200 บรรทัดแรก
نه ببین همین رو میگم
لازم نیست بریم وسط ناکجا آباد
غول گنده امسال تو نمایش عجیب غریب ها کار گیرش اومده
پس میخوای تو جای عمومی اینکارو بکنی؟
نمیدونم مرد
چرا مثل همیشه تو خونش اینکارو نکنیم؟
آره من با استیو موافقم
یعنی فکرنکنم ارزشش رو داشته باشه شب بریم بازداشتگاه
نه وسط راه انجامش میدیم
و تو خونش انجامش نمیدیم
خیلی زیاد اونکارو کردیم
امسال بزرگتر و بهتر خواهد بود
همه چیز رو حساب کردم
منتظر میمونیم بیاد پشت تریلر ها
وقتی اومد یکم اذیتش میکنیم لختش میکنیم
و میذاریم فرار بکنه
با شرت گوهیش مثل یه عجیب غریبی که هست
همه میخندیم میدوئه پیش مامانش
و سریع برمیگردیم خونه استیو
که یه هالووین دیگه رو جشن بگیریم
شما خیلی دیوونه اید
یکم واسه سربه سر گذاشتن اون بچه بزرگ نیستین؟
یعنی میدونی عقلش سر جاش نیست درسته؟
نمیشه برگردیم خونه تو
و یه کار بهتر بکنیم؟
نه
این سنته
از وقتی بچه بودیم اینکارو میکردیم و الان هم تموم نمیشه
ولی چرا مایک؟
چون کارول
حال میده و آسونه
من تو ماشینم
بهتره جا نزنی استیو
نگران نباش مرد حله
این رو از دست نمیدیم
خوبی؟
آره البته
خب بیا بریم
بعدا میام پیشتون
خب میخوام همین رو بهت بگم
چرا به خواهرت زنگ نمیزنیی
و سه تامون اینکارو باهم بکنیم؟
یه ساعت دیگه از اینجا میرم میتونم برم دنبالش
داری من رو میکشی مرد
خب پس
بهم بگو
میدونی کجا پیدام کنی
خب اینجا رو ببین
شما دنبال دردسر هستید؟
فقط کارای معمولیه هالووین
حالا همین رو میگم
جزییات جزییات
فکرنکنم
فقط چیزایی که بهمون بدهکاری رو میخوایم
یالا بذار منم یه کاری بکنم
من دارم اینجا میمیرم
خب
خب من اونا رو ندارم چطوره رفیق؟
بهش فکرکردی؟
گمشو مرد یالا
ببین بچه ها چیزی نمیخوام
میدونی
فقط این یه بار رو بهم لطف کن
بذار بیام خب؟
به این نیاز دارم
من پول نمیدم و تو میرونی
آره معامله همینه مرد
ساعت7اینجا هم رو میبینیم
باشه رفقا حله
ایول
دوباره برگشتیم رو کار
اینجا حال بهم زنه
باور نمیشه اینا واقعا واسه اینا پول میدن
آره
اینجا من رو میترسونه
استیو باید اینکارو بکنیم؟
حس بدی نسبت به این دارم
یالا کارول
جای نگرانی نیست خب؟
بریم
جیکوب دیر کردی
چی بهت گفتم پسر؟
شانس آوردی این هفته زیاد خطرناک نیست
ولی با خودمون میبریمت تو جاده
باید خودت رو جمع و جور کنی
جیکوب
بیا اینجا مرد بزرگ
حالا میدونی تو موقعیتی نمیذارمت که
خودم حاضر نیستم توش باشم خب؟
تو یکی از مایی الان
یادت نره خب؟
حالا ادامه بده
بیا واسه این عجیب غریب ها یه نمایش اجرا کنیم
خانوما و آقایون
لطفا ورود میزبانتون
به صحنه رو خوشامد بگید
دکتر مرگ مشهور دنیا
خانوما و آقایون
به وحشتناک ترین نمایش دنیا
نمایش دکتر مرگ استثنایی خوش اومدید
من میزبانتون هستم دکتر مرگ
و فقط یه چیزی ازتون میخوام
قبل از اینکه شروع کنیم
آماده ی جیغ زدن هستید؟
هی رفقا
نمیدونی کجا میتونم یکم چیز پیدا کنم نه؟
هی گنده هالووین مبارک
آدمای عجیب غریب تو نمایش عجیب غریب
نگران نباش مرد بهت صدمه نمیزنیم
فقط میخوایم مطمئن بشیم
همه تحمل امشب رو دارن
ولی بنظر از ما زودتر شروع کردی
آروم باش مرد
خب انگار عجیب غریب امسال یکم جرئت دار شده
گوش کن عوضیه بی دندون
اومدیم اینجا خوش بگذرونیم
ولی اگه میخوای اذیتمون کنی
ممکنه برناممون سریع عوضی بشه
جیکوب
جیکوب بیدار شو
اه
ببرش داخل
سریع
عوضی حقش بود
آره
اینطور نیست که رفتیم اونجا بهش صدمه بزنیم
اون اول شروع کرد
درسته دفاع از خود بود
دفاع از خود؟
شوخی میکنی؟
کارول آروم باش. نه گاییدمت استیو
همتون رو گاییدم
کجا میری؟
میرم خونه
برای کسی که فرد بیچاره رو زود میکشه
این علامت رو نگاه بکن
دندون و استخون هات برای من هستن
برای کسی که توی سنگ و گل میخوابه
صدام رو بشنو
بلند شو و اطاعت کن
از در فانی رد بشو
بیا و دوباره حرکت کن
مرکز به کلانتر برم فورد
آره مارسی بگو
سم خانوم هافستت از وقتی رفتی دو بار زنگ زده
دریافت شد دارم میرم پیش خانوم هافستت دوست داشتنی
همونطور که حرف زدیم یه مورد هم هرزگی ندیدم
Not a one.
از شجاعتت ممنونیم؟
کلانتر برم فورد بزرگ و قوی
میدونی چیه مارسی خوشم میاد وقتی حسودی میکنی
...ولی بیا قبول کنیم
سم؟
دیدمت
حالا خودت رو نشون بده
سم میشنوی؟
آره اینجام بگو
خداروشکر میدونی از اینکار متنفرم
متاسفم مارسی همه چیز مرتبه
خب زیاد فکر بد نکن سم
باید الان بیای اینجا
یه داستانی پیش اومده
خب دارم میام
کلانتر برم فورد
خانوم ساپیرستین میخواد درباره یه چیزی باهاتون صحبت کنه
هی کارول مشکل چیه؟
مایکه؟
برو عزیزم
چیزی که بهش گفتی رو بهم بگو
نه یعنی نه واقعا
ببین نمیدونم اینجا چیکار میکنم
نمیدونستم پیش کی برم و پدرم بیرون از شهره
چیزی نیست فقط نفس بکش و بهم بگو چه خبره
چندتامون رفتیم به کارناوال
نمیخواستیم اوضاع دیوونه کننده بشه
فقط داشتن مسخره بازی در میاوردن
کسی صدمه دید؟
آره
اون پسره جیکوب اتکینز
هر سال یه شوخی مسخره سرش درمیارن
و دیشب مایک رو زد و بهش حمله کردم
باید زودتر به یه نفر میگفتم
نمیدونستم چیکار کنم
ترسیده بودم
...و دیشب بابی بهم زنگ زد و
چیزی نیست بابی چی گفت؟
گفت فکرمیکنن کشتنش
خب اولا کسی همچین گزارشی نداد
و بهت اطمینان میدم اول من میفهمم
اگه قتلی توی شهر اتفاق افتاده باشه
درسته
حالا کاری که پسرا کردن از طرف دیگه
خیلی بیش از حد بود
الان با مایک صحبت میکنم
نه نمیتونی بهشون بگی من اینجا بودم
این احمقانه بود باید برم
هی به کسی نمیگم اینجا بودی
حالا برو خونه و استراحت کن
فکرکنم میرم به کارناوال
خب خوش بگذره
No comments yet. Be the first to leave one.