشه نجاتش دادم
اینو میگی نجات دادن؟
آخه اینقدر سریع اتفاق افتاد که نتونستم جلوی خودم بگیرم
می تونستم از جلوی موتور خودم بکشم عقب
همه چی رو گنده میکنی
هی ، خودم میدونم چقدر عکس العملت کنده
هیچ سرعت عملی نداری
من اینقدر شوکه شده بودم که به فکر کردن نرسید
....خب دلیلش اینه که من خیلی عدالت طلب
و جوانمردم
جوانمرد و کوفت کاری
خودت چی ، حواست کجا بود که موتور به اون بزرگی رو ندیدی؟
نه اینکه ندیدم
بازحواست به گوشیت بود مگه نه؟
خسته نشدی اینقدر به این گوشی خیره شدی؟
هیچ وقت نمیخوای یاد بگیری
فقط موقع حرف زدن با دانشگاهی ها خوب کار میکنه
چرا اینقدر غر میزنی خوبه دیگه شوهرم نیستی
بس کن
به عنوان همکارت میگم یک کمپرس آبگرم بذار روش
تقصیر تو شد دیگه
به هرحال بخاطر خودت میگم
من چرا اینقدر واکنش نشون دادم؟
!ناهی
فکر کرده کیه ، بادیگاردی چیزیه؟
مسخره
اتاقت برای شما سه تا کوچک نیست؟
زیاد بد نیست
تا کی میخوان بمونن؟
آخرش گیر میفتن
وقتی گیر بیفتن سرتو به باد دادی
خودم میدونم سرت به کار خودت باشه
...دیروز
داهی داری میری بیرون؟
به نظر خسته ای کل شب نخوابیدی؟
نه خوب نخوابیدم
چرا ...درسها سخته؟
به خودت فشار نیار
No comments yet. Be the first to leave one.